« فهرست دروس
درس اخلاق آیت الله عبدالله جوادی آملی

87/03/23

بسم الله الرحمن الرحیم

وظایف ورثه انبیا و شناخت دشمنان/حقوق بشر و وظایف تربیت در اسلام /اخلاق اسلامی

 

موضوع: اخلاق اسلامی/حقوق بشر و وظایف تربیت در اسلام /وظایف ورثه انبیا و شناخت دشمنان

 

مقدم شما مهمانان بزرگوار حوزوی و دانشگاهی را گرامی می‌داریم؛ گزارشی که درباره شما یاران و یاوران دولت کریمه سبز ارائه کرده‌اند بسیار امیدبخش بود. شناسایی نیروهای نخبه و پرورش این نیروها برای فعل و آینده از بهترین وظایف روحانیت است و از مهم‌ترین وظایف منتظران راستین وجود مبارک ولی عصر (ارواحنا فداه) است. امیدواریم خدماتی که تاکنون این نهاد پربرکت ارائه کرده است مقبول ذات اقدس الهی باشد و توفیق ارائه خدمات برتر و بهتر را هم برای همه شما عزیزان از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم.

آنچه در جهان کنونی ما مبتلا هستیم این است که عده‌ای به عنوان حامیان حقوق بشر می‌گویند شما نوسالانتان را به عقایدتان وادار نکنید؛ بگذارید این‌ها بزرگ بشوند بعد هر مذهب و ملتی را که خواستند انتخاب بکنند. در انتخاب مذهب آزادند، در انتخاب آرا آزادند. احیاناً ممکن است بعضی‌ها هم به این سخن ناصواب صبغه حق بدهند بگویند آیه سوره مبارکه «زمر» که دارد: ﴿فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ القَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ﴾[1] در همین راستاست. یعنی شما کاری با نوجوان‌ها و جوان‌ها نداشته باشید؛ بگذارید این‌ها رشد بکنند بعد آرا و مکتب‌ها و نظرات گوناگون را ارزیابی می‌کنند هر کدام که حق است می‌پذیرند. این سخن به ظاهر حق جزء متشابه‌هاست؛ این‌ها خیال می‌کنند انسان یک ظرف خالی است و خیال می‌کنند این فطرت از معارف تهی است. وقتی که بالا آمدند آرا و افکار برای آن‌ها یکسان است آن وقت قدرت تشخیص دارند؛ بعضی‌ها که حق است می‌پذیرند، بعضی که حق نیست نمی‌پذیرند. مدعیان حقوق بشر می‌گویند تبلیغ و ترویج و تعلیم نوسالان نسبت به عقاید صحیحی که پدر و مادر دارند ناصواب است؛ این با آزادی آن‌ها مخالف است؛ بگذارید خودشان بزرگ بشوند هر دینی که خواستند بپذیرند. اما آن که انسان را آفرید، انبیا و اولیا از طرف او این پیام را آوردند که آیه سوره مبارکه «زمر» درباره محققان پژوهشگر است. یعنی کسانی که عمری را به تحقیق گذراندند، نصابی از سواد کامل پیدا کردند، مکتب‌شناس‌اند، حق‌شناس‌اند، باطل‌شناس‌اند، میزانی برای ارزیابی صدق و کذب دارند، حق و باطل دارند، خیر و شر دارند، حسن و قبیح دارند؛ این‌ها که دارای این میزان‌اند، به این گروه که پژوهشگرند بشارت بده: ﴿الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ﴾. اما آن‌که میزان ندارد، مبادی اولی ندارد، مبانی اولی ندارد، منابع اولی ندارد، از این عناصر چهارگانه فاقد است، این چه پژوهشگری است؟ کجا قدرت تشخیص دارند؟. شما باید اول به این نوجوان‌ها بگویید شما منبع دارید، بعد مبنا دارید، بعد مبانی دارید، این هم راه پژوهش است، بعد حالا هر کدام از این‌ها را خواستی انتخاب بکن. آنچه را که دین می‌گوید حقوق بشر همان است؛ آنچه را که سازمان ملل می‌گوید مزاحم با حقوق بشر است. این‌ها اصلاً نوجوان را بشر نمی‌دانند؛ دین می‌گوید این بچه در دورانی که تشخیص بدهد حق دارد؛ بر پدر و مادر حق دارد، بر معلم حق دارد. پدر و مادر مکلف‌اند، معلمین مکلف‌اند، مبلغین مکلف‌اند، حوزه و دانشگاه مکلف است که حقوق این نوجوان‌ها را به آن‌ها عطا کند.

