87/08/09
بسم الله الرحمن الرحیم
درس محبت و ولایت/ارزش شهادت و اربعین /اخلاق اسلامی
موضوع: اخلاق اسلامی/ارزش شهادت و اربعین /درس محبت و ولایت
مقدم شما برادران و خواهران حوزوی و دانشگاهی و سپاهی و بسیجی را گرامی میداریم، بزرگوارانی که اسامی شریفشان را اعلام کردند -إن شاء الله- با زیارت مقبول از کنار مضجع ملکوتی کریمه اهل بیت (عليها آلاف التحية و الثناء) به مقاصدشان خواهند رسید. این ایام مناسبتهای فراوانی را به همراه دارد؛ اول ذیقعده، سالروز میلاد فاطمه معصومه (سلام الله علیها) است، یازدهم ذیقعده سالروز میلاد وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) است، این دهه به عنوان دهه کرامت است که متعلق است به سالروز میلاد این برادر و خواهر و هفته حج هم هست و آغاز اربعین کلیمی هم هست که آن را باید بیشتر بحث کنیم و از طرفی هم در آستانه روز مبارزه با استکبار جهانی هستیم؛ روزی که مربوط به دانشآموزان عزیز، دانشجویان عزیز و تبعید امام راحل (رضوان الله علیه) در همین آبان اتفاق افتاده که این بحث مخصوص خود را دارد و سالگرد شهادت آن دانشآموز عزیز حسین فهمیده است که بسیاری از عزیزان را به همراه خود برای صیانت از کاروانهای اسلامی حرکت داده است.
اما مطلب اول، ذیقعده؛ این چهل روز که اربعین کلیمی معروف است فرصت مناسبی است برای تهذیب نفس و خودسازی و چلهگیری و مانند آن. چلهگیری معنایش این نیست که انسان از جامعه جدا بشود، دست از کسب و کار و تحصیل بکشد و منزوی بشود و به خیال اربعین به جایی برسد؛ چلهگیری آن است که انسان چهل روز مواظب قلب و مجاری ادراکی و تحریکی خود باشد، نه برخلاف رضای حق چیزی بیندیشد و نه برخلاف رضای حق انگیزهای داشته باشد. اگر بتواند این دو بخش اندیشه و انگیزه خود را در ظرف چهل روز رام بکند، بسیاری از مسائل برای او حل میشود؛ چون دین چند تا راه به ما برای عالم شدن نشان داده است: یک راه آسان معروف حوزه و دانشگاه است که کسی درس میخواند سی سال، چهل سال کمتر و بیشتر به مقام علمی میرسد؛ این یک راه سختی نیست به دلیل اینکه صدها نفر آمدند و هزارها نفر به دانشگاه میروند، به هر حال در رشته خودشان زحمت میکشند؛ یعنی آدم چهل سال زحمت بکشد یک فقیه کامل بشود یا چند سال زحمت بکشد یک استاد خوبی در دانشگاه بشود، این در عین حال که خوب است سخت نیست. این راهی است که از بیرون آدم علم یاد میگیرد.
