« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد محمد محمدی‌قائینی

1404/08/07

بسم الله الرحمن الرحیم

اطلاق مقامی

 

موضوع: اطلاق مقامی

 

دوران امر بین اطلاق مقامی و غیر آن

بحث در دوران امر بین اطلاق مقامی و غیر آن است.

البته روشن است که بین اطلاق مقامی قسم دوم و غیر آن که بر اساس اینکه گفتیم قسم دوم از اطلاق مقامی مفید قطع به حکم واقعی است، دورانی رخ نخواهد داد.

بله ممکن است وجود اطلاق لفظی یا اطلاق مقامی دیگر مانع شکل گیری اطلاق مقامی قسم دوم باشد.

اما با فرض شکل گیری اطلاق مقامی قسم دوم، دوران بین آن و غیر آن رخ نخواهد داد.

 

دوران امر بین در سایر اقسام اطلاق مقامی

اما در سایر اقسام اطلاق مقامی دوران و تعارض به چهار صورت قابل تصور است.

چون گاهی طرف معارضه اطلاق لفظی است؛

و گاهی اطلاق مقامی است و در هر دو صورت گاهی هر دو نسبت به دلیل واحد هستند؛

و گاهی در ادله متعدد.

 

توضیح اقسام:

اول: تعارض بین اطلاق مقامی یک دلیل و اطلاق لفظی دلیل دیگر.

مثلا: اطلاق مقامی دلیل امر به نماز مستحب اقتضاء می‌کند در نماز مستحب طهارت شرط است و سوره هم جزء است.

ولی اطلاق لفظی دلیل دیگر مثلا اقتضاء کند عدم شرطیت طهارت را یا عدم جزئیت سوره را.

 

این فرض قابل تحقق نیست: چون در اطلاق مقامی قسم چهارم مفروض بود که بر دلیل دیگر مبتنی است.

و لذا اصلا معنا ندارد که در آن چیزی که این عمل بر آن مبتنی شده است جزء یا شرطی معتبر نباشد ولی به لحاظ اطلاق مقامی در این عمل معتبر باشد!

 

مثلا: مفروض این بود که دلیل نماز مستحب، نماز مستحب را به نماز واجب عطف می‌کند.

در این فرض چطور معقول است که دلیل نماز واجب اقتضاء کند عدم اعتبار سوره را و اطلاق مقامی دلیل نماز مستحب اقتضاء کند اعتبار سوره را؟!

 

دوم: دوران بین اطلاق مقامی یک دلیل و اطلاق لفظی همان دلیل.

مثلا: اطلاق مقامی دلیل اقتضاء می‌کند سوره در نماز جزء است و اطلاق لفظی همین دلیل اقتضاء کند که سوره جزء‌ نیست.

در این فرض اطلاق مقامی مقدم است. چون قوام اطلاق مقامی این است که این نماز معطوف به نماز واجب است و معنای آن این است که نباید به اطلاقی که با آن کیفیت منافات دارد نباید اعتناء کرد و بلکه اصلا اطلاق لفظی شکل نمی‌گیرد.

 

سوم: دوران بین دو اطلاق مقامی در دلیل واحد.

مثلا: کسی که طواف واجب یا سعی را فراموش کرده است در دلیل گفته شده باید نایب بگیرد.

اطلاق مقامی وجوب نایب گرفتن اقتضاء می‌کند که منوب عنه از محرمات احرام مثل زن اجتناب کند.

و اینکه همان طوری رفتار کند که اگر خودش به اصالت عمل را انجام می‌داد باید رعایت می‌کرد.

اما از طرف دیگر اطلاق مقامی اقتضاء می‌کند بر او چیزی بیش از نایب گرفتن لازم نیست و گرنه باید تذکر داده می‌شد.

هم چنین اطلاق مقامی نسبت به نایب از یک طرف اقتضاء می‌کند همان طور عمل را انجام بدهد که اگر اصیل بود پس باید محرم باشد.

و از طرف دیگر اطلاق مقامی اقتضاء می‌کند که او صرفا نایب در طواف باشد و وظیفه‌ دیگری ندارد.

 

logo