87/07/25
بسم الله الرحمن الرحیم
تأکید بر ذکر خدا و حفظ صله رحم در پرورش نسل/ضرورت مقابله با دشمن درونی و بیرونی /اخلاق اسلامی
موضوع: اخلاق اسلامی/ضرورت مقابله با دشمن درونی و بیرونی /تأکید بر ذکر خدا و حفظ صله رحم در پرورش نسل
مقدم شما مهمانان بزرگوار حوزوی و دانشگاهی و سپاهی، برادران و خواهران را گرامی میداریم؛ آقایانی که اسامی شریفشان به وسیله این بزرگوار بیان شده است، مقدم همه را گرامی میداریم؛ گزارش کامل و نافع و سودمندی که ارائه فرمودند بسیار امیدبخش بود؛ از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم که خدمات این سازمان را به احسن وجه بپذیرد و توفیق ارائه خدمات برتر و بهتر را به این بزرگواران و سایر مسئولان مرحمت کند.
یک مطلب مربوط به همه ماست در برابر دشمن داخل و خارج؛ یک نکته هم مربوط به سازمان پرورش این کودکان و تأسیس مهد کودک و قوانین مهد کودک و پرورش کودکان مهد کودک است. اما آن مطلبی که مربوط به همه ماست چون هیچ کدام ما از دشمن درون و بیرون در امان نیستیم؛ این دشمن درون ما که اعدای عدو ماست که «أعدی عَدُوكَ نَفْسَكَ الَّتِي بَيْنَ جنبيك»[1] این هر لحظه از هر منظری در صدد آسیبرسانی ماست. اگر خواستیم مطالب علمی را فرا بگیریم، انواع و اقسام مغالطات را که سموم فکری است در سر راه ما نصب میکند؛ اگر خواستیم یک راه عملی را طی کنیم، انواع و اقسام انگیزههای باطل را فراسوی ما نصب میکنند که ما به آن سمت حرکت کنیم. ما چه در اندیشه دشمن داریم چه در انگیزه دشمن داریم و این در خواب و بیداری هم به عداوت خود سرگرم است؛ ما باید کاری بکنیم که از این اعدای عدو ما که در درون ماست نجات پیدا کنیم؛ دشمنان بیرون هم که وضع آنها روشن است.
سر اینکه از دشمن درونی و مبارزه با دشمن درونی به عنوان اعدای عدو از یک سو و جهاد اکبر از سوی دیگر یاد شده است این است: از دشمن درون به عنوان اعدای عدو یاد شده است یعنی دشمن بزرگ؛ از نبرد با دشمن درون به جهاد اکبر یاد شده است. از دشمن بیرون به عنوان اعدای عدو یاد نشد، به عنوان عدو یاد شد و از جنگ با دشمن بیرون هم به عنوان جهاد اکبر یاد نشد، جهاد اصغر است. تنها چیزی که ابزار ماست در پیروزی این دو جبهه، یاد ذات اقدس الهی است؛ برای اینکه او هم منشأ قدرت است، هم به ما نزدیکتر از هر چیزی است، هم ما به او بیش از هر کسی دسترسی داریم. او ﴿يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ﴾[2] هست، ﴿أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ﴾[3] هست، ﴿إِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ﴾[4] هست و مانند آن؛ پس فاصلهای نیست، تنها عامل ارتباط ما با خدایمان همان یاد اوست.
