1404/10/09
بسم الله الرحمن الرحیم
تفاوت بین نیت صرف و تجری/ عقوبت نیت معصیت/تجری
موضوع: تجری/ عقوبت نیت معصیت/تفاوت بین نیت صرف و تجری
بررسی روایات مربوط به عقاب بر نیت معصیت و جایگاه آن در فقه و حدیث
بحث در برسی روایات مثبت عقاب بر نیت معصیت است.
روایات غیرمرتبط با تجری
گفتیم برخی از این روایات اصلا به مساله تجری مرتبط نیست مثل روایات ثبوت عقاب بر رضایت به گناه. مرحوم آقای روحانی هم گفته این روایات در مورد یکی از مراتب نهی از منکر است.
روایات مربوط به ثبوت عقاب بر استمرار و نیت معصیت
برخی دیگر از روایات اگر چه بر ترتب عقاب بر نیت دلالت دارند اما اطلاقی ندارند که شامل همه موارد تجری باشد مثل روایت تعلیل خلود اهل جهنم در جهنم که مفاد آن ثبوت عقاب بر نیت استمرار بر عمل است.
یعنی کسی که عملی را انجام داده است و نیت استمرار آن را داشته باشد ولی نتواند آن را انجام بدهد اثر آن عمل (ثواب یا عقاب) ثابت است و این عنوان با مساله تجری مرتبط نیست که شخص قصد دارد یک گناهی را انجام بدهد (نه اینکه عملی انجام داده و نیت استمرار بر آن را دارد).
روایت دیگر که مانند همین روایت است:
أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ الْبَصْرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْأَشْعَثِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ (علیهالسلام) يَا جَابِرُ يُكْتَبُ لِلْمُؤْمِنِ فِي سُقْمِهِ مِنَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ مَا كَانَ يُكْتَبُ فِي صِحَّتِهِ وَ يُكْتَبُ لِلْكَافِرِ فِي سُقْمِهِ مِنَ الْعَمَلِ السَّيِّئِ مَا كَانَ يُكْتَبُ فِي صِحَّتِهِ قَالَ ثُمَّ قَالَ يَا جَابِرُ مَا أَشَدَّ هَذَا مِنْ حَدِيث.[1]
بررسی سند روایت
سند روایت مشکل دارد و مفاد این روایت این است که مثلا اگر کسی گناهی را انجام داده است و نیت استمرار بر آن داشته باشد اما به خاطر مانعی مثل بیماری نمیتواند آن را انجام بدهد همان گناه برای او نوشته میشود.
تحلیل روایات «نیت کافر» و «نیت فاجر»
روایات دیگر همان بود که یکی از آن را در جلسات قبل خواندیم که نیت کافر بدتر از عمل او است به این بیان که اگر بر عمل او عقوبت مترتب است پس بر نیتش هم مترتب است اما به نظر این روایت دلالت نمیکند که هر گناه کاری که نیت معصیت دارد مستحق عقوبت است بلکه در روایات گفته شده نیت کافر از عملش بدتر است نه نیت عاصی از عملش بدتر باشد.
وجه شر بودن نیت کافر از عملش هم در برخی روایات این طور گفته شده است چون او بیش از آن گناه و عمل زشت را که میتواند، میخواهد و آرزو دارد.
در محاسن هم که گفته شده است نیت فاجر بدتر از عمل او است اطلاق ندارد به نحوی که دلالت کند کسی که قصد معصیت داشته مستحق عقوبت است.
بلکه مفاد آنها این است که کسی که اهل گناه است و معصیت انجام میدهد و نیت استمرار بر آن را دارد حتی اگر نتواند آن را هم انجام بدهد، مستحق عقوبت است.
نتیجه
نتیجه اینکه هیچ کدام از این روایات چنین دلالتی ندارد.
روایات عدم ثبوت عقاب بر تجری و رد اولویت
اما نسبت به مطلب سوم و اینکه آیا روایتی وجود دارد که عقوبت را از متجری نفی کند، به نظر ما چنین روایتی نیز وجود ندارد.
روایاتی که در این مظان وارد شدهاند عبارتند از:
روایات متعددی که مفاد آنها این است: که کسی که نیت معصیت را داشته باشد بر او نوشته نمیشود اما اگر انجامش بدهد یک سیئه برای او نوشته میشود. در مقابل کسی که نیت حسنه داشته باشد که برای او یک حسنه نوشته میشود و اگر انجامش بدهد ده حسنه برایش نوشته میشود.
و بلکه در برخی روایات گفته شده: که کسی که سیئه انجام میدهد تا مدتی به او فرصت داده میشود و اگر در آن مدت توبه کند چیزی برای او نوشته نمیشود.
اما این روایات بر عدم ترتب عقاب بر تجری دلالت ندارد بلکه مفاد آنها این است که کسی که قصد معصیت کرده است در حالی که در تجری شخص قصد کاری داشته که خیال میکرده گناه است.
اولویتی هم وجود ندارد چون مفاد روایت این است که کسی که فقط قصد معصیت دارد ولی کاری انجام نداده است سیئه برای او نوشته نمیشود و چنین مفادی اقتضاء نمیکند که کسی که قصد معصیت دارد و کاری را انجام داده است اما اعتقادش اشتباه بوده است، نیز به طریق اولی عقاب نمیشود.
بررسی روایت در قرب الاسناد
روایت دیگری که ممکن است تصور شود چنین دلالتی دارد روایتی است که حمیری در قرب الاسناد نقل کرده است:
حَدَّثَنِي هَارُونُ بْنُ مُسْلِمٍ قَالَ: حَدَّثَنِي مَسْعَدَةُ بْنُ صَدَقَةَ قَالَ: سُئِلَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَمَّا قَدْ يَجُوزُ وَ عَمَّا لَا يَجُوزُ مِنَ النِّيَّةِ عَلَى الْإِضْمَارِ فِي الْيَمِينِ. فَقَالَ: ... ثُمَّ قَالَ: «وَ لَوْ كَانَتِ النِّيَّاتُ مِنْ أَهْلِ الْفِسْقِ يُؤْخَذُ بِهَا أَهْلُهَا، إِذاً لَأُخِذَ كُلُّ مَنْ نَوَى الزِّنَا بِالزِّنَا، وَ كُلُّ مَنْ نَوَى السَّرِقَةَ بِالسَّرِقَةِ، وَ كُلُّ مَنْ نَوَى الْقَتْلَ بِالْقَتْلِ. وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَدْلٌ حَكِيمٌ لَيْسَ الْجَوْرُ مِنْ شَأْنِهِ، وَ لَكِنَّهُ يُثِيبُ عَلَى نِيَّاتِ الْخَيْرِ أَهْلَهَا وَ إِضْمَارِهِمْ عَلَيْهَا، وَ لَا يُؤَاخِذُ أَهْلَ الْفُسُوقِ حَتَّى يَفْعَلُوا»[2]
[3]
ممکن است تصور شود که مفاد این روایت این است که بر نیت گناه عقوبتی ثابت نیست و آن هم به خاطر عدالت خداست پس شخص مستحق عقوبت نیست نه اینکه در عین استحقاق، خداوند او را میبخشد.
اشکال بر روایت
همان اشکالی که در قبل بیان کردیم بر این استدلال هم وارد است چون مفاد این روایت این است که بر نیت صرف عقوبتی مترتب نیست.
اما در تجری شخص صرفا نیت معصیت نداشته بلکه به کاری که تصور میکرده است گناه است نیز متلبس شده است.
دیدگاه شیخ بهایی درباره نیت گناه
تنها نکتهای که هست این است که مرحوم شیخ بهایی در ضمن کلام شهید اول که فرموده نیت معصیت، نه عقوبت دارد و نه لوم و مذمت، فرموده است: نیت گناه به اجماع گناه است، بلکه این از ضروریات دین است.
و سپس فرموده: خود شهید هم قبول دارد که نیت گناه، معصیت است مثلا خود ایشان قبول دارد نیت افطار در ماه رمضان، گناه است.
اشکال استاد بر شیخ بهایی
این کلام از شیخ بهایی عجیب است، چرا که روزه یعنی نیت ترک مفطر و کسی که نیت ترک مفطر نداشته باشد روزه نیست و معصیت کرده است و این اصلا به نیت معصیت مرتبط نیست چه برسد به تجری که اصلا معصیت نیست.
سپس کلماتی از فریقین نقل کرده است برای اثبات اینکه نیت معصیت، گناه است. اما عرض ما این است که این کلمات هیچ کدام نه اجماعی محقق میکند و نه ضرورت دین.
تایید علامه مجلسی بر دیدگاه شیخ بهایی
مرحوم علامه مجلسی[4]
هم کلام شیخ بهایی را پذیرفته است و این هم عجیب است.
و عجیبتر اینکه کسی از این کلام شیخ بهایی برای حرمت تجری استفاده کند چون کلام ایشان در مورد نیت معصیت است نه تجری که محل بحث ماست.