1404/11/11
بسم الله الرحمن الرحیم
شرط طهارت از حیض و نفاس/شرائط صحة الصوم /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/شرائط صحة الصوم /شرط طهارت از حیض و نفاس
شرط سوم – عدم استصحاب جنابت، حیض و نفاس
رسیدیم به شرط سوم از شرایط صحت صوم. شرط اول که اسلام و ایمان بود، شرط دوم که عقل بود. مرحوم سید میفرماید: «الثالث : عدم الإصباح جنباً أو علی حدث الحیض والنفاس بعد النقاء من الدم، علی التفصیل المتقدّم.».[1]
شرط سوم این است که بقای عمدی بر جنابت نداشته باشد، بر حدث حیض و نفاس بعد از طهر از دم. غسل لازم است و غسل را عمداً ترک کند، این باعث میشود که روزهاش صحیح نباشد. شرط صحت صوم این است که از این احداث قبل از طلوع فجر غسل کند.
این شرط سوم را مرحوم سید و بقیه فقها در ضمن مفطرات صوم میآورند. ولی دقیقترش این است که در شرایط صحت بیاید، نه در مفطرات. این بقای عمدی بر جنابت و آن احداث دیگر، اصلاً صوم از اول منعقد نمیشود که بخواهد باطل شود. در رسالهها ملاحظه کنید، مسئله بقای عمدی بر جنابت جزو مفطرات است، ولی واقعش این است که جزو شرایط صحت است. چرا جزو شرایط صحت است؟ برای اینکه اگر بقای عمدی داشته باشد، اصلاً از اول طلوع فجر صائم نیست که برخلاف اکل و شرب، صوم محقق میشود و بعد شخص ابطال کند و افطار کند.
پس بنابراین این یک بار بحث شده مفصل. کجا بحث شده؟ در همان مفطرات صوم و مبطلات صوم، ذیل عنوان الثامن. آنجا مسئله بقای عمدی بر جنابت و احداث دیگر، با تفاصیل بحث شده است، اصلیاش بین صوم رمضان و قضای رمضان با بقیه صیام بود. مثلاً این مسئله بقای عمدی بر جنابت در صوم رمضان و قضای رمضان مانع صحت است، در روزههای واجب دیگر و روزههای مستحبی مانع صحت نیست. روایتش مربوط به رمضان و قضای رمضان بود. البته احتیاط کرده بود مرحوم سید و دیگران هم احتیاط کرده بودند که در بقیه روزها هم رعایت بشود. ولی تفصیل همانجا در آن ابواب مطرح کرده بودش بین روزه رمضان و قضای رمضان و روزههای دیگر.
پس بنابراین این بحث شرط سوم، دقیقاً مباحثش همانهایی است که ذیل عنوان الثامن قبلاً در مفطرات صوم مفصل بحث شده است تحت عنوان «بقای عمدی بر جنابت». دیگر ما آنها را تکرار نمیکنیم.
پرسش:
پاسخ: بله، من الآن نمیدانم اولین نفر که این کار را کرده کیست، ولی بالاخره در کتب فقهی در مفطرات آوردهاند و مبطلات شمردهاند و در شرایط صحت ارجاع میدهند به آنجا. ولی همان وقت ما گفتیم این در واقع از مبطلات نیست، از شرایط صحت است.
شرط چهارم – الخلو من الحیض و النفاس
میآییم سراغ عنوان بعدی. شرط چهارم از شرایط صحت (این دیگر آنجا بحث نشده بود): « الرابع : الخلوّ من الحیض والنفاس فی مجموع النهار، فلا یصحّ من الحائض والنفساء إذا فاجأهما الدم ولو قبل الغروب بلحظة، أو انقطع عنهما بعد الفجر بلحظة،».
