« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید محسن حسینی‌فقیه

1404/07/19

بسم الله الرحمن الرحیم

مباحث الفاظ / اوامر / واجب تعبدی و توصّلی / مسأله چهارم / امکان اخذ قصد امتثال امر در متعلّق / شبهه دور و پاسخ آن / پاسخ محقق عراقی و نقد آن

 

موضوع: مباحث الفاظ / اوامر / واجب تعبدی و توصّلی / مسأله چهارم / امکان اخذ قصد امتثال امر در متعلّق / شبهه دور و پاسخ آن / پاسخ محقق عراقی و نقد آن

کلام در این است که آیا قصد قربت به معنای قصد امتثال امر، در متعلق امر قابل اخذ است یا خیر؟ یعنی آیا متعلق امر، مثل صلات می‌تواند مقید به قصد امتثال امر شود یا خیر؟ چرا؟ چون اگر متعلق امر بتواند مقید به قصد امتثال امر شود، یعنی باید قصد امتثال امر را هم داشته باشیم و اگر تقیید نخورد، استفاده اطلاق می‌کنیم و در نتیجه، قائل به توصلیت می‌شویم. اما اگر قابل تقیید نبود، یعنی متعلق، مثل صلات، قابل نبود که مقید شود به اینکه این صلات باید با قصد امر باشد، پس، از عدم تقیید صلات نمی‌توان به قصد امتثال امر، استفاده اطلاق و در نتیجه، توصلیت کرد.

سؤال: آیا ممکن است که متعلق امر مقید به قصد امتثال امر شود یا خیر؟ در اینجا موانع و محاذیری بیان شده است.

محذور اول: دور، که بیان شد.

پاسخ مرحوم محقق عراقی از دور

اولین پاسخ از دور، پاسخ مرحوم محقق عراقی است، که می‌فرمایند اینگونه لحاظ می‌کنیم که انشاء احکام عرضی با جعل واحد، ممکن است. مولا می‌فرمایند اکرم کل عالم، با جعل واحد، وجوب اکرام عالم اول، عالم دوم، عالم سوم، عالم چهارم و غیره را با یک جعل، جعل کرده است.

در موارد طولی هم، همینطور است. مثلاً حریز از زراره و زراره از امام صادق (علیه السلام) می‌گوید. با جعل واحد، که مولا حجیت خبر ثقه را جعل کرده، هم حجیت خبر حریز استفاده می‌شود و هم حجیت خبر زراره، در حالیکه این 2 خبر، در طول یکدیگر هستند؛ خبر زراره برای خبر حریز، موضوع درست کرده و حریز خبر می‌دهد که زراره چنین گفت که قال الصادق (علیه السلام).

پس جعل احکام طولیه به جعل واحد، ممکن است. مثلاً مولا می‌فرمایند اذا دخل الوقت وجبت الصلات و الطهور، در خارج، ابتدا طهارت و بعد صلات ایجاد می‌شود، پس ایجاد صلات در طول ایجاد طهور است، اما مولا با یک جعل وجوب، هر 2 واجب طولی را جعل کرده و فرموده اذا دخل الوقت وجبت الصلات و الطهور.

در محل بحث، مطلب از همین قرار است که اگر مولا بفرماید صل مع قصد امتثال الامر، مرحوم محقق عراقی می‌فرمایند مولا با انشاء واحد، 2 وجوب را جعل کرده است.

1- وجوب برای ذات صلات

2- وجوب اتیان صلاتی که با قصد امتثال امر، با وجوب اول، واجب شده بود.

یعنی یک امر به ذات صلات قرار گرفته و برای امر دوم، موضوع درست کرده و آن صلات باید با قصد امتثال امر اتیان شود، که در این صورت، با جعل واحد، 2 وجوب جعل شده، که وجوب اول به ذات صلات و وجوب دوم که در طول آن است، به اتیان صلات تعلق گرفته‌اند، به قصد امتثال وجوب ذات صلات، یعنی وجوب صلات، اول است و در طول آن، وجوب اتیان آن صلات با قصد امتثال امر است.

وجوب اتیان آن صلات با قصد امتثال امر (وجوب دوم) در طول وجوب اول (وجوب ذات صلات) و وجوب اول (وجوب ذات صلات) در طولش وجوب اتیان آن صلات به قصد امتثال امر است و دومی در طول اولی است، اما اولی برای دومی موضوع درست می‌کند، یعنی چون برای دومی موضوع درست کرد، دومی که در طول اولی است، واجب می‌شود، پس با جعل واحد، 2 وجوب طولی جعل شد، یکی وجوب ذات صلات و دیگری وجوب اتیان آن صلات با قصد امتثال امر ذات صلات (امر اول).

اشکال به پاسخ مرحوم محقق عراقی از دور

دو وجوب استقلالی با مبرز و خطاب واحد، به معنای جعل واحد، اینگونه نیست. متعلق جعل واحد باید عنوان واحد باشد و عنوان واحد به افراد متعدد، انحلال پیدا می‌کند و اشکالی ندارد. مثلاً اکرم کل عالم یک عنوان واحد است که به افراد متعدد، مثل زید عالم، بکر عالم، عمر عالم و امثالهم منحل می‌شود. خبر الثقه حجت هم یک عنوان واحد است، که هم خبر حریز و هم خبر زراره را شامل می‌شود، یعنی در آن 2 مورد عرضی و طولی با عنوان واحد، مشکلی نداریم، چون عنوان، واحد است.

