« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد محمد محمدی‌قائینی

1404/10/21

بسم الله الرحمن الرحیم

اثر فقهی اماره در مقابل قطع موضوعی و امکان جایگزین‌اش/ جایگزینی اماره به جای قطع در انواع آن (طریقی و موضوعی)/جایگزینی اماره به جای قطع

 

موضوع: جایگزینی اماره به جای قطع/ جایگزینی اماره به جای قطع در انواع آن (طریقی و موضوعی)/ اثر فقهی اماره در مقابل قطع موضوعی و امکان جایگزین‌اش

 

اقسام دخالت قطع در حکم

گفتیم قطع گاهی صرف طریق است و گاهی در موضوع حکم دخالت دارد.

دخالت در موضوع گاهی صرفا دخالت لفظی است و گاهی دخالت حقیقی در حکم دارد که خود دخالت حقیقی گاهی به لحاظ کاشفیت آن است و گاهی به لحاظ صفت بودنش.

 

نقد کلام محقق داماد درباره قطع موضوعی صفتی
قطع موضوعی صفتی را هم به دقت بیان کردیم و با توجه به آنچه گفتیم، مطلب مذکور در کلام محقق داماد خیلی ساده انگاری است.

ایشان گفته قطع موضوعی صفتی مثل این است که شارع بگوید «مقطوع النجاسة نجس است و مشکوک النجاسة نجس است».

در این مثال شارع قطع را الغاء کرده و مشکوک النجاسة‌ را هم نجس دانسته است.
اشتباه بودن این تبیین از قطع صفتی به قدری واضح است که نیاز به پاسخ ندارد.

 

طرح بحث: جایگزینی امارات و اصول عملیه
بحثی که در اینجا مطرح می‌شود جایگزینی امارات و اصول عملیه به جای اقسام مختلف قطع است.

بحث در دو مقام مختلف مطرح می‌شود:

یکی: جایگزینی امارات؛

و دیگری: جایگزینی اصول عملیه.

 

مقام اول: جایگزینی امارات به جای قطع

در مورد جایگزینی امارات به جای قطع سه نظر وجود دارد:

 

نظر اول
اول: امارات هم جایگزین قطع طریقی هستند و هم جایگزین قطع موضوعی (چه طریقی و چه صفتی)

 

نظر دوم (نظر آخوند و مختار شیخ)
دوم: امارات فقط جایگزین قطع طریقی محض می‌شوند و جایگزین قطع موضوعی (چه طریقی و چه صفتی) نمی‌شوند و این نظر مرحوم آخوند در کفایه است و با بیانی که ما در تبیین کلام شیخ در اقسام قطع داشتیم معلوم شد که این نظر مختار شیخ هم هست.

به تبع مرحوم اصفهانی گفتیم منظور شیخ انصاری از قطع موضوعی طریقی، قطعی است که صرفا در موضوع اخذ شده است اما حقیقتا جزو موضوع نیست و در حکم دخالتی ندارد.

در مقابل قطع موضوعی صفتی که قطعی است که حقیقتا در موضوع دخالت دارد.

برای قطع موضوعی طریقی هم مثال زدیم به آیه شریفه:

﴿کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْر﴾[1]

آن به معنای «کلوا و اشربوا حتی یطلع الفجر» است ولی چون طلوع واقعی نمی‌تواند ملاک عمل باشد شارع طریق به آن را هم ذکر کرده است نه اینکه قطع در واقع حکم دخالت دارد.

 

نتیجه تحلیل کلام شیخ
نتیجه اینکه در کلام شیخ انصاری یک قسم از قطع موضوعی بیشتر ذکر نشده است و آن هم فرضی است که قطع واقعا در موضوع دخالت دارد و قطع طریقی دو قسم است:

 

یکی: قطع طریقی صرف که حتی در لسان دلیل هم اخذ نشده است؛

و دیگری: قطع طریقی که در لسان دلیل ذکر شده است ولی در موضوع هیچ دخالتی ندارد.

