« فهرست دروس
درس اخلاق آیت الله عبدالله جوادی آملی

87/01/29

بسم الله الرحمن الرحیم

رابطه سه‌گانه با خدا، خود و مردم/خودسازی اخلاقی /اخلاق اسلامی

 

موضوع: اخلاق اسلامی/خودسازی اخلاقی /رابطه سه‌گانه با خدا، خود و مردم

 

سالروز ارتحال کریمه اهل بیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها را گرامی میداریم و این مصیبت را به پیشگاه ولی عصر (ارواحنا فداه) تعزیت عرض میکنیم و مقدم شما برادران و خواهران بزرگوار و مهمانان گرامی را ارج می نهیم و از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم که زیارت همه شما را به احسن وجه بپذیرد!

آنچه که می تواند در زادروز رحلت کریمه اهل بیت برای ما نافع باشد اولاً مؤثر باشد ثانياً و وظیفه ما را در برابر زیارت کریمه اهل بیت روشن تر و شفاف تر بکند؛ ثالثاً این است که ما اگر بخواهیم یک جامعه خوب داشته باشیم شهرهای خوب داشته باشیم کلان شهرهای خوب داشته باشیم مراسم عزا یا نشاط ما یک کالبد خوب و یک روح خوبی داشته باشد یک معیار و میزانی لازم است؛ این مطلب اول.

 

مطلب دوم آن است که وظیفه برای همه ماست اما درس خواندن مقدور همه ما نیست در این ۷۰ میلیونی که در این کشور به سر میبرند یک گروه اندکی اهل حوزه و دانشگاه هستند اکثری قاطع از پژوهش و تحقیق دورند، مقدور آنها نیست که با کتابها و کتیبه ها و محافل علمی و مراکز دانشی مأنوس باشند، پس وظیفه برای همه است پژوهش دینی و تحقیق دینی حوزوی و دانشگاهی برای گروه اندک چگونه آن وظیفه همگانی با این سرمایه کم اجرا بشود؟

 

مطلب سوم آن است که آن معیار و ترازو نه در حوزه هاست نه در دانشگاه ها تا اگر کسی اهل حوزه و دانشگاه نبود از آن معیار و میزان طرفی نبندد آن معیار و میزان در درون همه ما نهادینه شده است هیچ کس بی ترازو و معیار خلق نشد این هم مطلب سوم.

 

مطلب چهارم آن است که ما تا رابطه خود با خدای خود را مستحکم نکنیم نه رابطه خود با خود را، وظیفه خود را حقوق خود را استیفا میکنیم نه رابطه خود و وظیفه خود را با دیگران خدای سبحان دو ترازو در درون ما نهادینه کرده است هیچ کس نیست بدون این سرمایه خلق شده باشد و هیچ کس را بدون این معیار مکلف نکرده است از همه ما این مثلث سه ضلعی را خواست؛

رابطه با خدا

رابطه با خلق خدا،

رابطه با خود

این مثلث را موظفاً از همه ما خواست و معیارها را در درون همه ما نهادینه کرد گفت دست به این ترازو نزنید دست به این معیار نزنید اگر این ترازو آسیب دید نه ضلع اول نه ضلع دوم نه ضلع سوم سالم نمی ماند، افت و آفت دست شما هست آسیب دامنگیر شما هست نه آسیب را میشناسید نه توان آسیب زدایی دارید.

 

بیان مطلب این است فرمود که من انسان را گرچه از علوم حوزوی و دانشگاهی تهی خلق کردم به او دستور دادم که درس بخوان: ﴿وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾[1] یعنی این علوم حوزوی و دانشگاهی در درون شما زاد روز شما نبود هیچ کدامتان مهندس و دکتر نبودید، فقیه و حکیم نبوديد؛ ﴿جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ﴾ مجارى ادراک درون و بیرون به شما دادیم تا بروید حوزه و دانشگاه یا حکیم و فقیه بشوید یا طبیب و مهندس بشوید و مانند آن. این یک سلسله علوم؛ اما همه شما را با سرمایه خلق کردم آنجا نکره در سیاق نفی است فرمود: ﴿وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِأُمَّهَاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً﴾ این نکره در سیاق نفی است. از این علوم اصطلاحی حوزه و دانشگاه چیزی در زاد روزتان بلد نبودید؛ اما من روحی به شما دادم که به من مرتبط است و شما خلیفه من هستید و در این روح آن ترازو و معیار را من نهادینه کرده ام ﴿و نفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا * فَالهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا﴾[2] شما دارای روح با الهام هستید، «ملهم خود من هستم نه من اشتباه میکنم نه کار من خطاست نه روح شما که خلیفه من است خطاپذیر است، این دستگاه دستگاه عصمت است هم من مطالب خوب را الهام کردم هم به خوبی الهام کردم و هم شما به خوبی گرفتید: ﴿وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا * فَالَهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا﴾ این «فاء» ﴿فالهمها﴾، «فاء» تفسیریه است؛

یعنی ﴿سواها﴾ را تفسیر میکند فرمود سوگند به خدایی که روح را «مستوى الخلقه» آفرید! انحراف و کژی و کج راهه و کج گیری در روح نیست این روح ناقص نیست مستوی الخلقه است. آنگاه سؤال در این است که روح مثل بدن نیست که دست و پا داشته باشد تا بگوییم مستوى الخلقه» است یا نه؟ فرمود استوای خلقت روح همان فضل و دانشی است که من به او داده ام بدن ناقص الخلقه است یا چشم ندارد یا گوش ندارد یا دست ندارد یا پا ندارد روح اگر ناقص الخلقه باشد یعنی الهام ندارد فرمود ما روح ناقص الخلقه» نداریم بدن ناقص الخلقه» ممکن است باشد اما روح ناقص الخلقه» کسی خلق نکرده است، ﴿وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَاهَا﴾.

 

«فان قیل» معنای تسویه چیست؟

جواب: ﴿فَالْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقواها﴾ ما با خودمان با فجور تقوا رابطه برقرار کنیم

می فهمیم با خدایمان با فجور تقوا رابطه برقرار کنیم میفهمیم با مردم با فجور و تقوا رفتار بکنیم میفهمیم، این معیار را به ما داد. پس اگر وظیفه همگانی است ترازو هم همیشگی و همگانی است اگر تکلیف همگانی است معیار هم همگانی است؛ این هم یک بحث.

 

می ماند «کیفیت اجرا ما با داشتن این ترازو چرا بی راهه میرویم؟ این مشکلات ما پس چیست؟ این آسیبها و آفتها چیست؟ جواب آن این است که ما مادامی که امین خدا باشیم خلیفه یعنى خليفه،[3] ما بخواهيم نان خلافت را بخوریم و حرف خودمان را بزنیم دیگر خلیفه نیستیم تمام کرامت[4] انسان به استناد خلافت اوست اگر کسی خلیفة الله» شد باید حرف مُستخلف عنه» را بزند نه حرف خود را اگر کسی قائم مقام یک وزیر بود، مدیر کل مؤسسه ای بود که معاون وزیر است و جانشین وزیر این حرمت جانشینی را فراهم دارد یعنی حرف خود را میزند آنجا که نشسته تلفن دست او است کار خود را میکند این میشود خائن، چرا؟ چون حقوق و ارزش خلافت و جانشینی را میگیرد ولی کار خود را میکند اگر کسی - خدای ناکرده - بر اساس ﴿أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ ﴾[5] کار کرد، این کرامت را مصادره میکند میگوید انسان کریم است چون خدا فرمود، انسان «خليفة الله» است چون خدا فرمود، این درست است اگر خلیفة الله» هست چه اینکه هست باید حرف «مستخلف عنه» را بزند نه حرف خود را اگر حرف خود را زد غاصبانه زندگی کرد این با خود مشکل دارد با جامعه مشکل دارد با خدا مشکل دارد چطور میشود کسی قائم مقام یک مدیر کل باشد امضای قائم مقامی بکند از طرف چه کسی امضا بکند آن وقت آنجا که نشسته کار خود را انجام بدهد؛ این یک خطر.