ولی در ما نحن فیه، عنوان، واحد نیست، چون متعلق وجوب اول، ذات صلات و متعلق وجوب دوم، اتیان صلات به قصد امتثال امر است، بنابراین در اینجا جعل واحد امکان ندارد.

استدراک

اگر با خطاب واحد که در درون خود، 2 جعل دارد (جعل وجوب ذات صلات و جعل وجوب اتیان صلات به قصد امتثال وجوب اول) در این صورت، نمی‌شود اطلاق لفظی برای خطاب صل گرفت. اغتسل للجمعه و الجنابه هم، همین است. البته بهتر است بگوییم متمم مطلب، نه استدراک

با جعل واحد، انشاء وجوب مشکلی ندارد، چه در افراد عرضی و چه در افراد طولی، اما در ما نحن فیه، زمانی مشکل ندارد که در یک عنوان قرار بگیرد، ولی ما نحن فیه، 2 عنوان است.

1- جعل وجوب برای عنوان صلات

2- جعل وجوب برای عنوان آن صلات به قصد امتثال امر

اما در خبر ثقه، جعل حجیت می‌شود. در مثال اکرم کل عالم (در عرض هم) با یک عنوان عالم، جعل وجوب برای همه افراد عالم شد.

بنابراین فرمایش مرحوم محقق عراقی قابل قبول نشد و تا اینجا اشکال و شبهه دور به قوت خود باقی است، پس نمی‌توانیم به اصالت الاطلاق تمسک کنیم.

پاسخ مرحوم آقای آخوند از شبهه دور

مرحوم آقای آخوند می‌فرمایند آنچه که متوقف بر امر است، وجود خارجی قصد امتثال امر بوده و قصد امتثال امر در عالم خارج، متوقف بر وجود امر است، یعنی امر باید باشد، تا من در مقام امتثال در عالم خارج، امتثال آن امر را قصد کنم، یعنی تا زمانی که امری نباشد، مکلف نمی‌تواند خارجاً قصد امتثال امر بکند.

پس ما یتوقف علی الامر، وجود خارجی قصد امتثال امر است. اما آنچه امر بر آن متوقف است، وجود خارجی قصد امتثال امر نیست، بلکه صورت ذهنی آن است. این صورت ذهنی در نفس مولا موجود شده و امر به آن تعلق گرفته، چون وجود امر متوقف بر وجود خارجی قصد امتثال امر نیست، بلکه امر برای چیزی است که در خارج وجود ندارد و باید توسط مکلف ایجاد شود. پس ما یتوقف علیه، غیر از ما یتوقف علیه است.

قصد امتثال امر در عالم خارج، متوقف بر امر مولا به صلات است، اما امر مولا به صلات، متوقف بر قصد امتثال امر در عالم خارج نیست، بلکه متوقف بر تصور قصد امتثال امر در عالم خارج است، نه خود قصد امتثال امر در عالم خارج. بنابراین امر متوقف بر صورت ذهنی متعلق خودش است.

مناقشه مرحوم محقق عراقی در کلام مرحوم آقای آخوند

مرحوم محقق عراقی بر فرمایش مرحوم آقای آخوند مناقشه کرده و می‌فرمایند با بیانی که مرحوم آقای آخوند فرمودند، اشکال دور پاسخ داده می‌شود، اما محذور دیگری در ما نحن فیه وجود دارد، یعنی در رتبه، تهافت ایجاد می‌شود، چون وقتی متعلق امر، صورت ذهنی قصد امتثال امر شد، صورت ذهنی به ماهی هی، متعلق امر نیست، بلکه به ماهی فانیه فی عالم الخارج، متعلق امر است.

به تعبیر دیگر، مولا به صورت ذهنی قصد امتثال امر، امر نمی‌کند، بلکه عنوانی را که در خارج در ذهنش موجود شده، فانی می‌بیند و به آن امر می‌کند، یعنی محال است که مولا آن قصد امتثال امر را بیاورد. البته در ذهن می‌آورد، اما به عنوان اینکه در خارج، فنا پیدا می‌کند.

شما (مرحوم آقای آخوند) فرمودید امر دوم به قصد امتثال امری که در ذهن باشد، تعلق گرفته است.

اشکال مرحوم محقق عراقی این است که به چه اعتبار به این ذهن امر شده، با چیزی که در ذهن تصور شده است؟ به اعتبار اینکه فانی در عالم خارج می‌شود.

پس دوباره ما یتوقف با ما یتوقف علیه، یکی شد، یعنی قصد امتثال امر بر جعل وجوب برای صلات متوقف شد و جعل وجوب برای صلات، با توجه به صورت ذهنیه‌ای است که برای صلات به قصد امتثال امر جعل شده، باز شبهه دور، برگشت کرد.

logo