87/03/16
بسم الله الرحمن الرحیم
تحقق لیلةالقدر در ولادت امامان/ویژگیهای ممتاز صدیقه کبری و وظایف علما در ایام فاطمیه /اخلاق اسلامی
موضوع: اخلاق اسلامی/ویژگیهای ممتاز صدیقه کبری و وظایف علما در ایام فاطمیه /تحقق لیلةالقدر در ولادت امامان
مقدم شما مهمانان بزرگوار، برادران و خواهران ارجمند را گرامی میداریم؛ ایام فاطمیه صدیقه کبری فاطمه زهرا (صلوات الله و سلامه عليها) است و سالگرد ارتحال ملکوتی امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) و همچنین سالگشت شهدای ۱۵ خرداد (رضوان الله تعالى عليهم) هست که حشر همه اینها با اولیای الهی باشد. مهمترین مناسبت این ایام همان شهادت صدیقه کبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است که برکاتی که نصیب امام شده، نصیب شهدا مخصوصاً شهدای ۱۵ خرداد شده و همه ما هم امیدواریم از این برکات بهره ببریم متعلق به صدیقه کبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. آن حضرت که الگوی ماست توده مردم اعم از زن و مرد از سنت و سیره آن حضرت بهرهبرداری میکنند؛ اما بهرهبرداری ما حوزویان و دانشگاهیان از علم آن حضرت، کمال علمی آن حضرت، فهم آن حضرت، حشر قرآنی آن حضرت، حشر روایی آن حضرت است وگرنه ما با توده مردم فرقی نخواهیم داشت.
هر کسی موظف است به اندازه سعه هستی خود از آن صدیقه کبری بهره ببرد؛ این وظیفه اصلی همه ماست. ذات اقدس الهی وقتی از فاطمه (سلام الله علیها) نام میبرد میبینیم آن جاهای برجسته قرآن فاطمه حضور دارد. این را عرض میکنم برای اینکه ما با عوام میخواهیم فرق داشته باشیم؛ همه ما میخواهیم برویم بهشت، اما ما میخواهیم جلوتر برویم؛ آنها هم سینه میزنند، گریه میکنند؛ ما هم اگر فقط گریه بکنیم همان ثواب را میبریم؛ بفهمیم که آن بانو چه کار کرده؛ از او ساخته نیست از آن کسی که در کوی و برزن هست؛ اما ما هم باید بفهمیم، هم باید عمل بکنیم، هم باید منتشر بکنیم. وجود مبارک فاطمه در آن نقاط برجسته قرآن حضور دارد. قرآن کریم یک سلسله دستورات اخلاقی دارد که چه خوب است چه بد است؛ یک سلسله دستورات فقهی دارد که چه حلال است چه حرام است. در آن بحثهای اخلاقی متخلقان حضور دارند، در آن بحثهای فقهی فقها حضور دارند؛ یک سلسله بحثهای کلیدی و قلهای دارد که آنجا فاطمه حضور دارد. در جریان مباهله که با یک دعا کن فیکون میشود فاطمه حضور دارد، در جریان حدیث کساء فاطمه حضور دارد، آیه سوره مبارکه احزاب، آیه تطهیر؛ فاطمه حضور دارد، جریان سوره «هل أتى» فاطمه حضور دارد. اینها را میگویند فهم؛ ما باید این راه ها را برویم وگرنه سر و سینه زدن همه دارند میزنند، ما هم گریه هم میکنیم؛ ما اگر نفهمیم چه کار بکنیم که مصداق سوره «هل أتى» بشویم دیگر فاطمی نخواهیم بود. و این هم مخصوص آن حضرت نیست؛ منتها حضرت روی قله است به دلیل اینکه در این جریان فضه هم شرکت داشت؛ فضه نه امام بود نه امامزاده؛ در این جریان ﴿إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاء وَ لا شُكُوراً﴾[1] به هر حال فضه هم بود.
