1404/06/31
بسم الله الرحمن الرحیم
فقه خانواده / نفقه / نفقه اقارب / کیفیت پرداخت نفقه / ترتیب منفقین / اعفاف (تأمین هزینه ازدواج منفق علیه)
موضوع: فقه خانواده / نفقه / نفقه اقارب / کیفیت پرداخت نفقه / ترتیب منفقین / اعفاف (تأمین هزینه ازدواج منفق علیه)
کلام در نفقه اقارب (پدر، مادر، جد، جده و ان علو و فرزند و ان سفولوا (فرزندان، ولو پایینتر شامل نوه، نتیجه، نبیره، ندیده، یعنی چند نسل انسان) است. گفتیم گاهی در کیفیت انفاق و اخری در درجات منفقین و ترتیب بین آنها بحث داریم، که بیان شد. همچنین به بحث اعفاف (تامین هزینه ازدواج منفق علیه) پرداختیم، که آیا خرج اعفاف لازم است یا خیر؟ در این زمینه مطالبی گفته شد. برای بعضی از این مطالب شاید الان نص صریح و خاصی نداشته باشد، اما آقایان از مجموعه نصوصی که با آنها سر و کار دارند، این معانی را برداشت کردند.
صاحب فقه الصادق، مرحروم روحانی در مسئله اعفاف میفرمایند اقول: انه تارة: يحتاج الى النكاح ويشق عليه الصبر واخرى: لا يكون كذلك لا يبعد القول بالوجوب في الصورة الاولى من غير فرق بين الاب والابن فانه حينئذ داخل فيما يحتاج إليه في الاعاشة ويكون من قبيل الدواء ونحوه الذي عرفت في مبحث نفقة الزوجة وجوبها.[1]
گاهی این قریب، که نفقهاش بر انسان واجب است، واقعاً نیازمند ازدواج بوده و صبر کردن برایش مشقت دارد و گاهی الان ضرورت ازدواجی برایش نیست و میتواند به راحتی صبر کرده و ازدواج نکند.
صورت اول: بعید نیست که قائل به وجوب شویم. فرقی بین پدر و پسر وجود ندارد، یعنی، چه پدر برای فرزند زن بگیرد و چه فرزند برای پدر. یکی از موارد معاش و مهمترینهایش، بحث ازدواج است؛ پس خرج ازدواج پدر بر بچه و بچه بر پدر لازم است. ایشان تعبیر جالبی داشته و میفرمایند در بحث نفقه زوجه قائل شدیم که تهیه دوای منفقه علیه هم بر منفق واجب است. پس در صورت اول، که منفق علیه نیازمند ازدواج است و صبر برایش مشقت دارد، منفق باید خرج ازدواجش را بدهد.
صورت دوم: اما في الصورة الثانية فالاظهر عدم الوجوب فان المأمور به في [وعلى الاب نفقة الولد فان فقد أو عجز فعلى اب الاب وهكذا فان فقدوا فعلى الام فان فقدت فابائها] النصوص النفقة الظاهرة فيما هو المتعارف في الانفاق من سد الغورة وستر العورة وما يتبعهما غير الشاملة للاعفاف.[2]
نیاز به ازدواج نداشته و مشقت ندارد. ایشان میفرمایند قول اظهر عدم وجوب است. چون آنچه در روایات آمده، این است که نفقه متعارف بر منفق واجب است و نفقه متعارف ظاهر هم این است که ستر عورتش شود. ستر عورت هم بدون پرداخت هزینه امکان پذیر بوده و مشکلی نیست.
ما میگوییم اگر مشقت ندارد، اما در عین حال به خاطر ثوابش میخواهد ازدواج کند. در اینجا آیا نفقهاش واجب است؟ بله. یکی از خرجهای زندگی، خرج همسرداری است و او هم میخواهد همسر اختیار کند. تشکیل زندگی را نباید با سایر خرجها لحاظ کرد. نفقه زوجه و ازدواج، از امور متعارف در نفقه است، ولو ازدواج نکردن، مشقت هم نیاورد.
بعبارة اخرى: ان محل البحث هو الاعفاف من حيث كونه اعفافا لامع الاحتياج إليه لشدة شبق أو اذية، دعوا در صورت اول نیست، که مشتق صبر است، بلکه دعوا در صورت دوم است، که شدت شبق ندارد یا اذیت نمیشود (در اینجا محل کلام این است که اظهر، عدم وجوب است).
ترتیب منفقین: پدربزرگی که هم پسر و هم نوه دارد، میخواهد ازدواج کند و پسر و نوهاش از نظر مالی شرایط مناسبی دارند. آیا پسر باید خرج اعفاف پدربزرگ را بدهد یا نوه؟ برعکس پسری به سن ازدواج رسیده و هم پدر و هم جد دارد. آیا پدر در خرجی ازدواج دادن مقدم است یا جد یا هر 2 در عرض هم هستند؟ علی سبیل واجب کفایی است بر عهده پدر و جد یا خیر؟
مرحوم محقق حلی در شرائع میفرمایند تجب نفقة الولد على أبيه، ومع عدمه أو فقره، فعلى أب الأب وإن علا لأنه أب، ولو عدمت الآباء، فعلى أم الولد. ومع عدمها أو فقرها فعلى أبيها وأمها وإن علوا، الأقرب فالأقرب [547]. ومع التساوي يشتركون في الإنفاق.[3]
یک جوان 20 ساله را لحاظ میکنیم که میخواهد ازدواج کند و هم پدر و هم جد پدری دارد. نفقه این پسر بر عهده پدر است و اگر پدر نبود، بر عهده پدر پدر. و ان علی، چرا پدر پدر بر ذمه او لازم باشد؟ لانه أب، چون او هم پدر حساب میشود.
سؤال: به چه دلیل بر پدر واجب باشد، اولاً و بعد عند عدم یا فقر او، نوبت به جد برسد؟ چرا برعکس نباشد؟ جد، پدر است و چرا پدر بر جد مقدم باشد؟ پس پدر تقدم رتبه بر پدربزرگ دارد. همانطور که در بحث ارث، پدر بر پدربزرگ مقدم است، در بحث نفقه هم پدر بر پدربزرگ مقدم است. از باب قدر متیقن، خرج ازدواج بر پدر لازم است.
ما میگوییم پدربزرگ بر پدر مقدم نیست یا باید بگوییم پدر بر پدربزرگ مقدم است؛ یا حداکثر باید بگوییم در عرض هم هستند. کسانی که اول میراث را میگیرند، در نفقه هم مقدم هستند.
مرحوم محقق حلی در شرائع میفرمایند و لو عدمه الآباء، اگر آبا معدوم بودند، پس نفقه ولد اول بر پدر و بعد جد پدری واجب بود. اگر پدر و جد پدری نبودند، نوبت به مادر میرسد، یعنی اگر مادر تمکن دارد، بر او واجب است که خرج بچه را بدهد. اگر مادر تمکن نداشت، بر عهده پدربزرگ مادری و مادربزرگ مادری است. و اگر تساوی در قرب داشتند، یعنی نفقه پدر و مادرشان بر آنها واجب است. بچهای، هم پدر پدر دارد هم پدر مادر، ولو اینکه در بیان قبلی، پدر پدر بر پدر مادر مقدم بود یا اگر گفتیم مادر پدر و پدر مادر یا مادر پدر و مادر مادر در عرض هم هستند، باز هم فرقی نمیکند.