« فهرست دروس
درس اخلاق آیت الله عبدالله جوادی آملی

87/08/16

بسم الله الرحمن الرحیم

وظایف طلاب و دانشجویان/فضائل اهل بیت و اهمیت کرامت انسانی /اخلاق اسلامی

 

موضوع: اخلاق اسلامی/فضائل اهل بیت و اهمیت کرامت انسانی /وظایف طلاب و دانشجویان

 

مقدم شما مهمانان بزرگوار حوزوی و دانشگاهی برادران و خواهران را گرامی می‌دارم. مخصوصاً مهمانانی که در «جامعة المصطفی العالمیه» به سر می‌برند و مهمان جمهوری اسلامی هستند مقدم آن‌ها را ارج می‌نهیم. از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم که همه ما را جزء رهپویان قرآن و عترت قرار بدهد.

از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم همه سالکان علوم الهی را چه از داخل چه از خارج عالم ربانی بکند تا هر کدام در دیار خودشان متفقهانه مراجعه کنند برگردند: ﴿وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ﴾.[1] و در دهه پربرکت کرامت قرار داریم که مربوط به وجود مبارک فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) است. این دهه چون دهه کرامت است و کرامت انسان هم در سایه خلافت اوست و نمونه بارز خلافت هم در اهل بیت است مناسب است که از مقام والای این گونه از خلفای الهی سخن به میان بیاید; اما اینکه انسان مکرم است برابر آیه سوره مبارکه اسراء که فرمود: ﴿لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ﴾[2] اما این اوایل یا اواسط راه است، این چنین نیست که هر کسی بگوید انسان کریم است باید محترم باشد؛ خدای سبحان کرامت انسان را به استناد خلافت او تأمین کرده است؛ یعنی انسان چون «خلیفة الله» است مکرم است و گرنه از گوهر ذات او کرامتی استنباط نمی‌شود. اینکه ﴿أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَى﴾[3] نمی‌تواند کریم باشد؛ اگر کرامتی برای انسان به استناد آیه ﴿وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ﴾ مطرح است این کرامت به استناد خلافت اوست که ﴿إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً﴾.[4] این هم پایان راه نیست، پس انسان مکرم است چون «خلیفة الله» است؛ خلیفه من هو؟ خلیفه آن است که حرف «مستخلف عنه» را بزند، کار «مستخلف عنه» را بکند، دستور «مستخلف عنه» را انجام بدهد. اگر کسی قائم‌مقام یک مدیرکل بود باید برنامه او را انجام بدهد، اگر نائب کسی بود جانشین کسی بود باید کار آن «مستخلف عنه» و «منوب عنه» را انجام بدهد. اگر انسان «خلیفة الله» هست -چه اینکه هست- باید حرف الهی بزند، فکر الهی بکند، دستور الهی را اجرا بکند و دیگر هیچ. اگر حرف خود را زد، کار خود را کرد، به میل خود عمل کرد دیگر «خلیفة الله» نیست؛ وقتی «خلیفة الله» نیست سیر هبوطی شروع می‌شود، کرامت ندارد، وقتی کرامت نداشت می‌شود: ﴿أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ﴾[5] یا می‌شود جزء ﴿شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ﴾.[6] این شش امر به هم دوخته است؛ یعنی کرامت به خلافت دوخته است، خلافت هم آن است که خلیفه کار «مستخلف عنه» را بکند تا عروج کند، نشد حرف خود را زد از خلافت می‌افتد، از خلافت که افتاد از کرامت می‌افتد، از کرامت که افتاد می‌شود ﴿أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ﴾.

«أضل» ما به تعبیر لطیف شیخ فریدالدین عطار در منطق‌الطیر -این از اصطلاحات لطیف و نمکین شیخ عطار است- این فراز و فرود[7] از اوست؛ یا در فرازیم یا در فروز. اگر -إن شاء الله- کرامت بود به خلافت منتهی می‌شود، خلافت بود که حرف او را و کار او را و دستور او را انجام بدهیم باید مستند باشد این می‌شود فراز. اگر -خدای ناکرده- ﴿أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ﴾[8] بود و میل خودمان را عمل کردیم و حرف خودمان را زدیم از آنجا افت می‌کنیم، خلافت را از دست می‌دهیم، از آنجا آفت می‌بینیم، کرامت را از دست می‌دهیم، از آنجا گوشمالی انسان ممکن است -خدای ناکرده- بگوید: ﴿أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ﴾. پس امر در مدار خلافت است و نمونه‌های کامل خلافت هم اهل بیت هستند و سنت و سیرت و سریرت این‌ها هم برای ما اسوه است گرچه به مقام آن‌ها نخواهیم رسید ولی می‌توانیم راهی راه آن‌ها بشویم و نجات پیدا کنیم و به نوبه خود از کرامت برخوردار باشیم.

یک بیان نورانی هم امام اول فرمود هم امام آخر درباره این. وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله علیه) در نهج‌البلاغه دارد، همین بیان نورانی در توقیعات مبارک حضرت حجت (سلام الله علیه) هست، شما وقتی توقیعات حضرت را بررسی می‌کنید این روایت را پیدا می‌کنید نهج‌البلاغه[9] را هم که تورق بکنید این روایت را پیدا می‌کنید. وجود مبارک حضرت امیر به عنوان امام اول ما و وجود مبارک حضرت حجت به عنوان آخرین امام ما فرمودند: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنا»؛ [10] یعنی ما دست‌پرورده خدا هستیم هیچ معلمی نداریم جز خدا.

این نگار من که به مکتب نرفت[11] مخصوص وجود مبارک پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیست، این چهارده نفر همه شان همین هستند؛ این طور نیست که کسی یک مدرسه ای داشته باشد یک مکتب داشته باشد وجود مبارک حضرت امیر آنجا پرورش پیدا کند بعد بگوید «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي»[12] چون احدی زیر آسمان نگفت «سلونی قبل أن تفقدونی» نمی‌تواند هم بگوید. فرمود: «فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْضِ» این حرف همه چهارده نفر هست منتها وجود مبارک حضرت امیر در مقام خلافت بود و این فرمایش را فرمود، وجود مبارک امام جواد این طور است امام رضا این طور است البته یک شدت و ضعفی در مقام ظهور هست؛ ولی همه شان نور واحدند برابر آنچه که در ادعیه هست در زیارات هست در مقام اظهار و اجرا [13] البته برنامه ها فرق میکند ولی همه شان همین نورند. کدام مدرسه است که شاگرد او بگوید «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْضِ » آن راه آسمان را من بهتر از راه زمین بلدم برای اینکه آسمانی هستم و منظور از این آسمان همان آسمانی است که درهای آن به روی کفار باز نمی‌شود که ﴿وَ فِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ﴾.[14] آن آسمان نه این آسمانی که هر روز رفت و آمد می‌شود آن آسمانی که ﴿لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ﴾[15] درهای آن آسمان به روی کفار باز نمی‌شود این دو؛ این آسمان نجومی که هر روز این‌ها یک ترافیک ایجاد کردند ترمینال درست کردند همین کفار! اینکه خدا فرمود درهای آسمان به روی کفار باز نمی‌شود کدام آسمان است؟ این آسمان ریاضی و نجومی است یا آن آسمانی که دعا مستجاب می‌شود؟

از وجود مبارک حضرت امیر سؤال کردند ولی حضرت ارجاع داد به وجود مبارک امام مجتبی که یک کودکی در محضر بود، کسی از راه دور آمده چند تا سوال داشت یکی از اسئله او این بود که بین زمین و آسمان چقدر فاصله است؟ وجود مبارک حضرت امیر ارجاع داد این جواب را به وجود مبارک امام مجتبی (سلام الله علیهما). حضرت فرمود: «مَدُّ الْبَصَرِ وَ دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ»[16] ؛[17] [18] اینکه سؤال می‌کنی بین آسمان و زمین چقدر راه است؟ بین آسمان و زمین مَدُّ الْبَصَرِ وَ دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ. سیدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبایی[19] را خدا غریق رحمت کند این حدیث را در المیزان نقل می‌کند، وجود مبارک امام مجتبی فرمود که اگر منظور آسمان ظاهر است و کیهان‌شناسی است و نجوم و ریاضیات تا آنجا که چشم می‌بیند آسمان است این آسمان علمی و این آسمان طبیعی است؛ اگر آن آسمان غیب را می‌گویی که ﴿وَ فِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ﴾ آن آسمانی را می‌گویید که در آن به روی کفار باز نمی‌شود: ﴿لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ﴾، آن را می‌گویید «دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ»، آه مظلوم به آنجا می‌رسد. به مقداری که آه مظلوم برود آسمان است؛ یعنی آه مظلوم تا آنجا می‌رسد اگر کسی مظلوم بود و آه کشید و خدا را خواست این آه چیزی جلوی او را نمی‌گیرد. فرمود: «مد البصر» اگر آسمان ریاضی بودید و «دعوة المظلوم» اگر آسمان ملکوتی بودید، همه آن‌ها همین طور هستند.

