87/02/26
بسم الله الرحمن الرحیم
اسرار وضو و توبه/ارزش اعضای بدن در اسلام /اخلاق توحیدی
موضوع: اخلاق توحیدی/ارزش اعضای بدن در اسلام /اسرار وضو و توبه
مقدم شما مهمانان بزرگوار برادران و خواهران گرامی که اسامی شریفشان را اعلام کردند گرامی میداریم از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم به همه شما و علاقه مندان قرآن و عترت توفیق ادراک معارف الهی و عمل صالح را مرحمت کند تا هر کدام از ما بتوانیم خدمتگزار اسلام و نظام اسلامی باشیم.
برای اینکه ما بهتر از عمرمان استفاده کنیم و به جامعه اسلامی خدمات بهتری ارائه کنیم سخنان قرآن و عترت برای ما آموزنده اند. یکی از سفارشهای وجود مبارک امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(سلام الله عليه) به فرزند خود این است که این اعضا و جوارح که به طرف خدای سبحان توجه دارند و در مراسم عبادی مخصوصاً نماز عنصر محوری هستند باید بکوشیم اینها آلوده نشوند؛ اولاً و اگر آلوده شدند تطهیرشان کنیم؛ ثانیاً تا با اعضا و جوارح پاک به دیدار محبوبمان برویم؛ ثالثاً و اگر نرفتیم همه اینها یا سپاه و ستاد خدا هستند؛ رابعاً یا در محکمه عدل الهى عليه ما شهادت میدهند؛ خامساً.
این مطالب پنج گانه را در بیانات نورانی حضرت امیر در سفارشهایی که به فرزندان خود دارند، می بینیم. آیه كريمه ﴿وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِله﴾[1] را حضرت این چنین تطبیق و تفسیر میکند می فرماید مسجد برای خداست. ایــن مکان که به نام مسجد است البته برای خداست؛ اما اعضای هفتگانه سجده هم برای خداست، حضرت تفسیر کرد، تطبیق کرد، فرمود: «﴿وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً﴾ يَعْنِي بِالْمَسَاجِدِ الْوَجْهَ وَ الْيَدَيْنِ وَ الرُّكْبَتَيْنِ وَ الْإِبهامین»[2] [3] یعنی چهره پیشانی صورت و دو دست و دو زانو و دو شست پا اینها در سجده باید در پیشگاه خدای سبحان حاضر باشند عناصر محوری سجده این هفت تاست. با عضو ناپاک مگر کسی میتواند در پیشگاه خدای سبحان خضوع کند؟ نماز ارکانی دارد عناصری دارد واجباتی دارد اجزایی دارد شرایطی دارد، شطوری دارد، شرایطی مهمترین بخش نمازش سجده است آن آیه ای که اگر کسی بخواند سجده واجب دارد، در پایان سوره مبارکه «علق» همین است که انسان با سجده به خدا نزدیک تر میشود[4] برای اینکه شریف ترین عضوش که پیشانی اوست در راه ذات اقدس الهی به خاک می مالد این بهترین و عالی ترین تواضع انسان در برابر خدا است. چون نماز دارای اجزا و شرایط است و برجسته ترین عضو شرط و جزء نماز سجود است آن مصلا را جای نماز را مسجد نامیدند و گرنه آنجا جای رکوع هم هست جای قیام هم هست جای قرائت هم هست، جای تشهد هم هست جای سلام هم هست؛ اما این بنای خاص را مسجد گفتند برای اینکه برای شریف ترین جزء نماز که سجود است حرمت قائل شدند و این مکان را به آن نام نامیدند. این آیه هم اعضای هفتگانه ای که انسان در هنگام سجده به زمین می مالد و به زمین میگذارد آن را مطرح کردند طبق این تفسیر نورانی حضرت امیر که فرمود: «﴿وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً﴾ يَعْنِي بِالْمَسَاجِدِ الْوَجْهَ وَ الْيَدَيْنِ وَ الرُّكْبَتَيْنِ وَ الْإِبْهَا مَيْنِ» این مطلب اول اگر کسی خواست اینها را آلوده نکند نباید با دست کار خلاف بکند نباید با صورت کار خلاف بکند نباید با پا کار خلاف بکند، قهراً میشود آدم طیب و طاهر، این مطلب دوم.
مطلب سوم
حالا اگر کسی آلوده شد با دست کار خلافی کرد با صورت کار خلافی کرد با پا کار خلافی کرد این وضو برای تطهیر آن است شما اسرار وضو و اسرار عبادات اسرار صلات را که ملاحظه می فرمایید ائمه (علیهم السلام) سر تک تک این اجزا و شرایط را گفتند[5] فرمودند وقتی که انسان دست می شوید یعنی خدایا من از گناه دست شستم وقتی چهره اش را میشوید یعنی خدایا گناهی که با صورت من کردم یا گناهی که من با صورت خود انجام دادم اینها را تطهیر میکنند نباید نامحرمی را نگاه میکرد یا نباید نامحرمی مرا نگاه میکرد حالا دارم این صورت را تطهیر میکنم که با صورت پاک انسان به دیدار ذات اقدس الهی برود معنای مسح سر هم همین طور است اگر خیال باطلی کردم نقشه بدی کشیدم فکر بدی در سرم راه پیدا کرد، خدایا دارم این سرم را این مغزم را با این مسح تطهیر میکنم چون همه اینها قصد قربت میخواهد اگر کسی سرش را مسح بکشد بدون قصد قربت که آن مسح سر نیست و آن وضو نیست فرمود وقتی انسان سر را مسح می کشد یعنی خدایا آن خاطرات و خیالات و کینه هایی که نسبت به دیگری در دل یا در سر داشتیم آن هوسهایی که در سر داشتیم همه اینها را دارم تطهیر میکنم معنای مسح پا این است خدایا جایی که نباید میرفتم رفتم دارم این پا را با مسح تطهیر میکنم که از پا تا سر از سر تا پا پاک بشوم به حضور تو بیایم بگوییم: ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴾[6] این هم یک مطلب.
پس ما موظفیم این اجزا و این عناصر را پاک نگه بداریم و اگر - خدای ناکرده - آلوده شدند اینها را به وسیله وضو با این معنا تطهیر کنیم: «﴿وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً﴾ يَعْنِي بِالْمَسَاجِدِ الْوَجْهَ وَالْيَدَيْنِ وَ الرُّكْبَتَيْنِ وَ الْإِبْهَامَين» اين تفسير وجود مبارک حضرت امیر است.
حیف این نهج البلاغه که تقطیع شده یعنی در عین حال که فرمایشات وجود مبارک حضرت هست تقطیع شده است، این آقایان حوزوی میدانند این روایتها وقتی تقطیع نشود یعنی کل این روایت اگر ده جمله است ده سطر هست یکجا ارائه بشود آن وحدت سیاق وحدت سباق و مانند آن یک معنای خاصی به آدم می فهماند، ولی اگر تقطيع بشود این جمله ها از یکدیگر جدا بشود هر کدام در باب جدا نوشته بشود آن خصوصیت وحدت سیاقی را از دست میدهد. مرحوم سید رضی رضوان الله تعالی علیه چون به فکر حدیث نبود به فکر بلاغت بود، یک جمله ای را که در یک حدیث بود و صبغه بلاغی سنگینی نداشت اصلاً آنها را نقل نکرد، بقیه را هم در ابواب گوناگون و موضوعات گوناگون پراکنده ذکر کرد و اما این کتاب اخیر که به عنوان تمام نهج البلاغه است این وصیت ها را یکجا ذکر میکند سخنان وجود مبارک حضرت را که به ابن حنفیه بیان فرمود همه اینها یکجا ذکر می شود وقتی یکجا ذکر شد این وحدت سیاق معنای خاص خود را دارد.
به دنبال آن وجود مبارک حضرت امیر فرمود بسیاری از افراد مشکلشان این است که اینها آن بینش توحیدی را فراهم نکردند یا یادشان رفته نمیدانند که الآن در مشهد و محضر و مظهر ذات أقدس الهی هستند بعد این آیه را تلاوت کردند، فرمودند: ﴿وَ مَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَن يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لَا أَبْصَارُكُمْ وَ لَا جُلُودُكُمْ وَ لكن ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ * وَ ذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ﴾[7] این مضمون آن آیه را قرائت فرمودند فرمودند در خیلی از موارد انسان غافل است نمیداند که خدا او را میبیند در سوره مبارکه «علق» که بخش اول آن جزء عتائق است یعنی جزء قسمتهای اولیه آیات قرآن کریم است از إقرأ شروع می شود در بخش پایانی همین سوره مبارکه «علق» دارد: ﴿أَلَمْ يَعْلَمُ بِأَنَّ اللهَ يرى﴾[8] آیا انسان نمی داند که خدا او را می بیند ایــن دعوت به ادب دعوت به حیا خیلی مقدم تر از تهدید به جهنم و امثال آن است آن آیاتی که اول نازل شد سخن از جهنم و خذوه و امثال آن نبود اولین بخش آن این است که مردم باید با حیا با ادب باشند، مگر نمی دانند که خدا آنها را میبیند؟! این راه تربیت غیر از تربیت بگیر و ببند است: ﴿أ لَمْ يَعْلَمُ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى﴾ انسان نمی داند که خدا او را می بیند؟ این ادب است این حیاست این چشمی که الآن ده ها متخصص باید روی این کار بکنند که این چشم را فقط بشناسند بیماریهای او شفای او داروی او تقویت او تضعیف او این را بشناسند، این را ذات اقدس الهی رایگان به ما داد یک قطره آب را به این صورت درآورد آن وقت انسان با این چشم هر جا را بخواهد ببیند یا با این گوش هر جا را بخواهد بشنود! فرمود: ﴿أَلَمْ يَعْلَمُ بِأَنَّ اللهَ يرى﴾ آیا انسان نمی داند که خدا او را می بیند؟ انسان برای خودش شخصیتی قائل است عظمتی قائل است عالی الهمه» میشود در اثر علو همت فضائل دیگری از او صادر میشود قرآن نخواست ما را با انذار و امثال آن تربیت کند، اول ما را به این معرفت توحیدی آشنا کرد و مؤدب کرد و باحیا کرد.
در این سوره مبارکه «فصلت» آیاتی است که وجود مبارک حضرت امیر آن آیات را خواندند، فرمودند به اینکه مشکل شما این است که این اعضا و جوارحی که ارزان به دست شما آمده و نمیدانید که ده ها فرشته روی این کار کردند تا به این صورت در آمد شما این را علیه خودتان و علیه دین خدا مصرف میکنید و همین ها هم سربازان الهی هستند و هم شهود محکمه عدل هستند یعنی اعضا و جوارحی که انسان دارد اینها هم سربازان خدا هستند که اگر کسی بی راهه رفت ممکن است - خدای ناکرده - خداوند به وسیله اعضا و جوارح او، او را بگیرد و در محکمه عدل الهی هم همینها علیه انسان شهادت میدهند: «أَعْضَاؤُكُمْ شُهُودَهُ وَ جَوَارِحُكُمْ جُنُودُه ... وَ خَلَوَاتُكُمْ عِيَانُه»[9] فرمود بندگان خدا تمام اعضا و جوارح شما سربازان خدا هستند اگر کسی بی راهه رفت ـ خدای ناکرده مشمول قهر الهی شد ممکن است خدای سبحان او را با زبان او با دست او با چشم او با پای او بگیرد لازم نیست از جای دیگر لشگرکشی بکند چون ﴿واللهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ﴾[10] [11] آدم حرفی میزند در جامعه رسوا می شود جایی را امضا میکند رسوا میشود این چنین نیست که اگر خدا خواست کسی را بگیرد از جای دیگر لشگرکشی بکند، ارتش بیاورد زبان ما سرباز اوست امضای ما قلم ما قدم ما سرباز اوست «جوَارِحُكُمْ جُنُودُه ... وَ خَلَوَاتُكُمْ عِيَانُه» اگر اعضا و جوارح ما سربازان خدا هستند ما اگر این سربازها را بی راهه مصرف بکنیم یک وقت خدا دستور میدهد با همین سرباز ما را میگیرند این است که میبینید بعضی یک امضا میکنند سر از جای دیگر در می آید یا به جایی میروند سر از جای دیگر در می آید حرفی میزند سر از جای دیگر در می آید همین است این برای جریان هشداری که داد.