اگر شیخ مشایخ ما مرحوم آقای شیخ محمد حسین آیت الله اصفهانی (رضوان الله علیه) میفرماید:
«مفتقرا متاب رو از در او به هیچ سو زانکه مس وجود را فضه او طلا کند». [2]
همین است؛ این کیمیاگری را او بلد است. اگر فضه در این آیه سهیم است که بخشی از سوره مبارکه «هل أتى» در فضایل اینگونه افراد است، ما چرا نباشیم؟. فاطمیه برای ما اینهاست، برای دیگران طور دیگری است. پس در صحنه مباهله که قله معارف قرآنی است که میخواهیم با یک دعا وضع را یکسره کنند فاطمه حضور دارد، در جریان «هل أتى» فاطمه حضور دارد، در جریان ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ﴾[3] فاطمه حضور دارد، در جریان حدیث کساء که مربوط به همین بخش است فاطمه حضور دارد؛ آنگاه چگونه درباره صدیقه کبری (سلام الله عليها) وارد نشود که او لیله قدر است؛ این نکته هم مخصوص صدیقه کبری (سلام الله علیها) نیست؛ هر انسان کاملی وقتی به دنیا میآید میلاد او لیله قدر است؛ منتها درباره صدیقه کبری (سلام الله علیها) وارد شده و درباره وجود مبارک ولی عصر (ارواحنا فداه) وارد شده که نیمه شعبان لیله قدر است. [4] فرقی بین این چهارده معصوم و مقدس نیست؛ زیرا همه اینها عدل قرآناند. هر وقت قرآن نازل شد شده شب قدر؛ اینها هم هر وقت از آن عالم نازل شدند به عالم طبیعت آمدند، متولد شدند میشود لیله قدر. چرا شب قدر محترم است؟ برای اینکه قرآن از عالمی به این عالم آمد؛ نیمه شعبان چرا مقدس است؟ برای اینکه وجود مبارک ولی عصر از آن عالم به این عالم آمد. ۱۳ رجب هم برای ما میشود لیله قدر؛ بیستم جمادی الثانی که میلاد وجود مبارک زهرا (سلام الله علیها) هست برای ما میشود لیله قدر؛ هر وقت یک انسان کاملی از عالمی به عالم ما تنزل کرده، تجلی کرده میشود لیله قدر؛ منتها این لیالی و این ازمنه تفاوت خاص خودش را دارند.
در آن دعای شب مبعث میخوانیم خدایا من تو را قسم میدهم به این لیلهای که در آن تجلی اعظم رخ داده است؛ قریب به این مضمون دعای ۲۷ رجب در روزش هم هست؛[5] پس این میشود تجلی اعظم. اگر اینها نور واحدند میلاد همه اینها میشود تجلی اعظم، امامت همه اینها میشود تجلی اعظم؛ پس این چنین نیست آن حدیثی که آمده فاطمه (سلام الله علیها) لیله قدر است مخصوص این بانو باشد؛ این چهارده نور همینطورند؛ چرا؟ چون اینها نور واحدند؛ همتای قرآن کریماند برابر حدیث ثقلین؛ اگر قرآن ظرف نزولش میشود لیله قدر اینها هم ظرف تنزلشان میشود لیله قدر؛ این را میگویند فاطمهشناسی.
آن بخشهای قلهای که مربوط به آنهاست نه ما میفهمیم نه مأموریم؛ اما دامنه آن هم برای ما فهمیدنی است هم عملکردنی است؛ به دلیل اینکه فضه آنجا حضور داشت. آیه تطهیر جا برای ما نیست؛ بله عصمت است؛ آیه تطهیر که ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ﴾ جا برای ما نیست، ما به زحمت عدالتمان را بخواهیم نگه بداریم برایمان دشوار است. عصمت از خطا، عصمت از خطیئه؛ نه بد بفهمیم نه فراموش بکنیم، این مقدورمان نیست؛ این ﴿ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاء﴾؛[6] [7] [8] ما نه درست میفهمیم نه مأموریم نه از اینها نمونه داریم؛ اما آن بخشهای عدالتش هم میفهمیم، هم مأموریم، هم نمونههای فراوان داریم؛ این جریان ﴿إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ﴾ که فضه حضور داشت پس برای ما مقدور است؛ این گذشت برای ما مقدور است. یک وقت چیزی که شد فوراً احتکار بکنیم تا فشار بر دولت بیاید اجناس گرانتر بشود، این کار را برای ما مقدور است نکنیم؛ حالا به آن حد نرسیدیم ولی این را که میتوانیم بگوییم؛ اینها چیزهایی است که باید ایام فاطمیه برای ما روشن کند.
پس جریان لیله قدر بودن حضرت به عنوان تمثیل است و نه تعیین. مطلب دیگر اینکه در قلههای معارف قرآن و کلیدی قرآن این بانو حضور دارد. بخشهای ولایتاش مثلاً ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ﴾ که در جریان «حجة الوداع» نازل شده است، وجود مبارک فاطمه زهرا، فاطمه کبری (صلوات الله و سلامه عليها) در متن «حجة الوداع» بود، در جریان غدیر بود؛ این خطبه را کاملاً حفظ کرد، استدلال کرد؛ در جریان مسجد هم استدلال کرد؛ فرمود: مردم مگر یادتان نبود این حرفها را پدرم در حضور عده زیادی زد؟ فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَهَذَا عَلی مولاه»؛[9] این را میگویند فاطمه؛ در جریان «حجة الوداع» بود، در جریان غدیر بود، حفظ کرد و استدلال کرد؛ این را میگویند فاطمه. پس در «حجة الوداع» که مهمترین سفر تاریخی حضرت است حضور داشت، در جریان غدیر حضور داشت.
وقتی وجود مبارک پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحية والثناء) آن حالت به او دست داد و حضرت هم گریه کرد و رفت و بعد مسرور شد و بعد فهمید که اول کسی که به او ملحق میشود این است؛ این علم به غیب است؛ فاطمه حضور داشت. بعد از رحلت آن حضرت شده فاطمیه؛ یعنی ایامی که وجود مبارک پیغمبر رحلت کرد و وجود مبارک فاطمه (سلام الله علیها) «مُعَصبة الرأس» هست. [10] حالا در تمام این ۷۵ روز یا ۹۵ روز ما هم به سر و سینه میزنیم، گریه هم میکنیم؛ کار خوبی هم هست؛ اما حضرت در این ۷۵ روز چه کار کرد؟ گریه اش را کرده اما همهاش گریه؟. آن مصحف فاطمه در این ۷۵ روز نوشته شده؛ آن که مرحوم کلینی (رضوان الله علیه) نقل کرده و امام به استناد به فرمایش مرحوم کلینی این روایت را نقل کرده که مرتب جبرئیل نازل میشد مطالبی را برای فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ابلاغ کرد و فاطمه (سلام الله علیها) آن مطالب را حفظ میکرد و برای علی بن ابی طالب نقل میکرد و املا میکرد و علی بن ابی طالب مینوشت شده مصحف فاطمه. [11] اینها چون مشکل است آن سینهزدن و گریه کردن آسان است، آن برای عوام است؛ ما هم یک ساعت سینهمیزنیم و گریه میکنیم مثل عوامها؛ چهار ساعت دیگر هم باید بفهمیم مصحف فاطمه یعنی چه؟ هیچ فرقی نباید داشته باشد حوزه با عوام، دانشگاه با عوام؟!. این مصحف فاطمه را چه موقع نوشتند؟ در همین ۷۵ روز نوشتند؛ چرا میگویند خواب عالم بهتر از عبادت جاهل است؟[12] برای اینکه او را فوراً میشود برگرداند. حضرت گریه میکرد اما داغ هم خیلی بود یعنی آن مصیبتی که بر صدیقه کبری وارد شد تحملناپذیر بود. خدا مرحوم صدر المتألهین را غریق رحمت کند؛ ایشان در رسالهای به نام رساله سه اصل میگوید: «قتل حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام یوم السقیفة»؛ [13] فرمود حضرت را کربلا نکشتند در سقیفه شهیدش کردند؛ همه مفاسد بزرگ از همان سقیفه بود؛ کمکاری نبود.
یک بیان نورانی حضرت امیر در نامههای نهجالبلاغه است که آن سؤال در نهجالبلاغه نیست، ولی جواب در نهجالبلاغه است. بخشهای خطب حضرت که تمام شد به نامههای حضرت میرسد؛ نامههای حضرت چند قسم است: یک بخش نامههایی بود به دربار اموی یا جواب نامههای آنها بود یا نامههای ابتدایی؛ بخشی هم نامههایی بود که به کارگزاران و کارگران و کارمندان حوزه حکومتی خودشان مرقوم میفرمودند؛ بخشی هم نامههای سفارشی و وصیت بود، سفارش یعنی توصیه اخلاقی؛ آن نامههای توصیه اخلاقی هم جداست؛ اما آن نامههای سیاسی که به عنوان جواب دربار نامههای اموی مینوشت، یکی این است که نامه جسورانهای از دربار اموی آمد که علی یادت هست که تو را با طناب مسجد بردند و بستند؛ اینها را میگویند داغ، اینها را میگویند جگرسوز؛ اینها را حضرت تحمل کرد. حضرت در جواب مرقوم فرمود بله من یادم است، ما که اینها را انکار نکردیم؛ بله من را با طناب بردند؛ برای اینکه من اگر بخواهم سقیفه را امضا کنم با دست باز امضا نمیکنم؛ ما را میبندند و از ما امضا میگیرند و گرنه ما اهل این نیستیم که سقیفه را امضا بکنیم. معاویه تو رفتی ما را خجل کنی خودت رسوا شدی «أن تَفْضَحَ فَافْتَضَحْتُ»؛ بله اینطور بود ما که انکار نکردیم؛ اما اگر بخواهیم سقیفه را امضا کنیم با دست بسته باید از ما امضا بگیرند نه با دست باز. [14] اینها را حضرت امیر تحمل کرد، حضرت زهرا (سلام الله علیها) تحمل کرد؛ این را میگویند داغ جگرسوز، اینها بدتر از آن در به پهلو زدن است؛ همه اینها را وجود مبارک فاطمه (سلام الله علیها) تحمل کرد.
در تمام این مدت این ۷۵ روز یا ۹۵ روز داغدار بود؛ برای تسلیت جبرئیل (سلام الله علیه) میآمد معارف الهی را اخبار گذشته و حال و آینده را ابلاغ میکرد؛ وجود مبارک زهرا (سلام الله علیها) اینها را ضبط میکرد حفظ میکرد در خاطره بعد املا میفرمود وجود مبارک حضرت امیر مینوشت شده مصحف فاطمه. ما از مصحف فاطمه خبر نداریم؛ آن رشته علمی هم نه ما میفهمیم نه مقدور ماست نه مأمور به ماست؛ اما میفهمیم باید باسواد شد یا نه؟! این را که میفهمیم؛ همین که درس تعطیل شد آدم به سراغ بطالت برود این راه فاطمه نیست. آدم تا نفس میکشد باید بفهمد؛ این وظیفه ماست؛ همین که گفتیم الآن تعطیل شد یا ما فارغالتحصیل شدیم در تعبیرات بزرگان این است که اولین روز جهل ماست. کشور ما سواد میخواهد و فهم میخواهد و مدیریت میخواهد و علم میخواهد؛ دنیای ما این است، آخرت ما هم این است؛ غالباً ماها که این چیزها را بررسی میکنیم آنجا هم اشکمان میآید. ممکن نیست کسی این صحنه را بخواهد بخواند بنویسد شرح کند مگر اینکه با اشک؛ این مثل آیه قرآن یا فقه و اصول نیست؛ هر وقت ما اینها را میخواهیم بنویسیم یا اینها را شرح کنیم به هر حال اشک میآید. این ممکن نیست کسی اینها را بخواهد تحلیل بکند و اشکش نیاید.
غرض آن است که این بیبی (سلام الله علیها) در طی این ۷۵ روز یا ۹۵ روز محصولش مصحف فاطمه است. وقتی وجود مبارک ولی عصر افتخاراتشان را ذکر میکنند یا امام صادق (سلام الله علیه) افتخاراتش را ذکر میکند یا گاهی احتجاج میکنند میفرمایند در مصحف مادرمان این چنین آمده است مثل قرآن کریم. این را ایام فاطمیه نوشتند. بنابراین رسالت ما حوزویان و دانشگاهیان گذشته از آن عرض ادب و اظهار ارادت و سینهزدن و ناله کردن و اشک ریختن این است که معارف اینها را بفهمیم، عمل کنیم، منتشر کنیم، تألیف کنیم، ترسیم کنیم تا جامعه ما بشود فاطمی علوی؛ آن وقت نه بیراهه میرویم نه راه کسی را میبندیم؛ با دست پر هم میمیریم؛ چون آدم بفهم را که با آدم عادی یکجا نمیبرند؛ آدمهای عالم را با احترام نگه میدارند؛ یک عده را نگه میدارند میگویند باید بازپرسی بشوید؛﴿وَ قِفُوهُمْ﴾، این ولو جزء کلمه نیست، ﴿وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُولُونَ﴾؛[15] اینها را بازداشت کنید برای اینکه اینها زیر سؤالاند؛ اینها یک دسته؛ اما علما و مردان الهی را میگویند تشریف داشته باشید تنها نروید؛ از یک عده شفاعت بکنید که به همراه شما وارد بهشت بشوند؛ «قف تشفع تشفع»؛ تشریف داشته باشید یک عده را شفاعت کنید؛ اینها که پای منبر شما یا حرفهای شما یا کتابهای شما هستند و به برکت شما راه افتادند در دنیا شفیع اینها بودید که بیراهه نروند در آخرت هم شفیع اینها باشید؛ اینها را همراهتان بهشت ببرید؛ این کم مقامی است؟! «قف تشفع تشفع»؛[16] بایست شفاعت بکنید؛ شفاعتتان مقبول است. آن مقامات عالیه واقعاً ما نه میفهمیم نه از ما میخواهند، اما اینها را میفهمیم به خوبی از ما میخواهند مقدورمان هم هست.