فرمود: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا» ما دست‌پرورده خدا هستیم، البته آن پرورش عمومی که برای پروردگار عالمیان است خدا رب عالمیان است همه را می‌پروراند که سر جای خود محفوظ است؛ اما پرورش‌های علمی و تعلیم و تربیت و تزکیه و تهذیب نفوس ما را او پروراند و دیگران را هم ما می‌پرورانیم: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبَّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنا». شما شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید[20] را می‌بینید تعبیر خیلی تندی دارد می‌گوید «نحن عبید الله و الناس عبید لنا» او با اینکه به حسب ظاهر شیعه نیست غرض آن است که اگر کسی بخواهد ساخته بشود باید در این دستگاه ساخته بشود، این هم یک مطلب.

مطلب دیگر اینکه این جمع جمع دانشجویی و طلبگی است. یک عده یک استعداد متوسطی دارند و هیچ کس نباید بگوید که مثلاً فلان شخص استعداد او قوی است فلان شخص استعداد او کم است، آن که استعداد او قوی است او جزء اعلی علیین بهشت است؛ این طور نیست. این الْغِنَى وَ الْفَقْرُ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّهِ [21] چه کسی برنده است چه کسی جلو می‌رود چه کسی در قیامت درجه او بالاتر است؟ در دنیا معلوم نمی‌شود ممکن است در دنیا کسی در حوزه یا دانشگاه نامی داشته باشد عنوانی داشته باشد استاد باشد ولی در قیامت راه او مشکل داشته باشد این معیار نیست. این بیان نورانی حضرت امیر (سلام الله علیه) است که در آخر نهج‌البلاغه است: «الْغِنَى وَ الْفَقْرُ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّهِ»[22] ممکن است یک معلم ساده‌ای که در روستا تلاش می‌کند یا یک روحانی ساده‌ای که هجرت کرده در این سفیران هدایت بود در روستا احکام الهی را مطرح می‌کند چون آن مشکلات را تحمل کرده ساده‌زیست بود برای رضای خدا بود در قیامت از خیلی‌ها جلو بیفتد. پس اگر کسی استعداد او قوی بود و دیگری استعداد او ضعیف بود این معیار درجات قیامت نیست و بحث ما هم در آن زمینه نیست، بحث در توزیع مسئولیت‌های دنیاست. اگر کسی استعداد راقی داشت و قدرت بدنی مناسبی هم داشت خود را ارزان نفروشد؛ البته زندگی لازم هست، اتومبیل لازم است، فرش خوب لازم است، این‌ها هر کدام زرق و برق دارند؛ ولی هیچ کدام از این‌ها نمی‌ارزد که آدم عمر بدهد این‌ها را بگیرد.

الآن باید تصمیم گرفت؛ یعنی فصل تصمیم گیری هم طلبه های جوان و هم دانشجویان جوان است. یک عده محقق و یک عده علما یک عده حکما یک عده عرفا، یک عده فقها، یک عده اساتید دانشگاه این‌ها وجودشان پربرکت و لازم است؛ یک محقق مؤلف کتاب‌نویس، نوآور آن با این مدرک‌گرایی و دنبال ماشین و مال بودن جمع نمی‌شود، این حواسمان جمع باشد؛ چه حوزه چه دانشگاه. و اگر کسی خواست ارزیابی کند حیف است که آدم عمر بدهد و ماشین بگیرد چون بعد باید این آهن را بگذارد برود، یک مقدار سختی کوتاه مدت لازم است بعد آن شیرینی علم همه این تلخی‌ها را جبران می‌کند. این بزرگان اهل معرفت گفتند یاقوت را می‌شود با وقت خرید اما وقت را نمی‌شود با یاقوت خرید؛ یعنی آدم می‌تواند وقت صرف بکند یاقوت گیر او بیاید اما اگر یاقوت دست او است یاقوت را بده بخواهند به او وقت بدهند یک لحظه به او مهلت بدهند، نیست: ﴿إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ﴾.[23] [24] عصر هم آماده است، عصر هم زمینه است؛ مرحوم ملا محمد محسن فیض کاشانی او حکیم بود عارف بود مفسر بود فقیه بود، محدث بود به هر حال همین مشکلات را او هم داشت همه این‌ها را پشت پا زد و شد کسی که بعد از چهار قرن با جلال و شکوه از او تجلیل می‌کنند. ما می‌توانیم چندین قرن زندگی کنیم، حیف است که هفتاد سال هشتاد سال زندگی کنیم یک آخوند عادی شدیم یک دانشگاهی عادی شدیم حداکثر همان هشتاد سال زنده‌ایم؛ اما اگر یک محقق شدیم می‌بینید الآن بعد از چهارصد سال این‌ها زنده‌اند. شما می‌بینید طلبه‌ها وقتی که در حوزه از شهید نام می‌برند روزی ده هزار نفر حداقل می‌گویند «قال الشهید رحمه الله، قال العلامه رحمه الله، قال المفید رحمه الله» این عظمت نیست؟ الآن هزار سال از عمر مفید این‌ها می‌گذرد روزانه هزارها نفر می‌گویند مفید رحمه الله چنین گفت، شیخ طوسی چنین گفت، کلینی چنین گفت. آدم وقتی می‌تواند هزار سال عمر بکند چرا هفتاد هشتاد سال زندگی کند؟ هر سریالی را آدم نگاه بکند هر روزنامه‌ای را بخواند هر طنزی را گوش بدهد این هم اتلاف است. افکار ما قلوب ما ظرفیت برای یک چیز خاص دارد برای این‌ها نیست؛ مثلاً این معده برای اینکه رشد بکند نمو بکند فربه بشود، شما با پفک نمکی هم می‌توانید پر کنید اما این دیگر رشد نمی‌کند؛ با این قصه و داستان و طنز و سریال و این بخوان و آن بخوان این ذهن پر می‌شود؛ اما دیگر یک آدم عالم نمی‌شود. از الآن باید تصمیم بگیرید که چه می‌خواهید بشوید عمر را می‌خواهید بدهید چه چیزی می‌خواهید بگیرید و اگر تصمیم گرفتید راه مشخص است.

 

این خاندان فرمودند ما آماده ایم شما را تربیت کنیم این مدرسه باز است: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبَّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا». ما آماده ایم برای اینکه کارخانه انسان سازی داریم تربیت میکنیم تعلیم داریم تزکیه داریم، تهذیب داریم، تربیت شما را میکنیم بیایید این میشود دهه کرامت وگرنه توزیع شکلات و شیرینی و اینها مایه کرامت کسی نمی شود؛ البته یک ثواب جزیی دارد؛ اما آن که ثواب کار است اساس کار است همان درک معارف اینهاست اعتقاد به ولایت اینهاست پیروی دستورات اینهاست و مانند آن. این راه باز است وقتی این راه باز است چرا مغبون بشوید؟ یکی از نام‌های قیامت این است، آن «یوم تغابن» است، «تغابن» یعنی روز ظهور غبن: ﴿وَيَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذَلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ﴾؛[25] یعنی روزی که معلوم می‌شود آدم چقدر مغبون شد چه چیزی داد و چه چیزی گرفت، آدم عمری زحمت بکشد برای دیگران عملگی کند. بزرگان اهل حکمت می‌گویند کسانی که به فکر ساخت و سازند به فکر آن هستند که یک چیزهای خوبی تهیه کنند زمین را آباد کنند خانه خوب بسازند، برج خوب بسازند، با دست خالی بروند این‌ها زندگی گیاهی دارند این‌ها مثل درخت هستند. حکما می‌گویند[26] درخت هرگز -به نحو سالبه کلیه هیچ درختی در هیچ زمان و زمینی ترقی نمی‌کند- چرا؟ برای اینکه بالا آمده ولو چنار شد بالا آمده چندین متر بالا آمده ولی این فروعات اوست اصل او که ریشه او و دهن او و سر اوست که در لجن است مگر درخت ترقی می‌کند؟ این دم آن است که بالا آمده این اصطلاح بالانس زده، به یک عده گیاهی زندگی می‌کنند یعنی تمام تلاششان این است که خانه چند طبقه بسازند و بعد هیچ؛ آنچه را که ساخت زمین را آباد کرد بله این زمین آباد شد چه کار به انسان دارد؟ در سوره مبارکه کهف فرمود: ﴿إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا﴾[27] نه «لكم»، در سوره مبارکه حجرات فرمود: ﴿حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ﴾[28] آن که زینه الإنسان است معرفت و ایمان است آن که زینه الارض است باغ و راغ است، اگر کسی خواست گیاهی زندگی کند راه او آن است خواست انسانی زندگی کند راه آن این است. فرمود ما آماده ایم «فَإِنَّا صَنَائِعُ ربنا» اینکه هم امام اول فرمود هم امام آخر یعنی حرف همه ائمه علیهم السلام این است؛ دهه کرامت باید این‌ها باشد.

