1404/10/20
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر «قطع موضوعی صفتی» بر اساس نظریهی حصه توأم/ قطع موضوعی صفتیحجیت قطع/اقسام قطع
موضوع: اقسام قطع/ قطع موضوعی صفتیحجیت قطع/ تفسیر «قطع موضوعی صفتی» بر اساس نظریهی حصه توأم
مقدمه
بحث در اقسام قطع است. مرحوم اصفهانی در قطع موضوعی صفتی پنج احتمال مطرح کردهاند.
احتمال اول: حصه توأم (بیان مرحوم آخوند)
یکی همان است که ما در تقریر کلام آخوند عرض کردیم که منظور از قطع موضوعی صفتی، یعنی قطعی که در موضوع اخذ شده است از این جهت که صفت است به شکل حصه توام که مرحوم اصفهانی گفتند این احتمال از کلام شیخ بعید است و حق هم با ایشان است و این احتمال از کلام شیخ بعید است اما در کلام آخوند متعین است
.
احتمال دوم: نظریه مرحوم نائینی (کاشفیت از معلوم بالذات)
احتمال دوم: همان است که مرحوم نایینی مطرح کردند و گفتند قطع موضوعی صفتی، یعنی قطعی که با توجه به کاشفیتش در موضوع اخذ شده است اما نه کشفش از خارج بلکه کشفش از معلوم بالذات. (در مقابل مرحوم آخوند که تصریح کردند قطع موضوعی صفتی در موضوع اخذ شده است با الغای جهت کشفش).
در مقابل قطع موضوع طریقی که با توجه به کشفش از خارج در موضوع اخذ شده است و لذا گفتند معقول نیست قطع موضوعی طریقی، تمام الموضوع باشد.
بیان استاد
ما عرض کردیم این اصطلاح خود ایشان است اما منظور از اخذ قطع از این جهت که صفت است به این معنا نیست که کاشفیت ذاتی آن مد نظر باشد بلکه همان است که مرحوم آخوند گفتند که یعنی جهت کشفش الغاء شده و از این جهت که صفتی از صفات نفس است در موضوع اخذ شده است.
احتمال سوم: بیان محقق حائری (قطع بهعنوان طریق خاص و جزم)
احتمال سوم همان است که در کلام محقق حائری مذکور است. ایشان فرمودند قطع موضوعی صفتی یعنی قطع از این جهت که طریق خاص و جزم است در موضوع اخذ شده است در مقابل اینکه قطع از این جهت که طریق معتبر است در موضوع اخذ شده باشد که قطع موضوعی طریقی است.
اشکال مرحوم اصفهانی
این احتمال به مقصود شیخ انسب است و مرحوم اصفهانی دو اشکال به آن ایراد کرده است:
یکی: اینکه ظاهر از اخذ قطع در موضوع این است که خود قطع از این جهت که قطع است در موضوع اخذ شده باشد نه اینکه از حیث حکمش (طریق معتبر است) در موضوع اخذ شده باشد.
دیگری: اینکه مقتضای این کلام این است که امارات وارد بر موارد قطع موضوعی طریقی باشند در حالی که ظاهر کلام شیخ حکومت است.
اگر منظور از «حرمت خمری که مقطوع است» این باشد که خمری که طریق معتبر بر آن قائم است حرام است، پس دلیل حجیت بینه، وارد بر آن است و مصداق حقیقی از موضوع ایجاد میکند.
احتمال چهارم: قطع با قطعِ نظر از طرف اضافه
احتمال چهارم: این است که منظور از قطع موضوعی صفتی قطعی است که در موضوع اخذ شده است با قطع نظر از طرف اضافه آن.
قطع از صفات دارای اضافه است و حتما باید متعلقی داشته باشد. اگر شارع قطع را در موضوع اخذ کرده باشد اما با قطع نظر از طرف اضافهاش، قطع صفتی است ولی اگر قطع را به لحاظ تعلقش به طرف اضافه در موضوع اخذ کرده باشد قطع موضوعی طریقی است.
نقد محقق اصفهانی
محقق اصفهانی گفتند: این غیر معقول است چون حقیقت قطع به طرف اضافهاش وابسته است و بدون آن قابل تحقق و قابل تصور نیست.
اینکه قطع نور لنفسه و نور لغیره به این معنا نیست که این دو جهت از یکدیگر قابل انفکاک هستند و دو جهت مختلفند بلکه عین یکدیگرند.
قطع نور لنفسه با قطع نظر از طرف اضافهاش نیست بلکه با همان تعلقش به طرف اضافهاش نور است اما این نورانیت از ذات خودش است و به اعتبار خارج از خودش نیاز ندارد. طرف اضافه مقوم قطع است.
محقق اصفهانی در این قسمت فرموده: مگر اینکه مراد همان حصه توام باشد. (که به نظر ما کلام آخوند صریح در این احتمال است).
توضیح درباره نظر آخوند: الغای جهت کشف
مرحوم آخوند قطع موضوعی صفتی یعنی قطع با الغای جهت کشفش در موضوع اخذ شده است. منظور از الغای جهت کشفش چیست؟ آیا منظور الغای جهت کشفش از معلوم بالعرض و واقعیت خارجی است؟ یا منظور الغای جهت کشفش از معلوم بالذات است؟
پاسخ: الغای جهت کشف از معلوم بالذات
مراد همین الغای جهت کشفش از معلوم بالذات است یعنی شارع قطع را در موضوع اخذ کرده است اما نه از این جهت که قطع کاشف از متعلق خودش است بلکه قطع را از این جهت که صفتی در نفس است در موضوع اخذ کرده است.
درست است که جهت کشف از متعلق بالذات قابل انفکاک از قطع نیست، اما این جهت برای شارع مهم نیست.
اشکال نهایی
اشکالی مطرح میشود که اگر این طور باشد پس قطع به هر چیزی محقق شود باید حکم ثابت بشود یعنی اگر شارع گفته است مقطوع الخمریة حرام است، حتی اگر مکلف قطع پیدا کند که آفتاب طلوع کرده است حکم باید ثابت باشد چون قطع از این حیث که نور است در موضوع اخذ شده است و جهت کشفش و اینکه منور غیر است الغاء شده است.
پاسخ اشکال: تصویر حصه توأم
پاسخ این اشکال در تصویر حصه توام است. یعنی شارع قطع را از حیث صفت بودنش در موضوع اخذ کرده است اما آن قطع توام با خمریت و اینکه طرف اضافهاش خمر باشد.
در حصه توام نتیجه تقیید ثابت است بدون اینکه تقیید واقع شده باشد. قطع قرین و توام با تعلق به خمر، جز در موارد تعلق قطع به خمر قابل تحقق نیست در عین اینکه قطع مقید به تعلق به خمر موضوع نیست.
نظر مرحوم اصفهانی نسبت به کلام شیخ و آخوند
مرحوم اصفهانی فرمودهاند: این احتمال از کلام شیخ بعید است و حق با ایشان است اما محل بحث ما و محل بحث خود ایشان، کلام آخوند است نه کلام شیخ.
ایشان در ضمن کلام آخوند فرمودهاند: قطع موضوعی صفتی غیر معقول است در حالی که این احتمال هم معقول است و هم با ظاهر کلام آخوند منافات ندارد بلکه به نظر ما صریح کلام آخوند است.
تحلیل کلام آخوند درباره الغای جهت کشف
چون منظور ایشان از اینکه قطعی که با الغای جهت کشفش اخذ شده است.
الغای جهت کشفش از متعلق بالذات است چرا که ایشان فرمودند قطع ممکن است تمام الموضوع باشد و ممکن است جزء الموضوع باشد و این دو قسم را هم در قطع موضوع صفتی و هم در قطع موضوعی طریقی تصور کرده است.
پس ممکن است قطع موضوعی صفتی جزء الموضوع باشد و جزء دیگرش واقع است، پس الغای جهت کشف در قطع موضوعی صفتی باید به گونهای باشد که با کاشفیت از واقع سازگار باشد و این معنا ندارد مگر اینکه منظور الغای جهت کشفش از متعلق بالذات منظور باشد.
احتمال پنجم در کلام محقق اصفهانی
احتمال پنجم:که در کلام محقق اصفهانی مطرح شده است همان است که ایشان فرموده: با کلام شیخ مناسب است و آن اینکه منظور از قطع موضوعی صفتی، قطعی است که در موضوع اخذ شده است در مقابل قطع طریقی محض که در موضوع اخذ نشده است.
اشکال وارد بر این احتمال
اشکالی که مطرح میشود این است که شیخ قطع موضوعی را به قطع موضوعی طریقی و صفتی تقسیم کرده است.
تبیین مراد شیخ طبق این احتمال
ایشان فرموده: منظور این است که قطعی که در ظاهر دلیل در موضوع اخذ شده است گاهی در موضوع دخالتی ندارد و آنچه موضوع است همان واقع موضوع است با قطع نظر از تعلق قطع به آن.
﴿كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْر﴾[1]
یعنی: «حتی یطلع الفجر» یعنی آنچه موضوع است همان طلوع فجر است و قطع هیچ نقشی ندارد و صرف تعبیر است.
اما گاهی قطعی که در ظاهر دلیل اخذ شده است در موضوع هم دخالت دارد و بدون آن موضوع محقق نیست.
شاهد بر این تفسیر از کلام شیخ
ایشان فرموده: شاهد اینکه منظور شیخ این است این است که مثالهایی که ایشان برای قطع موضوعی صفتی بیان کرده است هیچ کدام قطعی نیست که در آن جهت کشفش الغاء شده باشد بلکه در همه آنها هم قطع و هم مطابقت با خارج مهم است.
مثلا: اینکه قاضی باید بر اساس علمش حکم کند، این طور نیست که جهت کشفش از خارج الغاء شده باشد. یا اینکه شاهد باید بر اساس علمش شهادت بدهد این طور نیست که جهت کشف قطع از واقع یا معلوم بالذاتش الغاء شده باشد و همچنین باقی مثالهایی که شیخ بیان کرده است.
نتیجه این احتمال در تفسیر کلام شیخ
پس منظور شیخ از قطع موضوعی صفتی قطعی است که در دلیل در موضوع حکم اخذ شده است و واقعا هم جزء موضوع است در مقابل قطع موضوعی طریقی که منظور قطعی است که در دلیل در موضوع اخذ شده است اما واقعا نقشی در موضوع ندارد و صرف تعبیر است.
نظر مختار
به نظر ما هم این احتمال با کلام شیخ مناسبتر است.