1404/07/30
بسم الله الرحمن الرحیم
اطلاق مقامی
موضوع: اطلاق مقامی
قسم سوم از اطلاق مقامی
بحث در قسم سوم از اطلاق مقامی است.
قسم سوم جایی است که متکلم در مقام بیان چیزی است که لفظ حتی با قرینه نمیتواند بر آن دلالت کند و این معنا خارج از گنجایش لفظ است.
تباین آن معنا و آنچه مدلول لفظ است مثل، تباین لفظ نماز و روزه است.
یعنی: همان طور که لفظ نماز حتی به اجمال هم نمیتواند بر روزه دلالت کند و حتی دلالت محتمل هم ندارد.
مثال
برای این قسم به برخی از موارد دلالت بر حصر مثال زدیم.
مثل اینکه دلیلی بگوید: برخی امور ناقض وضو هستند مثلا بگوید خواب ناقض وضو است.
این دلیل نسبت به غیر خواب نفیا و اثباتا ساکت است نه اثبات میکند غیر خواب ناقض است و نه اثبات میکند ناقض نیست.
اما اگر متکلم در مقام بیان حصر امور ناقض وضو باشد و فقط خواب را ذکر کند، دلالت میکند که غیر خواب ناقض نیست. ا
ین حصر از لفظ فهمیده نمیشود بلکه باید از جای دیگری فهمیده شود که متکلم در مقام حصر است.
و لذا گفتیم این قسم از اطلاق خلاف اصل و قاعده است و به اثبات نیاز دارد.
مثال به کلام مرحوم آخوند
ما قبلا برای این قسم به کلام مرحوم آخوند در ضمن بحث مفهوم شرط در تقریر دوم از اطلاق مثال زدیم و آن را اطلاق مقامی دانسته بودیم.
تفسیر مرحوم اصفهانی
همان طور که مرحوم اصفهانی و دیگران این طور تفسیر کرده بودند.
به این بیان که اطلاق لفظ چیزی بیش از سببیت تام را افاده نمیکند اما سببیت منحصر از اطلاق فهمیده نمیشود.
بلکه متکلم باید در مقام حصر باشد تا از قضیه شرطیه مفهوم فهمیده شود.
اشکال
و لذا به آن هم اشکال شده است که اینکه متکلم در مقام حصر باشد مثبت ندارد و دلیلی ندارد و باید اثبات شود.
اما در دوره اخیر در بحث مفهوم شرط توضیح دادیم که کلام آخوند اطلاق لفظی است و بحث را مجدد اعاده نمیکنیم.
اما این قسم در موارد دیگری قابل تصور است: مثل روایت مرسله یونس در استخراج حقوق[1] که اگر اثبات شود در مقام حصر است امور دیگر را نفی میکند.
در هر حال این قسم از اطلاق حتما اطلاق لفظی نیست و اطلاق مقامی است، اما خلاف اصل است و به اثبات نیاز دارد.
مفاد این اطلاق تسویه و شیاع و سریان نیست بر خلاف اطلاق لفظی که مفاد آن تسویه و شیاع است.
قسم چهارم: از اطلاق مقامی، که در فقه بسیار پرکاربرد است اموری است که برای دفع اجمال از کلام فهمیده میشود اما با اطلاق لفظی و سایر اقسام اطلاق مقامی متفاوت است.
سوال
مثلا به نماز مستحبی امر شده باشد ولی بیان نشده باشد که کیفیت آن چگونه است؟
اطلاق مقامی اقتضاء میکند که کیفیت آن، همان کیفیت نماز واجب است مگر مواردی که خلافش دلیل باشد.
اطلاق امر به نماز نافله بدون بیان کیفیت آن چنین اقتضایی دارد در حالی که این از لفظ فهمیده نمیشود و نتیجه آن هم شیاع و سریان نیست.
جواب
بله این اطلاق ناشی از دفع اجمال است. یعنی: چون اگر تعینی نباشد کلام مجمل میشود از کلام چنین چیزی فهمیده میشود اما نتیجه آن شیوع و سریان نیست.
بلکه نتیجه آن تعین است و اینکه همان کیفیت نماز واجب در نماز مستحبی متعین است و گرنه باید توضیح میداد و میگفت.
دفع اجمال از کلام
در اطلاق لفظی گفتیم چون متکلم در مقام بیان تمام مراد با شخص کلام است و اگر اطلاق مراد نباشد، کلام مجمل میشود، پس برای دفع اجمال باید کلام را بر اطلاق حمل کرد.
چون فرض این است که متکلم هر آنچه مقصودش بوده را با همین کلام بیان کرده است.
همین نکته در این قسم از اطلاق مقامی وجود دارد با یک تفاوت: و آن اینکه این کلام در مقام بیان از این جهت نیست.
مثلا: دلیل نماز مستحبی اصلا درصدد بیان کیفیت نماز نیست، اما اگر منظور همان کیفیت نماز واجب نباشد، کلام مجمل خواهد بود و احتمال تعین خصوصیت دیگر نیست.
پس برای دفع اجمال از کلام فهمیده میشود که کیفیت همان است.
اطلاق پرکاربرد در فقه
این قسم از اطلاق در فقه بسیار پر کاربرد است و بدون آن در بسیاری از مسائل فقهی حکم را نمیتوان استنباط کرد.
این قسم فقط در نماز مستحبی نیست، بلکه حتی در نمازهای واجبی که کیفیت آن بیان نشده است هم همینطور است.
مثلا: در ادله نماز آیات بسیاری از امور در کیفیت آن ذکر نشده است (مثل قبله و ...) بلکه فقط تفاوت آن در پنج رکوع بیان شده است.
این سکوت باعث میشود که هر آنچه در نماز یومیه شرط و جزء است در نماز آیات هم معتبر است.
یا مثلا: برای فرضی که خود شخص طواف کند شروطی ذکر شده است، اما در کیفیت طواف نائب چیزی نیامده است.
کسی که به نیابت از دیگری طواف میکند آیا باید با طهارت طواف کند و ...؟
اطلاق مقامی اقتضاء میکند هر آنچه در طواف اصیل معتبر است در طواف نائب هم معتبر است.
یا مثلا: کیفیت روزه مستحبی بیان نشده است، بله برخی تفاوتهای آن با روزه واجب بیان شده است.
اما اگر احتمال بدهیم تفاوت دیگری باشد همین اطلاق مقامی آن را نفی میکند و اینکه کیفیت آن همان کیفیت روزه واجب است.
یا مثلا: کیفیت عبادت صبی بیان نشده است و اطلاق مقامی اقتضاء میکند کیفیت آن همان کیفیت عبادات بالغین است.
توضیح بیشتر خواهد آمد.