« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد محمدجواد محمدی گلپایگانی

1404/11/14

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی قول به خروج بعضی مشتقات از محل نزاع/مقدمات مشتق /مباحث الالفاظ

 

موضوع: مباحث الالفاظ/مقدمات مشتق /بررسی قول به خروج بعضی مشتقات از محل نزاع

 

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

مقدمه:

بحث در مبحث مشتق به مقدمه سوم رسیده است که در آن، کلام برخی از بزرگان همچون مرحوم صاحب فصول بررسی می‌شود. ایشان معتقدند که نزاع در مشتق اصولی، مبنی بر اینکه آیا مشتق حقیقت در خصوص متلبس بالفعل است یا در اعم از متلبس و منقضی‌عنه، تنها به برخی از مشتقات مانند اسم فاعل اختصاص دارد. به زعم ایشان، سایر اسامی معروف نظیر اسم مفعول، اسم مکان، اسم زمان، صیغه مبالغه و اسم آلت از محل نزاع خارج هستند؛ چرا که تکلیف صدق آن‌ها روشن و بدیهی است. مرحوم آخوند در کفایه این کلام را مطرح نموده و محققین درصدد پاسخگویی به آن برآمده‌اند که پاره‌ای از این مباحث گذشت و اکنون نوبت به بررسی اسم مکان و اسم زمان می‌رسد که عمده بحث در این مقام، پیرامون اسم زمان است.

اسم مکان:

در خصوص اسم مکان، ادعا شده است که حقیقت بودن آن در اعم از حال و منقضی‌عنه، امری واضح و بی‌نیاز از بحث است. مستدل می‌گوید هنگامی که مکانی ظرف وقوع فعلی قرار می‌گیرد، اسم آن مکان همواره به نحو حقیقی بر آن محل اطلاق می‌گردد؛ چنان‌که به محل شهادت حضرت رضا علیه‌السلام «مشهدالرضا» یا به محل شهادت امام حسین علیه‌السلام «مقتل‌الحسین» اطلاق می‌شود، در حالی که واقعه شهادت در زمان خاصی در تاریخ رخ داده و سپری شده است، اما این عناوین تا ابد به نحو حقیقی بر آن مکان‌ها صادق است. لذا ادعا شده که اسم مکان در محل نزاع مشتق قرار نمی‌گیرد و انقضای مبدأ در آن معنا ندارد.

در پاسخ به این ادعا باید گفت که صرفِ استعمال، برای اثبات حقیقت بودن کافی نیست؛ زیرا استعمال اعم از حقیقت و مجاز است و در سایر مشتقات نیز استعمال در منقضی‌عنه صورت می‌گیرد، اما بحث در این است که آیا این استعمال حقیقی است یا مجازی. ثانیاً، حتی اگر بپذیریم این استعمال حقیقی است، ممکن است به لحاظ «حال تلبس» باشد، نه به اعتبار «زمان جری و اسناد». یعنی وقتی می‌گوییم فلان جا مشهد است، نظر به همان زمان وقوع شهادت داریم و به اعتبار آن زمان، استعمال حقیقی است. اما پرسش اصلی در بحث مشتق این است که اگر در زمان اسناد و جری، مشتق از آن مبدأ خالی شده باشد، آیا باز هم استعمال به نحو حقیقی است؟

برای روشن شدن مطلب باید مثالی زد که در زمان اسناد، هیچ تلبسی به مبدأ وجود نداشته باشد. مثلاً مکانی که سابقاً کتابخانه یا مدرسه بوده و اکنون مخروبه گشته یا تغییر کاربری داده است؛ اگر کسی به آن مخروبه بگوید «اینجا مدرسه یا مکتبه است»، آیا این استعمال حقیقی است؟ یا در مثالی دیگر، اگر در وسط اتوبانی که سابقاً در آن «مسجد سنگی» وجود داشته و اکنون اثری از آن نیست بایستید و بگویید «اینجا مسجد است»، آیا این استعمال در مورد مبدئی که اکنون وجود خارجی ندارد، حقیقت است؟ ملاحظه می‌شود که در اسم مکان نیز، تلبس بالفعل موضوعیت دارد و اگر تلبس زائل شود، حقیقت بودنِ اطلاق مشتق ابداً روشن نیست. بنابراین اسم مکان نیز به طور کامل در محل نزاع داخل است.

اسم زمان:

اما در مورد اسم زمان، بحث بسیار جدی‌تر و عمیق‌تر مطرح شده است. اشکالی که در اینجا وجود دارد این است که زمان از امور «غیرقاره» و تدریجی است که دائماً در حال تجدد و انصرام است. ذات زمان منعدم‌الوجود است و به وجود آمدن فرد بعدی در آن، ملازم با از بین رفتن فرد قبلی است. در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که آیا اصلاً استعمال مشتق در فرد منقضی در اسم زمان قابل تصور است؟ وقتی گفته می‌شود «امروز مبعث پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله است»، معنای این سخن چیست؟

در مشتق اصولی، ما نیازمند ذاتی هستیم که باقی بماند تا گاهی متلبس به مبدأ باشد و گاهی آن را نداشته باشد؛ مانند زید که روزی عالم است و روزی نیست، اما خودش به عنوان ذات باقی است. ولیکن در اسم زمان مانند «مولد» یا «مبعث»، آن قطعه از زمانی که واقعه در آن رخ داده است، یک مصداق بیشتر در خارج نداشته و آن همان روز وقوع حادثه بوده است. سال‌های بعد، در واقع زمان‌های دیگری هستند که تنها در تقویم با آن زمان مشابهت دارند. لذا زمان هرگز غیر از حالت تلبس بالفعل، فرد و مصداقی ندارد که باقی بماند تا بحث انقضا در آن مطرح شود.

برخی از معاصرین برای تبیین مشتق اصولی به «ارکان اربعه» معتقدند. برای اینکه بحث مشتق معنا پیدا کند، چهار پایه لازم است: نخست، وجود «ذات» که باقی بماند. دوم، «مبدأ» یا همان اوصاف و عوارض. سوم، «تلبس» که همان زمان اتحاد ذات و مبدأ است و چهارم، «انقضا» که به معنای انفکاک مبدأ از ذات است. تمام سؤال در مبحث مشتق مربوط به وقت انقضاست. اما در اسم زمان، رکن اول که همان بقای ذات است وجود ندارد؛ زیرا زمان سال گذشته با زمان امسال تفاوت ماهوی دارد و دو ذات مستقل هستند.

امسال که بعثتی رخ نداده است تا بگوییم این زمان متلبس به مبدأ بعثت است، و آن زمانی هم که بعثت در آن رخ داده، از بین رفته و منقضی شده است. پس چون ذات باقی نیست، رکن اول مفقود است و بحث مشتق در اسم زمان بی‌معنا جلوه می‌کند.

این اشکال که بحث مشتق در اسم زمان معنا ندارد، توسط بسیاری از بزرگان مطرح شده است، اما مرحوم آخوند در کفایه و دیگر اعاظم پاسخ‌های متعددی به آن داده‌اند تا اثبات کنند که اسم زمان نیز در محل نزاع داخل است. این جواب‌ها که مشتمل بر چندین وجه است، ان‌شاءالله در جلسات آینده جمع‌بندی و ارائه خواهد شد.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo