1404/10/30
بسم الله الرحمن الرحیم
ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت دهم
موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت دهم
ب: مراد از تخلّص از غصب، تخلّص از غصب زائد است. با این بیان که مکلّف مضطرّ به تصرّف در ارض غصبی به مقدار زمان خروج است و به خاطر همین اضطرار، حرمت غصب به مقدار زمان خروج مرتفع میشود ولی زائد بر این مقدار، مکلّف متمکّن از تخلّص از آن به واسطهی خروج است. بنابراین، خروج مصداق برای تخلّص از غصب زائد خواهد بود. این احتمال نیز باطل است. چون از طرفی صدق عنوان تخلّص از شیئ فرع بر ابتلاء به آن شیئ است. پس صدق عنوان تخلّص از غصب زائد، فرع بر ابتلاء به غصب زائد است. از طرفی دیگر برای ابتلاء به غصب زائد باید مقدار زمانی زائد بر زمان مورد نیاز برای خروج بگذرد تا ابتلاء به غصب زائد تحقّق پیدا کند و فرض، عدم مضیّ این مقدار زمان است چون مکلّف در حین خروج است. بنابراین، مکلّف در حین خروج مبتلیٰ به غصب زائد نشده تا تخلّص از غصب زائد صدق کند.
کبریٰ: و اللّازم بجمیع شقوقه باطل. (بالضرورة).
نتیجه: فالملزوم مثله.
نمودار اشکال:
خروج تخلّص از غصب زائد (غصبی که زمان آن بیش از زمان خروج است).
تخلّص از شیئ فرع ابتلاء به همان شیئ
تخلّص از غصب زائد فرع ابتلاء به غصب زائد
ابتلاء به غصب زائد در حال خروج منتفی است.
آدرس جلسهی بعد:
کفایه ج۱ ص۲۶۸: فان قلت کیف یقع مثل الخروج ..... و قد ظهر.