1404/11/21
بسم الله الرحمن الرحیم
رد انکار ملازمه واقعی و تفکیک آن از مقاصد/ بررسی جهت دوم ملازمه و نقد دیدگاه اخباریها و صاحب فصول/حسن و قبح عقلی
موضوع: حسن و قبح عقلی/ بررسی جهت دوم ملازمه و نقد دیدگاه اخباریها و صاحب فصول/ رد انکار ملازمه واقعی و تفکیک آن از مقاصد
بحث در ملازمه بین حکم عقل و شرع است.
مرحوم نایینی سه جهت از بحث را در این مساله مطرح کرده است:
اولین جهت: در این مساله، اصل ادراک حسن و قبح توسط عقل است؛
و جهت دوم: بررسی ملازمه بین حکم عقل و شرع است؛
و جهت سوم: وجود مانع از این تاثیر و اقتضاء است.
ایشان در جهت اول فرمود عقل مصالح و مفاسد (حسن و قبح) را فی الجمله درک میکند و در این شکی نیست.
ایشان فرمود: هم حسن و قبح واقعیت دارند و هم عقل آنها را فی الجمله درک میکند.
در مقابل برخی از اشاعره که معتقدند حسن و قبح واقعیتی ندارد و حسن همان چیزی است که شارع به آن امر کرده است و قبیح همان چیزی است که شارع از آن نهی کرده باشد و برخی دیگر اگر چه واقعیت داشتن حسن و قبح را پذیرفتهاند اما معتقدند عقل آنها را درک نمیکند.
مرحوم نایینی فرموده است: اگر واقعیت داشتن حسن و قبح یا ادراک عقل را نفی کنیم لازم میآید اثبات وجود صانع ممکن نباشد و نتوان حقانیت انبیاء را اثبات کرد و ابطال شرایع یعنی عدم حسن طاعت و قبح معصیت.
به نظر میرسد بیان امتناع اثبات صانع سهو از مرحوم نایینی باشد چون مساله اثبات صانع مربوط به عقل نظری است و بر
اساس امتناع وجود معلول بدون علت است و این غیر از احکام عقل عملی (ما ینبغی ان یفعل و ما ینبغی ان لا یفعل) است.
این طور نیست که اگر کسی منکر حسن و قبح بشود، نتواند وجود خدا را اثبات کند. اینکه عقل به حسن و قبح حکم نمیکند ربطی به این ندارد که امتناع تحقق معلول بدون علت را درک نکند.
اما مساله امتناع اثبات حقانیت انبیاء در صورت نفی ادراک حسن و قبح بر این اساس است که اثبات حقانیت انبیاء بر اساس معجزه است و این اثبات بر قبح کذب استوار است.
یعنی: بر این استوار است که تمکین مدعی نبوت از انجام معجزه قبیح است.
اگر کسی که مدعی نبوت است کاذب باشد، تصدیق او با تمکین او از معجزه، کذب است و کذب هم قبیح است و از خداوند متعال صادر نمیشود.
اگر کسی حسن و قبح را انکار کند اثبات نبوت ممکن نیست.
مرحوم آقای صدر به این دلیل هم اشکال کرده است: که اثبات نبوت انبیاء بر این راه متوقف نیست و راههای دیگری مثل حقانیت مضامین قرآن وجود دارد علاوه که اثبات نبوت از طریق عقل نظری هم ممکن است علاوه که اثبات حقانیت با این روش مستلزم دور است چون فعلیت کبرای قبح کذب بر کاذب بودن ادعای نبوت متوقف است.
من اشکال دور ایشان را نفهمیدم چون مساله فعلیت کبری نیست بلکه از طریق صدق و کذب کبری است. به نظر ما اثبات نبوت از این طریق ممکن است و این طریق بر ادراک حسن و قبح متوقف است.
اشکالی که به کلام ایشان وارد است این است که مدعای اخباریها این نیست یعنی آنها منکر اثبات احکام فرعی و فقهی با عقل هستند نه اینکه منکر اثبات اصول دین و اعتقادات با عقل باشند.
از همین مطلب اشکال استدلال سوم ایشان نیز روشن میشود.
ایشان گفت اگر عقل حسن و قبح را درک نکند، ابطال شریعت لازم میآید چون قبح معصیت و حسن اطاعت را درک نخواهد کرد در حالی که این حکم عقلی در سلسله معالیل است و اخباری منکر آن نیست بلکه آنها استفاده از حکم عقل در سلسله علل را منکرند.
اما در هر حال در اصل ادراک عقل تردیدی وجود ندارد و عقل فی الجمله نسبت به احکام شرعی ادراک دارد چه در ملازمات و چه در غیر ملازمات مثل مساله مقدمه واجب یا ترتب.
بلکه نه تنها میتوان با عقل برخی احکام شرعی را اثبات کرد که میتوان گاهی با حکم عقل مانع اطلاق احکام شد.
از جمله آنچه در مساله ارتداد گفتیم که مرتد مستحق عقوبت است و همین باعث میشود که اطلاق حد مرتد به موارد تقصیر اختصاص پیدا کند چون عقوبت شخص قاصر قبیح است.
مرتد مسلمان نیست اما عقوبت و حد آن فقط در مواردی است که شخص مقصر باشد و در مواردی که طرف اختیار ندارد عقوبتش عقلا قبیح است و همین باعث تقیید اطلاق ادله حد مرتد خواهد بود.
بله باقی احکام مثل نجاست و ... به موارد تقصیر اختصاص ندارد.
مرحوم نایینی بعد از بیان ادراک حسن و قبح توسط عقل فی الجمله به این مطلب اشاره کردند که مصلحت و مفسده در متعلق حکم است و غیر آن نامعقول است و بر همین اساس مختار مرحوم آخوند را رد کرد و ما گفتیم اشکال ایشان از عدم نیل به مقصود مرحوم آخوند ناشی شده است.
اما خود ایشان در بحث تجری فرموده است:
«لا يصلح عدم ثبوت المصلحة و المفسدة في المتعلق في صورة المخالفة لأن يكون مانعا عن الخطاب، لأنّ صحة الحكم لا تدور مدار وجودهما في المتعلق بعد ما كان القبح الفاعلي مناطا للخطاب [1]
ایشان در آنجا فرموده صحت حکم دائر مدار وجود مصلحت و مفسده در متعلق نیست و این حرف با آنچه در این بحث فرموده است قابل جمع نیست مگر با تکلف.
نکته دیگری که باید توجه کرد این است که مساله ادراک حسن و قبح به مساله مقاصد شریعت مرتبط نیست و این طور نیست که اگر کسی حسن و قبح عقلی را بپذیرد یعنی پذیرفته است که بر اساس مقاصد احکام شرعی قابل کشفند.
اما جهت دوم: از بحث ملازمه بین حکم عقل و شرع است. برخی از اخباریها این ملازمه را انکار کردهاند و معتقدند ممکن است در جایی عقل حکم داشته باشد و در عین حال شارع حکم موافق با آن نداشته باشد.
مرحوم نایینی فرموده صاحب فصول هم مانند اخباریها منکر ملازمه است ولی بعدا خواهد آمد که نظر صاحب فصول چیزی دیگر است. از علمای اصولی انکار ملازمه را میتوان به آقای صدر نسبت داد که کلام ایشان هم خواهد آمد.
نایینی[2]
به تبع شیخ انصاری به صاحب فصول[3]
نسبت دادهاند که ایشان منکر ملازمه واقعی است در عین اینکه ملازمه ظاهری را پذیرفته است.
یعنی از نظر ایشان این طور نیست که اگر عقل حسن یا قبح چیزی را درک کند، حتما شارع موافق با آن حکمی داشته باشد و ممکن است چون عقل به تمام جهات حسن و قبح عالم نیست، حکم او غلط باشد بر خلاف شارع که عالم به همه جهات حسن و قبح است.
پس اگر چه در نفس الامر بین حکم عقل و حکم شرع ملازمهای وجود ندارد ولی در مواردی که عقل حکم دارد، وظیفه ظاهری موافق با حکم عقل شکل میگیرد و اینکه حکم شارع هم تعبدا همین است.
پس ایشان ملازمه واقعی را منکر است و به برخی از نصوص هم برای اثبات عدم احاطه عقل به همه جهات حسن و قبح و عدم تلازم بین حکم عقل و شرع استشهاد کرده است مثل:
«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَدَّ حُدُوداً فَلَا تَعْتَدُوهَا وَ فَرَضَ فَرَائِضَ فَلَا تَنْقُصُوهَا وَ سَكَتَ عَنْ أَشْيَاءَ [4] لَمْ يَسْكُتْ عَنْهَا نِسْيَاناً لَهَا فَلَا تُكَلَّفُوهَا رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ لَكُمْ فَاقْبَلُوهَا»
که دلالت میکند که ممکن است مصلحت در چیزی باشد اما خداوند متعال به خاطر وجود مانع در آنها حکم نکرده باشد. پس صاحب فصول نتیجه ملازمه را به حسب وظیفه عملی قبول دارد و توضیح بیشتر مطلب خواهد آمد.