شرط چهارم خلو از دم است در حائض و نفساء. اگر شخص در طول روز ماه رمضان... این غیر از قبلی است. آن قبلی مورد از «الثالث» (شرط سوم) بود که خلو از دم را قبل از طلوع فجر داشته ولی ترک غسل کرده (غسل لازم است دیگر، غسل از حدث حائض و نفساء). حدثی که تا زمانی که غسل نکرده، آن حدث باقی است، ولو خود دم زائل شده باشد. شرط سوم با چهارم فرق میکند. شرط سوم حدث حیض و نفاس مثل جنابت است. ولی اینجا نه، اینجا خود عروض دم (توجه فرمودید) رؤیت دم و عروض دم است. این مانع صحت صوم است، ولو یک لحظه در نهار باشد. یعنی مثلاً شخص تا دم غروب روزه است، زنی ناگهان دچار حیض میشود، یا از آن طرف تا لحظه بعد از طلوع فجر (که هیچی هم نخورده) دم وجود دارد، روزه ولو بعد در طول نهار دیگر از آن دم پاک شده و طهر ایجاد شده باشد، اما روز آن روزش باطل است.
پس حائض و نفساء باید در طول نهار یعنی در کل نهار در حالت طهر باشند. نسبت به دم، چه اول نهار، چه آخر نهار، باید طهر به وجود بیاید تا روزه صحیح باشد. بنابراین «الخلو من الحیض و النفاس فی مجموع النهار» یعنی من البدء إلی الختم. فلا یصحّ من الحائض والنفساء إذا فاجأهما الدم اگر به طور ناگهانی دم حادث بشود، روزهشان صحیح نیست. ولو این مفاجأت ولو قبل الغروب بلحظة، دم باشد یا اول صبح باشد، یا «إن قطع عنهما بعد الفجر بلحظة» باز هم روزه آن روز باطل است. پس خلو از دم میشود شرط چهارم از شرایط صحت صوم.
روایات مربوط به شرط چهارم
در اینجا ما روایات داریم. مسئله اجماعی است و جزو مسائل اختلافی نیست، بلکه اجماعی است. سه طایفه از اخبار و روایات را در اینجا داریم:
- طایفه اول: اخبار دال بر مانعیت.
- طایفه دوم: یک روایت شاذ که دلالت بر صحت صوم میکند در بعضی از حالات (آن وقتی است که عروض دم باشد بعد از زوال). روایت شاذی در اینجا داریم.
- طایفه سوم: اخبار امساک تعدّدی (تعبدی) در این موضوع (در مورد حائض و نفساء). امساک تعدّدی و استحبابی است.
این روایات عمدتاً در باب ۲۵ از ابواب من يصح منه الصوم آمده است.
طایفه اول: اخبار دال بر بطلان صوم حائض و نفساء
طایفه اول ۵ تا روایت دارد. هر پنج تایشان دلالت میکند بر بطلان صوم حائض و نفساء در حالت حیض و نفاس. سندهایشان خوب است و دلالتهایشان روشن است.
۱. صحیحه حلبی (حدیث ۱ باب ۲۵) [2]
سندش خوب است و هیچ مشکلی از نظر سند ندارد. «عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سألته عن امرأة أصبحت صائمة فلما ارتفع النهار أو كان العشى حاضت أتفطر؟ قال: نعم». زنی صبح روزه بوده و چیزی ندیده تا روز بالا آمد (ساعتهای مثلاً ۹ و ۱۰) یا عصر شد و حیض شد، روزهاش باطل است؟ حضرت فرمودند: بله. «وإن كان وقت المغرب فلتفطر ». حتی اگر دم مغرب باشد، روزه باطل
«قال: وسألته عن امرأة رأت الطهر في أول النهار في شهر رمضان فتغتسل (لم تغتسل) ولم تطعم فما تصنع في ذلك اليوم؟ قال: تفطر ذلك اليوم، فإنما فطرها من الدم. ». اگر همان اول روز طاهر شد ولی غسل نکرد و چیزی هم نخورد، حضرت فرمودند روزهاش باطل است، به خاطر رؤیت دم. این روایت هم مورد عروض دم را بعد از طهر را بیان فرموده و هم مورد عروض طهر را.
۲. صحیحه عیسی بن القاسم (حدیث ۲ باب ۲۵) [3]
«قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن امرأة تطمث في شهر رمضان قبل أن تغيب الشمس قال: تفطرحين تطمث.». طمث یعنی همین عروض دم است، اگر زنی در ماه رمضان قبل از غروب خورشید حیض شود، حضرت فرمود روزهاش باطل میشود موقع عروض دم. سند و دلالت همه چیز دارد.
سه روایت بعدی هم همین مضمون را دارند و خواندن ندارد.
طایفه دوم: روایت شاذ دال بر صحت صوم در بعضی حالات
طایفه دوم یک روایت است و آن در باب ۲۸ حدیث ۴: صحیحه ابی بصیر. [4]
در سند، یعقوب الاحمر (یعقوب بن سالم) هست. ایشان از مشایخ اصلی رجالی ما مثل نجاشی و شیخ و اینهاست. سید بن طاووس ایشان را توثیق کردهاند. بنابراین روایت را آقایان به عنوان صحیح پذیرفتند و سندش سند خوبی است.
در سند این روایت، یعقوب الاحمر (یعقوب بن سالم) واقع شده است. ایشان از مشایخ اصلی رجالی ما مثل نجاشی، شیخ و اینهاست. توثیق سید و علامه را دارد، سید بن طاووس نیز ایشان را توثیق کرده است. بنابراین آقایان این روایت را به عنوان صحیح پذیرفتهاند و سندش سند خوبی است
«عن أبي عبد الله عليه السلام قال: إن عرض للمرأة الطمث في شهر رمضان قبل الزوال یعنی اگر حالت طمث و حیض برای زنی در ماه رمضان قبل از زوال عارض شد فهي في سعة أن تأكل وتشرب وإن عرض لها بعد زوال الشمس فلتغتسل ولتعتد بصوم ذلك اليوم ما لم تأكل وتشرب.».
(در یک ساعتی)، پس بخورد و بیاشامد. و اگر بعد از زوال شمس این حالت عارض شد، پس غسل کند (حالا اینکه غسل نیست، چون الآن او روز طمث است و غسل ندارد. «تغتسل» به معنی لغویاش «اغتسل» است، در واقع غسل شرعی نیست، شستشو کند) و روزه آن روز را حساب کند (معتدّ به شمار آورد)، مادامی که نخورده و نیاشامیده باشد
پس بنابراین این روایت تفصیل قائل شده است بین عروض دم قبل از زوال که روزه باطل است، و بعد از زوال که روزه صحیح است.
ولی خب این روایت متروک و مهجور است. هیچکس به این روایت عمل نکرده. اگر قاعده اعراض را قبول داشته باشیم که «فَبِهِ الْمُرَاد»، موجب وهن و سقوط روایت است. اگر هم اعراض را قبول نداشته باشیم، در برابر آن همه روایات طایفه اول نمیتواند مقاومت کند. پس بنابراین این روایت اعتباری ندارد و از اعتبار ساقط است.
البته محاملی هم ذکر شده مربوط به شیخ طوسی. ایشان احتمال دادهاند وهم راوی (اشتباه راوی) باشد. یعنی آنجایی که حضرت فرمودند « فلتغتسل ولتعتد بصوم ذلك اليوم »، شیخ احتمال داده که راوی «لا تعتده» شنیده باشد (یعنی آن روز را به حساب نیاورد). در روایات زیاد داریم (در روایات این ابواب زیاد داریم) که «لا تعتده» یعنی آن روز را در نظر نگیرد و تعدّدی و تعبدی امساک کند. شیخ احتمال داده که این راوی اشتباه در ضبط صورت داده و «لا تعتده» شنیده است. این هم وجهی در توجیه این روایت است.