یک بیان نورانی از حضرت امیر (سلام الله علیه) است که فرمود: «لاَ تَجْتَمِعُ عَزِیمَهٌ وَ وَلِیمَهٌ »[29] یعنی کسی که سورچرا باشد، اینجا مهمانی آنجا مهمانی اینجا دعوت آنجا دعوت اینجا خوردن آنجا خوردن او اهل ولیمه است، او اهل عزیمت نیست صاحب عزم نیست. اینکه لقمان به فرزند خود فرمود: ﴿إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ﴾؛[30] یعنی باید تصمیم بگیرید یعنی «مما یجب أن یعزم علیها، مما ینبغی أن یعزم علیها» جای عزم است، جای تصمیم است اینجا باید تصمیم بگیرید. وجود مبارک حضرت امیر فرمود کسی که به این فکر است که کجا شام بخورد کجا نهار بخورد، چه کسی دعوت کرده چه کسی ولیمه می‌دهد چه کسی از مکه می‌آید چه کسی سور می‌دهد این به جایی می‌رسد نه آخوند خوب می‌شود نه دانشگاهی خوب می‌شود: « اَ تَجْتَمِعُ عَزِیمَهٌ وَ وَلِیمَهٌ ». اگر کسی اهل عزم شد اهل اراده و تصمیم شد دیگر سورچر نیست هم آدم در جامعه زندگی می‌کند همه را هم احترام می‌کند، احترام همه را هم محفوظ می‌دارد ولی بیش از همه و پیش از همه وقت خود را غنیمت می‌داند، هر حرفی را نمی‌زند، هر جایی نمی‌رود هر دیداری را امضا نمی‌کند هر و هر؛ اینکه نشد. به هر حال آدم باید برنامه‌ای داشته باشد مقداری که می‌خواهد خستگی خود را رفع بکند اگر جوان است ورزش می‌کند و اگر قدم می‌خواهد بزند با دوستان خود محفل انس داشته باشد خستگی خود را با آن رفع می‌کند. این می‌شود دهه کرامت که وجود مبارک امیر هم فرمود، وجود مبارک ولی عصر (ارواحنا فداه) هم فرمود که «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبَّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا». من امیدوارم همه مخصوصاً مهمانانی که وارد جمهوری اسلامی ایران شدند در «جامعة المصطفی» تلاش و کوشش می‌کنند این‌ها طوری باشند که وقتی ﴿لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ﴾ شدند با سیره پاک، با سریره پاک، با سنت پاک با منطق رسا خوب حرف بزنند حرف خوب بزنند که -إن شاء الله- جهان کنونی را که تشنه این معارف است، آباد و احیا کنند. من مجدداً مقدم همه شما را گرامی می‌دارم و از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنم به همه شما خیر دنیا و آخرت عطا کند!

پروردگارا امر فرج ولی خود را تسریع بفرما!

نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزه‌های فقهی، فرهنگی، دانشگاهی همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!

دولت ما، ملت ما، مملکت ما، تمامیت ارضی ما، جوان‌ها و نوجوان‌های ما و این عزیزان را در سایه ولی خود حمایت بفرما!

زائران اعتاب مقدسه مخصوصاً ورزشکارانی که رکاب‌زنان عازم عتبات مقدسه هستند -إن شاء الله- با زیارت مقبول در کمال سلامت بروند و برگردند!

مشکلات دولت و ملت را مخصوصاً در بخش مسکن و ازدواج و تورم به بهترین وجه برطرف بفرما!

مرضای مسلمان‌ها بالأخص منظورین شفا مرحمت بفرما!

ارواح مؤمنان احیاء و امواتشان، علمای گذشته، مرحوم فیض، اساتید ما، معلمان ما، هر کس کتاب علمی نوشته و ما از او استفاده می‌کنیم، امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ، همه را در سایه رحمتت با انبیا محشور بفرما!

امنیت مناطق مسلمان‌نشین مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و سوریه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!

خطرات بیگانگان مخصوصاً استکبار و صهیونیست را به خود آن‌ها برگردان!

این کشور ولی عصر را تا ظهور آن حضرت از هر گزندی محافظت بفرما!

غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

 


[7] دیوان اشعار عطار غزل 337«ز سرگشنگی زیر چوگان چرخ    چو گویی ندانی فراز از فرود».
[11] حکیم سنایی دیوان اشعار قصیده 91 «نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت     به عمزه مسئله آموز صد مدرس شد».
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo