1404/08/27
بسم الله الرحمن الرحیم
ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت دهم
موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت دهم
به بیان دیگر، اجتماع امر و نهی در مجمع، اجتماع وجوب تخییری و حرمت تعیینی در فرد واحد است (زمانیکه امر به طبیعتی تعلّق میگیرد، هر یک از افراد طبیعت در نظر عقل واجب تخییری میشود و زمانیکه نهی به طبیعتی مطلق تعلّق میگیرد، جمیع افراد طبیعت در نظر عقل حرام تعیینی میشود. با حفظ این نکته، اگر امر به واسطهی نهی و یا نهی به واسطهی امر مقیّد شود، اجتماع امر و نهی در بین نیست. ولی اگر امر و نهی به اطلاق خود باقی باشند، فردی که دو طبیعت در آن اجتماع کرده، واجب تخییری و حرام تعیینی میشود) و اجتماع وجوب تخییری و حرمت تعیینی در فرد واحد، محال است (چون جمع بین متنافیین است). پس اجتماع امر و نهی در مجمع، محال است.
اقول:
اشکالی که بر دلیل دوّم وارد شد، بر این دلیل نیز وارد است.
نظریّه دوّم: نظریّه جماعتی از متأخّرین: اجتماع امر و نهی در مجمع، ممکن است.
دلیل اوّل:
صغریٰ: مبنای قول به امتناع اجتماع، وجوب غیری مقدّمه و تنافی بین وجوب غیری و حرمت نفسی است.
توضیح: از طرفی صلوتی که مکلّف در دار غصبی انجام میدهد، مقدّمه برای وجود طبیعت مأمور بها در خارج است. چون امر مولا به طیبعت صلوة و نهی مولا به طبیعت غصب تعلّق گرفته ولی مکلّف این دو طبیعت را با سوء اختیار، در فرد واحد ایجاد نموده است. پس صلوة خارجی مقدّمه برای وجود طبیعت مأمور بها در خارج میشود. از طرفی دیگر اگر مقدّمه واجب، واجب نباشد، اجتماع وجوب و حرمت تحقّق پیدا نمیکند و صلوة خارجی فقط دارای حرمت خواهد بود و علّت حرمت این است که نهی به تمامی افراد طبیعت منهیّ عنها منحلّ میشود و به تمامی افراد سرایت میکند. و اگر مقدّمه واجب، واجب باشد، اجتماع وجوب غیری و حرمت نفسی در صلوة خارجی تحقّق پیدا میکند. بنابراین، اگر بین وجوب غیری و حرمت نفسی تنافی باشد، اجتماع وجوب غیری و حرمت نفسی در صلوة خارجی محال است و اگر تنافی نباشد، اجتماع وجوب غیری و حرمت نفسی در صلوة خارجی ممکن است. بنابراین، منشأ قول به امتناع، وجوب غیری مقدّمه و تنافی بین وجوب غیری و حرمت نفسی است.
کبریٰ: وجوب غیری مقدّمه و تنافی بین وجوب غیری و حرمت نفسی، منتفی است.
توضیح: در مسأله مقدّمه واجب اثبات شد که مقدّمه واجب، واجب نیست و بر فرض که مقدّمه واجب، واجب باشد، بین وجوب غیری و حرمت نفسی تنافی نیست. تنافی منحصراً بین وجوب نفسی و حرمت نفسی است.
نتیجه: مبنای قول به امتناع اجتماع، منتفی است و با انتفاء مبنا، قول به امتناع نیز منتفی خواهد بود.