1403/10/12
بسم الله الرحمن الرحیم
تحلیل جایگاه اصل عموم در شبهات مصداقیهٔ مخصص و نسبت آن با استصحاب و اصل عدم ازلی./المخصص المجمل /العام و الخاص
موضوع: العام و الخاص/المخصص المجمل /تحلیل جایگاه اصل عموم در شبهات مصداقیهٔ مخصص و نسبت آن با استصحاب و اصل عدم ازلی.
وضعیت طرح مسئله در کلمات علمای پیش از شیخ
مساله تمسک به عام در شبهات مصداقیه مخصص در کلمات علمای سابق بر شیخ به صورت خاص و روشن ذکر نشده است و مذاق آنها بیشتر از کلمات آنها در ضمن مسائل فقهی قابل استفاده است و این یا از این جهت است که جواز تمسک به عام در کلمات آنها خیلی روشن بوده و لذا بحث از آن را لازم نمیدانستهاند و یا چون به بحث مفصل در آن نیازی نمیدیدهاند به همان مقدار مذکور در فقه اکتفاء میکردهاند لذا این طور نیست که بتوان گفت اجماع علماء بر عدم جواز تمسک به عام در شبهات مصداقیه است تا از آن نتیجه گرفت که عام چنین ظهوری ندارد و لذا اگر ارتکاز بر تمسک نباشد بر عدم ظهور و تمسک ارتکازی وجود ندارد.
نتیجهٔ بررسی اقوال در مسئله
در هر حال جواز تمسک به عام در شبهات مصداقیه مخصص در کلام محقق نهاوندی هم مذکور بود. موانع مذکور در کلمات شیخ و آخوند و ... در کلام محقق عراقی و آقای صدر دفع شده و موانع مذکور در کلام محقق عراقی و آقای صدر را هم ما دفع کردیم و نتیجه جواز تمسک به عام در شبهه مصداقیه مخصص است.
عام در شبهات مصداقیه به عنوان اصل عملی
توجه به این نکته لازم است که ما گفتیم عام به نسبت به شبهات مصداقیه مخصص، اصل عملی است و از عدم تحقق خاص کاشفیت و اماریت ندارد و به تعبیر دیگر اصل عموم در شبهات مصداقیه اصل عملی است و با اصل عموم در شبهات حکمیه متفاوت است.
اصل عموم در شبهات حکمیه، اماره است و لذا جریان اصل عملی در مورد آن متصور نیست تا بحث تعارض مطرح شود. اما عموم در شبهات مصداقیه حکم ظاهری است که متقوم به شک است و لذا اصل عملی است.
تقدیم استصحاب بر اصل عموم
در تعارض با استصحاب، استصحاب بر آن مقدم است چون استصحاب اصل موضوعی است و اصل عموم، اصل حکمی است. همان طور که در تعارض بین اصل طهارت و استصحاب نجاست، بر اساس استصحاب حکم میشود چون استصحاب اصل موضوعی است و طبق نظر مشهور اصل موضوعی به حکومت بر اصل حکمی مقدم است. همان طور که قاعده فراغ بر قاعده اشتغال مقدم است، استصحاب نجاست هم اثبات میکند که این نجس است و با اثبات نجاست موضوع قاعده طهارت منتفی میشود در حالی که مفاد قاعده طهارت یقین به طهارت نیست بلکه تعبد به طهارت به عنوان مشکوک الطهارة است و لذا بر موضوع استصحاب نظارت ندارد.
لسان حکومت در استصحاب
لسان استصحاب، لسان حکومت است چون مکلف را متیقن اعتبار میکند و بر همین اساس استصحاب بر سایر اصول مقدم دانسته شده است.
بر همین اساس اگر در موردی استصحاب بر خلاف عام باشد، در مورد شک استصحاب جاری است و با جریان آن تمسک به عموم در شبهه مصداقیه مخصص وجهی ندارد اما در مواردی که استصحاب جاری نباشد عام در شبهه مصداقیه خاص حجت است.
تقدیم اصل عموم بر سایر اصول عملی
اصل عموم در این موارد بر مثل اصل برائت و ... مقدم است از این جهت که اصل عموم در عین اینکه اصل حکمی است اما به نسبت اصل برائت از قبیل اخص مطلق است و همان نکته تقدیم استصحاب بر اصل حکمی مثل برائت که در کلام آقای صدر مذکور است (استلزام لغویت) در اینجا هم مثبت تقدیم عام بر سایر اصول است.
پس اگر در مورد مشکوک استصحاب حکمی هم جاری باشد، این استصحاب بر اصل عموم مقدم است چون استصحاب به نسبت به اصل عموم در شبهات مصداقیه اصل موضوعی است.
طرح مسئلهٔ اصل عدم ازلی در کلام آخوند
مرحوم آخوند در ادامه به مساله اصل عدم ازلی پرداخته است که از مباحث مهم در اصول است. ایشان فرموده در موارد بسیاری با جریان اصل عدم ازلی موضوع حکم عام ثابت میشود و لذا نتیجه آن با تمسک به عام در شبهه مصداقیه مخصص یکسان است.
مثال معروف در اصل عدم ازلی
مثال معروف آن این است که گفته شده «کل مراة تحیض الی خمسین» و از آن زن قرشی استثناء شده است. آیا میتوان با اصل عدم قرشیت اثبات کرد که این زن قرشی نیست و حکم عام را بر آن مترتب کرد؟
نقش تشخیص موضوع در مسئله
در این مساله تشخیص موضوع خیلی مهم است. آخوند فرموده عنوانی که خاص در عام ایجاد میکند اتصاف نیست بلکه عدم اتصاف است. یعنی عام بعد از تخصیص این است که هر زنی قرشی نباشد تا پنجاه سال حیض میبیند نه اینکه هر زن غیر قرشی تا پنجاه سال حیض میبیند.
تفاوت اتصاف و سلب اتصاف در جریان اصل
اگر خاص موجب بشود موضوع عام، عنوان متصف و مقید به عنوان خاص باشد با اصل نمیتوان موضوع را اثبات کرد چون اتصاف به وجود موضوع در خارج نیاز دارد تفاوتی ندارد وصف وجودی باشد یا عدمی و فرض این است که حالت سابقهای وجود ندارد، اما سلب اتصاف به وجود موضوع در خارج نیاز ندارد و در فرضی که موضوع وجود ندارد سلب اتصاف از آن صحیح است و سالبه به انتفای موضوع است.