1404/09/26
بسم الله الرحمن الرحیم
فقه شعائر / بررسی مصادیق شعائر / زیارت / زیارت امام حسین (علیه السلام) / صلاه خلف قبر مطهر حضرت / بررسی روایات
موضوع: فقه شعائر / بررسی مصادیق شعائر / زیارت / زیارت امام حسین (علیه السلام) / صلاه خلف قبر مطهر حضرت / بررسی روایات
یکی دیگر از روایاتی که مستمسک وهابیت است و در عداد روایات سهگانهای که ما در بحث زیارت به آنها اشاره کردیم قرار میگیرد، روایتی است که میفرماید در زیارت حضرت سید الشهدا (علیه السلام)، پس از زیارت، پشت سر حضرت بایستید و قبر و بدن مطهّر ایشان را بین خود و قبله قرار دهید، پس گویا زائر، امام حسین (علیه السلام) را قبلهی خودش قرار میدهد و بر حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) سجده میکند.
پاسخ به مخالفین به این نحوه از استدلال
هیچیک از علمای امامیه در طول تاریخ اینطور فتوا ندادند که زائر در زیارت حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) یا سایر ائمه معصومین (علیهم السلام)، طوری بایستد که رو به قبله نباشد. پس بین علما اجماع است که نماز زیارت باید رو به قبله باشد، هرچند قبر مطهر بین زائر و موازی با قبله باشد.
روایات باب
مرحوم صاحب وسائل عنوان را اینچنین آوردهاند که ٦٩ ـ باب استحباب كثرة الصلاة عند قبر الحسين (عليه السلام) فرضا و نفلا عند رأسه و خلفه و الاتمام فيه سفرا (پشت سر حضرت رو به قبله). خود عنوان، نحوه ایستادن را بازگو میکند که نماز رو به قبله خواهد بود.
روایت اول: [١٩٧٣٠] ٥ ـ و عن أبيه، وجماعة مشايخه، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن محمد بن خالد، عن جعفر بن ناجية، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: صلّ عند رأس قبر الحسين عليه السلام.[1]
بررسی سندی
سند مشکلی ندارد الا جعفر بن ناجیه که آیت الله خویی از روایات او در باب دیگر تعبیر به معتبره کردهاند. چون جعفر بن ناجیه جز رجال کامل الزیارات است و ایشان، رجال کامل الزیارات را بخاطر کلام خود مولف (مرحوم ابن قولویه) جزو توثیقات عام برشمرده و روات این کتاب را ثقه تلقی کردهاند.
استاد بزرگوار ما آیت الله اشرفی شاهرودی میفرمایند ما و بعض دیگر از شاگردان آیت الله خویی با اصرار فراوان ایشان را در اواخر عمر مجاب کردیم که از برداشت اولیه خود مبنی بر توثیق عام تمام رجال و روات کامل الزیارات، صرفنظر کردند.
و بما ذكرناه نحكم بوثاقة جميع مشايخه الذين وقعوا في إسناد كامل الزيارات أيضا،[2] البته آیت الله خویی مشایخ بلاواسطه جناب ابن قولویه را ثقه میدانند و در وجه این عدولشان از نظر اول خود میفرمایند در کتاب کامل الزیارات روایات متعددی از ضعفا، مجاهیل و مراسیل وجود دارد، بهگونهای که خود جناب ابنقولویه قادر به تشخیص راویِ از امام که نامش در سند حذف شده، نبوده است. بنابراین نمیتوان وثاقت تمام روات موجود در این کتاب را احراز کرد.
به نظر ما حتی با قطع نظر از این قرائن، ظهور کلام ابن قولویه در ابتدای کتاب کامل الزیارات در وثاقت مشایخ بلاواسطه است. تعبیرشان این است که و قد علمنا أنا لا نحيط بجميع ما روي عنهم (اهل بیت) في هذا المعنى (زیارات) و لا في غيره لكن ما وقع لنا من جهة الثقات من أصحابنا رحمهم الله برحمته،[3] پس ظاهرا مراد از ثقاتِ اصحاب، همان مشایخ بلا واسطه است.
البته چه بسا بتوان گفت مراد از ثقاة من اصحابنا اعم از مشایخ بلاواسطه و با واسطه باشد (مثل نظر ابتدایی ایت الله خویی) لکن ما شک داریم که شامل مشایخ با واسطه هم بشود، خصوصا که گاهی در بین آنها روات ضعیف هم وجود دارد، لذا قدر متیقن، همان مشایخ بلاواسطه است.
همچنین اگر مراد ایشان تمامی مشایخ باشد، کلامشان نعوذ بالله کذب میشود؛ چرا که در بین آنها افرادی هستند که حتی نزد خود ابن قولویه هم ضعیف هستند.
سه طریق برای توثیق جعفر بن ناحیه (ناجیه) در بیان آیت الله زنجانی
طریق اول: جعفر بن ناجیه شیخ الاجازه بعضی از بزرگان اصحاب بوده است، لذا همین که او تحت این عنوان از سوی بزرگان به عنوان شیخ الاجازه قلمداده شده، نشان از وثاقت او دارد.
اشکال: اولا نمیدانیم او شیخ اجازه کدامیک از بزرگان است. ثانیا صرف شیخ اجازه بودن، دلالت بر وثاقت شخص ندارد.
ظاهرا شیخ اجازه بودن، چهبسا جزء توثیقات عامه است؛ چون وقتی بزرگی از اصحاب، شخصی را به عنوان شیخ اجازه معرفی کند، معلوم میشود که او معتبر و موثق است.
طریق دوم: قَصَدْتُ إِلَى إِيرَادِ مَا أُفْتِي بِهِ وَ أَحْكُمُ بِصِحَّتِهِ وَ أَعْتَقِدُ فِيهِ أَنَّهُ حُجَّةٌ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَ رَبِّي تَقَدَّسَ ذِكْرُهُ وَ تَعَالَتْ قُدْرَتُهُ وَ جَمِيعُ مَا فِيهِ مُسْتَخْرَجٌ مِنْ كُتُبٍ مَشْهُورَةٍ؛[4] مرحوم صدوق در من لا یحضره الفقیه ملتزم شدند که آنچه بین خود و خدا حجت است را نقل کنند و چندین بار از جعفر بن ناجیه روایت نقل کردند و معارضی هم در مقابل آن روایت نقل نکردند، پس ایشان هم به جعفر بن ناجیه اعتماد کرده است.
اشکال: اعتماد یک روایت نزد مرحوم صدوق، دلیل بر اعتبار آن روایت در نزد ما نیست؛ چون چه بسا مبنای ایشان در حجیت روایات با مبنای ما متفاوت باشد. مثلا شاید ایشان به تبع استادشان مرحوم ابن ولید، قائل به اصالة العدالة باشند، یا وثوق نوعی را برای اعتبار خبر کافی بدانند.
طریق سوم: جعفر بن ناجیه از مشایخ جعفر بن بشیر است و تمام مشایخ جعفر بن بشیر ثقه هستند؛ چون شیخ طوسی درباره جعفر بن بشیر میفرمایند ثقة، جليل القدر،[5] همچنین جناب نجاشی میفرماید روی عن الثقات و رووا عنه.[6] یعنی جعفر بن بشیر از ثقات نقل حدیث کرده و یکی از آن ثقات، جعفر بن ناجیه است.
اشکال: مراد مرحوم نجاشی از عبارت روی عن الثقات و رووا عنه، وثاقت تمام مشایخ و تمام شاگردان جعفر بن بشیر نیست، بلکه مراد این است که کثرت نقل از ضعفا ندارد و نوعاً از ثقات نقل حدیث میکند.
البته چهبسا بنای عملی ایشان (جعفر بن بشیر) این بوده که بخاطر دقت نظری که داشتند، جز از ثقات نقل حدیث نکند.
هرچند روایت ایشان متضمن صلّ عند رأس قبر الحسين عليه السلام بود و به آن فقرهای که مستمسک مخالفین بوده (اجعله قبلة) ربطی ندارد.
روایت دوم: [١٩٧٣١] ٦ ـ و عنهم، عن سعد، عن موسى بن عمر و أيوب بن نوح، عن ابن المغيرة عن أبي اليسع قال: سأل رجل أبا عبد الله و أنا أسمع قال: إذا أتيت قبر الحسين عليه السلام أجعله قبلة إذا صليت؟ قال: تنح هكذا ناحية.[7] حضرت فرمودند به آنجا برو.
وهابیها گفتند به فلان ناحیه برو و به سمت قبر نماز بخوان، یعنی به سمت قبر نماز بخوان.
این روایت دلالت بر مدعای مخالفین ندارد؛ چون طرف سوال میکند که رو به قبر نماز بخوانم؟ حضرت پاسخ میدهند اگر در فلان جا باشی نماز بخوان و مراد پشت سر مبارک حضرت است که رو به قبله و به سمت قبر هم باشد.
روایت سوم: [١٩٧٣٢] ٧ ـ و عنه، عن علي، عن أبيه، عن ابن فضال، عن علي بن عقبة، عن عبيد الله بن علي الحلبی، عن أبي عبدالله عليه السلام قال: قلت: إنا نزور قبر الحسين عليه السلام فكيف نصلي عنده؟ فقال: تقوم خلفه عند كتفيه، ثم تصلي على النبي صلى الله عليه و آله و تصلي على الحسين عليه السلام.[8]
حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند: پشت سر حضرت و بالای بدن مبارک قرار بگیر؛ اصلا مراد نماز نیست بلکه میفرمایند تصلي على النبي نه للنبی، بر خود حضرت و بر پیامبر (صلى الله عليه و آله) صلوات و درود بفرست.
روایت چهارم: [١٩٧٣٣] ٨ ـ و عن محمد بن جعفر عن محمد بن الحسين، عن أيوب بن نوح، عن ابن المغيرة، عن أبي اليسع، عن أبي عبدالله عليه السلام أن رجلا سأله عن الصلاة إذا أتى قبر الحسين عليه السلام؟ قال: اجعله قبلة إذا صليت، و تنح هكذا ناحية.[9]
در جلسه بعد سند و دلالت این روایات را بررسی میکنیم.