1404/10/08
بسم الله الرحمن الرحیم
روایات غیر مرتبط با تجری/ نقد روایات دال بر حرمت تجری/تجری
موضوع: تجری/ نقد روایات دال بر حرمت تجری/ روایات غیر مرتبط با تجری
ادعای مرحوم نایینی و بررسی اولویت روایات در بحث تجری
بحث در مقتضای نصوص و روایات در مورد تجری است.
مرحوم نایینی ادعاء کرد روایات بر استحقاق عقوبت در تجری دلالت ندارند مگر در صورتی که شخص بر معصیت واقعی اقدام کند و قبل از انجام عمل مرتدع شود پس در موارد تجری اصطلاحی که شخص بر معصیت واقعی اقدام نمیکند بلکه بر کاری که معتقد است معصیت است اقدام میکند دلیلی بر استحقاق عقوبت وجود ندارد.
پاسخ به ادعای مرحوم نایینی
ما عرض کردیم در مورد این روایات سه مطلب وجود دارد:
اول: برخی از عناوین مذکور در این روایات به مساله تجری مرتبط نیست بلکه خود آنها معصیت مستقل است.
دوم: آیا روایتی وجود دارد که و لو به اطلاق بر حرمت تجری مصطلح دلالت کند؟
سوم: آیا دلیلی وجود دارد که بر عدم استحقاق عقوبت در موارد تجری دلالت کند؟
عدم ارتباط برخی عناوین با تجری
در مطلب اول گفتیم: برخی از عناوین مذکور در این روایات اصلا به مساله تجری مرتبط نیست اما این مساله بر بزرگان مشتبه شده است و حتی مثل شیخ انصاری تصور کرده برخی از این عناوین میتواند بر حرمت تجری دلالت کند.
بررسی عنوان «رضایت به فعل دیگران»
از جمله این عناوین «رضایت به فعل دیگران» است و ما گفتیم این خودش یک عنوان محرم در شریعت است.
رضایت به فعل حرام دیگران و همنوایی با ایشان و شبیه آنها شدن، خودش از عناوین حرام است و بلکه در برخی موارد از بزرگترین گناهان است تا جایی که در بعضی موارد عقوبتی که برای آن در نظر گرفته شده است مثل عقوبت همان گناه است.
تفاوت رضایت و اراده
تفاوت رضایت و اراده
مساله رضایت به گناه، غیر از قصد معصیت است و تلازمی با یکدیگر ندارند. رضایت با اراده فرق دارد و لذا اینکه شخص اراده معصیت دارد به معنای رضایت به کار نیست. بله رضایت میتواند یکی از مناشی اراده باشد.
لذا بنی امیه با قاتلان سیدالشهداء (علیهالسلام) در عقوبت مشارکند حتی اگر در آن واقعه و حتی در آن زمان حضور نداشته باشند و لذا در روایت هست که حضرت حجت (علیهالسلام) ذریه قاتلان سیدالشهداء (علیهالسلام) را به همین دلیل میکشد و این قصاص نیست چون آنها قاتل نیستند بلکه حد و عقوبت است و لذا قابل عفو هم نیست.
عقوبت رضایتکنندگان
بلکه عقلا ممکن است و اعتبار هم با آن موافق است که کسی که راضی به گناه دیگران باشد عقوبت بیشتری از فاعل داشته باشد.
چون فاعل ممکن است مغلوب شهوت یا ... شده باشد و بعد پشیمان هم بشود یا حتی در هنگام عمل راضی به کار خودش نباشد.
اما رضایت صرفا منبعث از عقیده است (اما در روایات گفته شده است گناه شخص راضی به گناه مانند گناه خود گناهکار است.) و حتی در برخی موارد رضایت میتواند موجب کفر باشد.
عناوین مشابه
یکی دیگر از این عناوین که به مساله تجری مرتبط نیست عنوان تشبه به برخی معاصی مثل شرب خمر است و هم چنین مجامعت با همسر با تخیل اجنبی یا تشبه به کفار و اهل کتاب، تشبه به زن برای مردان یا تشبه زنان به مردان و ....
علاوه که گفتیم حتی اگر تجری و قصد معصیت با برخی از این عناوین هم تلازم داشته باشد یا این عناوین شامل فرض تجری هم بشود، اطلاق ندارند که شامل همه موارد قصد معصیت و تجری باشند بلکه نهایتا به آن فرض اختصاص دارند.
بررسی ملاک بودن نیت در عقوبت
اما نسبت به مطلب دوم گفتیم شاید تصور شود برخی از روایات بر ترتب عقوبت بر تجری و قصد معصیت دلالت دارند. برخی از این روایات را در جلسه قبل خواندیم. یکی دیگر از این روایات در مورد علت خلود اهل جهنم در جهنم و خلود اهل بهشت در بهشت است به این بیان که از این روایات استفاده میشود آنچه معیار عقوبت است نیت است.
بررسی روایات دال بر ملاک بودن نیت در عقوبت و نقد آن
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِيهَاشِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُوعَبْدِ اللَّهِ (علیهالسلام) إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِي النَّارِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِيهَا أَنْ يَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِي الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ بَقُوا فِيهَا أَنْ يُطِيعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّيَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ تَعَالَى- قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ قَالَ عَلَى نِيَّتِهِ. [1]
این روایت را برقی در محاسن،[2]
عیاشی در تفسیر[3]
و صدوق در علل [4]
نیز نقل کردهاند. ابن شهرآشوب نیز روایت را از مسمع نقل کرده است.[5]
اما به نظر ما حق این است که این روایت هم بر استحقاق عقوبت بر قصد معصیت دلالت ندارند.
مفاد روایت ابوهاشم این است که کسی که مداومت بر گناهی دارد، خود نیت و عزم بر استمرار گناه موجب عقوبت است اما تجری مصطلح این نیست و ممکن است کسی قصد معصیت دارد اما اصلا قصد استمرار و مداومت بر آن ندارد مشمول این روایت نیست.