1404/09/26
بسم الله الرحمن الرحیم
تمایز میان نزاع لفظی و حقیقی/ نقد و بررسی دیدگاهها در باب قصد و عقوبت/تجری
موضوع: تجری/ نقد و بررسی دیدگاهها در باب قصد و عقوبت/ تمایز میان نزاع لفظی و حقیقی
اختلاف در معنای قصد و نوع نزاع
مرحوم آخوند در اختیار، قصد عنوان را هم معتبر میدانند و مرحوم اصفهانی هم این نظر را قبول دارد.
اما قصد در کلام مرحوم اصفهانی و مرحوم آخوند از قبیل مشترک لفظی است و لذا نزاع بین مرحوم اصفهانی و آخوند نزاع حقیقی است اما نزاع بین مرحوم اصفهانی و محقق حائری نزاع لفظی است.
دیدگاه مرحوم آخوند در باب تجری و عقوبت
مرحوم آخوند گفتند: چون فعل متجری به مورد قصد نیست پس اختیاری نیست پس عقوبت بر آن نیست بلکه عقوبت بر عزم است.
اما مرحوم اصفهانی فرموده: عقوبت بر خود فعل است و آن فعل متعلق قصد است. تعلق قصد به فعل متجری به در نظر ایشان بر وزان همان تعلق قصد به شرب خمر برای میعان و رفع عطش است.
تبیین مرحوم اصفهانی از معنای قصد در اختیار
از نظر ایشان اگر چه در اختیار قصد معتبر است اما نه قصد به معنای قصد عنوان خاص.
توضیح مطلب:
ایشان میفرماید: حرکات و افعال صادر از انسان یا قسری است که روشن است اقدام شخص بر ارتکاب مقطوع الخمریة قسری و قهری نیست و یا طبعی است.
مثل اینکه انسان به طبعش وقتی چیزی به سمت چشمش پرتاب بشود پلکش بسته میشود و روشن است که فعل متجری به از این قبیل هم نیست و یا اختیاری و ارادی است و غیر از این سه هیچ فعل و حرکت دیگری برای انسان وجود ندارد.
بنابراین ارتکاب مقطوع الخمریة وقتی نه قسری است نه طبعی پس لامحاله ارادی است.
پاسخ مرحوم اصفهانی به محقق حائری
ایشان در پاسخ به محقق حائری فرمود قصدی که ما در اختیار معتبر میدانیم چیزی بیش از این نیست که با توجه به اینکه خمر است، این حصه از مایع را که مجامع است با خمریت و متحصص است به خمریت، اراده میکند و همین مقدار برای ارادی بودن شرب خمر کافی است.
لازم نیست خمریت را به عنوانش قصد کند بلکه قصد جامع مجامع با خمریت با التفات به خمریت کافی است.
در مورد تجری هم این چنین است. در ارتکاب فعل مقطوع الخمریة همین که شخص به مقطوع الخمریة بودنش التفات دارد و قصد کرده است مایعی را بنوشد که مجامع با آن است، برای قصد کافی است پس فعل اختیاری است.
تفاوت کلام اصفهانی با آخوند
این فرمایش ایشان صحیح است اما با کلام آخوند متفاوت است و ایشان قصدی را که آخوند لازم میداند، در اختیار معتبر نمیداند و قصدی را که ایشان در اختیار معتبر میداند چیزی است که محقق حائری هم قبول دارد.
محقق حائری که اعتبار قصد را انکار کرد، قصد را به معنایی که آخوند فرمود انکار کرد و در مقابل آخوند فرمود :
کسی که مقطوع الخمریة را مینوشد، اگر چه عنوان مقطوع الخمریة را قصد نکرده است با این حال فعل اختیاری است.
محقق اصفهانی فرموده: در اختیار، قصد لازم است اما نه قصد عنوان که در کلام آخوند آمده است بلکه به معنایی که در تجری محقق است.
دیدگاه استاد
و لذا ما هم در جلسه قبل گفتیم قصد به همین معنایی که اصفهانی گفته در تجری وجود دارد و بعد دیدم خود ایشان هم در اشکال به آخوند همین را فرموده است و اینکه در تجری هم قصد وجود دارد اما این قصد با آن قصد که آخوند میفرماید متفاوت است.
اشکال اصفهانی به آخوند در باب عقوبت و هتک
مرحوم اصفهانی در ادامه در اشکال به مرحوم آخوند که معتقد است عقوبت در موارد تجری برای هتک مولا ست فرموده: در خارج غیر از فعل متجری به چیز دیگری وجود ندارد و لذا عقوبت بر خود همین فعل است و عنوان هتک بر خود همین فعل منطبق است نه اینکه چیزی دیگر غیر از این فعل باشد.
سپس اشکالی مطرح کرده است که استحقاق عقوبت بر فعل متجری به، به عنوان هتک منوط به این است که آن حیثی که مخالفت با مولا با آن محقق میشود وصول پیدا کند و در موارد تجری، وصول محقق نشده است.
چون وصول به مطابقت با واقع است و قطع او، علم نیست بلکه جهل مرکب است و صرفا تخیل وصول است.
توضیح دیدگاه آخوند درباره انطباق هتک بر فعل
ایشان از این اشکال پاسخ داده است که هتک بر وصول به معنای مطابقت با واقع متوقف نیست.
عرض ما این است که مرحوم آخوند هم قبول دارد هتک بر همین فعل منطبق است. ایشان فرمود:
فعل حیثیات متعددی دارد. یک حیث آن مخالفت با شارع است که محقق نشده است و یک حیث آن این است که هتک مولا پست که قبلا توضیح دادیم.
خود فعل متجری به یک حیث اسم مصدری دارد که قبحی ندارد و یک حیث حدثی و مصدری دارد که از آن جهت قبیح است و هتک مولا ست. بله قصد و عزم هم از نظر ایشان هتک مولاست.
تأکید مرحوم اصفهانی بر معیار استحقاق عقوبت
مرحوم اصفهانی فرموده معیار استحقاق عقوبت خود فعل متجری به است و هتک موضوع استحقاق عقوبت نیست و گرنه لازمه آن این است که در موارد تجری و معصیت عقوبت متعدد باشد.
و چون خود فعل متجری به و خود معصیت که فعل خارجی است هتک مولاست و موضوع استحقاق عقوبت است و خود قصد هم هتک است و موضوع استحقاق عقوبت است و نمیتوان گفت که هتک واحد مستمر است.
چون استمرار را در چیزی که از مقوله واحد باشد درست است اما فعل نفس و فعل خارجی از مقوله واحد نیستند و لذا معنا ندارد یک هتک مستمر باشد بلکه دو هتک است پس باید دو استحقاق عقوبت باشد.
ایشان بر همین اساس فرموده: استحقاق عقوبت بر خود فعل متجری به است نه بر هتک که آخوند فرموده است.
پاسخ و تحلیل در مقام عرض بر دیدگاه آخوند
عرض ما این است که مرحوم آخوند هم معتقد است هتک بر خود این فعل که در خارج اتفاق افتاده منطبق است و لذا عقاب بر فعل است و البته عزم و قصد هم هتک است.
و لازمه کلام ایشان این نیست که پس باید دو عقوبت ثابت باشد چون همان طور که در معصیت دو هتک وجود دارد و این طور نیست که امر مستمر واحد باشد با این حال عقاب واحد وجود دارد در تجری هم همین طور است.
عرف هم متوجه است که دو هتک وجود دارد اما مجموع آن را موضوع استحقاق عقوبت میداند.
تعدد مقولی مانع این مطلب نیست و لذا کسی که خمر را مینوشد حتی اگر آن را با حرکت متعدد (فعل مرکب) انجام دهد، یک معصیت کرده است و مستحق عقوبت واحد است.