« فهرست دروس
درس اخلاق آیت الله عبدالله جوادی آملی

87/08/02

بسم الله الرحمن الرحیم

 تقسیم کار در حوزه علمیه/برکات وجودی امام صادق (علیه السلام) و اهمیت شناخت امام /اخلاق اسلامی

 

موضوع: اخلاق اسلامی/برکات وجودی امام صادق (علیه السلام) و اهمیت شناخت امام / تقسیم کار در حوزه علمیه

 

مقدم شما مهمانان بزرگوار حوزوی و دانشگاهی برادران و خواهران گرامی را ارج می‌نهیم؛ بزرگانی که اسامی شریفشان مطرح شده است -إن شاء الله- مقدم آن‌ها پربرکت باشد با زیارت مقبول از کنار بارگاه ملکوتی کریمه اهل بیت (سلام الله علیها) مراجعت کنید.

 

در آستانه شهادت رئیس مذهبمان وجود مبارک امام صادق (علیه و على آبائه الاطيبين و ابنائه الانجبين) قرار داریم مناسب است که از رهنمودهای آن ذات مقدس همه ما بهره ببریم.

 

آنچه از فرمایشات خود امام صادق (سلام الله علیه) برمی‌آید این است که همه رهبران الهی، انبیای عظام جریان انسان کامل را به عنوان یک اصل ضروری مطرح کرده‌اند. بعضی از امور است که جزء خطوط کلی دین است خواه اعتقادی خواه اخلاقی خواه فقهی و حقوقی؛ برخی از امور است که جزء فروع جزئی و شریعت و منهاج است که در عصرها و نسل‌ها عوض می‌شود؛ مثلاً ما چند رکعت نماز می‌خواهیم بخوانیم قبلاً امت‌های دیگر چند رکعت نماز می‌خواندند این‌ها ممکن است عوض بشود ولی اصل عبادت اصل بندگی شدنی نیست؛ ما چند روز باید روزه بگیریم آن‌ها چند روز روزه می‌گرفتند این‌ها یک امور جزئی است که قابل تغییر است ولی اصل اینکه انسان در پیشگاه ذات اقدس الهی باید خاضع و مطیع باشد حرفی در آن نیست. اصل اینکه دنیا برای ما یک خطر هست باید از این آزمون برهیم این جزء اصول کلی اخلاق است در مسائل تهذیب نفس سهم تعیین‌کننده دارد؛ اما چطور؟ و نحوه اش چیست؟ این ممکن است در شرایع و مناهج فرق بکند؛ این چند مطلب را قرآن و روایات به ما آموختند.

 

مطلب اول اینکه انسان چون یک فطرت مشترکی دارد و تغییرناپذیر است این فطرت مشترک در هر عصر و مصری یکی است، دینی که برای پرورش و شکوفایی این فطرت هست باید واحد باشد؛ مبدأ قابل، برنامه واحد دارد؛ اگر درباره فطرت انسان‌ها فرمود: ﴿فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ﴾[1] ؛ یعنی هر انسان با فطرت توحیدی خلق می‌شود گذشته و حال او یکسان است به صورت نفی جنس فرمود: ﴿وَ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ﴾ برای این فطرت واحد فرمود: ﴿إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ﴾[2] ; اسلام یعنی تسلیم شدن و خضوع کردن. اگر فطرت همه انسان‌ها یکی است برنامه کلی آن‌ها هم یکی است، این یکی برای هدایت آن یکی؛ اما چون مردم هر عصری با شرایط و فرهنگ و عادات و آداب و رسوم خاص زندگی می‌کنند آن را فرمود: ﴿لِكُلِّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهَاجاً﴾[3] .

 

پس این چهار مطلب شد:

مطلب اول فطرت ثابت است، دوم خطوط کلی دین ثابت است، مطلب سوم آن است که بخش‌های مربوط به هر عصر و مصری متغیر است در برابر این متغیر هم متغیرات است که ﴿لِكُلِّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهَاجاً﴾، روش‌های مخصوص منهاج‌های مخصوص آن‌ها جداست. خطر هم برای همه یکی است؛ یعنی دنیازدگی، گرفتار زرق و برق شدن، باقی را به جای فانی و فانی را به جای باقی انگاشتن این یک خطر مشترک است؛ پرهیز از این خطر و سمت هم مشترک است؛ لذا در سوره مبارکه اعلی فرمود: ﴿بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى * إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى﴾[4] یعنی چه باقی است چه فانی است، به دنبال چه برویم فریب چه چیزی را نخوریم این حرفی است که انبیا گفتند، حضرت ابراهیم گفت، حضرت موسی گفت، حضرت عیسی گفت و در قرآن کریم آمده؛ برای اینکه وقتی خطر یکی باشد راه حل آن هم یکی است ﴿إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى﴾، این‌ها مقدمه بحث.

 

یک بیان نورانی امام صادق (سلام الله علیه) دارد درباره امام‌شناسی، وظیفه ما با امام، رابطه جامعه با امام و مانند آن؛ این بیان را مرحوم کلینی (رضوان الله علیه) نقل کرد سایر بزرگان هم نقل کردند بعد در پایانش وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) فرمود: این مطلب در کتاب انبیای قبلی آمده؛ یعنی همان طوری که خداوند در پایان سوره اعلی فرمود: ﴿إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى﴾، وجود مبارک امام صادق هم می‌فرماید: ﴿إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى﴾.[5] [6] آن مطلبی که وجود مبارک امام صادق می‌فرماید در کتاب‌های آسمانی انبیای گذشته آمده مسئله امام‌شناسی و رابطه با امام است، اصل قصه این است. آن قصه این است که مرحوم کلینی نقل کرد که وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) رشته‌های تخصصی را جدا کرد؛ چون مستحضرید هر کسی با یک روش خاص و استعداد مخصوصی خلق شده؛ چون علوم فراوان لازم است فنون فراوان لازم است، نه یک انسان می‌تواند جامع همه علوم و فنون باشد و نه می‌شود برخی از علوم و فنون را نادیده گرفت. بهترین راه برای رسیدن بشر به علوم و فنون متعدد گرایش‌های گوناگون است، هر کسی با گرایشی خلق می‌شود؛ این شخص رشته خاصی را می‌گیرد آن شخص رشته مخصوصی می‌گیرد، هم رشته‌های علمی و فنی تأمین است هم جامعه آسیب نمی‌بیند و هم کارها تقسیم شده است؛ این هست لذا وجود مبارک امام صادق در آن حوزه نورانی خود بعضی را متخصص علوم عقلی، بعضی را متخصص علوم نقلی این‌ها را پروراند؛ یکی از آن‌ها که در علم کلام متخصص شد هشام بن حکم بود. وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) به هشام بن حکم فرمود: آن داستان عمرو بن عبید را در بصره شرح بده؛ عرض کرد من از شما خجالت می‌کشم، جلال و شکوه محفل شما اجازه نمی‌دهد که من آن داستان را بازگو کنم؛ حضرت فرمود نه من می‌گویم شما بگو! هشام بن حکم اصل قصه را در حضور عده‌ای که در محضر وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) بودند بیان کرد؛ فرمود من شنیدم که عمرو بن عبید معتزلی در بصره عده‌ای را دور خود جمع کرد و در مسیری که نباید حرکت بکند هم خودش می‌رود هم آن‌ها را کج‌راهه می‌برد و آن این است که ما نیاز به امام معصوم نداریم، بشر را خود بشر تأمین می‌کند، عقل بشر کافی است، نیازی به امام معصوم نیست. هشام بن حکم گفت من وارد مجلس عمرو بن عبید شدم دیدم که محفل درسی است و عده‌ای دارند گوش می‌دهند او هم مشغول افاضه است. از عمرو بن عبید اجازه خواستم گفتم اجازه دارم که مطالبی را به عرضتان برسانم سؤال کنم؟ گفت سؤال بکن؛ گفتم شما چشم دارید؟ گفت بله چشم دارم این چه سؤالی است؛ گفت سؤال من همین است با این چشم چه می‌کنی؟ گفت با این چشم می‌بینم، راه را می‌بینم، چاه را می‌بینم، مبصرات را می‌بینم. «أَفَلَكَ أُذُنٌ»؟ شما گوش داری؟ گفت بله گوش دارم این چه سؤالی است می‌کنی، گفت سؤالات من همین است اجازه بدهید من همین‌ها را سؤال کنم؛ با این گوش چه می‌کنی؟ گفت آهنگ‌ها را، صداها را، گزارش‌ها را می‌شنوم؛ آیا دست دارید آیا پا دارید همین‌ها را سؤال کرد بعد از اینکه این سؤالات تمام شد از عمرو بن عبید سؤال کرد «أَفَلَكَ قَلْبٌ»؟ آیا دل داری؟ گفت بله دل دارم، قلب دارم؛ گفت شما که همه کارهایتان را با این اعضا و جوارح و حواس انجام می‌دادید قلب را می‌خواهید چه کنی؟ گفت به هر حال چشم اشتباه می‌کند، گاهی گوش اشتباه می‌کند، گاهی لامسه اشتباه می‌کند، گاهی حواس دیگر اشتباه می‌کنند؛ یک مرکز کنترلی باید باشد که هدایت بکند اشتباهات آن را کنترل کند؛ گفت پس این‌چنین است که خداوند برای یک بدن که مجاری ادراکی و تحریکی فراوانی دارند، هر کدام کار مخصوص دارند، یک مرکز تدبیر و فرمانروایی آفرید که جلوی اشتباهات آن‌ها را بگیرد، گفت بله. فرمود جامعه اشتباه می‌کند یا نمی‌کند؟ مردم همه شان هر کسی هر چه فهمید درست است؟ یا یک قلب منفصلی می‌خواهد عقل منفصلی می‌خواهد که افکار دیگران را هدایت بکند راهنمایی بکند؟ و این همان امام معصوم است. دیگران به منزله چشم و گوش‌اند و امام معصوم به منزله قلب است، این را می‌گویند عقل منفصل؛ انسان یک عقل متصلی دارد که با خود اوست، یک عقل منفصلی دارد که رهبری جامعه را به عهده می‌گیرد. بعد گفت اگر کسی در جمع شما هشام بن حکم معروف باشد تویی؛ بعد او را شناخت و برد پیش خودش نشاند؛ و این‌ها وجود مبارک امام صادق فرمود که آنچه را که شنیدی و گفتی بگو؛ گفت خلاصه آنچه که من در آن مجلس شنیدم و گفتم این بود. بعد حضرت فرمود که این حرف‌ها را از کجا یاد گرفتی؟ هشام بن حکم که شاگرد مخصوص امام صادق (سلام الله علیه) بود عرض کرد از خاندان شما یاد گرفتم. حضرت ضمن تصدیق او فرمود آری این مطلبی است که ﴿هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى﴾؛ این حرف همه انبیاست که بشر چون اشتباه می‌کند یک انسان معصوم منزه از سهو و نسیان و خطا و خطیئه لازم است که عقل منفصل جامعه باشد آن‌ها را راهنمایی بکند که مردم به منزله اعضا و جوارح‌اند و او به منزله عقل است؛ امام یعنی این؛ حالا این ترجمه آن داستانی که مرحوم کلینی در کافی نقل کرد. [7]

 

