1404/10/02
بسم الله الرحمن الرحیم
مباحث الفاظ / اوامر / الامتثال بعد الامتثال / دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم محقق خوئی
موضوع: مباحث الفاظ / اوامر / الامتثال بعد الامتثال / دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم محقق خوئی
یکی از مباحثی که بزرگان اصولی، از جمله مرحوم آخوند خراسانی متعرض آن شدهاند، بحث «امتثال بعد از امتثال» است؛ بدین معنا که مکلف پس از آنکه امری را امتثال کرد، آیا مجدداً میتواند آن را امتثال نماید؟
مرحوم آخوند در این باره میفرمایند: بنابر قول به دلالت امر بر «مرّه» (یکبار انجام دادن)، لااشکال که مجالی برای اتیان مأموربه به عنوان ثانوی (امتثال دوم) وجود ندارد. زیرا وقتی مکلف امتثال کرد و مأموربه را آورد، کار تمام شده و تکلیفی باقی نمیماند. این حکم نزد قائلین به دلالت امر بر مرّه روشن است.
تنبيه: لا إشكال بناءً على القول بالمرة في الامتثال، وإنّه لا مجال للاتيان بالمأمور به ثانياً، على أن يكون أيضاً به الامتثال، فإنّه من الامتثال بعد الامتثال. وأما على المختار من دلالته على طلب الطبيعة من دون دلالة على المرة ولا على التكرار، فلا يخلو الحال: امّا أن لا يكون هناك إطلاق الصيغة في مقام البيان، بل في مقام الإِهمال أو الإِجمال، فالمرجع هو الأصل. وإما أن يكون إطلاقها في ذلك المقام، فلا إشكال في الاكتفاء بالمرة في الامتثال، وإنما الإِشكال في جواز أن لا يقتصر عليها، فإن لازم إطلاق الطبيعة المأمور بها، هو الإِتيان بها مرة أو مراراً لا، لزوم الاقتصار على المرة، كما لا يخفى.[1]
اما طبق مبنای مختار ما که قائل هستیم امر دلالت بر مرّه یا تکرار ندارد، بلکه صرفاً دلالت بر «طلب طبیعت» میکند، مسئله دارای فروضی است:
تارةً اطلاق صیغه در مقام بیان نیست (مولا در مقام اجمال یا اهمال است)؛ در این صورت فالمرجع هو الأصل و باید دید مقتضای اصل عملی در مسئله چیست و طبق آن عمل کرد.
اما اگر اطلاق صیغه در مقام بیان باشد (یعنی مولا نسبت به مقدار امتثال در مقام بیان است)، ایشان میفرمایند: اگر مکلف در امتثال به یکبار اکتفا کند، یقیناً امتثال تمام است. دلیل آن است که طبق مبنای ما، امر طلبِ طبیعت میکند و با اولین بار، طبیعت ایجاد شده و غرض مولا حاصل میگردد؛ لذا امر ساقط میشود. بنابراین، قول به صرف وجود طبیعت، همراه با اطلاق صیغه و در مقام بیان بودن مولا (و عدم بیان برای لزوم امتثالِ بعدی)، معنایش کفایتِ اکتفا به مرّه است.
اما سؤال اصلی در جایی است که مکلف نخواهد به یکبار اکتفا کند و بخواهد مأموربه را مجدداً بیاورد. تحقیق در این مقام (با فرض اینکه امر دلالت بر مرّه و تکرار ندارد و در مقام بیان است) این است که اکتفا به مرّه بلاشک صحیح است، اما اگر مکلف قصد تکرار داشته باشد، مرحوم آخوند قائل به تفصیل میشوند:
ایجاد طبیعت، نحوهای از امتثال است و طبعاً با آوردن طبیعت، امتثال حاصل و امر ساقط میشود؛ اما این سقوط مشروط به آن است که امتثالِ امر، «علت تامه» برای حصول غرض باشد.
تفصیل محقق خراسانی میان اقسام غرض
مرحوم آخوند در فرض اخیر، میان دو صورت تفصیل قائل میشوند:
صورت اول: جایی که امتثالِ اول (فعل عبد)، علت تامه برای حصول «غرض اقصی» (غرض نهایی) مولا باشد. در این حالت، با امتثال اول، غرض نهایی حاصل میشود و دیگر جایی برای امتثال بعدی باقی نمیماند؛ چه مکلف بخواهد عمل را به داعی امتثال دوم انجام دهد و چه بخواهد امتثال دوم و اول را مجموعاً یک امتثال قرار دهد. دلیل این امر آن است که با تحقق طبیعت، موافقت با امر و غرض حاصل شده و امر ساقط گردیده است.
مثال: مولا بگوید: «شربت بیاور و در دهان من بریز». وقتی عبد شربت را آورد و در دهان مولا ریخت و مولا نوشید، غرض نهایی (سیراب شدن یا ریخته شدن آب در گلو) حاصل شده است. در اینجا امتثال دوم بیمعناست و اگر عبد بخواهد امتثال دوم کند، شاید سر از «تشریع» درآورد.
صورت دوم: جایی که امتثال مکلف، علت تامه حصول غرض نیست. مثال ایشان چنین است: «آب بیاور تا اینکه مولا بخواهد بیاشامد یا وضو بگیرد». در اینجا عبد آب را میآورد، اما مولا هنوز استفاده نکرده است. مرحوم آخوند میفرمایند: بعید نیست که بگوییم امتثال دوم در اینجا صحیح است؛ البته به شرطی که فرد دوم «احسن» (بهتر) از فرد اول باشد، یا لااقل مساوی باشد. فلا يبعد صحة تبديل الامتثال بإتيان فرد آخر أحسن منه.
ایشان تعبیر «بل مطلقاً» را به کار میبرند که شامل موردی هم میشود که فرد دوم «ادنی» (پایینتر) از فرد اول باشد. (هرچند ما در مورد فرد ادنی با ایشان همراهی نمیکنیم، اما عبارت ایشان اطلاق دارد).
بنابراین، اگر آب را آورد و مولا هنوز نیاشامیده، مکلف برود آب گواراتر یا مساوی با آن را بیاورد، مانعی از امتثال بعد الامتثال نیست. کما اینکه قبل از اتیان فرد اول نیز مکلف مخیّر بود که این فرد دوم را بیاورد.
نقد و بررسی آیت الله خویی (ره)
مرحوم آیت الله خویی در کتاب مصباح الاصول این تفصیل مرحوم آخوند را ذکر کرده و بر آن اشکال وارد میکنند. ایشان ابتدا اقوال را برمیشمارند: قول به عدم جواز مطلق، قول به جواز، و قول به تفصیل (نظر آخوند).
نظر مختار آیت الله خویی چنین است: و الصحيح هو عدم جواز الاتيان مرّة ثانية بداعي الامتثال.[2]
استدلال ایشان این است که وقتی امتثال اول حاصل شد و طبیعت مأموربه تحقق یافت، غرض مولا حاصل و امر ساقط میشود. وقتی امر ساقط شد (به یکی از مسقطات: امتثال، عصیان و مضی زمان، یا تغییر موضوع)، دیگر امتثالِ امرِ ساقط شده معنا ندارد.
ایشان در پاسخ به تحلیل غرض میفرمایند: غرض اقصی از امر چیست؟ آیا غرض این است که آب حتماً در گلوی مولا ریخته شود؟ خیر، غرض اقصی از امر، «تمکن» مولا است. به تعبیر ایشان: فانّ الغرض من المأمور به في المثال هو تمكّن المولى من الشرب، فيما اذا لم يكن المولى متمكّنا منه الّا باتيان العبد، أو سهولة التمكّن منه.
وقتی آب نزد مولا گذاشته شد، تمکن حاصل شده است. فرمایش صاحب کفایه که میفرمایند گاهی امتثال علت تامه حصول غرض نیست، ناشی از خلط بین «غرض مأموربه» و «غرض آمر» است. بله، نوشیدن آب و رفع عطش، غرضِ آمر است، اما غرض از مأموربه (آنچه بر عهده عبد است) ایجاد تمکن مولا برای شرب است. مکلف مسئول تحقق غرض آمر نیست، بلکه باید حد غرض مأموربه را ایفا کند که با آوردن آب محقق میشود و امر ساقط میگردد؛ لذا جایی برای امتثال مجدد نیست.
دیدگاه آیت الله مکارم شیرازی و شواهد جواز
در مقابل، قائلین به جواز (قول سوم) نیز وجود دارند. آیت الله مکارم شیرازی در انوار الاصول میفرمایند: الحق هو جواز تبديل الامتثال.[3]
استدلال ایشان این است که تبدیل آب به آب بهتر، قبل از شرب جایز است. اگرچه با فعل عبد، غرض از فعلِ او حاصل شده، ولی «غرض آمر» هنوز حاصل نشده است. نزد عرف عقلا جایز است که فرد دیگری آورده شود و عقلا این عمل را نیز امتثال امر مولا دانسته و حتی فاعل را مدح میکنند.
ایشان در تأیید نظر خود به مسئلهای فقهی اشاره میکنند: لعل جواز اتيان الصلاة جماعة بعد اتيانها فرادى فى الشرع من هذا الباب. در شریعت آمده است اگر کسی نماز را فرادی خواند و سپس جماعت برپا شد، مستحب است همان نماز را دوباره با جماعت بخواند. با نماز فرادی امتثال حاصل و امر ساقط شده بود، اما شارع دستور به اعاده داده است. آیا این چیزی جز «امتثال بعد از امتثال» است؟ بنابراین، تبدیل امتثال یا تکرار آن در مقام ثبوت صحیح و ممکن است.
پاسخ آیت الله خویی به روایات باب جماعت و اعاده
مرحوم آیت الله خویی متوجه این نقض بودهاند و در بحث اعاده نماز به صورت جماعت میفرمایند: نعم قد يتوهّم ذلك في موردين: أحدهما الاتيان بالصلاة جماعة بعد الاتيان بها فرادى، و الثاني الاتيان بصلاة الآيات مكرّرا ما دامت الآية باقية، على ما في الرواية؛[4] یعنی توهم جواز امتثال بعد از امتثال در دو مورد شده است:
۱. اعاده نماز فرادا به صورت جماعت.
۲. تکرار نماز آیات تا زمانی که خورشیدگرفتگی یا ماهگرفتگی باقی است.
روایات مورد استناد عبارتند از:
روایت هشام بن سالم از امام صادق (علیه السلام): «في الرجل يصلي الصلاة وحده ثم يجد جماعة، قال: يصلي معهم ويجعلها الفريضة إن شاء».[5]
صحیحه معاویة بن عمار: «صلاة الكسوف إذا فرغت قبل أن ينجلي فأعد».[6]
آیت الله خویی پاسخ میدهند که این موارد مصداق امتثال بعد از امتثالِ «امر واحد» نیستند، بلکه اینجا «دو امر» وجود دارد:
۱. امر وجوبی (که با امتثال اول ساقط شد).
۲. امر استحبابی (که به اعاده تعلق گرفته است).
سپس ایشان به فراز «ویجعل الفریضة ان شاء» در صحیحه هشام بن سالم میپردازند که ممکن است ظهور در این داشته باشد که نماز دوم (جماعت) امتثال امر وجوبی است. ایشان میفرمایند: این عبارت دلالت ندارد که اتیان به صلاة جماعتاً، امتثال امر وجوبی است؛ بلکه مراد این است که این نماز دوم را «قضاء ما فات» از نمازهای واجب قرار دهد (یعنی نیت قضای نمازهای واجب گذشته را بکند).
ایشان بلافاصله اضافه میکنند: حتی اگر فرض کنیم ظهور روایت در اتیان به داعی امر وجوبی باشد، چون امتثال بعد از امتثال عقلاً معقول نیست (امتناع ثبوتی)، باید دست از این ظاهر برداریم و آن را حمل بر قضای فوائت از فرائض کنیم. لذا اگر ثبوتاً قائل به عدم امکان شدیم، ناچاریم ظاهر روایت را توجیه نماییم.