ما به این فکر نباشیم که فقط خودمان برویم بهشت؛ به این فکر باشیم که عده زیادی را هم به همراه ببریم. ما چرا در دعاهای ماه مبارک رمضان عرض میکنیم خدایا تو که دینت را حفظ میکنی ولی توفیقی بده که دین تو به دست ما حفظ بشود وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِي غَيْرِي؛[17] این کوثر است؛ اینکه تکاثر نیست. در مسائل مالی هیچ وقت در دعاها نیست که خدایا به ما بده به دیگری نده؛ اینجا هم به این معنا نیست که به ما بده به دیگری نده؛ میگوییم خدایا تو که دینت را حفظ میکنی ولی بگذار دینت به دست ما حفظ بشود؛ اینطور نیست که دین تو به دست دیگری حفظ بشود ما بشویم تماشاچی؛ ما در کنار سفره اینها بنشینیم؛ نه، دینت را ما حفظ بکنیم؛ این کوثر است؛ این چیز بدی نیست؛ اینها که تکاثر نیست که بد باشد. وَ اجْعَلْنِي مِمَّن تَنْتَصِرُ لِدِينِكَ وَ لا تَسْتَبْدِلْ بِي غَيْرِي ؛ تنتصر یعنی تنتقم وَ اجْعَلْنِي مِمَّن تَنْتَصِرُ لِدِينِكَ وَ لا تَسْتَبْدِلْ بِي غَيْرِي خدایا! عدهای مسجد بسازند مدرسه بسازند کتاب بنویسند ما برویم آنجا نماز بخوانیم نه اینطور نباشد توفیقی بده ما هم یک کاری بکنیم؛ اینها محصول فاطمیه است. اینها را وجود مبارک بیبی به شاگردانش آموخت عده زیادی هم عمل کردند حالا آن مقام که جبرئیل بیاید و انسان مصحف بیابد و مانند آن بله؛ واقع آن را نه ما میفهمیم نه مقدور ماست، نه به ما امر کردند؛ اما بقیه را که میفهمیم و مقدور ماست و مأمور به ما هم هست - إن شاء الله - عمل میکنیم.
من مجدداً مقدم شما برادران و خواهران حوزوی و دانشگاهی را گرامی میدارم؛ از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم به برکت صدیقه کبری (صلوات الله و سلام علیها) دلهای ما ظرف معارف الهی قرار بگیرد!
خدایا توفیق ادراک این معارف و تخلق به اخلاق الهی و عمل به احکام و نشر معارف را نصیب همه ما بفرما!
نظام ما، رهبر ما، دولت و ملت و مملکت ما را، مراجع ما را، حوزهها و دانشگاههای ما را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
خطرات بیگانگان مخصوصاً استکبار و صهیونیست را به خود آنها برگردان
امنیت مملکت، اقتصاد مملکت، شکوفایی علمی مملکت را نصیب همه ما قرار بده
ادعیه همه را مستجاب بفرما!
مسافران را سالماً به اوطانشان برگردان
مرضای مسلمین بالأخص منظورین شفا مرحمت بفرما!
مشکلات مسکن و ازدواج جوانها را در سایه عنایت امام زمان (ارواحنا فداه) برطرف بفرما!
پایان امور همه را به خیر و سعادت ختم بفرما!
غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.