سر اینکه این تفاوت اساسی بین تفکر دینی و محصول سازمان ملل هست این هست که این‌ها خیال می‌کنند انسان یک امر تهیِ خالی است؛ هیچ گرایشی نسبت به هیچ طرف ندارد؛ فعلاً آزاد است، بعد وقتی به ثمر رسید خودش تشخیص می‌دهد. آن که انسان را آفرید فرمود خیر، انسان دستگاه گیرنده، مغزش مبانی در آن هست، مبادی در آن هست، آن منابع اولی در آن هست؛ دست به این‌ها نزنید. این‌ها را بد به بار نیاورید؛ این‌ها را شکوفا کنید که «وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ»[2] از همان دوران خردسالی شروع می‌شود. این سرمایه‌هایی که من دادم این‌ها را شکوفا کنید! نه اینکه این ظرف خالی باشد بعد خودش انتخاب بکند پر بکند. یک مثال طبیعی ذکر می‌کنم که با مُمثّلِ فطری شبیه هم هست؛ فرمودند دستگاه گوارش بدن، این روده ها و معده ها، این‌ها درست است خالی‌اند؛ چیزی در روده و معده کودک نیست، اما این مثل تنگِ خالی نیست؛ مثل ظرف خالی نیست. تنگِ خالی، ظرفِ خالی حرفی برای گفتن ندارند؛ عسل در آن ریختید نگه می‌دارد، سم در آن ریختید نگه می‌دارد چون ظرف، ظرفِ خالی است؛ اما روده خالی، معده خالی حرفی برای گفتن دارد؛ می‌گوید من دستگاهم با عسل سازگار است با سم سازگار نیست؛ یک مختصر سم بدهی من بالا می‌آورم؛ من برای سم ساخته نشدم. این معده خالی وقتی غذای مسموم را بالا می‌آورد یعنی من مال این نیستم. فطرت هم همین‌طور است؛ فطرت یعنی دستگاه گیرندگی، ادراک، اندیشه، علم، معرفت، حضور، حصول. این چنین نیست که خالی باشد، هر چه به آن بدهی بپذیرد؛ این حق‌پذیر است، صدق‌پذیر است، خیرپذیر است، حسن‌پذیر است؛ قبیح‌ناپذیر است، کذب‌ناپذیر است، باطل‌ناپذیر است، شر‌ناپذیر است و مانند آن. خدای سبحان فرمود من این دستگاه را با این وضع آفریدم؛ پدر و مادر و معلم و حوزه و دانشگاه بر آن‌ها واجب است که این کودک را با این ساختاری که من دادم بپرورانند؛ امانت الهی است و همین خردسالی که پدر و مادر او را تربیت نکردند یا حوزه و دانشگاه او را تربیت نکردند در قیامت نزد خدا از این پدر و مادر حق‌خواهی می‌کند که چرا مرا درست تربیت نکردی.

بنابراین حقوق بشر این نیست که ما این امر خداداد را رها بکنیم؛ باید همین را شکوفا بکنیم؛ چیزهایی به این بدهیم که با این سازگار است. اگر بچه بخواهد دروغ بگوید برای اولین بار می‌بینی رنگش پریشان می‌شود، زبانش می‌گیرد؛ مثل آن است که آن غذای سمی را بالا می‌آورد؛ چرا؟ برای اینکه فطرت او با دروغ سازگار نیست؛ همان‌طوری که طبیعت او با غذای مسموم سازگار نیست او غذای سمی را بالا می‌آورد، آنجا هم که بخواهد دروغ بگوید زبانش می‌گیرد، رنگش زرد می‌شود؛ اما وقتی بخواهد درست حرف بزند صادقانه سخن بگوید با بیان شیرینش ادا می‌کند. این بیان نورانی را وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله علیه) در آن نامه‌ای که برای پسرشان مرقوم فرمودند فرمود عمر من الآن در آستانه رفتن است، من یک سلسله نصایحی به شما ارائه می‌کنم که شما این را بفهمید و عمل بکنید بعد هم منتشر کنید. در آن نصیحت‌ها بخش‌های مهمش این است که: «تَفَقَّهُ فِی الدین»؛ فقیهانه در دین زندگی کن؛ دین هم اصولی دارد، عقایدی دارد، اخلاقی دارد، فقهی دارد، حقوقی دارد و فنون علمی. تفقه در دین هم یعنی همین؛ یک معلومات عمومی را آدم یاد می‌گیرد بعد هم می‌بیند خودش را می‌شناسد که خدای سبحان او را برای کدام رشته خلق کرده. همه ما باید کار علمی بکنیم اما همه ما همه کار را نمی‌توانیم بکنیم؛ ﴿قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا﴾[3] . هر کسی را ذات اقدس الهی برای یک رشته خاصی خلق کرده؛ یک سلسله معلومات عمومی است که همه ما باید یاد بگیریم بعد هم رشته‌های تخصصی، هر کسی هر رشته خاص خودش را برود.

فرمود: «تَفَقَّهُ فِي الدِّين؛ فقیهانه در دین زندگی کن که این معارف الهی را خوب بفهمی و معتقد بشوی و عمل بکنی». بعد فرمود این سخنانی که من نسبت به تو نوجوان می‌گویم برای آن است که قلب جوان «كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ» است؛ فرمود دل جوان مثل این زمین‌های موات است؛ ما صبر بکنیم این نوجوان‌های ما بالغ بشوند این دستگاه تبلیغی یا آن ماهواره‌ها یا اینترنت‌ها یا رسانه‌ها یا فیلم‌ها یا سریال‌ها و مانند آن هر طور خواستند این‌ها را به بار بیاورند بعد ما این‌ها را با دستورات اسلامی آشنا کنیم؟. وجود مبارک حضرت امیر فرمود که من این نصایح را به تو ای نوجوان می‌گویم، این معارف را، برای اینکه مبادا قبل از من دیگران در این سرزمین بائر و موات بذرافشانی کنند و چیزی بکارند که «قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ»؛ مثل زمین آماده است که هر کسی شیار بکند و بذرافشانی بکند. «مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْه»؛[4] هر بذری را که یک کشاورز در زمین موات بکارد این می‌رویاند. اگر دیگری قبل از من بذر تلخ و فاسد پاشید و اینجا را کشت کرد و مزرعه حنظل به بار آورد چه باید کرد؟. «قَلْبُ الْحَدَثِ»؛ یعنی جوان، «كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ»؛ مثل زمین موات، «مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْه».

یک بیان نورانی از وجود مبارک پیامبر (علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) است که «أَحْيَا أَرْضاً مَيْتَةً فَهِيَ لَهُ»؛ هر کسی زمین موات را آباد کرد مال او می‌شود. زمین موات را کسی آباد بکند مالک می‌شود. اگر کسی - خدای ناکرده - افکار انحرافی، اخلاق انحرافی در قلب جوانی القا بکند همان ایده و فکر را در او کاشته و او را به همان معتقد کرده. پس بیان نورانی حضرت امیر این است که قلب جوان مثل زمین خالی است هر بذری را بیفشانی قبول می‌کند و بیان نورانی رسول گرامی (علیهما آلاف التحية والثناء) این است کسی زمین موات را آباد کرده مالک می‌شود. سوم آن است که هر کس زمینه مرده را هم آباد کرده مثل اینکه زمین مرده را آباد کرده مالک می‌شود. چهارم که حساس و خطرناک است این است زمین موات را اگر کسی آباد کرده می‌شود با زور از او گرفت اما زمینه موات را با افکار باطل اگر کسی - خدای ناکرده - منحرف کرد چطوری می‌شود گرفت؟ مگر با فشار می‌شود قلب را منقلب کرد؟. مگر پدر و مادر با زدن می‌توانند بچه بد تربیت شده را تربیت کنند؟. این می‌شود امر چهارم.

آنگاه وظیفه شما آقایان و همه ما از یک سو و خدمات این عزیزانی که دو سال تلاش و کوشش کردند برای نخبه‌شناسی و نخبه‌پروری مشخص می‌شود که آینده را همین‌ها می‌سازند. اینکه شما در روزنامه‌ها می‌خوانید یا در مراسم دیگری می‌شنوید بعضی‌ها رومیزی گرفتند بعضی زیرمیزی برای همین است. وجود مبارک حضرت امیر می‌فرماید این خیانت یک سم است؛ آدم اگر باور کرد رشوه سم است دست به سم نمی‌زند. حضرت تنها نفرمود که این گناه است و در قیامت آدم را می‌سوزاند؛ فرمود این مثل قی‌کرده افعی است، آبروبر است. در چند جای نهج‌البلاغه «اوَبِیء، مَوْبِی[5] و وَبِیء[6] » را مطرح می‌کند؛ در همان نامه یکی از مطالب فراوانی که به نوجوانش تفهیم می‌کند دنیاشناسی است که دنیا چیست؟ به کدام سمت می‌خواهی بروی؟. یک وقت انسان درسی می‌خواند در حوزه یا دانشگاه یا خدمات دیگر در جامعه به عهده دارد او برای رضای خدا این خدمت را انجام داده، یک کسب حلالی است یک درآمد مشروعی؛ یک وقت - خدای ناکرده - بیراهه می‌رود یا راه کسی را می‌بندد این می‌شود دنیا. دنیا را وجود مبارک حضرت امیر در چند جای نهج‌البلاغه به عنوان «اوَبِیء، مَوْبِئ و وَبِیء» معرفی کرد؛ یعنی این یک سرزمین سبز و وباخیز است. بعضی از علف‌هاست که وباخیز است؛ این دامداران می‌دانند که نباید دام‌ها را آنجا ببرند. اگر کسی - خدای ناکرده - وارد این مزرع و مرتع وباخیز شد و وبا هم نظیر سل و سرطان نیست که فقط کشنده باشد، یک بیماری کشنده آبروبر است. فرق وبا و سکته این است که سکته کرد و مرد دیگر آبرویش نرفت اما وبا چیزی است که لحظه‌به‌لحظه بالا و پایین، طشت و لگن عوض کن؛ آبرویی برای کسی نمی‌ماند.

فرمود به این‌ها بفهمانید که مال حرام، بدکاری، بیکاری، بیراهه رفتن، بازی کردن، بازی دادن وباخیز است، آبروبر است. آن‌ها که سنشان تا حدودی کافی است در طی این سی سالی که انقلاب به ثمر رسید دیدند آن‌ها که با انقلاب و با دین و مانند آن بازی کردند چه در این لباس بودند چه در لباس دیگر آبرویشان رفته؛ این معنای «وَبِیء و مَوْبِئَة» همین است. این حرف‌ها را فرمود یاد این جوان‌ها بدهید که باور کنند بعد با حلال و طیب و طاهر زندگی می‌کنند. کشور هم ساخته می‌شود؛ کشور را مردان پاک می‌سازند. ما که - به لطف الهی - مشکلات اقلیمی نداریم چون هم آب به اندازه کافی داریم هم خاک به اندازه کافی. یک بیان نورانی حضرت امیر (سلام الله علیه) دارد که این بیان در بخش‌های فقهی هم آمده؛ مرحوم صاحب وسائل این را در وسائل نقل کرده که «مَن وَجَدَ مَاء وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبعده الله»؛[7] کشوری که آب به اندازه کافی دارد خاک به اندازه کافی دارد نتواند سدسازی بکند نتواند آب را مهار بکند مجبور بشود برنج وارد بکند مجبور بشود گندم وارد بکند «فَابْعَدَهُ الله»؛ این نفرین علوی است؛ خدا چنین ملتی را از رحمت خودش دور کند؛ این درباره کیست؟ درباره کسی است که بفهمد هر کس وظیفه‌ای دارد، ما آب به اندازه کافی داریم خاک به اندازه کافی داریم باید بفهمیم چگونه این آب را مهار کنیم، چگونه سدسازی کنیم، چگونه کشورمان را تأمین بکنیم که در هیچ امری محتاج نباشیم. این‌ها را به عنوان دستورات دین باید به این نوجوان‌ها آموخت.

نتیجه اینکه آنچه سازمان حقوق بشر و مانند آن دارند این در حقیقت مخالف با عقل و فطرت است؛ مخالف با سخن انسان‌آفرین است؛ آری اگر کسی پژوهشگر شد قدرت تحقیق پیدا کرد از آن به بعد آیه سوره «زمر» درباره او جاری است: ﴿فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ القول﴾[8] . اما این نوسال و این نوجوان را شما رها بار بیاوری بعد بگویی در انتخاب مذهب آزاد است، این سرمایه‌ای ندارد؛ پژوهش کردن، تحقیق کردن یک میزان معرفتی می‌خواهد؛ شما که میزان معرفتی را خاموش کردید از دستش گرفتید، آن وقتی که این میزان باید شکوفا بشود شما این کار را نکردی. بنابراین وظیفه همه ما این است که این امانت‌های الهی را با آن سرمایه‌هایی که دارند بپرورانیم؛ این «وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ»[9] ناظر به این است که موروث شما این چیزها را دارد، شما اگر وارث هستید باید ارث را ببرید. اگر کسی بگوید پدرتان در فلان جا این مقدار اعتبار داشت این مقدار زمین داشت این یعنی چه؟ یعنی تو پسر اویی، برو بگیر!. اگر در اموال موروث به ما صورت دادند یعنی شما که وارث هستی برو بگیر! نه اینکه او داشت؛ خب او داشت برای خودش داشت؛ به ما گفتند اگر عالمی که «إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ»[10] اگر نه عالم نیستی یک آدم معمولی هستی توفیقی پیدا نکردی که حوزه یا دانشگاه بروی ولی به هر حال پسر پیغمبر و علی هستی؛ برای اینکه او فرمود: «أنا وَ عَلَى أبوا هَذَهِ الأُمَّة»؛[11] بیایید ما شما را به عنوان فرزندی قبول داریم، بیایید فرزند ما بشوید. ما هم که قبول کردیم گفتیم شهادت می‌دهیم به توحید الهی و رسالت وجود مبارک پیامبر و امامت وجود مبارک حضرت امیر و اهل بیت (علیهم السلام)؛ پس فرزند این‌ها شدیم. اگر فرزند این‌هاییم، پدر ما وظیفه‌ای داشت آن «وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» بود و اگر جزء علمای حوزه و دانشگاه هستیم موروث ما جزء «وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» بود، این کارش بود. اگر ما وارثان پیامبریم موروث ما «وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» بود یعنی اثاره می‌کرد. «آثاره»؛ یعنی شکوفا کردن؛ این سال هم سال نورآوری و شکوفایی است. اثاره کردن، ثوره کردن، شکفتن، شکوفایی کردن کار انبیا بود. ما اگر درست می‌گوییم جزء عالمان دین هستیم که علما ورثه انبیا هستند موروثان ما «وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» بودند؛ این مخصوص وجود مبارک پیامبر اسلام نیست؛ این نبوت عامه است نه نبوت خاصه؛ انبیا کارشان این است. ما اگر وارث عیسا هستیم این بود؛ اگر وارث موسا هستیم این بود؛ اگر وارث انبیای دیگر هستیم همین است. ضمیر جمع آورد حضرت در خطبه اول نهج‌البلاغه؛ «وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» یعنی «یُثِیرون» آن انبیا، «دفائن العقول» را. اگر نه حوزوی و دانشگاهی نشدیم به هر حال فرزندان علی و پیغمبر (علیهما آلاف التحية و الثناء) هستیم. فرمود اگر مسلمان هستید بچه ما هستید «أنا وَ عَلَى أَبْوَا هَذهِ الأُمَّة»؛ ما هم اسلام را قبول کردیم و این‌ها را به عنوان پدری پذیرفتیم باید از این‌ها ارث ببریم. ارث بردن از این‌ها به این است که ما آن دفینه‌ها و گنجینه‌های این نوسالان و نوجوانان را شناسایی کنیم و شکوفا کنیم و اثاره کنیم، به آن‌ها بدهیم، بگوییم این سرمایه توست.

بعضی از بزرگان گفتند خودبینی چیز بسیار بدی است اما این «خود» به معنای «نفسِ مسوله» یا نفس «اماره» باشد، بله خودبینی چیز بدی است؛ اما قدری درون بروید آن هویت اصلی‌تان از بهترین فضایل خودبینی است؛ یعنی ببین چقدر می‌ارزی؟ ببین خدا چه به تو داد؟ ببین چه گوهری در درون داری؟ این را می‌گویند خودبینی محمود و ممدوح؛ چون این نفسِ «مسوله» حجاب است؛ نفس اماره حجاب است؛ انسان بخواهد همین این‌ها را ببیند غرور است و فریب است و نیرنگ است و کذب هست و زور؛ این خودبینی مذموم است. این‌ها را کنار بزند درونِ درون را ببیند، نهادینه شده الهی را ببیند، می‌بیند سرمایه‌های فراوانی است؛ چه نعمتی بهتر از خودبینی؟ این حرف آن بزرگان اهل معرفت است که خودبینی یعنی آدم به درون خودش برود ببیند چه گوهری دارد.

«چو دریا به سرمایه خویش باش      هم از بودِ خود سودِ خود برتراش». [12]

از بهترین فضایل معرفت نفس است؛ دریا این همه سرمایه داری خودش ساخت؛ دریا که دیگر مخزن نیست، بانک نیست، موزه نیست که کسی آنجا برود گوهر و جوهر بریزد. فرق دریا با مخازن دولتی با بانک‌ها با موزه‌ها چیست؟ موزه که چیزی از خود ندارد؛ از خارج یک چیزی در آن ریختند؛ اما دریا تمام گوهرها را خودش ساخته. گفتند خودبین باش یعنی تو دریایی چیزهای فراوانی داری؛ این ساحل را نگاه نکن که آلوده است؛ این دمِ دست تو نفس مسوله است که شر است، نفس اماره است که شر است، این‌ها را کنار بزن برو درون ببین که هستی. این «وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» این است؛ یعنی وجود مبارک اهل بیت (علیهم السلام) این حجاب‌ها را کنار می‌زنند، سر ما را خم می‌کنند به آن درونِ درون می‌برند می‌گویند تو این هستی؛ آن‌وقت حیف نیست خودت را ارزان می‌فروشی؟. اگر ما بفهمیم در درون ما چه خبر است؛ آنگاه آن بنده خدا که می‌گفت «آنچه خود داشت از بیگانه تمنا می‌کرد»، همین است؛ «او نمی‌دیدش و از دور خدایا می‌کرد» همین است. [13]

بنابراین این کار حوزویان و دانشگاهیان است که به این جوان‌ها بگویند سرمایه فراوانی دارید این را ارزان نفروش و هر چه غیر خدا ما این سرمایه را دادیم ضرر کردیم. اینکه دارد که «ألا إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ تَمَنْ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا» این در بیانات نورانی حضرت امیر هست، در غرر و درر هست، در جاهای دیگر هست. [14] [15] [16] فرمود این نفسِ «مسوله» را که ﴿سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ﴾[17] [18] کنار زدی، ﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ﴾[19] این‌ها را کنار زدی، می‌رسی به خودِ راستین؛ این خودِ راستین به بهشت می‌ارزد؛ به کمتر از بهشت فروختی ضرر کردی؛ یعنی اگر کسی بگوید کل این هفت میلیارد بشر با همه امکاناتش برای شما، این گوهر جانتان را به ما بدهید ما ضرر کردیم؛ فرمود «أَلَا إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ تَمَنْ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا» که آن جنت یک امر ابدی است و نشاط دائم را به همراه دارد. این را شما عزیزان - إن شاء الله - به نوجوان‌هایتان، این‌ها که - به لطف الهی - نخبه‌های آینده‌اند، منتقل می‌کنید؛ این‌ها هم - إن شاء الله - بهتر از گذشته معارف اهل بیت را فرا می‌گیرند شما هم بیشتر از گذشته و بهتر از گذشته وراثتتان را نسبت به خاندان عصمت و طهارت ثابت می‌کنید. من مجدداً مقدم شما علما و فضلا و مبلغین و مبلغات الهی و اسلامی را گرامی می‌دارم و از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم به هدف پاکی که دارید که جزء یاران - إن شاء الله - دولت کریمه و سبز وجود مبارک حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) باشید - إن شاء الله - موفق باشید.

پروردگارا امر فرج ولی‌ات را تسریع بفرما!.

نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزه‌های فقهی، فرهنگی و دانشگاهی همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!.

دولت ما، ملت ما، مملکت ما، تمامیت ارضی ما، مسئولان ما، مبلغین ما، برادران و خواهران تبلیغی و این عزیزان را در سایه ولایت وجود مبارک ولی عصر از هر خیری برخوردار بفرما!.

مشکلات دولت و ملت را در سایه لطف امام زمان برطرف بفرما!.

حوایج مشروعه همه ما را در سایه لطف آن حضرت برآورده بفرما!.

ارواح مؤمنان عالم، احیا و امواتشان مخصوصاً امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ همه را در سایه رحمت بی‌انتهایت با انبیا (علیهم السلام) محشور بفرما!.

خطر بیگانگان مخصوصاً استکبار و صهیونیست را به خود آن‌ها برگردان!.

کشور ولی عصر را تا ظهور آن حضرت از هر گزندی محافظت بفرما!.

ما را جزء یاران و یاوران راستین آن حضرت (سلام الله علیه) قرار بده!.

غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

 


[12] نظامی، خمسه، شرف نامه، بخش 22.
[13] دیوان حافظ غزل 143 سال‌ها دل طلبِ جامِ جم از ما می‌کرد      وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد بی‌دلی در همه‌احوال خدا با او بود    او نمی‌دیدش و از دور خدارا می‌کرد.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo