1404/10/22
بسم الله الرحمن الرحیم
ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت دهم
موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت دهم
اقول:
جواب از اشکال دوّم:
صغریٰ: مبنای اشکال دوّم، عدم مقدّمیت شیئ واحد برای متلازمین معاً است. (در اشکال آمده که ترک کون در دار غصبی، همان تخلّص از حرام است و در اشکال آمده که کون در خارج دار غصبی ملازم با ترک کون در دار غصبی است و در اشکال آمده که خروج مقدّمه برای کون در خارج دار غصبی است. یعنی خروج مقدّمه برای متلازمین ـ کون در خارج دار غصبی، ترک کون در دار غصبی ـ نیست).
کبریٰ: عدم مقدّمیت شیئ واحد برای متلازمین معاً، باطل است (خروج همانطوریکه میتواند مقدّمه برای کون در خارج دار غصبی باشد، میتواند مقدّمه برای ترک کون در دار غصبی نیز باشد و منعی در مقدّمیت شیئ واحد برای متلازمین نیست).
نتیجه: مبنای اشکال دوّم، باطل است و با بطلان مبنا، اشکال دوّم نیز باطل خواهد بود. توجّه باشد که دربارهی مدّعای دوّم محقّق خراسانی تحقیقی در آینده خواهد آمد.
نظریّه دوّم: نظریّه مرحوم شیخ: خروج، واجب است و مکلّف در قبال آن مستحقّ عقاب نیست.
دلیل اوّل:
صغریٰ: خروج، مقدّمه واجب است (تخلّص از غصب، عقلاً و شرعاً، واجب است و خروج، مقدّمه برای تخلّص از غصب است. بنابراین، خروج مقدّمه واجب است).
کبریٰ: مقدّمه واجب، واجب است (در مسأله مقدّمه واجب اثبات شد که مقدّمه واجب، واجب است).
نتیجه: خروج، واجب است و در نتیجه، حرام نخواهد بود چون اجتماع وجوب و حرمت محال است.
اشکال از طرف محقّق خراسانی:
صغریٰ: شرط وجوب مقدّمه محرّمه منحصره، ناشی نشدن اضطرار به مقدّمه از سوء اختیار است.
توضیح: مقدّمه محرّمه منحصره، در صورتی واجب میشود که اضطرار مکلّف به این مقدّمه، ناشی از سوء اختیار مکلّف نباشد. با این بیان که مقدّمه واجب سه صورت دارد.
۱) گاهی مقدّمه واجب، منحصر در مقدّمه مباحه است. یعنی واجب دارای یک مقدّمه است و آن مقدّمه، مقدّمه مباحه است. مثل اینکه برای انقاذ غریق فقط یک طریق مباح وجود دارد. در این صورت، وجوب از ذی المقدّمه به مقدّمه ترشّح میکند و مقدّمهای که ذاتاً مباح بود، واجب بالعرض میشود (بنابر اینکه مقدّمه واجب، واجب باشد).
۲) گاهی مقدّمه واجب، منحصر در مقدّمه مباحه نیست. یعنی واجب دارای دو مقدّمه است که یکی مقدّمه محرّمه و دیگری مقدّمه مباحه است. مثل اینکه برای انقاذ غریق دو طریق وجود دارد که یکی حرام و دیگری مباح است. در این صورت، وجوب از ذی المقدّمه فقط به مقدّمه مباحه ترشّح میکند و مقدّمه مباحه از باب مقدّمه واجب، واجب میشود.
۳) گاهی مقدّمه واجب، منحصر در مقدّمه محرّمه است. یعنی واجب دارای یک مقدّمه است و آن مقدّمه، مقدّمه محرّمه است. مثل ما نحن فیه که خروج مقدّمه منحصره برای تخلّص از حرام است و خود خروج به خاطر غصب بودن حرام است. مقدّمه در این صورت، با دو شرط واجب میشود.
الف: انجام ذی المقدّمه، اهمّ از ترک مقدّمه محرّمه باشد. یعنی انجام ذی المقدّمه در نظر شارع اهمّ باشد اگر چه مکلّف با انجام ذی المقدّمه، مرتکب مقدّمه محرّمه شود. ولی اگر ترک مقدّمه محرّمه، اهمّ از انجام ذی المقدّمه باشد، مقدّمه بر حرمت خود باقی میماند و وجوب ذی المقدّمه ساقط میشود. این شرط، در ما نحن فیه وجود دارد. چون تخلّص از حرام، اهمّ از ترک خروج حرام است و به بیان دیگر، وجوب تخلّص مهمّتر از حرمت خروج است.