1404/10/28
بسم الله الرحمن الرحیم
تحلیل مبنای مرحوم نائینی در جایگزینی اماره به جای قطع/ بررسی نسبت دلیل حجیت اماره با اقسام قطع/جایگزینی اماره به جای قطع
موضوع: جایگزینی اماره به جای قطع/ بررسی نسبت دلیل حجیت اماره با اقسام قطع/ تحلیل مبنای مرحوم نائینی در جایگزینی اماره به جای قطع
تقریر کلام نائینی در جایگزینی اماره به جای قطع
بحث در تقریر کلام مرحوم نایینی در پاسخ به اشکال معروف در جایگزینی اماره به جای قطع طریقی و موضوعی است.
پاسخ مرحوم نائینی به اشکال معروف (عدم امکان جایگزینی اماره به جای قطع طریقی و قطع موضوعی)
ایشان فرمود: این اشکال ناشی از این تصور است که معنای جعل حجیت برای اماره، جعل مودی است.
چون در این صورت اینکه مودای اماره واقع است مضمونی است متفاوت با اینکه ظن علم است و بین آنها جامعی وجود ندارد.
پس نمیشود از دلیل واحد هم جایگزینی اماره به جای قطع طریقی را افاده کند و هم جایگزینی اماره به جای قطع موضوعی را.
جعل مودی
منظور از جعل مودی یعنی ذات مودی و جایگزین قطع طریقی در مقابل جعل مودی بما هو مودی که یعنی جایگزین قطع موضوعی.
مشهور تصور کردهاند مفاد دلیل حجیت اماره این است که آنچه مودای اماره (ذات مودی) است واقع است.
جایگزین کردن اماره به جای قطع جمع بین دو لحاظ متنافی و متناقض
ایشان فرموده: بر اساس این مبنا مشکل عدم کفایت دلیل واحد برای جایگزینی اماره به جای قطع طریقی و موضوعی استعمال لفظ در اکثر از معنا نیست بلکه مشکل عدم امکان جمع بین دو لحاظ متنافی و متناقض است.
به این بیان که جایگزین کردن اماره به جای قطع طریقی و قطع موضوعی در جعل واحد موجب لحاظ متنافی است.
لحاظ ذات مودی و لحاظ مودی بما هو مودای اماره یعنی لحاظ قید و عدم لحاظ قید، چرا که جایگزین شدن اماره به جای قطع موضوعی یعنی مودی بما هو مودای اماره لحاظ شده باشد پس در آن قید وجودی لحاظ شده است.
و جایگزین شدن اماره به جای قطع طریقی یعنی ذات مودی لحاظ شده باشد که معنای آن عدم لحاظ قید یا لحاظ عدم تقیید است (بنابر اختلافی که در حقیقت اطلاق وجود دارد) و روشن است که بین لحاظ قید و عدم لحاظ قید یا بین لحاظ تقیید و لحاظ عدم تقیید تنافی وجود دارد.
مرحوم نایینی فرمود جعل حجیت به معنای جعل علمیت و وسطیت و احرازیت (و تادیه) است. پس مجعول مودی نیست بلکه علمیت و وسطیت است.
دیدگاه مرحوم اصفهانی در پاسخ به اشکال (عدم امکان جایگزینی اماره به جای قطع طریقی و قطع موضوعی)
مرحوم اصفهانی[1]
در نهایت کلامشان مثل مرحوم نایینی گفته اشکال عدم امکان جایگزینی اماره به جای قطع طریقی و قطع موضوعی ناشی از این است که جعل حجیت به جعل مودی تفسیر شده است.
اما اگر جعل حجیت به جعل منجزیت تفسیر شود مشکل حل میشود. چون جعل منجزیت یعنی هم اماره جایگزین واقع است و هم جایگزین علم است. به تعبیر دیگر نتیجه جعل منجزیت هم نتیجه جعل علمیت است.
پس مرحوم نایینی معتقد است: تفسیر جعل حجیت به جعل علمیت مشکل را حل میکند و هم اماره را جایگزین قطع موضوعی طریقی میکند.
چون مفاد خود دلیل جعل حجیت است و اینکه «در فرض قیام اماره شما عالم هستی» و هم جایگزین قطع طریقی میکند. چون جعل علم به معنای جعل معلوم هم هست چرا که علم متقوم به طرف اضافهاش هست (که در نظر ایشان همان معلوم بالعرض است) و جعل علم بدون جعل طرف اضافه معنا ندارد پس جعل علم مستبطن جعل طرف اضافه و معلوم بالعرض هم هست.
کلام مرحوم کاظمی در تقریر کلام نایینی
در کلام مرحوم کاظمی در تقریر کلام نایینی سه جهت برای علم تصویر شده است.[2]
که قبلا بیان کردیم اما در کلام مرحوم آقای خویی در اجود التقریرات چهار جهت برای آن تصویر شده است.
یک جهت انفعالی و دیگری جهت فعلی آن است و جهت سوم جهت کیفی آن است که کیف نفس است و جهت چهارم جهت اضافه آن است.
و بعد فرموده: سه جهت اول تکوینی است و قابلیت تنزیل ندارند و فقط جهت چهارم است که قابل جعل و تنزیل است که این همان است که در فوائد الاصول هم ذکر شده است که یعنی جنبه طرف اضافه و کشف دارد.
جعل علمیت در امارات و آثار آن
در هر صورت از نظر ایشان مجعول در امارات، علمیت است، یعنی: همان جنبه کاشفیت و حکایت از خارج و معلوم بالعرض و نتیجه اینکه دلیل حجیت اماره، آن را هم جایگزین قطع موضوعی طریقی میکند (که مدلول مطابقی دلیل است) و هم جایگزین قطع طریقی محض میکند.
اولویت جعل مودی بر جعل علمیت
حال یا به تبع و یا به اولویت به این بیان که اگر شارع جعل علمیت میکند به اولویت مودی را هم جعل میکند چون جعل علمیت یعنی کاشفیت آن را هم جعل میکند.
و جعل مکشوف کلفت کمتری دارد. به تعبیر دیگر جعل کاشف مستدعی دو جعل است هم کاشفیت و هم مکشوف. پس اگر کاشف را جعل کرده است به طریق اولی مکشوف را هم جعل کرده است.
عدم جایگزینی در قطع موضوعی صفتی
سپس فرمودهاند: اما دلیل حجیت اماره، آن را جایگزین قطع موضوعی صفتی نمیکند چون در جعل حجیت به معنای جعل علمیت، جنبه کشف و طریقیت مورد لحاظ شارع است.
یعنی شارع که برای خبر واحد حجیت جعل میکند یعنی همان طور که علم احراز است و کاشف است خبر واحد هم احراز و کاشف است.
در حالی که در قطع موضوعی صفتی، جنبه کاشفیت و احراز الغاء شده است یا حداقل لحاظ نشده است.
مفاد دلیل حجیت اماره و حدود آن
مفاد دلیل حجیت اماره این است که اماره که کشفش ناقص است با اعتبار شارع جایگزین علم و کشف تام قرار میگیرد و
این مفاد فرع لحاظ کشف و طریقیت اماره است.
در حالی که این جنبه در قطع موضوعی صفتی الغاء شده یا حداقل لحاظ و اعتبار نشده است.
در نتیجه دلیل حجیت اماره، آن را جایگزین علم از حیث کاشفیتش میکند و به تبع مودای آن را هم جایگزین واقع میکند
اما اماره را جایگزین علم از این حیث که صفت است و جنبه کشفش الغاء شده است نمیکند.
اشکال: نیاز به تنزیل دوم در جایگزینی علم وجدانی
ایشان در ادامه به اشکالی اشاره کرده است که آنچه در دلیل قطع موضوعی موضوع قرار گرفته است قطع وجدانی است و دلیل حجیت میخواهد آنچه را علم نیست جایگزین کند و با صرف جعل علمیت که اماره علم نمیشود در نتیجه به تنزیل دیگری نیاز است و آن اینکه علم تعبدی جایگزین علم وجدانی است و اینکه علم تعبدی مثل علم وجدانی است. پس حتی بنابر تفسیر جعل حجیت به جعل علمیت، جایگزینی اماره به جای قطع موضوعی طریقی به یک تنزیل و جعل دیگر نیاز دارد.
مثال تطبیقی: «الخمر المقطوع حرام»
به تعبیر دیگر مفاد دلیل «الخمر المقطوع حرام» این است که قطع وجدانی به خمر موضوع حرمت است.
و مفاد دلیل حجیت اماره این است که خمری که اماره بر آن قائم شده است هم مقطوع است.
اما اینکه مقطوع به قطع تعبدی جایگزین مقطوع به قطع وجدانی است به تعبد دیگر نیاز دارد.
پاسخهای سهگانه مرحوم نائینی به اشکال
مرحوم نایینی از این اشکال سه پاسخ داده است که پاسخ اول و دوم را نپذیرفته و پاسخ سوم را قبول کرده است.
پاسخ اول:
جواب اول ایشان این است که با دلیل حجیت ورود رخ میدهد به این بیان که مفاد دلیل اخذ قطع در موضوع این است که قطع بما هو حجة و طریق در موضوع اخذ شده است. پس اگر دلیلی اماره را حجت قرار داده است موضوع را حقیقتا به وجود میآورد.
پاسخ دوم:
جواب دوم ایشان همین بیان با استفاده تنقیح مناط است و اینکه اخذ علم به مناط حجت بودن است و نتیجه آن ورود است.
نقد مرحوم نائینی بر دو پاسخ اول:
ایشان این دو بیان را نپذیرفته چرا که خلاف ظاهر دلیل است و مفاد دلیل این است که قطع موضوع است نه حجت.
پاسخ سوم:
پاسخ سوم ایشان این است جایگزینی قطع تعبدی به جای قطع وجدانی با حکومت اتفاق میافتد. وقتی شارع میگوید خبر علم است این است که آثار علم را بر آن مترتب کنید پس اگر مقطوع الخمریة اثری دارد، خبر بر خمریت چیزی همان اثر را دارد.