1404/07/30
بسم الله الرحمن الرحیم
ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت نهم
موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت نهم
نظریّه دوّم: اجتماع امر و نهی، محال است. طبق این نظریّه، گروهی از اصولیّین قائل به ترجیح جانب امر و گروهی دیگر قائل به ترجیح جانب نهی هستند. در صورت ترجیح جانب امر، مجمع صحیح است بدون اینکه مکلّف معصیت نهی کرده باشد چون فرض این است که نهی وجود ندارد. و در صورت ترجیح جانب نهی، اگر مجمع توصّلی باشد، با انجام مجمع غرض مولا و نتیجتاً امتثال مولا حاصل میشود. چون در توصّلیات، غرض مولا به مجرّد وجود مأمور به حاصل میشود اگر چه در ضمن فعل حرام باشد. و اگر مجمع تعبّدی باشد، مکلّف دو صورت دارد.
صورت اوّل: گاهی مکلّف عالم به حرمت عبادت و یا جاهل به حرمت عبادت به نحو جاهل مقصّر است. در این صورت، عبادت باطل است.
دلیل:
صغریٰ: شرط صحّت عبادت، قصد قربت است (بالضرورة).
کبریٰ: قصد قربت، در صورت علم به حرمت و جهل تقصیری به حرمت، منتفی است (از طرفی عبادت در صورت علم به حرمت و در صورت جهل تقصیری به حرمت، معصیت است. علّت معصیت بودن عبادت در صورت اوّل، التفات به حرمت و در صورت دوّم، تقصیر در عدم التفات به حرمت است. از طرفی دیگر قصد قربت به واسطهی معصیت، ممکن نیست. بنابراین، قصد قربت، در هر دو صورت، منتفی است).
نتیجه: شرط صحّت عبادت، در صورت علم به حرمت و جهل تقصیری به حرمت، منتفی است و با انتفاء شرط، صحّت عبادت نیز منتفی خواهد بود.
صورت دوّم: گاهی مکلّف جاهل به حرمت عبادت به نحو جاهل قاصر است. در این صورت دوّم، محقّق خراسانی دو مدّعا دارد.
مدّعای اوّل: عبادت، در این صورت دوّم، صحیح است.
دلیل:
صغریٰ: شرط صحّت عبادت، امور ثلاثه است (صحّت عبادت مشروط به قابلیّت عبادت برای تقرّب و تمکّن مکلّف از قصد قربت و انجام بالفعل قصد قربت است).
کبریٰ: امور ثلاثه، در عبادت با وجود جهل قصوری به حرمت، موجود است (عبادت به خاطر اشتمال بر ملاک، قابلیّت برای تقرّب دارد و حرمتی که مانع از قابلیّت تقرّب است یعنی حرمت فعلیّه، در ما نحن فیه نیست به خاطر جهل قصوری و حرمتی که در ما نحن فیه است یعنی حرمت واقعیّه غیر فعلیّه، مانع از قابلیّت تقرّب نیست و مکلّف به خاطر جهل قصوری به حرمت، متمکّن از قصد قربت است و فرض این است که قصد قربت نیز کرده است).
نتیجه: شرط صحّت عبادت، در عبادت با وجود جهل قصوری به حرمت، موجود است و مانعی دیگر از صحّت در بین نیست.