1404/01/19
بسم الله الرحمن الرحیم
/ثمرات اختصاص و عدم اختصاص خطابات شفاهی به حاضران /خطابات شفاهی
موضوع: خطابات شفاهی/ثمرات اختصاص و عدم اختصاص خطابات شفاهی به حاضران /
ثمرات اختصاص و عدم اختصاص خطابات شفاهی به حاضران
دیدگاه مرحوم آخوند
مرحوم آخوند بعد از بحث در مورد اختصاص و عدم اختصاص خطابات شفاهی به حاضران در فصل بعد به ثمرات این بحث پرداختهاند. در کلمات علماء دو ثمره برای این بحث ذکر شده است.
ثمره اول: شمول خطابات کتاب نسبت به غایبان است. اگر خطابات شامل غیر حاضرین هم باشد، ظواهر کتاب برای غیر مشافهین نیز حجت است و گرنه حجت نیست.
نکته مهم
تذکر این نکته لازم است که مساله شمول خطابات نسبت به غایبان به خطابات قرآن اختصاص ندارد و حتی خطابات موجود در روایات هم این چنیناند. لذا برای ما روشن نیست چرا مرحوم آخوند این ثمره را فقط در خطابات قرآن مطرح کردهاند.
در هر حال گفته شده ثمره اختصاص خطابات شفاهی به حاضران اختصاص حجیت خطابات به حاضران است.
ناتمام بودن ثمره اول
اما این ثمره ناتمام است و ناشی از یک بی دقتی است. جهت بحث در اختصاص خطابات به حاضران با جهت بحث در اختصاص حجیت خطابات به مقصودین به افهام متفاوت است.
پرسش
آنچه در شمول و عدم شمول خطاب به حاضران مطرح است این است که مفاد این خطابات و تکالیفی که مضمون آنها است در حق دیگران هم ثابت است؟
یعنی خطاب نماز جمعه مخصوص به حاضران است (همان طور که احکام حیض به زنان اختصاص دارد) یا اینکه مفاد و مضمون خطابات و تکالیف موجود در آنها با قطع نظر از قاعده اشتراک، به عموم مکلفین چه حاضر و چه غایب و چه موجود و چه معدوم، متوجه است.
اما اینکه خطاب در حق چه کسانی حجت است؟ در این مساله نقشی ندارد و حتی اگر فرض شود که خطاب مختص به مخاطب است با این حال ربطی به این ندارد که مضمون آن شامل غیر مخاطب هم باشد.
پس مساله حجیت ظواهر کلام نسبت به غیر مقصودین به افهام یک مساله است که متفاوت است با مساله شمول خطاب نسبت به غیر حاضران.
مثال اول
برای تقریب به ذهن به این مثال دقت کنید. وقتی شما فارسی با کسی که فارس است صحبت میکنید کلام شما اصلا یک عرب که فارسی را متوجه نمیشود نمیتواند حجت باشد و حجیت کلام شما به همان شخص فارس اختصاص دارد اما این به این معنا نیست که مضمون کلام شما که در مخاطبه با آن شخص فارس بیان میکنید شامل آن شخص عرب نباشد.
مثال دوم
یا مثلا وقتی امام علیه السلام احکام حیض را در تخاطب با مردی بیان میکند اینکه ظواهر برای کسانی که مقصود به افهام نیستند حجت است یا نه متفاوت است با اینکه حکمی که مضمون آن خطابات است در حق غیر حاضران هم ثابت است یا نه.
پس بین جهت دو مساله تباین است و اصلا جهت اشتراک ندارند بله با فرض اختصاص خطابات به مشافهین، حجیت ظواهر برای غیر مقصودین به افهام میتواند صغرای قاعده اشتراک را در برخی موارد بسازد.
نتیجه بحث از ثمره اول
پس اگر ظواهر برای غیر مقصودین به افهام نیز حجت باشد (یعنی فهم آنها هم حجت و معتبر است) و اگر خطابات به حاضران اختصاص داشته باشند، یعنی ما از خطاب تکلیف همان حاضران را میفهمیم و اینکه آنها چه تکلیفی داشتهاند
ولی اگر ظواهر برای غیر مقصودین حجت نباشد یعنی ما نمیتوانیم از آن خطاب بفهمیم همان حاضران چه تکلیفی داشتهاند.
پس طرح این ثمره برای این مساله بی اساس است.
ثمره دوم: این است که اگر خطابات اختصاص به مشافهین نداشته باشند یعنی وظایف و تکالیف غایبان و معدومین از اطلاق خود همان خطابات استفاده میشود (البته بر این اساس که حجیت ظواهر آنها به مقصودین به افهام اختصاص ندارد یا اگر هم اختصاص دارد از راه دیگری فهم مقصود به افهام را متوجه شویم.)
اما اگر خطابات به مشافهین اختصاص داشته باشند اثبات آن مضامین و تکالیف در حق معدومین با اطلاق آن خطابات ممکن نیست و به دلیل دیگری مثل قاعده اشتراک نیاز است.
نتیجه کلام
پس بر اساس عدم اختصاص خطابات به مشافهین، تمسک به اطلاقات برای اثبات تکالیف غایبان و معدومین ممکن است و بر اساس اختصاص خطابات به مشافهین تمسک ممکن نیست.
البته مرحوم آخوند هم اینجا ثمره را در خطابات قرآن مطرح کرده است و این مطلب به نظر ما نادرست است و این ثمره در مورد همه خطابات است حتی اگر در غیر قرآن باشد.
اشکال مرحوم آخوند
مرحوم آخوند به این ثمره اشکال کردهاند اما باید توجه کنید که این اشکال به اصل ثمره نیست بلکه به تقریر نادرستی از ثمره است که توضیح آن خواهد آمد.