1404/07/20
بسم الله الرحمن الرحیم
مباحث الفاظ / اوامر / واجب تعبدی و توصّلی / مسأله چهارم / امکان اخذ قصد امتثال امر در متعلّق / شبهه دور و پاسخ آن / پاسخ محقق خراسانی و نقد آن
موضوع: مباحث الفاظ / اوامر / واجب تعبدی و توصّلی / مسأله چهارم / امکان اخذ قصد امتثال امر در متعلّق / شبهه دور و پاسخ آن / پاسخ محقق خراسانی و نقد آن
کلام در شک در تعبدیت و توصلیت است. آیا اخذ قصد امتثال امر در متعلق امر امکان دارد یا ندارد؟
اولین وجه استحاله: لزوم دور (توقف الشیء علی نفسه) است، که بیان شد. البته در کنار دور، یک محذور با بیان دیگری (تقدم الشیء علی نفسه) است.
آیت الله فیاض (حفظه الله) در المباحث الاصولیه، اشکال اول از عبارت مرحوم محقق نائینی را آورده و میفرمایند الوجه الثاني: ما ذكره المحقق النائيني (قدس سره) أيضاً، يمكن تقريب ذلك بطريقين: الأول: أن قصد امتثال الأمر لو كان مأخوذاً في متعلقه لزم تقدم الشيء على نفسه،[1] اگر قصد امتثال امر در متعلق امر اخذ شده باشد. لزم تقدم الشیء علی نفسه، اشکال تقدم شیء بر نفس لازم میآید، چون وقتی در متعلق امر باشد؛ فإنه باعتبار أخذه في متعلق التكليف يكون في مرتبة الاجزاء والشرائط، وباعتبار أنه متعلق بهما فيكون متأخراً عنهما رتبة و نتیجه ذلک هی التهافت فی الرتبه و تأخره عن نفسه،[2] از یک طرف میگویید (مرحوم محقق نائینی) در متعلق، تکلیف است، پس در رتبه اجزا و شرایط است و باز میگویید تکلیف به اجزا و شرایط تعلق گرفته، پس رتبتاً از اجزا و شرایط، متأخر است، یعنی هم در رتبه قبل و هم در رتبه بعد. رتبه متعلق، قبل از امر است، پس اگر در متعلق اخذ شود، جایش قبل از امر است. از طرف دیگر، ابتدا باید امر باشد، بعد متعلق، پس جایش بعد از امر است، که تقدم الشیء علی نفسه میباشد.
دومی هم دور است، که بیان شد.
پاسخ اول از شبهه دور: مرحوم محقق عراقی از شبهه دور، یک پاسخ دادند که بیان شد.
پاسخ دوم از شبهه دور
مرحوم آقای آخوند از شبهه دور پاسخ داده و میفرمایند چیزی که متوقف بر امر است، وجود خارجی قصد امتثال امر است، یعنی ابتدا باید امر باشد، تا بعد امتثال امر را در عالم خارج قصد کنیم. پس رتبه امر بر قصد امتثال امر در عالم خارج مقدم شد و آنچه امر متوقف بر آن است، صورت ذهنی قصد امتثال امر است. پس امر بر صورت ذهنی قصد امتثال امر متوقف شد.
آنچه بر امر متوقف است، وجود خارجی قصد امتثال امر است، یعنی وقتی مولا میخواهد امر کند، قصد امتثال امر را به وجود ذهنی تصور کرده و بعد به آن امر میکند. پس ما یتوقف علیه الامر، شد غیر ما یتوقف علی الامر.
ایشان میفرمایند مولا آن صورت ذهنی را که امر متوقف بر آن است، را فانی در خارج میبیند، پس وجود خارجی قصد امتثال امر، متوقف بر امر است و امر متوقف بر صورت ذهنی قصد امتثال امر، بما انه فانٍ فی الخارج.
مناقشه و پاسخ مرحوم محقق عراقی بر پاسخ مرحوم آقای آخوند به شبهه دور
مرحوم محقق عراقی با پاسخ به مرحوم آقای آخوند میخواهند پاسخ ایشان رفع شود و شبهه دور برگردد. شما (مرحوم آقای آخوند) اشکال دور را حل کردید، که یکی که بر دیگری توقف دارد، متوقفا و متوقف علیها فرق کرد، که امر بر صورت ذهنی قصد امتثال امر متوقف شد و وجود خارجی قصد امتثال امر متوقف بر امر شد، اما تهافت در رتبه حل نشد، چون شما میگویید متعلق امر، صورت ذهنی قصد امتثال امر است، که امر متوقف بر آن است، اما صورت ذهنی به ما هی هی نیست، بلکه به ما هی فانیه فی الخارج است، که مرحوم آقای آخوند هم به آن اعتراف دارند. پس خارج قصد امتثال امر در رتبه قبل از امر شد، چون صورت ذهنی، قبل از امر بود، پس صورت ذهنی هم، بما هو فانٍ فی الخارج در رتبه بعد از امر هم هست و تهافت در رتبه شد و رتبهاش با هم نمیسازد، یعنی یک بار قبل از امر و یک بار بعد از امر قرار میگیرد.
پس، مرحوم آقای آخوند از دور پاسخ دادند و مرحوم محقق عراقی بر پاسخ مرحوم آقای آخوند اشکال کردند و شبهه دور به قوت خود باقی است.
ما میگوییم، درست است که مولا متعلق را صورت ذهنیه فانیه فی الخارج میبیند، که شما (مرحوم محقق عراقی) گفتید، اما آن را با توجه به امرش میبیند، که در نتیجه، رتبهاش بعد از امر میشود، چون با توجه به امرش میبیند. به تعبیر دیگر، با قطع نظر از امر، مثلاً وضو به قصد امتثال امر در خارج موجود نیست، پس میشود متأخر از امر، چون با توجه به امر لحاظ میکند. پس رتبه متعلق، با توجه به امر، شد صورت ذهنیه فانی در خارج و رتبهاش شد بعد از امر. فناء در خارج، یعنی صورت ذهنی، که قرار است در خارج محقق شود.
تا اینجا پاسخ مرحوم آقای آخوند از شبهه دور حل شد.
مرحوم شهید صدر در بحوث تفصیل داده و میفرمایند آیا قصد امتثال شخص آن امر در متعلق امر اخذ میشود یا در مطلق قصد امتثال امر؟
ما گفتیم امر یک متعلق دارد و قرار است در متعلق، قصد امتثال امر اخذ شود.
سؤال: اینکه قصد امتثال امر میخواهد در متعلق اخذ شود، شخص این قصد امتثال یا مطلق قصد امتثال امر اخذ شده است؟
ایشان تفصیل داده و میفرمایند مثلاً مولا میفرماید وضو به قصد امتثال امری را بگیر که الان به آن امر میکنم، که در این صورت، محذور تهافت در رتبه در لحاظ حاکم پیش میآید، چون میگوید امتثال همین امری را قصد کن، که الان میخواهم امر کنم. از یک طرف لحاظ قصد امتثال امر بر امر مقدم شد، پس رتبه قصد امتثال امر مقدم شد و از طرف دیگر، ابتدا باید امر بیاید، تا قصد امتثال امر معنا داشته باشد، پس باز رتبه امر مقدم شد. به نظر مرحوم شهید صدر، این تهافت در رتبه، در صورتی که قصد امتثال امر شخصی مطرح باشد، پیش میآید.
ایشان میفرمایند اما اگر مولا بفرماید به قصد طبیعی امتثال امر وضو بگیر، یعنی ابتدا طبیعی قصد امتثال امر لحاظ شده، نه شخص امتثال این امر و امر بر طبیعی قصد امتثال امر، تصوراً متوقف شد، اما طبیعی امتثال امر به وضو، منحصر در این شخص امری که امر میکند، نیست، لذا طبیعی امر به وضو، فانی در شخص امر نیست، بلکه فانی در طبیعت امر مطلق به وضو است.
پس آنچه ابتدا لحاظ شده و مقدم بر امر است، طبیعت قصد امتثال امر است و آنچه متوقف بر امر است، تحقق قصد امتثال امر در عالم خارج است.
تفصیل مرحوم شهید صدر یک مشکل نقضی دارد که بیان شد و بعضی، تفصیل ایشان را نپذیرفتند.
تا اینجا، اولین مشکل برای اخذ قصد امتثال امر در متعلق امر (دور) بیان شد و از دور، 2 پاسخ دادیم.
1- پاسخ مرحوم محقق عراقی
2- پاسخ مرحوم آقای آخوند
پاسخ سوم از شبهه دور
مرحوم محقق عراقی میفرمایند فرض بر این است که غرض مولا در واجبات تعبدیه، با اتیان ذات فعل حاصل نمیشود. آیا غرض مولا در واجبات تعبدیه، با اتیان ذات فعل حاصل میشود؟ خیر، بلکه باید حتماً قصد امتثال امر هم باشد. پس فعل به داعی امتثال امر، غرض مولا است. طبعاً به مقتضای اینکه اراده مولا تابع غرض مولا است، ابتدا مولا باید غرضی داشته باشد، بعد تحقق آن غرض را از ناحیه و توسط مکلف اراده کند. پس غرض مولا در واجب تعبدی، با فعل به داعی امتثال امر حاصل میشود و اراده مولا تابع غرض او است.
دایره اراده مولا هم ضیق میشود، یعنی هم اراده و هم امر مولا به ذات فعل، که توأم و همراه با قصد امتثال امر است، تعلق میگیرد، پس امر مولا به فعل، به اضافه قصد امتثال امر تعلق گرفت. پس متعلق امر و اراده مولا به تعبیر ایشان، مقید لحاظی به فعل همراه با قصد امتثال امر نیست، چون اگر مقید لحاظی به فعل، با قصد امتثال امر باشد، میشود دور، اما مطلق هم نیست، یعنی ایشان میخواهند بفرمایند به تبع ضیق غرض، ضیق ذاتی پیدا کرد و متعلق امر نسبت به فعل، بدون قصد امتثال امر اطلاق ندارد. یعنی اراده و امر به یک چیزی ضیق شده، که آن، عمل و نماز به اضافه قصد امتثال امر است.