1404/09/19
بسم الله الرحمن الرحیم
اولویت عقل و وجدان بر نصوص احتمالی/ استحقاق عقوبت و حجیت وجدان در تفسیر روایات /تجری
موضوع: تجری/ استحقاق عقوبت و حجیت وجدان در تفسیر روایات / اولویت عقل و وجدان بر نصوص احتمالی
استحقاق عقوبت بر تجری
مرحوم آخوند فرمودند: استحقاق عقوبت بر تجری به خاطر بعد و دوری از مولا ست که بر خود فعل مکلف منطبق است و فعل از این حیث اختیاری است و لذا عقوبت بر امر اختیاری است.
تأیید روایات و آیات بر اختیار
ما کلام ایشان را توضیح دادیم و گفتیم کلام ایشان با برخی از روایات معتبر سازگار است از جمله صحیحه بزنطی که در آن گفته شده:
«عبد من تو به مشیت من هر چه را میخواهی انجام میدهی»
و این همان مضمونی است که در آیات شریفه قرآن هم مذکور است که فرمود:
﴿وَ مَا تَشَاءُونَ إِلاَّ أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ﴾[1]
تقدم وجدان و عقل بر نصوص
نصوص اعم از آیات و روایات به خوبی بر اختیار دلالت دارند و اگر قرار باشد روایت یا آیهای بر خلاف امری باشد که مقتضای وجدان و برهان است قابل اخذ نیست و در آنچه یقینا صادر است.
مثل کتاب، باید تاویل شود و در آنچه صدورش قطعی نیست مثل اخبار آحاد باید طرح شود.
در مواردی که عقل حکم و ادراک داشته باشد شرع نمیتواند بر خلاف عقل باشد. وجدان همیشه حق است و وجدان بالاتر از برهان است چون هدف برهان نهایتا حصول علم و ارجاع امور به وجدان است.
هیچ برهانی نمیتواند در مقابل وجدان قرار بگیرد. وقتی برهانی در مقابل وجدان قرار بگیرد، شبهه و مغالطه است. بر همین اساس به ذهن آمدن شبهه با علم منافات ندارد.
سازگاری کلام آخوند با وجدان و نصوص
کلام آخوند هم مطابق وجدان است و هم موافق با نصوص اعم از آیات و روایات و لذا اگر فرضا هم برخی نصوص وجود داشته باشند که بر جبر دلالت کنند نمیتوان به آنها ملتزم شد
و یا دلالت آنها ناتمام است (و لو به اینکه ظاهر مراد نیست) و یا صدور آن مشکل دارد و فرضا که چنین نصوصی وجود داشته باشد نمیتواند موجب رفع ید از وجدان باشد.
عدم التزام به نصوص خلاف وجدان
اگر روایتی باشد که حتی ظهور و دلالتش قطعی باشد ولی بر خلاف امر قطعی باشد نمیتوان به آن روایت ملتزم شد و جهت ظهور روایت را نمیتوان قطعی قلمداد کرد.
و در غیر فرض قطعیت صدور یا ظهور اگر امری بر خلاف وجدان باشد یا در صدور آن یا ظهورش خللی وجود خواهد داشت.
ردّ تعابیر تند نسبت به روایات
البته به نظر ما در نصوص و روایات و آیات چیزی وجود ندارد که بر خلاف امور قطعی باشد و مجرد اینکه روایتی بر خلاف
فهم انسان باشد یا بر خلاف برخی یافتههای علمی (که خود آنها هم قطعی نیستند و حتی در بسیاری موارد نمیتوانند
چیزی را نفی کنند بلکه صرفا این است که با دانش موجود صرفا همین مقدار کشف شده است) مجوز این نیست که انسان
روایات را کنار بگذارد یا تعابیر تندی نسبت به روایات به کار ببرد.
اولویت وجدان و اجتناب از شبهه
در هر حال هیچ گاه نمیتوان در مقابل وجدان مقاومت کرد و امور خلاف وجدان را باید تاویل کرد اما هر چیزی وجدان نیست. وجدان مرتبهای از عقل است که هر کسی به بداهت آن را حس و درک میکند و لذا مواردی مثل وجدان عاطفی و ... منظور ما نیست و لذا اموری مثل عدالت به معنای تساوی و ... وجدانی نیست.
حاکمیت وجدان بر صورت برهان
هر گاه بین وجدان و صورت دلیل و برهان تنافی وجود داشته باشد وجدان حاکم است و باید دنبال مشکل در آن صورت برهان بود نه اینکه وجدان را دستکاری کرد.
بر همین اساس در جایی خودش توضیح دادیم اینکه مرحوم آخوند در بحث ترتب بعد از انکار ترتب به خودش اشکال کرد که ترتب مطابق وجدان است، ایشان گفت باید وجدان را دستکاری کرد، صحیح نیست.
و آنچه ایشان اقامه کرده است برهان نیست بلکه صورت برهان است و لذا قبل ایشان و بعد ایشان بطلان برهان ایشان را اثبات کردهاند.
نتیجهگیری: وجدان، اصل و اساس
پس وقتی ما به وجدان خودمان اختیار را درک میکنیم و عقوبت بر امر غیر اختیاری هم خلاف عقل است نمیتوان به خاطر برخی آیات یا روایات از این وجدان رفع ید کرد بلکه وجدان اصل و اساس است.
تفسیر آیات و روایات مخالف احتمالی
البته آیهای که حتی به ظهور بر خلاف اختیار باشد وجود ندارد ولی اگر هم وجود داشته باشد نهایتا مثل آیاتی است که در آنها برای خدا «دست» و ... بیان شده است.
اما در روایات هم به نظر ما روایت معتبری که دلالتش بر جبر نص باشد وجود ندارد اما بر فرض هم که باشد و بلکه حتی صدورش هم قطعی باشد باز هم نمیتوان گفت آنچه صادر شده است عین این الفاظ بوده است.
بلکه ممکن است فهم راوی از کلام امام بوده است و چون این مطلب از مطالب دشوار است نتوانسته آن را بفهمد.
به عبارت دیگر قطعیت صدور و قطعیت دلالت با احتمال تعمد کذب منافات دارد اما با احتمال خطای در فهم منافات ندارد علاوه که جهت صدور قطعی نیست.