1405/01/17
بسم الله الرحمن الرحیم
جهت اوّل/باب اوّل: درباره قطع/مقصد سوّم: درباره حجّت
موضوع: مقصد سوّم: درباره حجّت/باب اوّل: درباره قطع/جهت اوّل
اشکال دوّم بر دلیل از طرف محقّق تنکابنی:
صغریٰ: شرط حجّت اصولی طبق دلیل مرحوم شیخ، افادهی قطع به نتیجه است (در دلیل مرحوم شیخ آمده که حجّت اصولی به چیزی گفته میشود که سبب قطع به نتیجه است).
کبریٰ: افادهی قطع به نتیجه، در امارات ظنّیه معتبره منتفی است (امارات ظنّیه معتبره به خاطر ظنّی بودن، سبب قطع به نتیجه نیست).
نتیجه: شرط حجّت اصولی طبق دلیل مرحوم شیخ، در امارات ظنّیه معتبره منتفی است. بنابراین، طبق این دلیل نباید به امارات ظنّیه معتبره حجّت اصولی گفته شود و حال آنکه مرحوم شیخ به این امارات، اطلاق حجّت اصولی میکند. اللهمّ الّا ان یقال که امارات ظنّیه معتبره نیز سبب قطع به حکم است ولی حکم ظاهری. همانطوریکه مرحوم علّامه فرموده که انّ ظنّیة الطریق لا ینافی قطعیّة الحکم.
اقول:
امارات ظنّیه معتبره گاهی سبب قطع به حکم ظاهری نیست چون گاهی فقیه از این امارات، حکم ظاهری بدست میآورد ولی احتمال غیر این حکم نیز میدهد. بنابراین، امارات سبب قطع به حکم ظاهری نشد. بله این امارات سبب قطع به عدم عقاب میشود ولی قطع به عدم عقاب غیر از قطع به حکم است. بنابراین، برای رفع مشکله محقّق تنکابنی میتوان حجّت اصولی را به این شکل معنا کرد. حجّت اصولی چیزی است که سبب قطع به حکم است اعمّ از اینکه قطع، وجدانی و یا تعبّدی باشد. قطع تعبّدی همان ظنّ حاصل از امارات ظنّیه معتبره است.
نتیجه نهایی بحث در جهت اوّل: متابعت از قطع، واجب عقلی است و جعل طریقیّت برای قطع از طرف شارع مثل سلب طریقیّت از قطع به توسّط شارع ممکن نیست و اطلاق حجّت منطقی و حجّت اصولی بر قطع صحیح نیست. بله قطع، حجّت لغوی است و اصولیّین نیز به دنبال همین نوع از حجّت هستند.