1404/06/29
بسم الله الرحمن الرحیم
ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت چهارم
موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت چهارم
اشکال:
محقّق اردبیلی معتقد است که اجتماع امر و نهی در شیئ واحد، عقلاً ممکن و عرفاً ممتنع است. این تفصیل از ناحیهی این محقّق کاشف از لفظیّت مسأله اجتماع امر و نهی است چون معنای امتناع عرفی این است که هر یک از امر و نهی به واسطهی ملازمه عرفیّه دلالت بر عدم دیگری میکند (لازمهی عرفی امر به شیئ، عدم نهی از آن شیئ و لازمهی عرفی نهی از شیئ، عدم امر به آن شیئ است) و نتیجتاً هر یک از امر و نهی دلالت بر امتناع اجتماع دارد. پس مرجع امتناع عرفی، دلالت لفظ یعنی امر و نهی بر امتناع اجتماع است.
جواب:
شرط لفظیّت مسأله اجتماع، اختصاص نزاع در مسأله اجتماع به امر و نهی لفظی است (مسأله اجتماع در صورتی مسأله لفظی خواهد بود که نزاع در مسأله اجتماع اختصاص به امر و نهی لفظی داشته باشد) و اختصاص نزاع در مسأله اجتماع به امر و نهی لفظی، منتفی است (نزاع در مسأله اجتماع بالضرورة در مطلق وجوب و حرمت است اعمّ از اینکه وجوب و حرمت مستفاد از لفظ و یا مستفاد از ادلّه لبّیه باشد. و تعبیر به امر و نهی در عنوان مسأله که ظهور در امر و نهی لفظی دارد، از باب غلبه است نه خصوصیّت). پس شرط لفظیّت مسأله اجتماع، منتفی است و مراد محقّق اردبیلی این است که عقل مجمع را متعدّد میداند و لذا عقل حکم به امکان اجتماع میکند و عرف مجمع را واحد میداند و لذا عقل حکم به امتناع اجتماع میکند. و علّت اسناد امتناع به عرف با اینکه حاکم به امتناع عقل است، این است که تعیین کنندهی موضوع حکم عقل به امتناع، عرف است. یعنی عرف مجمع را عمل واحد میداند آنگاه عقل دربارهی این موضوع یعنی مجمع، حکم به امتناع اجتماع میکند. بنابراین، حاکم هم در ناحیهی امکان اجتماع و هم در ناحیهی امتناع اجتماع عقل است ولی تعیین کننده موضوع حکم عقل در بخش امکان اجتماع، عقل و در بخش امتناع اجتماع، عرف است. پس به واسطهی نظریّه محقّق اردبیلی اثبات لفظی بودن مسأله اجتماع امر و نهی نمیشود. و بر فرض که مراد از امتناع عرفی در کلام محقّق اردبیلی همان باشد که در اشکال آمده، به واسطهی تفصیل این محقّق اثبات میشود که مسأله اجتماع امر و نهی یک مسأله عقلی لفظی است یعنی این مسأله اجتماع در بخش امکان، مسأله عقلی و در بخش امتناع، مسأله لفظی است.