اما بهره‌هایی که از این قصه می‌بریم؛ رساله‌ای مرحوم بوعلی سینا نوشته در معراج، در آن رساله معراجیه یک سفارش و نصیحتی وجود مبارک رسول گرامی (عليه آلاف التحية و الثناء) نسبت به وجود مبارک حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) دارد؛ آن سفارش را که ابن‌سینا می‌خواهد نقل بکند که پیامبر به امیرالمؤمنین (عليهم السلام) چه گفت؟ آنچه خود کتاب به نام معراج‌نامه فارسی است ترجمه این در حاشیه الهیات شفا به عنوان عربی این‌چنین آمده عبارت فارسی آن در معراج‌نامه هست که ملاحظه می‌کنید تعبیر مرحوم بوعلی این است: پیامبر که اعز انبیاست به اعز اولیا به علی بن ابیطالب «الذي هو بين أصحابه كالمعقول بين المحسوس»؛ پیامبر به امیرالمؤمنین (عليهم السلام) که علی در بین یاران حضرت مثل عقل است در برابر چشم و گوش؛ یعنی دیگران حواس‌اند و علی عقل است، «كالمعقول بين المحسوس»، دیگران محسوس‌اند او معقول است، دیگران حاس‌اند و حواس‌اند او عقل است، او عقل جامعه هست. عقل برای تنظیم و تعدیل مجاری درک و فعل حواس ماست؛ پس امام این است. اگر این بزرگوار در رساله معراجیه علی بن ابی‌طالب (سلام الله علیه) را عقل می‌داند و اصحاب آن حضرت را چشم و گوش می‌داند از همین‌جا گرفته شده؛ این یک نتیجه.

 

نتیجه دیگر؛ ما که اعضا و جوارح این عقلیم و این عقل که به منزله قلب ماست مادامی زنده‌ایم که با این محور عقلی و علمی رابطه داشته باشیم؛ اگر رابطه ما از قلب ما قطع بشود دیگر حیاتی نیست؛ اگر کسی رابطه اساسی و اعتقادی و علمی با امامش نداشته باشد دیگر او زنده نیست؛ اگر ارتباطش در حد ضعیف بود فقط به زیارت امام رفت یا در شهادت او اشک ریخت این هم رابطه او بسیار ضعیف است مثل کسانی که بیماری قلب دارند یعنی رابطه شان با قلب ضعیف است. بنابراین وقتی جامعه زنده است که ارتباط او با امامش ارتباط حس با عقل باشد؛ این هم مطلب دوم که از آن حدیث نورانی گرفته شد.

 

بخش سوم که بخش پایانی عرض من است این است که ما اگر در مسائل اعتقادی، در مسائل اخلاقی، در مسائل فقهی و در مسائل حقوقی به آن عمقش نرسیم چگونه می‌توانیم از رهنمود عقل منفصلمان مدد بگیریم؟ ما باید این مکتب‌ها را ارزیابی کنیم عصاره اشکالات و شبهات را به پیشگاه عقل منفصلمان ببریم جواب را از آنجا دریافت بکنیم. بنابراین آشنایی به همه رشته‌ها به همه شبهات که شبهه روز است مشکل روز است وظیفه همه ماست؛ منتها هر کسی در هر رشته‌ای که ذات اقدس الهی به او عطا کرده است که «النَّاسُ مَعَادِنُ كَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ»؛[8] آن وقت عظمت و جلال و شکوه علمی وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) روشن می‌شود؛ همان‌طوری که یک عده‌ای از شام آمدند خواستند سؤال کنند فرمود اگر شما قصد سؤالات فقهی دارید ناظر حمران بن اعین از حمران بپرس اگر مشکل اعتقادی داری از هشام بن سالم بپرس یا هشام بن حکم بپرس؛ خود این شاگردان هم تقسیم کار کردند؛ خیلی‌ها هستند که دارای استعداد متوسط‌اند، اوحدی از افراد دارای استعداد راقی‌اند. وجود مبارک امام صادق به هشام بن حکم و هشام بن سالم که هر دو جزء شاگردان اختصاصی حضرت بودند فرمودند شما کارهایتان را تقسیم بکنید؛ به یکی فرمود تو با هر کسی مناظره نکن «إِنَّكَ يَقَعُ وَيَطِيرُ» تو یک مقدار پرواز می‌کنی ولی می‌افتی، اما آن یکی حق مناظره دارد برای اینکه «وَهُوَ يَطِيرُ وَلَا يَقَعُ» او طیران دارد، پرواز می‌کند، اوج می‌گیرد، سقوط نمی‌کند؛ چون همه در یک حد نیستند استعدادها در یک حد نیستند. فرمود: «إنّك يقع و يطير» پرواز می‌کنی ولی سقوط می‌کنی «و هو يطير و لا يقع»، او پرواز می‌کند اوج می‌گیرد و نمی‌افتد. [9]

 

این بود که وجود مبارک امام صادق در شرایط تاریخی البته قرار گرفت که اموی و عباسی به جان هم افتاده بودند فرصت تاریخی پیدا شد وجود مبارک حضرت رشته‌های تخصصی داشت استعدادها را شناسایی کرد شاگردان فراوانی را تربیت کرد که حداقل گفتند چهار هزار شاگرد تربیت کرد. اینکه ماند برای اینکه چهار هزار شاگرد فله‌ای نبود، مجتهد می‌پروراند؛ هم رشته‌های تخصصی بود هم مجتهدپروری لذا شده رئیس مذهب و یک آدم این‌چنیینی؛ قلب ماست؛ حالا این ایام به هر حال آدم اشک می‌ریزد جامه مشکی در بر می‌کند ولی این گوشه‌ای از اظهار ارادات به وجود مبارک امام صادق است. حیات ما حیات علمی است هر اندازه که چیز فهمیدیم معلوم می‌شود به امام مرتبط هستیم، هر اندازه که مشکل علمی داریم از تحقیقات و پژوهش و تفحص و این‌ها فاصله گرفتیم چیز جدیدی گیر ما نیامد معلوم می‌شود از اماممان فاصله گرفتیم؛ برای اینکه او قلب عاقلانه جامعه است و عقل تپنده ملت اسلامی است؛ اگر انسان با قلب رابطه دارد آدم بفهمی است. اگر ما مطلب عمیق که جان کندن می‌خواهد چیزی فهمیدیم معلوم می‌شود با آن رابطه داریم؛ به همان اندازه تشیع ما قوی‌تر است ارادت ما قوی‌تر است ولایت‌مداری ما قوی‌تر است مهر و صفا و وفای آن حضرت نسبت به ما بیشتر است که امیدواریم ذات اقدس الهی همه ما را از این سفره گسترده متنعم بفرماید؛ من مجدداً مقدم شما برادران و خواهران بزرگوار را گرامی می‌دارم از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم که آن توفیق را به همه ما عطا کند که به عقل منفصل ما بیش از گذشته رابطه برقرار کنیم!

 

پروردگارا امر فرج ولی‌ات را تسریع بفرما!

نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزه‌های فقهی، فرهنگی و دانشگاهی همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!

دولت ما، ملت ما، مملکت ما، جوان‌های ما، نوجوان‌های ما و این عزیزان را مشمول ادعیه زاکیه ولی عصر قرار بده!

مشکلات دولت و ملت را در سایه لطف امام زمان برآورده بفرما!

مرضای مسلمان‌ها بالأخص منظورین را در سایه لطف ولی‌ات درمان بفرما!

ارواح مؤمنان عالم، احیا و امواتشان، ذوی‌حقوق ما، پدران و مادران ما، معلمان ما، امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ، همه را در سایه رحمت بی‌کرانت با انبیا محشور بفرما!

امنیت کشورهای اسلامی مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و سوریه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!

خطر بیگانگان مخصوصاً استکبار و صهیونیست را به خود آن‌ها برگردان!

پایان امور همه را ختم به خیر بفرما!

مرضا و جانبازان بالأخص این عزیز را شفای عاجل مرحمت بفرما!

غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo