« فهرست دروس
درس اخلاق آیت الله عبدالله جوادی آملی

87/01/22

بسم الله الرحمن الرحیم

ایمان و عمل صالح عالم را همنشین ملائکه میکند/مقام عالم /فضیلت علم

 

موضوع: فضیلت علم/مقام عالم /ایمان و عمل صالح عالم را همنشین ملائکه میکند

 

مقدم شما مهمانان بزرگوار را گرامی می‌داریم؛ عزیزانی که اسامی شریفشان برده شد یا دوستان دیگری که اسامی شریفشان بازگو نشد، مقدم همه را ارج می‌نهیم و از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم به همه ما و شما و علاقه‌مندان قرآن و عترت توفیق احیای معارف الهی را بیش از گذشته - إن شاء الله - عطا کند!

خداوند برخی از کارها را به دست فرشته‌ها انجام داد و آن جهان طبیعت است یا در آسمان و موجودات آسمانی یا در زمین و موجودات زمینی. درباره آسمان‌ها فرمود: ﴿وَ أَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءِ أَمْرَها﴾[1] درباره هر آسمانی وحی ویژه را به آنها ابلاغ کرده است و آنها گردانندگان امور آسمانی‌اند. درباره زمین هم جمادات، معادن، حیوانات، گیاهان اینها را آفرید و برای هر کدام مدبّر و مربی خاص مشخص کرد که عهده‌دار آن کارند. اما انسان‌ها را مانند فرشته مسئول بخش‌های خاص قرار داد؛ یک سلسله مطالب است به عنوان عقاید، به عنوان اخلاق، به عنوان ایمان، به عنوان عمل صالح که این‌ها حقایق خارجی‌اند؛ منتها عناوین اعتباری آن‌ها را همراهی می‌کند. همه این امور در مخزن الهی موجود است؛ چیزی نیست که شیء بر او صادق باشد مگر اینکه در مخزن الهی حضور دارد. برابر آنچه در این آیه هست: ﴿إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَ مَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ﴾[2] هر چه که مصداق شیء است این چندین خزینه دارد؛ نفرمود «إن من شيء إلا عندنا خزینته» که مفرد باشد؛ فرمود: ﴿إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ﴾؛ هر چه که مصداق شیء است عنوان شیء بر آن صادق است؛ خواه از سنخ عقاید و اخلاق و ایمان و اعمال صالح باشد؛ خواه از سنخ آسمان و زمین و موجودات کیهانی باشد؛ هر چه شیء بر آن صادق است چندین خزینه دارد؛ ﴿إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ﴾.

تنزل این امور از آن مخزن به جهان شهادت این گاهی به دست فرشته‌هاست، گاهی به دست ما. فرشته‌هایی که مأمورند، موکل هستند به امور آسمان و زمین، این‌ها آن حقایق علمی را تنزل می‌دهند و تنزلش هم به نحو تجلی است نه تجافی؛ تنها قرآن را خدا نازل نکرده؛ فرمود آهن را ما نازل کردیم؛ نازل کردیم یعنی نازل کردیم نه خلق کردیم. آیاتی که دارد ما موجودات زمین را خلق کردیم یک طایفه دیگر است؛ اما آهن را ما نازل کردیم: ﴿وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ﴾[3] این ﴿أنزلنا﴾ به معنای «خلقنا» نیست، ﴿أنزلنا﴾ به معنای ﴿أنزلنا﴾ است؛ منتها طبق بیان نورانی حضرت امیر در نهج [البلاغه] که فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتجلّى لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ»[4] که آفرینش بر محور تجلی الهی است و نه تجافی. ما نازل کردیم، نازل کردیم یعنی حقیقت آن نزد ماست، رقیق‌اش کردیم، پایین آوردیم، رقیق‌تر کردیم، پایین‌تر آوردیم، رقیقِ رقیق کردیم، در دسترس شما قرار دادیم. الآن یک فقیه یا یک مفسر یا یک حکیم، وقتی یک مطلب عمیق علمی را در عاقله خود پروراند، آن را می‌خواهد بیان کند یا با بنانش بنویسد، به صورت یک سخنرانی بگوید یا درس بگوید یا کتاب بنویسد؛ همان‌ها را تنزل می‌دهد، می‌گوید من آنچه را که در ذهنم بود گفتم؛ این «آنچه در ذهنم بود گفتم» با «هوهویت» می‌گوید؛ یعنی اینکه من گفتم عین همان است که در ذهن من است. اما این حکیم یا این فقیه آن مطلب عمیق علمی را که تجافی نداد که از ذهنش روی کاغذ بریزد آن طوری که باران به زمین می‌آید. این را رقیق کرد از قوه عاقله به متخیله آورد، به صورت واهمه و خیال‌پردازی کرد که آیا من این مطلب را به صورت عربی بنویسم یا فارسی؟ اگر خواستم عربی بنویسم باید چند تا مقدمه داشته باشد؟ چند تا فصل داشته باشد؟ خاتمه‌اش چه باشد؟ چند صفحه باشد؟ این‌ها را در ذهنش نقشه‌برداری می‌کند، بعد دست به قلم می‌کند می‌نویسد یا شروع به سخنرانی می‌کند، بیان می‌کند؛ این‌ها را می‌گویند تجلی؛ که اصل محفوظ است، آن رقیق‌اش حد میانی را تأمین می‌کند، رقیقِ رقیق‌اش به صورت گفتار در می‌آید که است و شنیدنی یا به صورت کتابت در می‌آید که نقش است و دیدنی؛ این را می‌گویند تجلی.

فرمود ذات اقدس الهی عالم را بر اساس تجلی آفرید و نه تجافی: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتجلّى لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ». خلقت به معنای تجلی، انزال به معنای تجلی؛ در آهن هست، در دام‌ها هست. فرمود: ﴿وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ﴾[5] ، ﴿وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ﴾؛[6] ما چند جفت دام برای شما نازل کردیم؛ هم مذکر و مؤنث نازل کردیم، هم وحشی و اهلی نازل کردیم؛ این گوسفند اهلی و وحشی، این گاو وحشی و اهلی، این گاو مذکر و مؤنث، این‌ها را ما نازل کردیم: ﴿أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ﴾.

حالا فرشتگان فراوانی در کیفیت تجلی موجودات زمینی نقش دارند. یک سلسله مطالب است که انسان‌ها را به منزله فرشته قرار داد که مجاری این تجلی باشند؛ آن عقاید است، آن اخلاق است، آن ایمان است، آن عمل صالح است؛ این‌ها هم اشیاء در مخزن الهی‌اند. این علوم را ذات اقدس الهی که در مخزن غیبی دارد، به وسیله حوزویان و دانشگاهی‌ها تجلی می‌دهد که در خارج پیاده بشود؛ علما می‌شوند مجاری فیض ذات اقدس الهی، مثل ملائکه می‌شوند. یک عده آن قدر قداست پیدا می‌کنند که ملائکه بر آن‌ها نازل می‌شوند: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ﴾[7] . این چنین نیست که انسان آن ارج را نداشته باشد که مهبط فرشته‌ها باشد؛ البته آن فرشته‌های خاص که وحی الهی می‌آورند، آن‌هایی که احکام تشریعی می‌آورند، آن‌هایی که اخبار غیبی می‌آورند، آن‌ها مخصوص انبیا و ائمه (علیهم الصلاة و علیهم السلام) هستند با تفاوتی که بین خود آن‌هاست. اما این فرشته‌هایی که الهام‌آورند، این فرشته‌هایی که پیام تأییدیه را می‌آورند، انسان را استقامت می‌بخشند، این‌ها نصیب عالمان دین خواهد شد.

بنابراین رسالت اصلی حوزویان و دانشگاهیان این است که در ردیف ملائکه بیفتند. این بیان نورانی را وجود مبارک امام سجاد (سلام الله علیه) دارد که در فضل عالمان دین همین بس که ذات اقدس الهی نام علما را در کنار فرشته‌ها ذکر می‌کند که: ﴿شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ﴾[8] . این استنباط وجود مبارک امام سجاد (سلام الله علیه) است که عالمان دین در کنار فرشته در سوره مبارکه «آل عمران» مطرح‌اند؛ حالا عده‌ای هم قرین حیوانات دیگر هستند که در آیات دیگر طرح می‌شود. اگر حرمت علم این قدر هست که عالمان دین همتای فرشته در جوار رحمت الهی بیارمند که ﴿شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ﴾ انسان هم می‌تواند با این همسفرانش خیلی از راه‌ها را طی کند؛ فرمود با فرشته‌ها همسفرید، با انبیا همسفرید، با صدیقین همسفرید، با صالحین همسفرید. این مضمون در سوره مبارکه «نساء» هست که: ﴿مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا﴾.[9] فرمود اگر کسی مطیع خدا و پیامبر بود، دین‌دار بود، دین‌باور بود، او در این سفر همراهان خوبی دارد؛ با انبیا هست، با صدیقین هست، با صلحا هست، با شهدا هست. پس ما این لیاقت را داریم که هم با ملائکه باشیم برابر آیه سوره مبارکه «آل عمران»؛ هم با نبیین و صدیقین و صلحا و صالحین و شهدا باشیم برابر سوره مبارکه «نساء»؛ این لیاقت را داریم.

حالا راهش چیست؟ فرمود کاری که من در جهان خارج به وسیله ملائکه انجام می‌دهم می‌خواهم در مسائل اعتقادی و علمی و عمل صالح به دست شما انجام بگیرد. عقاید نظیر باران نیست، نظیر آهن نیست، نظیر چدن نیست که در خارج یافت بشود؛ این مجرای هستی و انسانیت انسان است، این باید به دست انسان انجام بشود. فرمود اول شما باید این‌ها را یاد بگیرید، بعد از اینکه یاد گرفتید این‌ها را موجود عینی بکنید، موجود خارجی بکنید؛ منتها خارجیت آن همان در حوزه جان خود شماست. این بیرون از جان شما چیزی به نام عقیده و ایمان و تقوا و عدل نیست؛ این‌ها اوصاف نفسانی‌اند؛ اوصاف نفسانی خارجی بودن آن به این است که در جان وجود پیدا کند؛ این‌ها وجود ذهنی نیست، درکش وجود ذهنی است، عملش وجود خارجی است؛ منتها خارج بودنش در همان نفس است. عدالت که امر ذهنی نیست، تقوا که امر ذهنی نیست، طهارت که امر ذهنی نیست؛ این‌ها یک موجود اصیل خارجی‌اند، منتها جایش نفس است. فرمود وقتی این‌ها را یاد گرفتید این امور ذهنی را خارجی کنید؛ این بیان نورانی حضرت امیر (سلام الله علیه) است که: «لَا تَجْعَلُوا عِلْمَكُمْ جَهْلًا وَ يَقِينَكُمْ شَكّاً إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا».[10] شما چیزی را که یاد گرفتید این صورت ذهنی است به اصطلاح حمل اولی است، این را جامه حمل شایع بپوشانید، وجود خارجی کنید؛ خارجیت آن در همان جان شماست. آن بخشی که مربوط به نظر و اندیشه است این را با تلاش و کوشش خودتان فرشته‌گونه این را به انگیزه تبدیل کنید بشود عمل صالح، وقتی عمل صالح شد می‌شوید با ملائکه همراه، می‌شود با انبیا و صدیقین و صلحا و شهدا همراه. «لَا تَجْعَلُوا عِلْمَكُمْ جَهْلًا وَ يَقِينَكُمْ شَكّاً إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا»؛ آدم یک سلسله مطالبی را برای حکمت نظری خود باور دارد یقینی است؛ اما چون عمل نمی‌کند، این یقین است در حکمت نظر و شک است در حکمت عمل؛ تناقض نیست چون دو تا است؛ هذا یقین، هذا لیس بیقین؛ یقین است به لحاظ علم و یقین نیست به لحاظ عقلِ عمل؛ چون حمل‌ها فرق می‌کند لذا تناقضی در کار نیست. فرمود شما یقین‌تان را شک قرار ندهید، علم‌تان را جهل قرار ندهید.

همه این بیانات نورانی حضرت امیر برداشت شده از آیه سوره مبارکه «زمر» است. در آن آیه مبارکه «زمر» فرمود که ما گفتیم عالم و غیر عالم فرق نمی‌کند: ﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[11] که این استفهام انکاری است؛ یعنی «لا یستوی». این «لا یستوی» یعنی ارج و ارزش عالم و غیر عالم یکسان نیست، یک؛ توقعی که از عالم و غیر عالم می‌رود یکسان نیست، دو؛ مسئولیت عالم و غیر عالم یکسان نیست، سه. ﴿هَلْ يَسْتَوِي﴾ تنها آن بعد اثباتی را نمی‌فهماند، بعد نفی‌ای را هم می‌فهماند؛ یعنی مسئولیت عالم و غیر عالم فرق می‌کند، توقعی که از عالم و غیر عالم داریم یکسان نیست، البته ارزش عالم و غیر عالم هم یکسان نیست؛ اما همه‌اش ناظر به این قسمت اثباتی نیست. چرا فرمود: ﴿هَلْ يَسْتَوِي﴾ یعنی «لا یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون»؟ اینکه مستحضرید یک آیه نیست، این ذیل آیه ای است که در سوره مبارکه «زمر» آمده؛ صدرش مربوط به مسئله عمل صالح است: ﴿أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾.[12] اول سخن از نماز شب است؛ فرمود آن که شب‌ها بر می‌خیزد و اهل ناله و اشک است و از پایان کار خود می‌ترسد، یک؛ به رحمت الهی امیدوار است، دو؛ اول مسئله ایمان است و اخلاق است و عمل صالح، بعد مسئله درس حوزوی و دانشگاهی، ﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ﴾؛ یعنی این عالمی که قانت است ﴿آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ﴾ این از خدا نمی‌ترسد، این از پایان کار خود می‌ترسد؛ خدا که رحمت محض است، هراس ندارد؛ کاملاً این لحن‌ها را عوض کرده؛ نفرمود این از خدا می‌ترسد، گفت این از پایان کار خودش می‌ترسد ولی امید او به خداست؛ ﴿يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ﴾ خدا که جای هراس نیست او رحمت محض است، رحمت او هم که ﴿وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ﴾.[13] یک چنین آدمی که می‌فهمد خطر برای پایان راه اوست یک، امید در دستگاه الهی است دو؛ بین خوف و رجا خود را تعدیل کرد سه؛ آنگاه وارد حوزه و دانشگاه می‌شود، می‌شود عالم؛ چنین عالمی با دیگران فرق دارد. او اگر مسئولیت پذیرفت با دیگران فرق دارد، تدریس پذیرفت با دیگران فرق دارد، هدایت جامعه را به عهده گرفت با دیگران فرق دارد. بنابراین ﴿أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ﴾؛ آن وقت ﴿قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾. از این آیه سوره مبارکه «زمر» همان بیانات نورانی حضرت امیر (سلام الله علیه) کاملاً استنباط می‌شود که فرمود: «لَا تَجْعَلُوا عِلْمَكُمْ جَهْلًا وَ يَقِينَكُمْ شَكّاً إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا»؛ اگر - إن شاء الله - عمل کردیم آن عقاید، آن اخلاق، آن ایمان، این اعمال صالح برکات الهی‌اند که به دست ما در خارج یافت می‌شوند؛ همان‌طوری که به دست فرشته‌ها حقایقی در جهان عین یافت می‌شود به دست انسان‌های صالح معارفی در جهان خارج یافت می‌شود که امیدواریم همه شما - إن شاء الله - مشمول این برکات باشید، ما هم بی‌بهره نمانیم. من مجدداً مقدم شما بزرگواران را گرامی می‌دارم.

از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم امر فرج ولی‌اش را تسریع بفرماید!

نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزه‌های فقهی، فرهنگی و دانشگاهی همه را در سایه امام زمان حفظ بفرماید!

ارواح مؤمنان عالم، احیا و امواتشان، مراجع ماضین، عالمان دین، معلمان ما، امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ، همه را در سایه رحمت بی‌انتهایش با انبیا (علیهم السلام) محشور بفرماید!

امنیت مناطق مسلمان‌نشین، مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و سوریه را در سایه امام زمان حفظ بفرماید!

دولت و ملت و مملکت را در سایه امام زمان تأیید بفرماید!

خطر بیگانه ها را به خود آن‌ها برگرداند!

پایان امور همه را به خیر و سعادت ختم بفرماید!

«غفر الله لنا ولكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo