« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد قادر حیدری فسائی

1404/07/29

بسم الله الرحمن الرحیم

ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت نهم

موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت نهم

روایت دوّم: روایت اسماعیل بن جابر از مولا ابی عبد الله علیه السّلام. قال: سمعت ابا عبد الله علیه السّلام یقول لو انّ الناس اخذوا ما امرهم الله عزّ و جلّ به فانفقوه فیما نهاهم الله عنه ما قبله منهم و لو اخذوا ..... (کافی، طبع اسلامیّه ج۴ ص۳۲)

کیفیّت استدلال: انجام عبادت بنابر قول به امکان، انفاق عبادت در منهیّ عنه است (اگر مکلّف صلوة در دار غصبی بنابر قول به امکان انجام بدهد، مأمور به را انفاق در منهیّ عنه کرده است. یعنی با مأمور به یعنی صلوة به منهیّ عنه یعنی غصب رسیده است) و انفاق عبادت در منهیّ عنه، موجب عدم قبولی عبادت است (به خاطر روایت). پس انجام عبادت بنابر قول به امکان، موجب عدم قبولی عبادت است.

جواب از روایت اوّل از طرف بعض اعاظم:

صغریٰ: مورد روایت، صورت معصیت بودن نفس عمل است (ظاهر روایت این است که با عملی که خود آن معصیت است، اطاعت خداوند تحقّق پیدا نمی‌کند).

کبریٰ: صورت معصیت بودن نفس عمل، شامل عبادت بنابر قول به امکان نیست (بنابر قول به امکان، مجمع وجوداً متعدّد است. بنابراین، خود عبادت معصیت نیست تا گفته شود که اطاعت خداوند با آن تحقّق پیدا نمی‌کند. بلکه لازمه‌ی عبادت، معصیت است).

نتیجه: مورد روایت، شامل عبادت بنابر قول به امکان نیست. بنابراین، استدلال با این روایت بر فساد عبادت بنابر قول به امکان، صحیح نیست. علاوه بر اینکه این روایت، مرسله است و روایت مرسله، ضعیف است.

اقول:

جواب از روایت دوّم: صغریٰ: مفاد روایت، عدم قبول عبادت است (در روایت کلمه‌ی «ما قبله» به کار رفته است. بنابراین، مفاد روایت این است که اگر مکلّف عبادت را در معصیت صرف کند یعنی با عبادت به معصیت برسد، این عبادت مورد قبول خداوند نیست. اراده‌ی اِجزاء از کلمه‌ی قبول، بر خلاف ظاهر و بلکه بر خلاف نصّ است).

کبریٰ: عدم قبول عبادت، اعمّ از عدم صحّت عبادت است (بین صحیح و مقبول، نسبت عموم و خصوص مطلق است. مقبول، اخصّ و صحیح، اعمّ است. به این صورت: کلّ مقبول صحیح و لا عکس. بین نقیض صحیح و نقیض مقبول نیز نسبت عموم و خصوص مطلق است ولی به صورت بر عکس. یعنی نقیض اخصّ، اعمّ و نقیض اعمّ، اخصّ است به این معنا که غیر صحیح، اخصّ و غیر مقبول، اعمّ است. به این صورت: کلّ غیر صحیح غیر مقبول و لا عکس).

نتیجه: ‌مفاد روایت، اعمّ از عدم صحّت عبادت است. مفاد روایت، عدم صحّت عبادت نیست که مدّعای مستشکل است. به بیان دیگر، مفاد روایت، عدم قبول عبادت بنابر قول به امکان است و با اثبات عدم قبول، اثبات بطلان عبادت بنابر قول به امکان نمی‌شود.

logo