این خطر کم کم آن ترازو را آسیب میرساند به هر حال ترازو که برای ابد محفوظ نمی ماند اگر کسی ترازویی در مغازه اوست دستکاری بکند این ترازو کم نشان بدهد زیاد نشان بدهد این معیاری ندارد. اگر ما این ترازو را به هم زدیم آن وقت نه میفهمیم که بدی نسبت به خود چیست؟ نه میفهمیم بدی نسبت به جامعه چیست؟ نه تضييع «حق الله» را میفهمیم؛ این اضلاع سه گانه مثلث از دستمان در میرود. فرمود من به تو ترازو دادم تو می خواهی بفهمی چه نسبت به مردم بد است خیلی شفاف است هر چه نسبت به تو بد است نسبت به دیگران هم بد است این مثل دو دو تا چهارتاست دست به این نزن اگر کسی - خدای ناکرده ـ دوبار، سه مرتبه، ده مرتبه بی راهه برود این ترازو دیگر جواب نمیدهد دیگر کار نمیکند این را که ﴿وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا﴾[6]

 

﴿دَسَّاهَا﴾ یعنی چه؟

یعنی اگر من به شما نهال دادم زمین دادم آب دادم گفتم این هم درخت خرما و به کار میوه شیرین است شما مرتبه اول بی اعتنایی کردی به او آب ندادی مرتبه دوم بی اعتنایی کردی، مرتبه سوم بی اعتنایی کردی مرتبه چهارم یک ضربه زدی مرتبه پنجم تبر زدی میخشکد. فرمود این ترازو را یک مرتبه روی آن خاک ریختی دوبار خاک ریختی سه مرتبه خاک ریختی این را دفن کردی زنده به گور کردی، این می شود: ﴿قَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا﴾، ﴿دساها﴾ یعنی «دسسها» یک دانه از «هاء» آن همان «سین» بود که تبدیل شد به «یاء» و بعد «الف» اصل آن باب تفعیل است «دسس» تفعیل «دس» است این دس» که مضاعف است همان دسیسه و فتنه است. اگر کسی چیزی را در خاک دفن میکند و روی آن خاک میریزد کسی نفهمد این را می گویند دسیسه کرده فتنه همین قبیل است اگر خیلی آشوبگر باشد خیلی خاک بریزد، خیلی دفن بکند، این ثلاثی مجرد میشود ثلاثی مزید این دس» آن میشود «دسس» این دسیسه آن میشود «تدسیس». فرمود اگر کسی این جان بیچاره دفن کرده او واقعاً نمی فهمد حق ملت یعنی چه حق دولت یعنی چه، حق خدا یعنی چه حق خودش یعنی چه؟ چون این ترازو را به هم زده؛ لذا موعظه هم در او اثر نمیکند سخنرانی هم اثر نمیکند.

چرا سخنرانی از این گوش میآید از این گوش میرود؟ شما این درخت خرمایی که میوه شیرین میدهد چندین مرتبه به او ضربه زدید تمام پوسته آن را کندید حالا بروید زیر گوش آن و مدام موعظه بخوانید، این واقعاً اثر ندارد، می شود: ﴿ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ﴾[7] [8] برای اینکه آن ترازو را دفن کرده. چه اثر دارد بنابراین وقتی حرف در ما اثر میکند سخنرانی اثر میکند کتاب خواندن اثر میکند، اگر حوزه آمدیم یک عالم ربانی میشویم اگر دانشگاه رفتیم یک استاد سودمند میشویم که این ترازو را دست نزنیم به آن، اگر زدیم واقعاً درک نمی کنیم، این هم یک مطلب.

 

یک بیان لطیفی سيدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبایی (رضوان الله علیه در تفسیر المیزان دارند که این بیان لطیف تر از معنای معروفی است که مفسران در آن آیه ذکر میکنند آن آیه این است که ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىشَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالإنجيل﴾[9] ذات أقدس الهی به مسیحی ها و یهودی ها میفرماید که شما «علی شیء» نیستید تا اینکه تورات و انجیل را اقامه بکنید، معروف بين اهل تفسير این است که یهودی ها اگر شما بخواهید ارزش داشته باشید ارزش شما در این است که تورات را عمل بکنید مسیحی ها اگر واقعاً بخواهید ارزش داشته باشید ارزش شما در این است که انجیل را عمل بکنید تا به تورات و انجیل عمل نکردید ارزش ندارید: ﴿لستم عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالإنجيل﴾ این معنایی است که معروف عند اهل التفسير» است؛

اما سيدنا الاستاد(رضوان الله علیه) می فرماید خیر! معنای لطیف تری هم دارد آن این است که ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَ الإنجيل﴾ شما یک پایگاه ندارید تا تورات و انجیل را اقامه کنید، شما با کدام پایگاه با کدام اعتقاد فکری میخواهید این تورات را اقامه کنید اگر کسی کاری انجام بدهد پای او باید به زمین باشد یا نه؟ میخواهد باری را بردارد اگر پایگاهی نداشته باشد پای او روی زمین نباشد لغزان باشد او که نمی تواند باری را بردارد. وقتی کسی میتواند باری را بلند کند چمدانی ساکی را بردارد که پای او روی زمین باشد محکم باشد.

 

این آیه میگوید تا شما یک پایگاه فکری اعتقادی برهانی نداشته باشید نمیتوانید عمل بکنید. برابر این معنای لطیف از آیه میشود فهمید دولتیها ملیها بین دولت و ملت ما بخواهیم «حق الله» را یک ضلع؛ «حق الناس» را یک ضلع دیگر؛ حق خودمان را ضلع سوم اضلاع این مثلث را بشناسیم و عمل بکنیم باید یک پایگاه داشته باشیم، این پایگاه ما در درون ماست؛ یعنی این فطرت را به هم نزنیم، همه ما میفهمیم چه چیزی بد است چه چیزی خوب است خیلی چیز بلد هستیم آن اصطلاحات را ممکن است بلد نباشیم شما الآن هزار کار پیشنهاد بدهند از رومیزی و زیرمیزی کجا را ما نمی فهمیم چه چیزی را ما نمی فهمیم ما خیلی چیز بلد هستیم؛ منتها اصطلاحات و آن فنون و آن دقایق اصطلاحی را بلد نیستیم بله اما چه چیزی خوب است چه چیزی بد است

همه ما میفهمیم. این حرفی که ما میزنیم آیا طرف را می رنجاند یا نمی رنجاند کاملاً میفهمیم، اگر به ما بگویند بدمان می آید ما هم یک حقیقت هستیم فرمود من به شما معیار دادم در روایات ما فراوان آمده است «فَأَحبب لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اكْرَهُ لَهُ مَا تُكَرَهُ لَهَا »[10] چیزی را که برای خودت قبول نداری برای دیگران قبول نداشته باش چون دیگران هم همین ترازو را دارند و شما بدتان میآید آن هم همین است. این ترازو را من به شما دادم.

سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی تا زنده ایم هست نه اینکه حالا یک سال نام آن اتحاد ملی بود. ما بدون اتحاد که نمی توانیم زندگی کنیم ما بدون احترام نمیتوانیم زندگی کنیم همه را باید محترم بدانیم همه را باید گرامی بشماریم. پایان بخش عرض من این است که امروز روز زیارت است و در زیارتنامه خواندید که «يَا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ شَأْنَا مِنَ الشَّان»[11] ؛ شفاعت لغتاً از «شفع» است یعنی جفت، انسان وقتی که مجرم است

تنها به محکمه میرود آسیب میبیند؛ یک متهم وقتی تنها به محکمه رفته کسی نیست از او دفاع بکند یا کسی نیست شفاعت بکند او آسیب میبیند این یک قاضی اگر تنها به محکمه آمده بالای سرش ترازوی عدل هست قاضی عادل و تنهایی عدل روی میز نشسته این هم کار ما مشکل است دو اگر ما شفیع داشته باشیم؛ یعنی کسی باشد که از طرف ما عذرخواهی بکند یک اگر قاضی با عدل نیاید بلکه با عدل و عفو بیاید، دو؛ هم عفو شفع عدل باشد، هم ما کسی داشته باشد که همراه ما بیاید؛ هم ما جفت هستیم هم او جفت؛ هم عدل او با احسان و عفو او دارد محکمه را اداره میکند هم ما با کسی رفتیم که در محکمه آبرومند است؛ این میشود شفاعت ما از ذات اقدس الهی میخواهیم تو شفیع ما باش آن دعای معروف است که الهی عاملنا بفضلك و لا تعاملنا بعد لک»[12] خدایا! تو اگر به تنهایی بخواهی به محکمه بیایی به عنوان عادل با ما رفتار کنی کار ما مشکل است؛

اما اگر عدل تو با فضل، عدل تو با احسان عدل تو با عفو که ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ﴾[13] دوتایی بخواهند در محکمه بیایند مشکل ما حل است الهی عاملنا بفضلك و لا تعاملنا بعدلک این میشود «شفع» یعنی جفت یعنی خدایا! قاضی محکمه تنها نباشد و تر نباشد عدل نباشد ما از عدل می ترسیم ما از عادل می ترسیم؛ اما از عدل و احسان از عدل و عفو هراسی نداریم خود ما هم به تنهایی بیاییم رویمان نمیشود «هولاء شفعائنا عند الله» با اهل بیت میخواهیم بیاییم با قرآن میخواهیم بیاییم ما که دوتایی آمدیم اینها آبرومندند که می گویند «الشَّفِيعُ جَنَاحَ المذنب»؛[14] بال انسان گناهکار است که با او میتواند پرواز کند پس معنای شفاعت این است.

ما در این زیارتنامه هم از وجود مبارک فاطمه معصومه (سلام الله علیها یا در سایر مشاهد از معصومان دیگر ( علیهم السلام میخواهیم شفیع ما باشند هم در سجده های نماز و دعاهای نماز از خدا میخواهیم که شفیع ما باشد، چون در روایات دارد که «وَ آخَرُ مَنْ يَشْفَعْ هُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمِين »[15] [16] جایی که شفاعت همه شفعا تمام شد

دیگر دسترسی به ما ندارند یا ما به آنها دسترسی نداریم، آخرین شفیع خود ذات اقدس الهی است «وَ آخَرُ مَنْ يَشْفَعْ هُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمِين». یک بیان نورانی وجود مبارک حضرت امیر (سلام الله علیه دارد همه بیانات آنها نورانی است بعد از اینکه فرمود شما به هر حال مگر نمی خواهید آبرومند باشید؟ حالا یک وقت روزنامه ای رسانه ای چیزی مینویسد آدم خجالت میکشد یا میگوید مبادا آبروی ما برود آن در حالی که گذراست به هر حال ۱۰ سال ۲۰ سال است زود میگذرد؛ اما در صحنه قیامت اولین و آخرین هستند مگر آن آبروریزی قابل تحمل است. وجود مبارک حضرت امیر فرمود ما شفیع هستیم از شما شفاعت میکنیم؛ اما ما را خسته نکنید «إعياء» یعنی خسته کردن، عی» یعنی خستگی: ﴿ فَعَيينا بِالْخَلْقِ الأَوَّلِ﴾[17] یعنی مگر ما خسته شدیم؟! این باب ثلاثی مجرد است. «أعیی» یعنی خسته کرد. «لَا تُعَنُّونَا فِي الطَّلَب وَ الشَّفَاعَةِ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ »[18] آخر ما چقدر خسته بشویم! چقدر آبرو بدهیم تا از شما شفاعت کنیم ما شفیع هستیم اما تا چه اندازه ما هم تحملمان محدود است «لَا تُعَنُّونَا فِي الطَّلَبِ وَ الشَّفَاعَةِ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا قَدَّمْتُمْ لَا تَفْضَحُوا أَنْفُسَكُمْ عِنْدَ عَدُوكُمْ فِي الْقِيَامَةِ » حالا پیش دوستانتان حاضر نیستید خجل بشوید چگونه پیش دشمنانتان حاضرید خجل بشوید آبرویتان را حفظ بکنید!

روی گردآلود بر زی او که اندر کوی او      آبروی خود برای گر آبروی خود بری[19]

این از لطایف حرفهای حکیم سنایی است یعنی اگر کسی خواست پیش خدا برود، نمی تواند بگوید خدایا! من این همه زحمت کشیدم در حوزه ها در دانشگاهها در خدمات اداری در خدمات اجتماعی در راه تو خدمت کردم چون همه اینها نعمتی است که او داد اگر کسی بگوید خدایا من این خدمات را آوردم این معلوم میشود با ادعا رفته؛ اما اگر بگوید من با روی سیاه آمدم آنچه که کردم که توفیقی بود تو دادی، من از خودم چیزی ندارم: «روی گدآلود بر زی او »؛ «زی او» یعنی به طرف او.

روی گرد آلود بر زی او که اندر کوی او      آبروی خود بری گر آبروی خود بری

اگر آمدی گفتی خدایا من چهل پنجاه سال زحمت کشیدم عالم شدم جواب آن این است که اینها را که ما به تو دادیم تو چه چیزی آوردی؟ اگر کسی بگوید من این همه کارها را کردم همان جا آبروی خود را میبرد یا آبروی او را میبرند؛ اما اگر بگوید من فقیرم چیزی نیاوردم هیچ کاری از من ساخته نبود؛ او را ممکن است بخرند. بنابراین اینها از ما شفاعت میکنند؛ اما از ما خواستند که کاری نکنید که ما آنجا خیلی خسته بشویم «تُعَنُّونَا فِي الطَّلَب وَ الشَّفَاعَةِ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا قَدَّمْتُمْ لَا تَفْضَحُوا أَنْفُسَكُمْ عِنْدَ عَدُوكُمْ فِي الْقِيَامَةِ»؛ در دنیا کسی حاضر نیست رسوا بشود پیش دوستان چه رسد پیش دشمنان من مجدداً این روز را ارج می نهم و ارج می نهیم و به پیشگاه ولی عصر (ارواحنا فداه تعزیت عرض میکنیم و مقدم شما بزرگواران امام جمعه محترمی که در جمع ما هست، مسئولان محترمی که در جمع ما هستند دانشجویان دانش آموزان برادران و خواهران دانش پژوه محقق و قرآن پژوه را ارج می نهیم امیدواریم که سعی همه شما - ان شاء الله - مشکور باشد!

پروردگارا امر فرج ولی خود را تسریع بفرما!

نظام اسلامی مقام معظم رهبری مراجع بزرگوار تقلید حوزه های فقهی فرهنگی دانشگاهی، همه را در سایه

امام زمان حفظ بفرما!

دولت ما ملت ما، مملکت ما تمامیت ارضی ما جوانهای ما زائران ما و این عزیزان را در سایه لطف امام

زمان حفظ بفرما!

ارواح مؤمنان عالم، احیا و امواتشان امام راحل شهدای انقلاب و جنگ همه را در سایه رحمتت با انبیا

محشور بفرما!

مشکلات دولت و ملت را در سایه لطف امام زمان برآورده بفرما!

مرضای مسلمانها را در سایه لطف ولی ات درمان بفرما!

حوایج مشروعه همه را در سایه لطف امام زمان برآورده بفرما!

زائران و مسافران را در سایه لطف امام زمان به اوطانشان برگردان

خطر بیگانگان مخصوصاً استکبار و صهیونیست را به خود آنها برگردان!

پایان امور همه را به خیر و سعادت ختم بفرما!

غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»

 


[19] دیوان اشعار سنایی، قصیده 185.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo