1404/07/22
بسم الله الرحمن الرحیم
ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت نهم
موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت نهم
علّت انتفاء قصد امر ترتّبی این است که شرط ترتّب در ما نحن فیه، مشروط شدن امر صلّ به عصیان نهی از غصب است (برای تحقّق امر ترتّبی به صلوة، منحصرا این طریق وجود دارد که امر صلّ مشروط به عصیان نهی از غصب شود. به این صورت: لا تغصب و ان عصیت فصلّ) و مشروط شدن امر صلّ به عصیان نهی از غصب، منتفی است (معصیت نهی از غصب با یکی از دو چیز محقّق میشود. الف: به واسطهی انجام عملی که ضدّ مأمور به است یعنی ضدّ صلوة است مثل اکل. به این صورت: لا تغصب و ان عصیت بأن اکلت فصلّ. این صورت، باطل است چون لازمهاش این است که امر به احد ضدّین یعنی امر به صلوة، مشروط به وجود ضدّ دیگر یعنی اکل بشود و این، معقول نیست چون طلب جمع بین ضدّین است. ب: به واسطهی انجام خود مأمور به یعنی خود صلوة. به این صورت: لا تغصب و ان عصیت بأن صلّیت فصلّ. این صورت نیز باطل است چون لازمهاش این است که امر به شیئ یعنی امر به صلوة، مشروط به وجود آن شیئ در خارج باشد و این، معقول نیست چون محذور طلب حاصل پیدا میشود. بنابراین، مشروط شدن امر صلّ به عصیان نهی از غصب، صحیح نیست). پس شرط ترتّب در ما نحن فیه، منتفی است و با انتفاء شرط، ترتّب در ما نحن فیه نیز منتفی خواهد بود. بنابراین، مکلّف نمیتواند صلوة را به قصد امر ترتّبی انجام دهد.