1405/02/08
بسم الله الرحمن الرحیم
جهت دوّم/باب اوّل: درباره قطع/مقصد سوّم: درباره حجّت
موضوع: مقصد سوّم: درباره حجّت/باب اوّل: درباره قطع/جهت دوّم
نوع سوّم: قطع موضوعی وصفی.
بحث اوّل: تعریف.
قطع موضوعی وصفی به قطعی گفته میشود که بما انّه صفة خاصّة در موضوع حکم شرعی اخذ شده است. با این بیان که از طرفی قطع همانطوریکه طریق به واقع و کاشف از واقع است، صفتی خاصّ برای انسان قاطع نیز میباشد.
از طرفی دیگر قطع به عنوان اینکه صفتی خاصّ برای قاطع است، در موضوع حکم شرعی اخذ شده است. بنابراین، در صورت قطع به موضوع یا قطع به حکم شرعی، متعلّق قطع با قطع نظر از قطع، موضوع برای حکم شرعی نیست بلکه قطع بما انّه صفة خاصّة، در ثبوت حکم شرعی دخالت دارد.
مثلاً اذا ورد فی الخطاب اذا قطعت بخمریّة شیئ او وجوب شیئ یجب علیک التصدّق، موضوع وجوب تصدّق، خمریّت شیئ یا وجوب شیئ نیست بلکه موضوع، خمریّت به ضمیمهی قطع و یا وجوب شیئ به ضمیمهی قطع است.
قطع موضوعی وصفی گاهی تمام الموضوع و گاهی جزء الموضوع است با همان توضیحی که در سابق ارائه شد.
دربارهی «بما انّه صفة خاصّة» سه نظریّه وجود دارد.
الف: نظریّه محقّق خراسانی: بما انّه صفة خاصّة یعنی بما انّه صفة حقیقیة ذات الاضافة یا بما انّه نور لنفسه.
در توضیح بیان اوّل (بما انّه صفة حقیقیة ذات الاضافة) گفته میشود که در مرحله اوّل، صفت حقیقیّه یا همان صفت متأصّله در مقابل امور انتزاعیّه و اعتباریّه، امری است که واقعیّت دارد بدون اینکه احتیاج به اعتبار معتبِر یا منشأ انتزاع داشته باشد.
و در مرحله دوّم، ذات الاضافه یعنی صفتی که در وجود علاوه بر موضوع احتیاج به متعلّق نیز دارد فانّ العلم کما یستحیل تحقّقه بلا عالم کذلک یستحیل تحقّقه بلا معلوم و القدرة من هذا القبیل فانّه لا یعقل تحقّقها الّا بقادر و مقدور. و در مرحله سوّم، بعضی از اوصاف حقیقیه ذات الاضافه دارای جهت کشف (مثل قطع) و بعضی فاقد جهت کشف (مثل شوق) است.
با حفظ این مراحل، اگر قطع به عنوان صفت حقیقیّه ذات الاضافه دارای جهت کشف بدون لحاظ جهت کشف، موضوع قرار بگیرد، قطع موضوعی وصفی است.
آدرس جلسه بعد:
تقسیمات القطع الموضوعی[1] ..... و امّا بالنسبة الی تقسیم الکفایة.[2]