فرمود این را تقویت کنید چه در دشمن بیرون چه در دشمن درون؛ اولاً ما را به یاد خدا دعوت کرد ﴿وَاذْكُرُونی أذْكُرْكُمْ﴾[5] ، ﴿اذْكُرُوا نِعْمَتِي الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ﴾[6] [7] [8] و دهها آیات دیگر. ثانیاً ما را به کثرت ذکر فراخواند؛ فرمود: ﴿اذْكُرُوا اللهَ كَثيراً﴾[9] [10] زیاد به یاد او باشید؛ ثالثاً فرمود همین که احساس خطر کردید فوراً به یاد خدا باشید ﴿وَإِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ﴾[11] تا میرود جایی شبههای باشد، انگیزهای باشد، خیال باطلی باشد، گرایش باطلی باشد فوراً به یاد خداست؛ این کثرت یاد خدا هم صبغه دفع دارد هم صبغه رفع؛ هم نمیگذارد که انسان آلوده بشود هم انسان آلوده را تطهیر میکند، هر دو کار از او بر میآید و اگر خواستیم یک مبارزه رسمیتری را آغاز بکنیم میفرماید اصل ذکر کافی نیست، کثرت ذکر هم رسا نیست بلکه قوت ذکر و شدت ذکر لازم است.
همین مطلب را به وجود مبارک موسی و هارون (سلام الله علیهما) بیان کرد؛ فرمود شما یک کار مهمی را در پیش دارید؛ باید با فرعون مبارزه کنید، با این ستمگر رسمی بجنگید و ابزار کارتان هم یاد خداست اما در این یاد سستی نکنید! فرمود: ﴿وَلَا تَنِيَا فِي ذِكْرِي﴾؛[12] این ﴿تَنِيَا﴾ تثنیه است و مجزوم است و نون آن هم افتاده و اصلش از «ونی» است؛ «ونی» یعنی سستی؛ فرمود ونی، سستی، تساهل، تسامح به خود راه ندهید، دیگر جا برای سستی نیست. همین معنا را به صورت دیگر به وجود مبارک یحیی فرمود: ﴿يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ﴾؛[13] همین معنا را به پیروان وجود مبارک موسای کلیم (سلام الله علیه) فرمود که ﴿خُذُوا ما آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ﴾[14] [15] [16] ؛ همین معنا را به مجاهدان نستوه اسلامی فرمود: ﴿وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ﴾[17] . وقتی از وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) سؤال میکنند اینکه فرمود: ﴿خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ﴾: «أَبِقُوَّةِ القُلُوبِ و قوة الأبدان»؟ فرمود «بِقُوَّةِ الأبدان و قوة القلوب»؛[18] یعنی هم خوب محققانه و عالمانه بفهمید هم نستوهانه مبارزه کنید. آدمی که فهم او ضعیف است که قدرت مبارزه ندارد یا فهمش قوی است ولی بازویش سست است که اهل جهاد نیست؛ فرمود: «بِقُوَّةِ الأبدان و قوة القلوب».
پس گاهی یاد حق است اصل کلی ﴿اذْكُرُونى أَذْكُرُكُمْ﴾؛ گاهی کثرت ذکر است که در سوره احزاب آمده ﴿اذْكُرُوا اللهَ ذِكْراً كثيراً﴾[19] ؛ گاهی شدت ذکر و قدرت ذکر و قوت ذکر است به وجود مبارک موسی و هارون (سلام الله علیهما) فرمود: ﴿وَلَا تَنِيَا فِي ذِكْرِي﴾ ؛ گاهی به صورت اثبات گاهی به صورت نفی این فضیلت را ذکر میکند؛ گاهی میفرماید با قدرت باشید، گاهی میفرماید ضعف نداشته باشید با قدرت باشید؛ همان دو سه آیه ﴿خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ﴾، ﴿خُذُوا ما آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ﴾، ﴿وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ﴾؛ ضعف نداشته باشید، سستی نداشته باشید و «و لا تنيا في ذكرى»؛ آن وقت این نام حق و یاد حق انسان را هم در جبهه درون پیروز میکند هم در جبهه بیرون پیروز میکند.
