1404/10/01
بسم الله الرحمن الرحیم
مباحث الفاظ / اوامر / دلالت صیغه امر بر مرّه یا تکرار / ثمره مساله / کلام محقق عراقی
موضوع: مباحث الفاظ / اوامر / دلالت صیغه امر بر مرّه یا تکرار / ثمره مساله / کلام محقق عراقی
بررسی ثمره بحث «مَرّه و تکرار»
بحث امروز در ادامه مباحث گذشته، پیرامون ثمره مسئله «مَرّه و تکرار» است. بزرگان اصولی، ثمره این بحث را بررسی کردهاند. به نظر میرسد اگر ثمره را از قول مرحوم محقق عراقی بیان کنیم، از طرح اقوال و عبارات مختلف بینیاز خواهیم بود. مرحوم محقق عراقی در کتاب نهایة الافکار، ثمره مسئله مره و تکرار را بیان میکنند و میفرمایند:
ثم انه يبقى الكلام حينئذ في بيان الثمرة بين الاقوال المزبورة فنقول: أما الثمرة بين القول بالطبيعة وبين القول بالمرة بمعنى الفرد أو الوجود الواحد فظاهرة فيما لواتي دفعة واحدة بأفراد متعددة، فانه على القول بالطبيعة يقع الامتثال بالمجموع ويكون المجموع امتثالا واحدا، ولكنه لا بمناط الترجيح بلا مرجح بل بمناط انطباق الطبيعي المأمور به على الجميع باعتبار كونها وجودا لها، وأما على القول بالمرة فلا يقع الامتثال الا بواحد منها لا بعينه، هذا إذا لم يؤخذ الفرد مقيدا بعدم الزيادة، والا فلا يقع الامتثال بواحد منها أصلا.[1]
الف) ثمره میان قول به «طبیعت» و قول به «مَرّه» (به معنای فرد یا وجود واحد)
ایشان میفرمایند ثمره میان قول به طبیعت و بین قول به مَرّه (به معنای فرد یا وجود واحد) در جایی ظاهر میشود که مکلف در یک دفعه واحده، افراد متعددی را اتیان کند. برای مثال در همان مثال عرفی، اگر مولی آب بخواهد و مکلف یکباره ۵ لیوان آب را در یک سینی بگذارد و بیاورد:
۱. بنا بر قول به طبیعت: ایشان میفرمایند در اینجا امتثال به «مجموع» اینها محقق میشود. زیرا مولی از ما چه خواسته بود؟ طبیعت را. طبیعت نیز در تمام این افراد موجود است و مکلف آن را آورده است. پس با آوردن همه اینها، عبد مطیع خواهد بود و امتثال به مجموع این موارد است؛ لذا یک امتثال هم بیشتر نیست.
ایشان تصریح میکنند که اینکه میگوییم «یک امتثال است»، از باب ترجیح بلامرجح نیست که بگویید چون هیچکدام ترجیحی بر دیگری ندارند، پس امتثال با مجموع است؛ خیر، بلکه از باب دیگری است و آن اینکه آن «طبیعتِ مأمورٌبها» بر جمیع این افراد منطبق است، به این اعتبار که جمیع اینها وجودهایی برای آن طبیعت هستند.
۲. بنا بر قول به مَرّه (به معنای فرد): مرحوم محقق عراقی میفرمایند بنا بر این قول، امتثال تنها به «یکی» از اینها محقق خواهد شد. اما «لابعینه»؛ یعنی هیچکدام به صورت خاص و معین نیست، بلکه یکی از آنها به نحو لابعینه مصداق امتثال است.
البته این در صورتی است که بنا بر قول به فرد، فرد مقید به «عدم زیاده» نباشد. اما اگر فرد مقید به قید عدم زیاده باشد، آیا در اینجا امتثالی محقق شده است؟ خیر، امتثالی نشده است؛ زیرا انگشت روی هر کدام از افراد که بگذاریم، شرط عدم زیاده در آن نیست، بلکه به خاطر وجود چهار ظرف دیگر، زیاده محقق شده است. پس اگر شرط عدم زیاده باشد، اصلاً امتثالی صورت نگرفته است.
بنابراین، طبق قول به طبیعت، یک امتثال داریم که آن هم امتثال به مجموع آنهاست. اما طبق قول به فرد (مَرّه)، به شرط اینکه مقید به عدم زیاده نباشد، امتثال به «احدُهما لابعینه» حاصل میشود و اگر مقید به عدم زیاده باشد، اصلاً امتثالی محقق نشده است.
سپس ایشان میفرمایند: ولكن الذي يسهل الخطب هو عدم ارادة القائل بالمرة مثل هذا المعنى لما تقدم بان المراد منها إنما هو المرة على نحو اللابشرطية وعليه فيقع الامتثال بواحد منها ويصير الزائد لغوا محضا لا مخلا بأصل الامتثال.[2]
اگر کسی قائل به مَرّه باشد، معنای «شرط عدم زیاده» را اراده نمیکند؛ بلکه میگوید: «من از تو لیوان آب میخواهم، حالا اگر بیشتر از یکی هم آورد، آورده است؛ من با آن چهکار دارم؟ من لیوان آب میخواهم و او هم لیوان آب را آورده است». در این صورت، آن موارد اضافه چه میشود؟ چون گفتیم امتثال با یکی لابعینه حاصل شده است، اضافات لغو محض بوده و مخلِ اصل امتثال نیستند.
ب) بررسی فرض اتیان بهصورت دفعات (غیر همزمان)
تا اینجا بحث در فرضی بود که مکلف چند فرد را در «دفعه واحده» (یکباره) آورده باشد (مانند مثال سینی و ۵ لیوان). اما اگر مکلف اینها را «دفعات» بیاورد (لو أتی بها دفعات)؛ یعنی مولی آب خواسته و مکلف میرود یک سینی میگذارد و یک لیوان آب میآورد، دوباره میرود لیوان دوم را میآورد و سهباره لیوان سوم را. در اینجا ایشان میفرمایند باز هم ثمره ظاهر میشود:
۱. بنا بر قول به طبیعت: اگر قائل به طبیعت باشیم، در اینجا اگر مکلف قصد امتثال کند: يقع قصده ذلك تشريعا محرما.
یعنی اگر با آن موارد اضافه قصد امتثال کرده باشد، سر از «تشریع» در میآورد. چرا؟ زیرا ما قائل به طبیعت هستیم و طبیعت با اولین وجود حاصل شده است. دیگر امری وجود ندارد که ما بخواهیم آن را امتثال کنیم. لذا اگر در آوردن لیوان دوم قصد امتثال داشته باشیم، سر از تشریع در میآورد که حرام است؛ زیرا فرض این است که امر امتثال شده و در نتیجه ساقط گردیده است و ما دیگر امری نداریم که بر اساس آن بخواهیم لیوان دوم را بیاوریم.
سؤال: چرا تشریع باشد؟ وقتی مولی گفته آب بیاور و ما آب بردیم، هنوز برنداشته که سریع میرویم یک لیوان بهتر میآوریم؛ آیا عرفاً نمیگویند شما دو امتثال کردید یا بالاخره این یک امتثال تلقی میشود؟
پاسخ: خیر، مگر اینکه از فحوای کلام بفهمیم هنوز امرش باقی است. و الا اگر صرفاً طبیعت را خواسته باشد، کار دوم کار لغو است. به فرض اینکه آب اول وافی به غرض مولی باشد (مثلاً آب گوارایی تهیه شده باشد)، اگر آب اول شرایط را داشته باشد، امتثال با همان اولی حاصل شده است. (البته اگر آب اول شرایط را نداشته باشد که بحث دیگری است). لذا با فرض وافی بودن آب اول، اقدام مجدد توجیهی ندارد، مگر اینکه وظایف دیگری داشته باشیم که بحث ما نیست.
۲. بنا بر قول به مَرّه (به معنای فرد): در اینجا اتفاقاً مکلف باید قصد خصوصیت کند؛ یعنی همان اولی را که میآورد باید قصد کند که این بهخصوص امتثال است. نه اینکه بگوید من ۵ تا پشت سر هم میآورم تا امتثال به یکی از آنها باشد. خیر، بنا بر قول به مَرّه (فرد) باید قصد خصوصیت کند که کدامیک از این لیوانها را میخواهد امتثال امر مولی قرار دهد؛ در این صورت میتوان در آن قصد خصوصیت کرد و امتثال هم به همان حاصل خواهد شد.
نکته تکمیلی: اگر «مَرّه» را به «وجود واحد طبیعت» تفسیر کنیم، در این صورت بین قول به مَرّه و قول به طبیعت فرقی نیست. تفاوت آنجا ظاهر میشد که مَرّه را به «فرد» تفسیر میکردیم که گفتیم قصد خصوصیت لازم است. اما اگر تفسیر به وجود واحد از طبیعت شود، حکم همان حکم طبیعت است (لزوم عدم قصد خصوصیت در موارد بعدی برای پرهیز از تشریع).
ج) ثمره میان قول به «طبیعت» و قول به «مَرّه» (به معنای دفعه)
حال اگر مَرّه را به معنای «دفعه» تفسیر کنیم؛ در اینجا بین قول به طبیعت و قول به مَرّه (به معنای دفعه) ثمرهای ظاهر نمیشود. زیرا اگر ۵ لیوان آب را یکجا بیاورد، چه بنا بر طبیعت و چه بنا بر مَرّه (دفعه)، امتثال محقق شده است و فرقی نمیکند.
شاید بتوان تنها یک فرق جزئی قائل شد؛ بنا بر قول به طبیعت، خصوصیت ملاک نیست و امتثال به «احدُهما لابعینه» حاصل میشود. اما بنا بر قول به دفعه، امتثال به «مجموع» اینهاست؛ زیرا یک دفعه همه را آورده است، پس امتثال به همه اینها تعلق میگیرد.
د) ثمره میان قول به «طبیعت» و قول به «تکرار»
حال به بررسی ثمره میان قول به طبیعت و قول به تکرار میپردازیم. محقق عراقی میفرمایند این بحث بستگی به تفسیر ما از تکرار دارد:
۱. تفسیر تکرار به «افراد و وجودات متعدد»:
اگر تکرار را به معنای افراد و وجودات متعدد بدانیم:
اگر مکلف در ضمن یک فرد، طبیعت را آورد (یک لیوان آب آورد):
بنا بر قول به طبیعت: امتثال محقق شده است؛ زیرا طبیعت در ضمن فرد واحد محقق میشود و امر طبعاً ساقط میگردد.
بنا بر قول به تکرار: در اینجا هنوز تکلیف به قوت خود باقی است و امر ساقط نشده است؛ زیرا باید فرد بعدی و افراد چهارم و پنجم و... را هم بیاورد (چون تکرار خواسته شده بود و او فقط یک فرد آورده است).
اگر مکلف یک دفعه افراد متعدد را آورد (مثلاً ۵ لیوان در سینی):
بنا بر قول به طبیعت: طبیعت بر جمیع اینها منطبق است و یک امتثال واحد صورت گرفته است.
بنا بر قول به تکرار: امتثالهای متعدد محقق شده است. اگر ۵ لیوان بیاورد، امتثالهای متعددی رخ داده است. (البته اگر ۵ لیوان را در یک سینی بگذارد و بیاورد، نظر حقیر این است که یک امتثال است، اما چون تکرار را از ابتدا انجام داده... ولی اگر جداگانه بیاورد، شاید بتوان گفت امتثال کرده است، اما «امتثال بعد الامتثال». هرچند طبق مبنای تکرار به معنای وجودات، باید بگوییم امتثالهای متعدد است).
تفسیر تکرار به معنای «دفعات»:
اگر تکرار را به معنای دفعات بگیریم، اثر در «ثانیاً و ثالثاً» (مرتبههای دوم و سوم) ظاهر میشود. فرض کنید مکلف یک لیوان آب میآورد و میدهد به مولی، باز میرود لیوان دوم را میآورد و سپس سوم را و هکذا.
بنا بر قول به تکرار (به معنای دفعات): مورد دوم هم امتثال است، مورد سوم هم امتثال است؛ زیرا مولی از ما تکرار خواسته بود و من هم دارم تکرار میکنم و این عملِ من امتثالِ مولی است.
بنا بر قول به طبیعت: ایشان میفرمایند وجود دوم، «امتثال عقیبِ امتثال» (امتثال به دنبال امتثال) است. از این تعبیر میفهمیم که وجود دوم و سوم با وجود اولی، مجموعاً میخواهند یک امتثال شوند (یا به تعبیر دقیقتر، وجود دوم امتثال مستقلی نیست بلکه در راستای تحقق طبیعتِ کلی دیده میشود که قبلاً حاصل شده بود). برداشت اولیه من این بود که دو امتثال میشود، ولی ایشان میفرمایند «به خلاف قول به طبیعت» و وجود دوم را «امتثال عقیب امتثال» میدانند، که نشان میدهد در طرف مقابل (قول به تکرار)، هر کدام امتثال جداگانهای محسوب میشوند اما در طبیعت بحث متفاوت است.
این مطالب، فرق و ثمره بین قول به طبیعت و بین قول به مَرّه و یا تکرار با تفسیرهای مختلفی بود که بیان شد. بحث را در همین مقدار به اتمام میرسانیم. به مناسبت این مباحث، بحث فردای ما پیرامون «تبدیل امتثال به امتثال» یا همان «امتثال بعد الامتثال» خواهد بود که خواهد آمد.