« فهرست دروس
درس اخلاق آیت الله عبدالله جوادی آملی

87/02/12

بسم الله الرحمن الرحیم

هماهنگی با نظام حق‌محور عالم/خودسازی اخلاقی /اخلاق توحیدی

 

موضوع: اخلاق توحیدی/خودسازی اخلاقی /هماهنگی با نظام حق‌محور عالم

 

مقدم شما بزرگواران حوزوی و دانشگاهی را گرامی میداریم و روز معلم را هم ارج می نهیم. سالروز شهادت آیت الله مطهری (رضوان الله تعالى علیه) را هم محترم می شماریم و از خدای سبحان مسئلت میکنیم ایشان و همه شهدا را با اولیای الهی محشور کند به همه شما حوزویان و دانشگاهیان برادران و خواهران سعادت و سیادت دنیا و آخر عطا کند!

 

امروز به نام روز معلم نامیده شد و این هفته هم از این منظر گرامی داشته میشود. علم از آن جهت که نور است و سازنده عالم و معلوم است از بهترین ره آورد انبیای الهی است. آنچه که عالم را می سازد علم است آنچه که باعث تحول در معلوم است علم است. عالم وقتی جهان را خوب بشناسد جهان را خوب اداره میکند.

در کتاب های فلسفی و منطقی اصطلاحاً ارسطو را معلم اول میگفتند فارابی را معلم ثانی؛ ولی مرحوم صدر المتألهین می فرمایند معلم اول وجود مبارک پیغمبر است معلم ثانی وجود مبارک حضرت امير المؤمنين (عليهما آلاف التحية و الثناء)[1] است اینها هستند که جهان را خوب تفسیر کردند؛ یک

انسان را خوب تبیین کردند؛ دو

رابطه انسان و جهان را هم خوب تشریح کردند؛ سه

لذا هم ذات أقدس الهي وجود مبارک پیامبر را به عنوان معلم کتاب و حکمت معرفی کرد فرمود: ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكمة﴾[2] [3] [4] و هم خود پیامبر (عليه و على آله آلاف التحية و الثناء) فرمود: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا»[5] . اگر مرحوم حکیم فردوسی که از مفاخر شیعیان است چنین سرود

درست این سخن گفت پیغمبر است      که من شهر علم ام علی ام در است[6]

از همین حدیث نورانی گرفته شده این یک مطلب.

ذات أقدس الهى وحى را نبوت را قرآن را به عنوان نور معرفی کرده است اسمای حسنای دیگری هم برای قرآن ذکر کرده است. اولین کاری که نور میکند قبل از تغییر و تحویل و تکمیل تفسیر است؛ یعنی وقتی آفتاب می تابد قبل از اینکه این میوه را شیرین و شاداب بکند برگها را گیاه ها را حیوانات را انسانها را زمین را فضا را به تحول وادارد قبل از هر کاری اولین حرفی که آفتاب میزند این است که روشن میکند کجا چاه است کجا راه است چه جماد است چه نبات است چه حیوان است چه انسان وقتی روشن شد آدم میبیند.

شب که تاریک است انسان نه راه را میبیند نه چاه را نه جماد را نه نبات را نه حیوان را نه انسان را تشخیص نمیدهد اولین کاری که نور میکند تفسیر واقعیت است که این واقعیت این است، بعد تکمیل میکند تغییر می دهد؛ یعنی اگر میوه را بخواهد شیرین بکند یا گیاه را بخواهد بپروراند یا هوا را بخواهد گرم بکند یا جایی را بخواهد به وضعی مبدل بکند این کارهای ثانوی نور است؛ اما اولین کاری که آفتاب میکند تفسیر اشیاست. وقتی ذات اقدس الهی به وسیله وحی و نبوت قرآن را به وجود مبارک داد، فرمود مردم! ﴿جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَ كتابٌ مُبِينٌ﴾[7] ما به شما نور دادیم وقتی نور دادیم؛ قرآن انسان را معرفی میکند که انسان چیست؟

جهان را معرفی میکند رابطه انسان و جهان را معرفی میکند.

خیلی ها خیال میکند وقتی میمیرند از بین میروند این قرآن که نور است ما را معرفی کرده فرمود خیر! شما نمی میرید بشر نمی میرد بشر مرگ را میمیراند نه مرگ بشر را از بین ببرد این مرگ هجرت است، میلاد جدید است از پوست به درآمدن است نه پوسیدن؛ نفرمود کل نفس يذوقه الموت هر کسی را مرگ می چشد فرمود: ﴿كلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ﴾[8] [9] [10] هر کسی مرگ را از بین میبرد ذائق مذوق را از بین میبرد. این روشنگری نور است. فهم یعنی فهم سواد یعنی سواد، انسان یعنی این وقتی که نور تابید ما فهمیدیم ابدی هستیم، یک موجود ابدی آن قدر قدرت دارد که مرگ را هم از پا در می آورد مرگ را میمیراند باید به فکر ابدش باشد.

اگر ما هستیم و برای ابد هستیم باید ابدی فکر بکنیم اولین کاری که قرآن میکند جهان را معرفی میکند، پرده را بر می دارد.

آنچه که در دانشگاه ها هست میگویند علوم طبیعی داریم ریاضی داریم انسانی داریم و مانند آن، اما وقتی که به مکتب قرآن کریم مراجعه میکنیم این نور وقتی تابید آسمان و آسمانی ها دریا و دریایی ها، صحرا و صحرایی ها و آنچه بين الارض و السماء» اینها را روشن کرد به ما فهماند اینها خلقت هستند نه طبیعت. وقتی خلقت شدند از آن به بعد وضع درسهای دانشگاهی ما عوض میشود ما خلقت شناسی داریم نه طبیعت شناسی؛ خدا چه کرد؟ چگونه آفرید؟ چه چیزی را آفرید؟ برای چه آفرید؟ چرا آفرید؟ ما باید چه کار بکنیم؟ آن وقت این دانشگاه میشود دانشگاه اسلامی چون قدم به قدم صحبت در این است که خدا چنین کرد خدا چنین کرد. الآن تفسير جزء علوم اسلامی است تفسیر جزء علوم اسلامی است یعنی چه؟ یعنی چه؟ یعنی مفسر لحظه به لحظه میگوید خدا چنین گفت خدا چنین گفت یک فیزیکدان یا شیمیدان و مانند آن در دانشگاه لحظه به لحظه میگوید خدا چنین کرد خدا چنین کرد آن وقت این میشود مدینه علم می گوید: «من شهر علم ام» یعنی یک شهر آفتاب است.

آفتاب یک کره خاصی است در یک گوشه آسمان؛ اما اگر کل آسمان آفتاب بود چه؟ فرمود من یکجا نیستم و یکجا را هم روشن نمیکنم من از تک تک آسمانها باخبرم خودم رفتم و آمدم دیدم. اینکه میبینید الآن – معاذ الله ـ عده ای میگویند اطلاعات وجود مبارک پیغمبر در کیهان شناسی؛ نظیر علم اعراب جاهلی بود این یک ظلم بینی نسبت به حضرت است کسی که رفته تعبیر جناب حکیم نظامی:

چنان رفته و آمده باز پس     که ناید در اندیشه هیچ کس [11]

قدم به قدم آسمانها را رفت و دید و سفر کرد و آمد او از آسمانها با خبر نیست؟! او حرف بطلمیوس را می زند - معاذ الله - يا منظور سماوات و سبع چیز دیگر است؟! الآن هم به حضرت ظلم می شود! کسی که مدعی است من شهر علم ام لااقل علوم قرآنی را باید بداند شما بعضی از خطبه های نهج البلاغه را ملاحظه بفرمایید این مثل اینکه کسی خودش رادیو ساخته از تمام قطعات یدکی رادیو با خبر است دارد گزارش میدهد که کجا برای موج است کجا برای صوت است کجا برای کم کردن است کجا روشن کردن است، کجا خاموش کردن است یک خطبه نورانی حضرت امیر درباره آسمان و زمین و هوا و فضا این است؛ اول این طور بود آسمان این طور شد بین آسمان و زمین این طور شد هوا این طور بود زمین این طور بود، اینها را کسی «الیوم» هم جرأت نمی کند حرفی بزند. در سوره مبارکه انبیاء» فرمود: ﴿أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا﴾[12] فرمود این مجموعه نظام کیهانی اول اینها بسته بودند اول بسته بودند بعد خدا باز کرد این را کدام علم میتواند بگوید؟ بطلمیوس که حرف ریاضی میزند این حرفها اصلاً در هیئت آنها نیست تا کسی بگوید ـ معاذ الله اطلاعات او در حد همان اطلاعات بطلمیوسی است آن ماده اصلی آسمانها هم یک مشت گاز بود: ﴿ثُمَّ استوى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ انْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهَا﴾[13] یا ﴿فَسَواهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتِ﴾[14] اینها که نه قبل از بطمیوس بود نه زمان بطلمیوس نه بعد بطلمیوس؛ چه کسی جرأت میکند بگوید آسمان اول آن این بود، این میلیونها سال یا میلیاردها سال قبل بود این است که میتواند بگوید «من شهر علم ام»

که من شهر علم ام علیام هم در است      درست این سخن گفت پیغمبر است

و اگر مرحوم صدر المتألهین دارد گرچه ارسطو را بشر عادی معلم اول میدانند ولى اهل تحقيق، عرفا، حكما وقتی می گویند معلم اول منظورشان وجود مبارک پیغمبر است وقتی میگویند معلم ثانى منظورشان وجود مبارک حضرت امیر (عليهما آلاف التحية و الثناء) است و اگر روز معلم است انسان باید به این شهر علم نزدیک بشود.

خود حضرت فرمود که تحصیل علم واجب است طبق دستورات الهى «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ».[15] بعد فرمود چه بخوانید یا نفرمود؟ فرمود تحصیل علم واجب است و همین طور رها کرد یا گفت چه بخوانید. فرمود تحصیل علم واجب است چه بخوانید هم گفته که «إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَة»[16] حكمت و فلسفه هست فقه و اصول هست تاریخ هست تفسیر هست ادبیات هست آیه محکمه به اصول دین بر می گردد یکی از آن به فقه و اصول بر میگردد یکی از آن هم به اخلاق و حقوق بر می گردد، اینها را فرمود: «إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ». پس هم گفت تحصیل علم واجب است هم گفت چه رشته هایی را بخوانید هم گفت همه اینها پیش ماست. اگر کسی بخواهد یک مطلب فقهی را در بیاورد به وسیله فحص و بررسی در روایات هم قواعد اصولی در آن در می آید هم قواعد فقهی در آن در می آید هم مواد فرعی در زمین شناسی هم همین طور است.

قدم به قدم جریان پیدایش باران را ذکر کرده که اول نسیمی میوزد این نسیم کم کم ابر تولید میکند این ابر کم کم باردار میشود یک نکاح و زناشویی بین ابرهاست ما ابرها را تلقیح میکنیم هر ابری باردار نیست، بعضی از ابرها با شراط خاص باید با ابر دیگر ازدواج بکنند تا باردار بشوند وقتی باردار شدند ما برای اینها رحم درست میکنیم، رحم هم ﴿فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلاله﴾[17] [18] نظیر غربال است شلنگی نیست، اگر این باران شلنگی ببارد همه مزرع و مرتع ویران میشود ما در همان آسمان این ابرهای باردار را موقع زایمان مشبک میکنیم تا قطره قطره ببارد همه اینها را گفته یا نگفته؟

اگر روایتی وارد بشود ده ها حکم فقهی و اصولی و قواعد فقهی از آن در می آید این آیات که از آنها امتن است و اقواست فرمود: «من شهر علم ام».

حالا برگردیم به همان نکته اول و همه شما را به خدا بسپاریم مهمترین کاری که معلم الهی کرد این است که کار شمس را کرده است اگر در ذیل آیه ﴿وَ الشَّمْس وَضُحَاهَا * وَ الْقَمَر إذا تلاها﴾[19] شمس بر وجود مبارک تطبیق شده است قمر بر وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله عليهما؛ اينها تطبيق است[20] البته نه تفسير مفهومی اولین کاری که کرد این است که گفت انسان چیست؟ جهان چیست؟ رابطه انسان و جهان چیست؟ بعد حالا به فکر تغییر و تحویل و تکمیل و امثال آن افتاد؛ کار نور همین طور است.

 

اگر کسی - خدای ناکرده ـ چشم خود را ببندد در تاریکی برود آفتاب را نبیند نه خود را میبیند نه معلوم را میبیند نه رابطه خود و معلوم را این اضلاع پر برکت مثلث یعنی معلوم، علم، عالم را قرآن روشن کرد فرمود شما دارید خلقت خدا را می شناسید، درس طبیعیات نمیخوانید بدن انسان مخلوق خداست؛ دیگر ما طب غیر اسلامی نداریم. یک قطره آب را ذات اقدس الهی به این صورت درآورد که الآن حداقل صد دانشکده پزشکی اگر باشد جوابگو نیست بفهمد انسان چیست؟ برای اینکه این متخصصین چشم چپ از چشم راست بی خبر هستند، متخصصین چشم از گوش بی خبر هستند، متخصصین روده از معده بی خبر هستند، یک قطره آب بود: ﴿أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى ﴾[21] الآن حداقل صد تا دانشکده میخواهد تا آدم بفهمد که یک گوشه البته بسیاری از بیماری هاست که کشف نشده هنوز آخر چطور این یک قطره آب را به این صورت در آورد؟ این خلقت شناسی است آن وقت می شود ما طب غیر اسلامی داشته باشیم. اینها خیال کردند وقتی میگویند طب اسلامی یعنی باید مواظب باشی که «لَيْسَ فِي حَرَامٍ شِفَاء»[22] این که اسلامی حرف زدن و سکولاری فکر کردن است، شما قدم به قدم دارید خلقت خدا را میشناسید. پس معلوم خلقت خداست علم هم عطیه الهی است: ﴿عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ﴾[23] هست ﴿فَالْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْواها﴾[24] هست. نباید انسان اسلامی حرف بزند و قارونی فکر بکند. قارون جرم او چه بود گفت من خودم زحمت کشیدم مال پیدا کردم آن کسی که در حوزه هست یا دانشگاه هست ـ خدای ناکرده ـ می گوید من خودم زحمت کشیدم فهمیدم این حرف قارون است قارون که دیگر بیش از این نمی گفت که گفت: ﴿إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدی﴾ [25] این بشری است. قرآن میگوید خیر، شما روزی نطفه بودید خبر نداشتید: ﴿وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا﴾[26] بعد هم که پیر شدی می گویی:

آنها که خوانده ام همه از یاد من برفت      الا حديث دوست که تکرار میکنم[27]

بعد هم پیر شدی همه از یادت می رود چه میگوید بشری است اینها را ما به تو دادیم. پس علم الهی است معلوم الهی است عالم هم که بنده ای بود که ﴿الَمْ یَک نُطْفَةٌ مِنْ مَنِي يُمْنی﴾ به این صورت درآمد، ما کجا غیر اسلامی داریم؟ ما اگر خواستیم بگوییم دانشگاه ما اسلامی است یعنی باید یک آرم جمهوری اسلامی، یک «بسم الله»، یک عکس امام و رهبری یک «اللهم کل لولیک را در کتابهایمان بنویسیم تا کتابها بشود اسلامی این است؟

اگر برای ما روشن شد که ما داریم خلقت خدا را میشناسیم و علم هم موهبت الهی است و ما هم بنده او هستیم لحظه به لحظه با او کار داریم این اضلاع سه گانه مثلث را وحی روشن کرده، دین قبل از اینکه ما را کامل کند ما را تفسیر کرده بعد تغییر داده؛ آفتاب قبل از اینکه ما را متحول کند ما را روشن میکند که ما که هستیم؛ مثلاً این درخت سیب است بعد این سیب را میپزاند این درخت گلابی است بعد آن گلابی را می پزاند اول که آفتاب تابید که پختن در آن نیست اول که آفتاب تابید روشن شدن در آن است؛ قرآن هم اول این کار را کرد بعد گفت این است بعد راه تحویل راه تکامل و امثال آن را ارائه کرده است.

من مجدداً مقدم شما حوزویان و دانشگاهیان برادران و خواهران را گرامی میداریم و این روز معلم را هم ارج می نهیم. برای همه شهدا طلب تعالی منزلت میکنیم مخصوصاً شهید آیت الله مرتضی مطهری را که روح همه شهدا ـ که همه ما در کنار سفره رحمت و احسان اینها نشسته ایم ذات اقدس الهی اینها را با انبیا و اولیای الهی محشور بکند

پروردگارا امر فرج ولی خود را تسریع بفرما!

نظام اسلامی مقام معظم رهبری مراجع بزرگوار تقلید حوزه های فقهی ،فرهنگی دانشگاهی همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!

دولت ما ملت ما ما مملکت ما جوانهای ما و این عزیزان همه را در سایه امام زمان حفظ و حمایت بفرما!

ارواح مؤمنان عالم، مراجع ماضین پدران ما و مادران ما ذوی حقوق ما معلمان ما، امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ شهید آیت الله مطهری همه را در سایه رحمتت با انبیا محشور بفرما!

امنیت مناطق مسلمان نشین مخصوصاً ایران عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و سوریه را در سایه لطف امام زمان حفظ بفرما!

مشکلات دولت و ملت مخصوصاً مسکن تورم اقتصادی ازدواج جوانها همه را در سایه رحمتت برطرف بفرما!

خشکسالی را با ریزش نزولات آسمانی برطرف بفرما!

برکت در عمر و زندگی و مال دولت و ملت مرحمت بفرما!

بين ما و قرآن و عترت در دنیا و برزخ و قیامت جدایی نینداز!

«غَفَرَ اللَّهُ لَنَا وَلَكُمْ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ»

 


[5] صحیفة الامام الرضا علیه السلام . ص58.
[6] شاهنامه فردوسی، بخش7« که من شهر علم ام در است      درست این سخن قول پیغمبرست».
[11] خمسه نظامی شرف نامه بخش 4.
[27] دیوان سعدی غزل 421.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo