« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد قادر حیدری فسائی

1404/08/21

بسم الله الرحمن الرحیم

ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت دهم

موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت دهم

سوّم: گاهی تمامی مبادی از عناوین انتزاعیّه هستند. عناوین انتزاعیّه در این صورت، دو حالت دارند.

الف: تمامی عناوین انتزاعیّه از یک مبدء متأصّل انتزاع شده‌اند که این مبدء متأصّل به یک اعتبار، منشأ انتزاع برای عنوان انتزاعی اوّل و به اعتباری دیگر، منشأ انتزاع برای عنوان انتزاعی دوّم است. در این حالت، ترکیب بین این عناوین انتزاعیّه در مجمع، ترکیب اتّحادی است. یعنی این عناوین، موجود به یک وجود هستند. چون برای عنوان انتزاعی، واقعی جز منشأ انتزاع آن نیست و فرض این است که منشأ انتزاع، وجوداً و ماهیّةً یکی است و لذا تعلّق امر به یک عنوان انتزاعی و تعلّق نهی به عنوان انتزاعی دیگر محال است.

مثال: افطار در ماه رمضان به واسطه‌ی مال غیر، محلّ اجتماع عنوان افطار و عنوان غصب است که این دو عنوان، از أکل انتزاع شده‌اند. أکل به اعتبار تعلّق گرفتن به مال غیر، منشأ انتزاع برای غصب و به اعتبار واقع شدن در ماه رمضان، منشأ انتزاع برای افطار است و لذا اجتماع امر و نهی (أفطر و لا تغصب) در مجمع (افطار در ماه رمضان به واسطه‌ی مال غیر) محال است.

ب: هر یک از عناوین انتزاعیّه از یک مبدء متأصّل انتزاع شده‌اند. به بیان دیگر، منشأ انتزاع عنوان انتزاعی اوّل، مغایر و مباین با منشأ انتزاع عنوان انتزاعی دوّم است. در این حالت، ترکیب بین این عناوین انتزاعیّه، ترکیب انضمامی است. یعنی هر دو (دو عنوان انتزاعی) موجود به دو وجود هستند. چون برای عنوان انتزاعی، واقعی جز منشأ انتزاع آن نیست و فرض این است که هر منشأ انتزاع با منشأ انتزاع دیگر وجوداً و ماهیّةً مغایر و مباین می‌باشند و در نتیجه، تعلّق امر و نهی به مکلّف ممکن است.

مثال: گاهی مولا به افطار، امر و از غصب، نهی می‌کند. أفطر و لا تغصب. اگر مکلّف در مکان غصبی به واسطه‌ی مال مباح افطار کند، در اینجا عنوان افطار و عنوان غصب اجتماع کرده‌اند. عنوان افطار از أکل و عنوان غصب از کون در ارض غصبی انتزاع شده است که این دو منشأ انتزاع وجوداً و ماهیّةً مغایر و مباین با یکدیگر هستند و لذا تعلّق امر و نهی به مکلّف ممکن است.

نتیجه: مبنای قول به امکان اجتماع به نحو مطلق، منتفی است. بنابراین، کلّیت امتناع اجتماع که مستدلّ (محقّق خراسانی) معتقد به آن است و همچنین کلّیت امکان اجتماع که مستشکل (محقّق نائینی) معتقد به آن است، باطل می‌باشد.

logo