در آیه سوره مبارکه «فصلت فرمود به اینکه اینها همه اعضا و جوارح شما شاهدان الهی هستند در محکمه عدل یعنی کسی تا میرود انکار کند بگوید ما این کار را نکردیم این دست میگوید چرا تو این کار را کردی دست که گناه نمیکند دست ابزاری است گناه را انسان میکند نه دست مثل اینکه با قلم انسان گناه میکند یا با چوب گناه میکند یا با شمشیر گناه میکند آنها ابزارند اگر گناه برای دست بود دست وقتی به حرف آمد باید گفته می شد اقرار کرد نه شهادت داد؛ معلوم میشود که گناه را ما میکنیم این اعضا و جوارح ابزارند وقتی خود ما حرف می زنیم می گویند ﴿فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ﴾ [12] میگویند اقرار کرد وقتی دست و پای که حرف میزنند میگویند شهادت داد اینها گناه نمیکند دست را نمی سوزانند انسان را میسوزانند. انسان برای اینکه عذاب بشود دو گونه عذاب دارد یک عذاب روحی دارد که ﴿نَارُ اللَّهِ المُوقَدَةُ * الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ﴾[13] معاذ الله ـ آن عذاب روحی است یک عذاب جسمی و بدنی دارد بدن انسان را بخواهند بسوزانند همین دست و پا را می سوزانند دست احساسی ندارد انسان هست که احساس میکند؛ لذا وقتی احساس گرفته شد توجه گرفته شد این دست را قطعه قطعه هم بکنید دردش نمی آید اینها که در اتاق عمل قطعه قطعه می شوند تکه تکه میشوند مگر درد احساس میکنند؟ چون نفس توجهی ندارد شخص بیهوش شده است، حس او گرفته شده دست هم تکه تکه میکنند پا را تکه تکه میکنند دردی برای دست و پا نیست اینها ابزار کار است، وقتی روح به اینها توجه کرده اینها درد احساس میکنند.
غرض این است که وقتی خود انسان سخن میگوید میگویند اقرار کرده ﴿فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ﴾ اما دست و پا که حرف میزنند میگویند اینها شهادت دادند در بیانات نورانی حضرت امیر این است که ﴿وَ مَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَن يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لَا أَبْصَارُكُمْ وَ لَا جُلُودُكُمْ وَ لكن ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ * وَ ذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ﴾ این گمان شما را به هلاکت رسانده خیال کردید خدا نمی بیند! اگر بدانید که خدا میبیند و توجه داشته باشید که خدا میبیند این هتک حرمت است؛ یعنی از او کاری ساخته نیست - معاذ الله ـ یا به او اعتنایی نمیکنید آن را که نمیشود به موحد اسناد داد فرمود شما خیال کردید که او نمی بیند. بنابراین این اعضا و جوارح که وَ ﴿أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِله﴾ اینها هم عناصر اصلی عبادت هستند، هم جوارح سپاه و ارتش خدا هستند و هم در محکمه عدل الهی شهادت میدهند.
بخش پایانی عرضم این است که ما درباره مسجد چه وظیفه ای داریم؟ ما موظف ایم که آلوده نشود مسجد بر ما آلوده کردن مسجد حرام است کسی دست او خون است بمالد به دیوار مسجد معصیت کرده است، نمی شود این کار را کرد. اگر دیوار مسجد آلوده شد فرش مسجد آلوده شد برای ما چه لازم است؟ تطهیرش واجب است، این برای مکان اما این اعضا و جوارحی که در آیه ذکر شده است آنها هم شبیه همین دو تا حکم را دارند یعنی بر ما لازم است که اینها را با معصیت آلوده نکنیم و اگر وقتی این اعضا و جوارح آلوده شدند در موقع وضو اینها را تطهیر کنیم معنای وضو اسرار وضو را اهل بیت (علیهم السلام) مشخص کردند فرمودند وقتی آدم دست میشوید یعنی خدایا هر گناهی که با دست خود کردم دارم تطهیر میکنم این دستها آن وقت با دست و سر و روی پاک به طرف ذات اقدس الهی توجه میکند. این آدم را راحت نگه میدارد یعنی هم در دنیا راحت است هم در آخرت راحت است هم وظایف خود را در دنیا انجام میدهد هم وظایف مردم را به مردم بازگو می کند نه راه کسی را می بندد نه خود بی راهه میرود و چون مهمترین منبع معرفتی برای همه ما قرآن کریم است، وجود مبارک حضرت امیر در همین بخشی که به فرزند خود ابن حنفیه سفارش میکند میفرماید که این کتاب الهی طوری است که درجات بهشت به عدد آیه قرآن کریم است چند درجه دارد بهشت ببینید چند آیه در قرآن کریم است یعنی بهشت را برابر آیات قرآن کریم مهندسی میکنند آن وقت هر کسی اینجا بیشتر خواند و بیشتر عمل کرد در آنجا می گویند بخوان و بالا برو هر کسی یا کمتر خواند و کمتر عمل کرد آنجا توان خواندن و بالا رفتن ندارد، گرچه در بهشت غُرف مبنیه» هست اما کسانی که در غرفه بالا هستند میتوانند بیایند سری به پایین بزنند به غرفه پایین سری بزنند و حالشان را بپرسند ولی کسانی که در غرفه پایین هستند توان آن را ندارند که به غُرف بالا سری بزنند این نظیر آسمان خراشها و برج های دنیا نیست چون کسی که همکف هست می تواند ســری بــه اتاق های طبقات بالا بزند چه اینکه آنها میتوانند بیایند بلکه کسی که در دنیا هست هر دو طرف مقدور اوست لکن کسی که در بهشت است به همان دلیل که در دنیا نتوانست بالا برود در آخرت هم آن نمی تواند سری به غرفه های بالا بزند گرچه آن صاحبان غُرف بالا سری به آنها می زنند.
برای همین وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله علیه تعبیر به وجوب کرده است گرچه در فقه ایـن بــر استحباب اكيد حمل شده ولی روایتی که در تمام نهج البلاغه سفارشات وجود مبارک حضرت امیر به ابن حنفیه هست این است، فرمود: «الْقُرْآنُ عَهْدُ اللَّهِ إِلَى خَلْقِهِ فَقَدْ يَنْبَغِي لِلْمَرْءِ الْمُسْلِم أَنْ يَنْظُرَ فِي عَهْدِهِ وَ أَنْ يَقْرَأَ مِنْهُ فِي كلِّ يَوْمٍ خَمْسِينَ آيَة »[14] [15] فرمود بر هر مسلمانی واجب است قرآن که عهد خداست، روزی لااقل ۵۰ آیه را از نظر بگذرانند، مبادا کسی روزی کمتر از ۵۰ آیه قرآن را تلاوت بکند این کتاب نور الهی است، بسیاری از لغزشهای ما را ترمیم میکند بسیاری از چالشها را درمان میکند بسیاری از فکرها را هدایت میکند، اگر همه ما هر کدام برابر وظیفه مان عمل بکنیم نه برای دولت مشکلی پیش می آید نه برای ملت امیدواریم کــه ـ ان شاء الله ـ این چنین باشیم.
من مجدداً مقدم شما مهمانان را گرامی میدارم از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم به همه شما علم صائب و عمل صالح عطا بكند!
پروردگارا امر فرج ولی خود را تسریع بفرما!
نظام اسلامی مقام معظم رهبری مراجع بزرگوار تقلید حوزه های فقهی ،فرهنگی دانشگاهی همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
دولت و ملت و مملکت و جوانها را در سایه لطف امام زمان حمایت بفرما!
ارواح مؤمنان عالم معلمان ما ذوی حقوق ما پدران و مادران ما هر کس کتاب علمی نوشته و ما از آن بهره بردیم و بهره میبریم امام راحل شهدای انقلاب و جنگ همه را در سایه رحمت بی انتهایت با انبیا (علیهم السلام) محشور بفرما!
خطر استکبار و صهیونیست را به خود آنها برگردان
امنیت مناطق مسلمان نشین مخصوصاً ایران عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و سوریه را در سایه امام زمان تأمين بفرما!
پایان امور همه را به خیر و سعادت ختم بفرما!
غَفَرَ اللَّهُ لَنَا وَلَكُمْ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