1404/07/27
بسم الله الرحمن الرحیم
ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت نهم
موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت نهم
جواب محقّق خوئی از انتفاء قصد امر ترتّبی:
صغریٰ: مبنای انتفاء قصد امر ترتّبی، استحالهی اشتراط امر صلّ به عصیان نهی از غصب است. (در اشکال محقّق نائینی آمده که برای تحقّق امر ترتّبی باید امر صلّ از باب مثال، مشروط به عصیان نهی از غصب شود و حال آنکه این اشتراط، به خاطر محذور طلب جمع بین ضدّین و یا محذور طلب حاصل، محال و باطل است به بیانی که در اشکال گفته شد).
کبریٰ: استحالهی اشتراط امر صلّ به عصیان نهی از غصب، باطل است.
توضیح: منهیّ عنه، در ما نحن فیه، غصب است و غصب منحصراً به وسیلهی کون در دار غصبی تحقّق پیدا میکند چون کون در دار غصبی، تصرّف حقیقی در دار و مصداق حقیقی برای غصب است. افعالی از قبیل اکل و شرب مصداق غصب و مصداق تصرّف در مال غیر نیست. بنابراین، مشروط شدن امر صلّ به عصیان نهی از غصب (لا تغصب و ان عصیت فصلّ لاتکن فی الدّار المغصوبة و ان کنت فیها فصلّ) مستلزم دو محذوری که در کلام میرزا آمده، نیست. امّا عدم لزوم محذور طلب جمع بین ضدّین به خاطر این است که کون در دار غصبی، ضدّ صلوة نیست بلکه ملازم صلوة و قابل اجتماع با صلوة در خارج است. امّا عدم لزوم محذور طلب حاصل به خاطر این است که کون در دار غصبی، متّحد با صلوة در خارج نیست. چون فرض این است که بنابر قول به امکان، مجمع وجوداً و ماهیّةً متعدّد است.
نتیجه: مبنای انتفاء قصد امر ترتّبی، باطل است و با بطلان مبنا، انتفاء قصد امر ترتّبی نیز باطل خواهد بود. بنابراین، از ناحیهی ترتّب، عبادت در مورد اجتماع صحیح است.
به بیان دیگر، کون در دار غصبی، ضدّ صلوة نیست تا محذور طلب جمع بین ضدّین لازم بیاید و بنابر قول به امکان، عین صلوة نیست تا محذور طلب حاصل لازم بیاید.