 

نظر سوم (منسوب به شیخ، ولی در واقع نظر نائینی)
سوم: امارات جایگزین قطع طریقی و قطع موضوعی طریقی می‌شوند اما جایگزین قطع موضوعی صفتی نمی‌شوند. ممکن است ابتدائا گمان شود این نظر شیخ در رسائل است ولی به نظر ما این تصور غلط است و این نظر مرحوم نایینی است و ایشان هم در نسبت این نظر به شیخ انصاری اشتباه کرده است.

 

تفسیر دیدگاه نائینی درباره قطع موضوعی

منظور ایشان از قطع موضوعی طریقی، قطعی است که در حکم دخالت دارد اما با لحاظ جهت کشفش از واقعیت خارجی و قطع موضوعی صفتی قطعی است که در موضوع اخذ شده است اما با الغای جهت کشفش از واقعیت خارجی.

 

جایگزینی اماره به جای قطع طریقی محض
مرحوم آخوند فرموده است: در جایگزین شدن امارات به جای قطع طریقی تردیدی وجود ندارد چون معنای جعل حجیت برای آن همین است.

و اینکه اگر قطع هم وجود نداشته باشد این اماره جایگزین قطع است و همان اثر قطع (تنجز) در مورد اماره هم ثابت است.

بلکه حتی اثر استحقاق عقوبت در موارد خطای اماره هم ثابت است که در بحث تجری گذشت.
پس مفاد دلیل حجیت اماره این است که اثر قطع تنجز و استحقاق عقوبت (چه مطابق با واقع باشد و چه مخالف با آن) برای اماره هم ثابت است.

و اماره نیز موجب تنجز است و شخص با مخالفت با آن مستحق عقوبت است چه مطابق با واقع باشد و چه نباشد.

 

عدم جایگزینی اماره به جای قطع موضوعی صفتی
همچنین واضح است که اماره جایگزین قطع موضوعی صفتی نمی‌شود چون قطع موضوعی صفتی یعنی قطعی از این جهت که صفتی از صفات نفس است در موضوع دخالت دارد و حتی جهت کشفش هم الغاء شده است.

قطع از این جهت شبیه سایر صفات است و همان طور که دلیل حجیت اماره، آن را جایگزین سایر صفات نمی‌کند، جایگزین این صفت هم نمی‌کند.

مفاد خود اماره کشف از واقع است و مفاد دلیل حجیت اماره، اتمام طریقیت و تتمیم کشف آن اماره است (به هر بیانی که باشد) و جایی که جنبه کاشفیت قطع در حکم هیچ دخالتی ندارد و حتی جنبه کاشفیت ذاتی آن هم الغاء شده است معنا ندارد دلیل حجیت اماره، آن را جایگزینش کند.

توجه کنید بحث در عدم تعقل نیست بلکه بحث در این است که مفاد دلیل حجیت اماره چنین چیزی نیست.

 

عدم جایگزینی اماره به جای قطع موضوعی طریقی (طبق نظر آخوند)
سپس به جایگزین شدن اماره به جای قطع موضوعی طریقی اشاره کرده‌اند. منظور از قطع موضوعی طریقی یعنی قطع از جهت کشفش واقعا در موضوع دخالت دارد چه اینکه تمام الموضوع باشد و چه اینکه جزء الموضوع باشد به نحوی که با انتفای قطع، حکم واقعا منتفی است.

ایشان فرموده :دلیل حجیت اماره، آن را جایگزین چنین قطعی هم نمی‌کند چون قطع موضوعی طریقی یعنی قطع از جهت کشفش از معروض بالذاتش در موضوع اخذ شده است، و مفاد دلیل حجیت اماره، تتمیم جهت کشف اماره از ما هو معلوم بالعرض و همان واقع و خارج است و لذا مفاد آن جایگزینی اماره به جای قطع از جهت کشفش از معروض بالذات نیست.

 


logo