یک وجه دیگر هم مرحوم صاحب وسائل خودشان مطرح کردند. گفتند این «اعتداد» ممکن است به معنی ثواب باشد. یعنی آن روز را حساب کند به عنوان استحباب امساک. اگر چیزی نخورده، آن روز را امساک کند و ثواب به او میدهند. یعنی «اعتداد ثواب» نه «اعتداد صحت». به هر صورت، این روایت از جهت تفصیلی که دارد متروک و مهجور است.
طایفه سوم: اخبار امساک تعدّدی
طایفه سوم، اخبار امساک تعدّدی است. امساک تعدّدی خودش بحث مفصلی دارد که در کجاها روایت وارد شده و سه باب دارد. یکی از مواردش اینجا است که بروز دم (عروض دم) اتفاق میافتد. به هر حال، بقیه نهار را امساک کند و چیزی نخورد.
بعضی از این اخبار امساک تعدّدی در مورد حائض و نفساء اطلاق دارد، یعنی دیگر تفصیلی بین صبح و عصر و قبل زوال و بعد زوال ندارد. بعضی دیگر قیود دارد.
روایت زهری (حدیث ۱ باب ۲۸) [5]
حالا آن روایتی که اطلاق دارد، در امر به امساک تعدّدی، حدیث ۱ باب ۲۸ است. راوی آن زهری (محمد بن شهاب) است که از علمای عامه است و روابط نسبتاً خوبی با امام سجاد علیه السلام داشته است. ولی بالاخره از علمای معروف است و در روایات مذمت شده است. بنابراین این روایت از نظر سند اعتباری ندارد. اما خب به هر حال از آداب و مستحبات است و مشمول قاعده تسامح در ادله سنن میشود.
اصل روایت (حدیث ۱ باب ۲۸) روایت مفصلی است از علی بن الحسین علیه السلام در یک حدیث. در آن آمده: « وكذلك المسافر إذا أكل من أول النهار ثم قدم أهله أمر بالامساك بقية يومه ». مسافری که اول صبح چیزی نخورده باشد، سپس به وطنش آمد، امر به امساک بقیه روزش دارد. این امسال، امسال وجوبی نیست؛ امسال تعدّدی است و رعایت احترام ماه رمضان است (تأديبا وليس بفرض.). در طریق شیخ، این روایت از طریق دیگری هم وارد شده است. در آن روایت، در طریق خودش این ضمیمه را دارد: «وكذلك الحائض إذا طهرت أمسكت بقية يومها.». اگر طهارت پیدا کرد، امساک کند. قبل از زوال باشد یا بعد، اطلاق دارد از این جهت.
صحیحه محمد بن مسلم (حدیث ۳ باب ۲۸) [6]
بعضی از روایات امساک را مقید کردهاند به یک صورت خاصی. حدیث ۳ باب ۲۸ را داریم. حدیث ۱ بود، حدیث ۲ باب ۲۸ را هم داریم، هر دو سندهایشان خوب است. حدیث ۳ باب ۲۸ صحیح است، صحیح محمد بن مسلم است.
«قال: سألت أبا جعفر عليه السلام، عن المرأة ترى الدم غدوة أو ارتفاع النهار أو عند الزوال، یعنی صبح رویت دم داره ارتفاع النهار یعنی یکمی از صبح گذشته یا اول صبح یا یه ذره از صبح گذشته قال: تفطر حضرت فرمودند که باطل است افطار کند وإذا كان ذلك بعد العصر أو بعد الزوال فلتمض على صومها ولتقض ذلك اليوم.».
ولی اگر بعد از ظهر یا بعد از عصر باشد، روزهاش را ادامه بدهد. این روایت نشان میدهد که آن امر به امساکی که در اول فرمودند (صوم به معنای باطل است)، حضرت امر به امساک را بردهاند روی بعد از ظهر.
پرسش:
پاسخ: امر به امساک اعم از اینکه ارادی باشد یا نباشد (مثلاً فرض کنید مریض خوب شد، اگر خوب شد خوب است که بقیه روز چیزی نخورد، توجه فرمودید؟ به اراده کاری ندارد). پس بنابراین اینجا حضرت امر به امساک را بردن به بعد از زوال و بعد از برطرف شدن دم، مانع از آن اطلاق نیست. چون در مستحبات، ما قیود را حمل میکنیم بر قیود تفضیلی، بیشتر تا قیود اعتراضی. در مستحبات حمل میکنیم بر تعدد مطلوب، مگر اینکه ظهور قوی در شرطیت داشته باشد.
حالا ما این همه روایت صوم داریم. مثلاً یک روایتی هم داریم در «سه روز در ماه». اطلاقات استحباب صوم را اگر بر این قیود حمل کنیم، بگوییم همه روایاتی که در استحباب صوم وارد شده، اینها مربوط به دوشنبه و پنجشنبه است، یک استحباب مؤکدی است. بنابراین ما در مستحبات، حمل مطلق بر مقید نمیکنیم، بلکه حمل میکنیم بر اختلاف مراتب فضل. قاعده این است که بر اختلاف مراتب فضل حمل کنید، حتی المقدور. مگر اینکه ظهور قید در شرطیت، یک ظهور خیلی قوی باشد. شما روایت تلاوت قرآن را دارید؛ نمیآیید روایت تلاوت قرآن را همه را حمل بر بین الطلوعین کنید که قرآن فقط در بین الطلوعین استحباب دارد. صلوات استحبابی را داریم، یک سری صلوات استحبابی خاص در اوقات خاص هم داریم. خلاصه، حمل مطلق بر مقید را در مستحبات نمیکنیم، بلکه حمل میکنیم بر تعدد مطلوب و بر اختلاف مراتب فضل. در اینجا میگوییم: اگر بعد زوال دم بشود، استحباب امساک برای تأدیب بیشتر است. این قاعده، قاعده خیلی خوبی است.
حدیث ۳ باب ۲۸ بود، حدیث ۲ باب ۲۸ را هم داریم. موضوع آن رؤیت دم بود بعد از زوال. موضوع طهر در اول نهار است. موثقه عمار ساباطی (عمار بن موسی) است. «عن أبي عبد الله عليه السلام في المرأة يطلع الفجر وهي حائض في شهر رمضان، فإذا أصبحت طهرت، وقد أكلت در طلوع فجر حائض بوده و بعد صبح که شد طاهر شد، در حالی که قبلاً خورده بود (خورده بود یعنی قبلش چون روزه نبود اصلاً .ثم صلت الظهر والعصر طاهر شد و غسل کرد و نماز ظهر و عصرش را خواند.كيف تصنع في ذلك اليوم الذي طهرت فيه؟ در آن روزی که طاهر شده چه کار کند؟ قال: تصوم ولا تعتد به.». [7]
این روایت یک خوبی هم دارد: نشان میدهد که «صوم» در معنی لغوی به معنای امساک در روایات به کار رفته است. «تَصُومُ» یعنی امساک میکند. «و لا تعتد به» یعنی آن صوم و امساک خود را به عنوان روزه محسوب نکند. مرحوم شیخ طوسی فرموده بود احتمال دارد راوی «لا تعتده» شنیده باشد. به هر حال حضرت فرمودند که... ببینید، این روایت در یک حالت خاصی است و آن طهر در اول نهار است که مورد سؤال بوده. این روایت مؤید آن اطلاق امساک نیست.
در نتیجه، طایفه سوم را ما استحباب میگوییم. برای حائضی که اول صائم بوده و دچار حالت حیض شده، مستحب است امساک کند. و آن کسی که اول حائض بوده و از او رفع دم شده و طهر ایجاد شده، برای او هم طبق روایت استحباب دارد که امساک کند تا آخر.
بنابراین در نتیجه ما میگوییم که این شرط چهارم (خلو از حالت دم است) شرطی است مجمععلیه و متفقعلیه. موافق اخبار و روایات و مخالفی هم ندارد.
جلسه بعد إنشاءالله میرویم سراغ شرط پنجم.