اما نکتهای که مربوط به گزارش این سازمان است؛ درست است که مهد کودک چیز بسیار خوبی است اما وقتی وارد این سرزمین شد باید با فرهنگ و عادات و آداب و رسوم این سرزمین همراه بشود. میدانید در کشورهایی که مهد کودک رواج پیدا کرده تنها مهد کودک نیامده؛ مهد کودک از یک راه وارد شده، خانه سالمندان از راه دیگر تأسیس شده؛ آن جوانی که دوران دانشگاهی هفت سالهاش را در آغوش مادر پدر نگذراند وقتی پدرش پیر شد فوراً به خانه سالمندان میبرد؛ از بدترین نقصهای مهد کودک همین است که عاطفه را گرفته؛ منتها ما باید جمع بکنیم بین این مهد کودک و حفظ عاطفه. الآن در بعضی از شهرها من نشان دارم، بعضی از سادات بزرگوار، سید بود، عالم بود، در سن هشتاد سالگی بود خدمات زیادی کرد، مسجد ساخت، حسینیه ساخت؛ ولی هر چه تلاش و کوشش کرد خانه سالمندان بسازد ما دیدیم همشهریهای ما به او پول نمیدهند؛ یعنی آدم مادرش را در خانه خودش نگه میدارد، پدر را ما خودمان باید پذیرایی بکنیم، خانه سالمندان یعنی چه؟ هر چه کرد موفق نشد؛ مگر آدم پدرش را میگذارد خانه سالمندان؟! آن جایی که مهد کودک آمد در کنارش هم خانه سالمندان هم آمد. ما باید بدانیم این هفت سال یعنی دوره دانشگاه عمیق هفتساله؛ تمام عواطف را این هفت سال یاد میگیرند. من پارسال دیدم یک کسی در سن شصت سالگی بود از یک راه دوری بود، تابستان آمده دماوند، یک ظرف آب دستش است که حاج آقا این را دم بزنید مادرم مریض است؛ یک آدم شصتساله مادرش هم در سن نود سالگی است؛ حالا مادر نود ساله گفت نه مادر من است، هر چه کردم خوب نشد شما این آب را دم بزنید خوب بشود؛ او هرگز حاضر نیست مادرش را به خانه سالمندان ببرد. همه ما در معرض این خطریم؛ اگر مهد کودک بیاید، بچههای ما ما را تحویل نگیرند، تحویل خانه سالمندان بدهند، بر ما چه میگذرد؟ یک مرگ تدریجی است؛ شما سری به خانه سالمندان بزنید ببینید به این بیچارهها چه میگذرد؟ سالی یکی دو بار ممکن است یک شاخه گلی دست نوه یا بچه او باشد بیاورد؛ این هر روز منتظر مرگ است.
بنابراین از یک طرف مهد کودک آمده از طرفی هم خانه سالمندان باز شده؛ آنهایی که بچهها را در آغوش نگه میدارند این بچهها هرگز حاضر نیستند پدر و مادر را به خانه سالمندان ببرند؛ هیچ حاضر نیستند؛ این خطر برای همه ما هست. این بچه در این هفت سال فقط عاطفه میفهمد؛ چرا میگویند نزن؟ چرا میگویند این امیر است و مأمور نیست؟ چرا میگویند آمر است و مأمور نیست؟ برای اینکه در تمام شبانهروز این دارد درس عاطفه یاد میگیرد. کشور را جامعه را مملکت را عاطفه میگرداند؛ اینکه میگویند سنگ روی سنگ بند نمیشود از همینجاست؛ الآن این برجهایی که میسازند همهاش آهن است و سنگ سخت؛ اما این ملات نرم است که این را نگه میدارد. اینکه میگویند اگر فلان کار نباشد سنگ روی سنگ بند نمیآید همین است؛ کشور را که آهن و سنگ اداره نمیکند؛ بخشی با آهن و سنگ است، بخشی به مهر و عاطفه و گذشت و رأفت و رحمت است؛ عاطفه همیشه هم حاصل نمیشود مگر هر کسی در هر سنی میتواند درس یاد بگیرد؛ درس خواندن هم سنی دارد؛ وقتی آدم سنش بالا آمد نه حوصله گوش دادن دارد نه حالت ضبط دارد؛ سن فهمیدن و تحقیقات علمی هم محدود است، سن عاطفه هم محدود است؛ این هفتساله دوران تخصص در عاطفه است که در تمام اعضا و جوارح این مهر جایگزین میشود؛ آن وقت او کاملاً پدر و مادر را در دوران سالمندی پذیرایی میکند. از این طرف این مهد کودک آمده از آن طرف خانه سالمندان نیامده؛ آن وقت دعوای بین بچهها و عروسها و پدرها و پسرها و پدربزرگها و مادربزرگها شروع میشود.
ذات اقدس الهی هم درباره پدر و مادر فرمود فرزندان را چطور بپرورانید هم به فرزندان فرمود اگر پدر و مادر به دوران کهنسالی رسیدند چطور اینها را تربیت کنید؛ این همه دستورات مالی که بود دیگر نگفت یک خانه سالمندان بسازید! فرمود ﴿إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلَا تَقُل لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَهُمَا قَوْلاً كَرِيماً * وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيراً﴾؛[20] فرمود «خفض جناح» کن؛ خفض جناح یعنی پر پهن کردن؛ این دو گونه است: یک وقت برای احترام است، یک وقت برای ترحم. همین «خفض جناح» را به وجود مبارک پیامبر (علیه و على آله آلاف التحیة و الثناء) دستور داد؛ فرمود که تو که قدرت پرواز داری، میتوانی تا معراج بروی، ﴿دَنَا فَتَدَلَّى﴾[21] داری، ﴿سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى﴾[22] داری، همه مراحل را داری و پشت سر گذاشتی و میگذاری، اوج نگیر! پر پهن کن، یک عده هم زیر بال و پر تو پَر دربیاورند؛ ﴿وَ اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ قُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ﴾ [23] کذا و کذا؛ فرمود پر پهن کن یک عده را زیر پر بگیر که اینها بال دربیاورند، پَر دربیاورند، آیین پر کشیدن و پرواز کردن را یاد بگیرند و به اینها یاد بده؛ این ترحم است.
اما درباره فرزندان فرمود این را احتراماً پر پهن کن؛ ﴿وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ﴾، ذلولانه و نرم بدون اینکه منت بگذاری با احترام از اینها پذیرایی بکن؛ بنابراین هم میشود کودکان را در مهد داخلی با عاطفه پروراند هم این دوران هفتساله او هم هدر نرود. اما آن که عاطفه است و رقت و رأفت است و رحمت است، این دوران هفت سال باید محفوظ باشد؛ لذا دیگر هیچ سخن از خانه سالمندان نیست و نباید هم باشد؛ برای اینکه او تمام تجارب را شبانهروز گزارش میدهد و در معرض دید هم هست و عبرت هم هست. بنابراین باید جمع کرد هم به فکر کودکان بود که اینها رها نشوند هم آن دوره دانشگاهی هفتساله عاطفهپروری فراموشمان نشود که این هم یک نحوه نام خداست و یاد خداست.
من مجدداً مقدم شما برادران و خواهران را گرامی میدارم و از عزیزانی که درباره مهد کودک تلاش و کوشش کردند حقشناسی میکنیم و از عزیزان حوزوی و دانشگاهی هم ستایش به عمل میآوریم، از خدای سبحان مسئلت میکنیم همه اینها را عالم ربانی بفرماید!
پروردگارا امر فرج ولیات را تسریع بفرما!
نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزههای فقهی، فرهنگی و دانشگاهی همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
دولت ما، ملت ما، مملکت ما، تمامیت ارضی ما، جوانها و نوجوانهای ما و این عزیزان را در سایه ولایت ولیات از هر خطری محافظت بفرما!
مشکلات دولت و ملت را به بهترین وجه برطرف بفرما!
حوایج دولت و ملت را برآورده بفرما!
مرضای مسلمین بالأخص منظورین را لباس شفا مرحمت بفرما!
ارواح مؤمنان عالم، احیا و امواتشان، مراجع ماضین آیتالله العظمی بروجردی که سالگرد رحلت ایشان بود، امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ، همه را در سایه رحمتت با اولیا محشور بفرما!
پایان امور همه را به خیر و سعادت ختم بفرما!
غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.