یک راه درونی هم داریم که این را دین به ما آموخت؛ اینها جزء رهاورد انبیاست و جمع اینها را شاید، اینها «مانعة الخلو» هستند، نه «مانعة الجمع». راه درونی این است که انسان نه بیراهه برود نه راه کسی را ببندد، نه دین خریانی کند و نه دینفروشی؛ آدم عاقل اهل کسب نیست، به دنبال نخود سیاه هم نمیرود، او خودش میداند دارد چه کار میکند، چه حرفی میزند. ﴿وَإِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً﴾[1] این را در سوره مبارکه انفال فرمود؛ فرمود اگر شما با تقوا باشید خیلی از مطالب است که از درون شما میجوشد. این همه علمایی که حرف جدید آوردند، اینها که از دیگری یاد نگرفتد؛ اگر تمام درس و بحثها و علوم استفاده از استاد و کتاب باشد که دیگر علم ترقی نمیکند؛ بخشی را انسان از اساتید و کتابها استفاده میکند، بخشی را هم از درون میجوشد؛ این جوشش علم از درون بر اساس ﴿إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً﴾ است، بر اساس ﴿اتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ﴾ است؛ آنچه در سوره مبارکه بقره[2] است ﴿اتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ﴾ که به صورت شرط و جزا نیست؛ اما آن که در سوره مبارکه انفال است خیلی پر محتواست: ﴿إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً﴾. آدم فارق بین حق و باطل باشد، صدق و کذب باشد، خیر و شر باشد، سعادت و شقاوت باشد، حسن و قبیح باشد؛ این عالیترین کمال اوست؛ فرمود این در مدرسه تقوا به دست میآید نه در حوزه گیرتان میآید نه در دانشگاه؛ اگر اهل تقوا بودید چه در حوزه چه در دانشگاه این نصیبتان میشود: ﴿إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً﴾، در هر زمانی در هر زمینی این راه را برای ما باز کردند.
اما از اول ذیقعده تا دهم ذیحجه که اربعین موسای کلیم است، این یک فصل مناسبی است، بهار این کار است؛ این اربعینگیری، چلهنشینی همین است. وجود مبارک موسای کلیم چهل شبانه روز مهمان خدا بود؛ فرمود: ﴿وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً﴾؛[3] به او وعده دیدار و ملاقات خصوصی دادیم، به دیدار ما آمد، اول سی شب بود بعد ده شب اضافه کردیم، راه باز بود، جمعاً شده چهل شب. این چهل شبانه روز مهمان بود ولی فرمود چهل شب مهمان ما بود؛ چون برکاتی که در شب نصیب انسان میشود در روز نمیشود، روز مشغول کار و گفتن و خریدن و فروختن است. در قرآن کریم فرمود شب را دریابید: ﴿إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا﴾[4] ؛ درس است، بحث است، گفتن است، شنیدن است، دیدار است، مصاحبه است، مناظره است، با یک کثرت همراه است; اما ﴿إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا﴾ [5] ؛ شب نشئهای دارد، شب حسابی دارد، کتابی دارد، شب کجا روز کجا! فرمود روز کار فراوانی دارید، میگویید، میشنوید، میخوانید، میخورید؛ این کارهای روزتان است. به وجود مبارک پیامبر (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) فرمود روز کارهای فراوان دارید، شب را دریاب! ﴿إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا﴾؛ اما ﴿إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا﴾، هر کس به جایی رسید از شب زندهداری به جایی رسید.
به وجود مبارک موسای کلیم فرمود تو سی شب مهمان بودی، ده شب هم اضافه میکنیم: ﴿وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً﴾؛ با اینکه شب و روز بود نفرمود «يوماً»، نفرمود «ليلاً و يوماً»؛ فرمود سی شب، آن روزش هم شب بود، شبش هم شب بود؛ برای اینکه بیگانه که راه نداشت. ﴿وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً﴾؛ باز چهل شب شد، نه چهل روز، نه چهل شب و روز، شب را گفت دریابید. این اربعین است که آدم در متن جامعه باید باشد، در متن زندگی باشد، در متن خدمتگزاری به مردم باشد، اما کاسب نباشد، بیگانه در راهش نباشد؛ جز رضای حق چیزی را نداشته باشد. این اربعینگیری است؛ از اول ذیقعده تا دهم ذیحجه این دوره چهل شبانهروزی بلکه چهل شبانه وجود مبارک موسای کلیم بود، این میشود اربعین؛ در طول سال آدم میتواند چله بگیرد ولی بهارش این چهل شب است؛ یعنی از اول ذیقعده تا دهم ذیحجه آدم مواظب دهنش باشد که غذای بد وارد نشود، مواظب زبانش باشد حرف بد نزند، مواظب گوشش باشد حرف بد نشنود، مواظب چشمش باشد نگاه بد نکند و سایر کارها؛ این قدر کارهای حلال هست که آدم فرصت نمیکند به سراغ کار حرام برود. فرمود داعیهای ندارد که آدم به کار خلاف برود؛ مثل اینکه این قدر غذای حلال است که آدم فرصت نمیکند به سراغ غذای حرام برود.
این کار اساسی که همه ما -انشاءالله- باید انجام بدهیم؛ مخصوصاً آنها که کارهای علمی در حوزه و دانشگاه دارند و عزیزانی که در فضای سپاه و بسیج و اینها کار میکنند که اساس کار ما، سرمایه ما این است و دنیای ما در همین تأمین میشود، آخرت ما در همین تأمین میشود؛ برای اینکه خدای سبحان جایی را بدون چشمه نگذاشت. الآن میبینید این استخرهایی که درست میکنند این استخر یک جدولهای متعدد دارد که از نهر و بحر آب میگیرد اما دیگر از درون استخر به عنوان چشمه آب نمیجوشد؛ لکن ذات اقدس الهی فرمود این قلب استخری است که از مجاری چشم و گوش به بیرون راه دارد، آدم مطالعه میکند، حرف استاد را میشنود، از این راه ها علوم را در قلب میریزد؛ یک منبع جوشان هم آن درون است که چشمهوار میجوشاند، این استخر همیشه پر است. اگر استخری زیرش چشمه باشد راه بیرونی هم داشته باشد این همیشه آب دارد دیگر تشنه نیست، این میشود کوثر. اگر کسی به دنبال تکاثر برود هم دنیایش را باخته هم آخرتش را باخته، به دنبال کوثر برود هم دنیا دارد هم آخرت دارد.
اما آنچه مربوط به عزیزان سپاهی و بسیجی و دانشجویان و دانشآموزان و روز مبارزه با استکبار جهانی است این است که خونهای پاکی که در این راه ریخته شد، خون این عزیزان چه دانشآموزان چه دانشجویان، بعد نظیر شهید حسین فهمیده و مانند آن این نهال را بارور کرده است و آن این است که یک وقت انسان برای نفت و گاز کشته میشود این به اندازه نفت و گاز میارزد، یک وقت برای ایران جان میدهد این به اندازه ایران میارزد؛ یک وقت نه، برای دین خدا و قرآن و عترت، این به ابد میارزد. وجود مبارک پیامبر (عليه و على آلاف التحية و الثناء) که حبیب خداست به ما درس محبت داد، راه محبت را به ما یاد میدهد؛ بعضیها هستند که راه کفر یاد میدهند، زاهدانه با مردم رفتار میکنند، از جهنم میترسانند، از عذاب خدا میترسانند؛ این حق است اما آن راه نهایی نیست، راه نهایی راه محبت است. انسانی که راه محبت را طی کرد از جهنم محفوظ میماند، یک؛ از ﴿جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ﴾[6] [7] [8] [9] [10] برخوردار است، دو؛ ﴿فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ﴾[11] هم نصیب اوست، سه! ولی اگر کسی «خَوْفاً مِنَ النَّارِ» اطاعت کرده یا «شوقاً إِلَى الْجَنَّةِ»[12] اطاعت کرده، همین مقدار نصیب او میشود.
وجود مبارک پیامبر چون حبیب خداست درس محبت میدهد؛ درس محبت او را به مناسبتهای این ایام عرض میکنیم؛ کسانی که مدینه مشرف شدند شاید خیلی از شما از نزدیک رفتید و دیدید؛ مستحضرید که مدینه در شیاری قرار گرفته در اطرافش تقریباً کوههای نیمهمرتفع هست؛ آن کوه مرتفعی که در مکه هست نظیر جبل ثور، جبل حرا، جبل رحمه و مانند آن، آن کوههای بلند در مدینه نیست؛ اما به هر حال کوههای نسبی در مدینه هست. در دامنه کوه احد آنجا عده زیادی از بزرگان اصحاب شربت شهادت نوشیدند، حمزه سیدالشهداء شربت شهادت نوشید؛ این را مالک در موطأ نقل میکند، این کتاب از کتابهای قبل از هزار سال است، از آن به بعد هم بسیاری از بزرگان همین حدیث شریف را نقل کردند و آن حدیث این است: وجود مبارک پیامبر (عليه و علی آله آلاف التحية و الثناء) وقتی سرزمین این کوه احد و دامنه احد را میدید میفرمود: «هَذَا جَبَلٌ يُحِبُّنَا وَنُحِبُّهُ»؛[13] [14] این کوه دوست ماست ما هم به او علاقهمندیم؛ یکی از دوستان ما این کوه است و یکی از دوستان این کوه هم ما هستیم؛ «هَذَا جَبَلٌ يُحِبُّنَا وَنُحِبُّهُ»، این را شما درباره سایر کوههای اطراف مدینه ندارید یا کوههای مکه ندارید؛ اینجا مهد شهادت است. حالا اگر کسی بگوید من سرزمین شلمچه را دوست دارم این دوست ماست؛ یعنی شهادت و فداکاری و نثار و ایثار محبوب ماست؛ ما شهادت را از منظر محبت میبینیم نه برای اینکه جهنم نرویم؛ این یک مکتب دیگر است، این یک چیز دیگر است.
از همین بیانات نورانی رسول گرامی (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) وجود مبارک حضرت امیر آن بیانات نورانی را دارند که عدهای «خَوْفاً مِنَ النَّارِ» خدا را عبادت میکنند، عدهای «شوقاً إِلَى الْجَنَّةِ»[15] عبادت میکنند، عدهای «حُبًّا لِلَّهِ» عبادت میکنند، ما از این قبیل سوم هستیم.
حالا اگر کسی بگوید یکی از دوستان ما شلمچه هست این یعنی چه؟ یعنی این سرزمینی که بوی شهادت میدهد محبوب ماست نه اینکه ما رفتیم شهید بشویم که مثلاً نفت و گازمان محفوظ باشد؛ آنها جزء برکات ماست؛ مثلاً کسی که درخت سیب و گلابی میکارد برای میوه آن است، البته سایه هم دارد، این درخت گلابی نمیکارد که سایه اش خنک است، این سایه یک امر فرعی درخت است، عمده آن میوه درخت است. شلمچه برای آن است که به انسان درس محبت الهی میدهد؛ آن وقت در سایه محبت الهی استقلال ما، امنیت ما، عظمت ما، جلال ما، جمال ما، شکوه ما، نفت ما، گاز ما، همه چیز محفوظ است. اینها سایه شهادت محبانه است؛ «وَلِكُلِّ امْرِئٍ مَانوی»[16] در چه راهی شربت شهادت مینوشد هدف او چه باشد منظور او چه باشد؟ فرمود این منطقه دوست ماست: «هَذَا جَبَلٌ يُحِبُّنَا وَنُحِبُّهُ».
این بیان نورانی وجود مبارک رسول گرامی (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) باعث شد وقتی وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله علیه) از جنگ صفین برمیگشت، نرسیده به کوفه به یک سرزمینی رسید، پیاده شد، آن خاکها را گرفت بو کرد، دو رکعت نماز خواند، بعد با دستش اشاره کرد، فرمود: «هاهنا هاهنا»، همین جاست همین جاست. عرض کردند یا امیرالمؤمنین چه اینجاست؟ این همه راه را ما از صفین آمدیم که عازم کوفه هستیم، اینجا پیاده شدید، دو رکعت نماز خواندید، خاک را گرفتید بو کردید با دستتان اشاره میکنید میفرمایید همین جاست همین جاست چیست؟ فرمود نمیدانید حسین من همین جا شهید میشود، «مصارع عشاق»؛ تعبیر به عاشق کرد؛[17] فرمود «هاهنا» اینجا قربانگاه عاشقان است، شما نمیدانید اینجا چه خبر است، فرمود همین جاست. دوم محرم هم که سالار شهیدان وارد شد همین که اسم کربلا را شنید فرمود هاهنا هاهنا همین جاست؛ این مکتب میماند. [18] کسی نگفته به این جوان حسین فهمیده خودت را ببند و آنها را منفجر کن، او «شوقاً إِلَى الْجَنَّةِ» این کار را کرد.
در جنگ جهانی اول هر چه خواستند گرفتند، در جنگ جهانی دوم هر چه خواستند گرفتند، در کودتای ننگین ۲۸ مرداد هر چه خواستند گرفتند؛ گفتند نفت را بدهید به آمریکا گفتیم چشم، گفتند گاز را بدهید به شوروی گفتیم چشم، گفتند ژاندارم منطقه بشوید گفتیم چشم؛ همه را گفتیم چشم، ما هم ایرانی بودیم؛ اما وقتی مرجعیت شد و روحانیت شد و دین شد و حرف از حسینیه و مسجد درآمد و روحانیت اقدام کرد و شربت شهادت نوشیده شد؛ الآن یک سر و گردن در کل خاورمیانه بلکه جهان اسلام ایران سرش بلند است، این را این خونها آورد.
بنابراین این مکتب، این دین دینی است که انسان را حبیب خدا میکند و اگر حبیب خدا کرد برای همیشه عزیز خداست. بنابراین این ایام که مربوط به دانشجویان عزیز است، دانشآموزان عزیز است، روز مبارزه با استکبار است این خطوط اصلی فراموش نشود؛ بقیه هم شعار ماست؛ کشور ما، نفت ما، گاز ما، اقتصاد ما، همه اینها سایه دین است. این شجره طیبه و شجره طوبی که شجره قرآن و عترت هست این اصل است؛ آن وقت این درخت میوههای فراوانی دارد، سایههای فراوانی دارد، در سایهاش هم خیلیها متنعم میشویم. فرمود: «هَذَا جَبَلٌ يُحِبُّنَا وَنُحِبُّهُ»، این منطقه دوست ماست؛ شما حالا بگردید ببینید که در سایر کوههای اطراف مدینه وجود مبارک حضرت چنین حرفی زده اینکه نگفته؛ بنابراین شلمچه دوست ماست، فلان منطقه دوست ماست، خرمشهر دوست ماست، همه جایی که شهدا آرمیده اند کربلای چهار، کربلای پنج و والفجر، همه اینها دوستان ما هستند؛ یعنی منطق ما این است، مکتب ما این است.
من مجدداً مقدم شما برادران و خواهران بزرگوار را گرامی میدارم مخصوصاً این ایام که مصادف با گرامیداشت روز دانشآموزان و دانشجویان است این را هم ارج مینهیم و از سایر عزیزانی که در این محفل حضور پیدا کردند حقشناسی میکنیم.
پروردگارا امر فرج ولیات را تسریع بفرما!
نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزههای فقهی، فرهنگی و دانشگاهی همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
دولت ما، ملت ما، مملکت ما، تمامیت ارضی ما، جوانها و نوجوانهای ما و این عزیزان را در سایه امام زمان حمایت بفرما!
ارواح مؤمنان مخصوصاً امام راحل و شهدای انقلاب و جنگ را در سایه رحمت بیکرانت با انبیا محشور بفرما!
مشکلات دولت و ملت مخصوصاً در بخش مسکن و اقتصاد و ازدواج جوانها را در سایه لطف ولیات برطرف بفرما!
مرضای مسلمانها بالأخص منظورین را در سایه عنایت امام زمان درمان بفرما!
علم با عمل به همه ما مرحمت بفرما!
امنیت مناطق مسلماننشین مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و سوریه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
عواقب امور همه را در سایه لطف ولیات به خیر ختم بفرما!
مراجع ماضین، پدران ما، مادران ما، ذویحقوق ما، معلمان ما همه را مشمول رحمت خاصهات قرار بده!
پایان امور همه را به خیر ختم بفرما!
غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.