1403/08/01
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی دلالت «بل» اضراب بر حصر و نقد اقسام آن در کلام مرحوم آخوند، و بررسی افادهٔ حصر با تعریف مسندالیه/ادوات حصر /مباحث الفاظ در علم اصول
موضوع: مباحث الفاظ در علم اصول/ادوات حصر / بررسی دلالت «بل» اضراب بر حصر و نقد اقسام آن در کلام مرحوم آخوند، و بررسی افادهٔ حصر با تعریف مسندالیه
اقسام اضراب در کلام مرحوم آخوند
مرحوم آخوند فرمودند «بل» اضراب اقسامی دارد که فقط برخی از اقسام آن مفید حصر است. ایشان فرمودند گاهی «بل» برای اضراب از چیزی است که بدون قصد و اراده بیان شده است که هیچ دلالتی بر حصر و نفی حکم از مضرب عنه ندارد و گاهی برای ترقی و تاکید است که روشن است مفاد آن خلاف حصر است و اصلا ذکر مضرب عنه برای توطئه و تمهید شمول حکم نسبت به مضرب الیه است. سومین مورد جایی است که اضراب از چیزی برای بیان اشتباه بودن آن و نفی حکم از آن و ثبوت حکم برای مضرب الیه است. ایشان در این مورد تفصیل دادند که اگر این اضراب برای بیان اشتباه در مقام اثبات و غلط بودن اسناد باشد بر حصر دلالت ندارد اما اگر این اضراب و بیان اشتباه برای بیان اشتباه در مقام ثبوت باشد بر حصر دلالت دارد.
مختار در مسئله: ظهور «بل» در حصر
با این حال به نظر میرسد صحیح همان است که معروف در کلمات است که مستفاد از «بل» اضراب حصر است و ظهور در حصر دارد. (البته حصر نسبی است یعنی به نسبت به قبل «بل» و مضرب عنه است). فروضی که مرحوم آخوند مطرح کردهاند اگر چه ثبوتا صحیح هستند و قابل تصورند اما به لحاظ مقام اثبات خلاف ظاهرند.
بررسی احتمال اول: اضراب در فرض سبق لسان
اولین احتمال که اضراب در مواردی بود که مضرب عنه بدون قصد و اراده بیان شده است خلاف اصل است یعنی اگر کسی در مقام اثبات ادعاء کند که منظور از اضراب بیان سبق لسان بوده است از او پذیرفته نمیشود و بر همین اساس هم گفتیم اگر شخص بگوید «هذه الدار لزید بل لعمرو» و ادعاء کند زید به خاطر خطا و سبق لسان بیان شده است از او پذیرفته نمیشود. اصل عقلایی این است که کلام از روی قصد و عمد و اراده صادر شده است و حمل لفظ بر سهو و خطا به دلیل نیاز دارد و البته این بنای عقلایی به مساله لفظ هم اختصاص ندارد بلکه در همه افعال بشری جاری و ساری است.
باید توجه کرد که ادعای سهو ظهور را منقلب نمیکند بلکه صرفا بیان آن از روی عمد و قصد و اراده را انکار میکند. پس «بل» اضراب برای بیان سهو و عدم عمد اگر چه معقول است اما خلاف بنای عقلایی است و عقلاء چنین ادعایی را نمیپذیرند مگر اینکه شخص بتواند آن را اثبات کند.
بررسی احتمال دوم: اضراب برای ترقی و تأکید
دومین احتمال این بود که «بل» برای ترقی و تاکید باشد. این مورد نیز اگر چه معقول است بلکه به قرینه نیاز دارد و با آن قرینه اصلا حصر محتمل نیست مثلا اگر گفت «لایجوز قتله بل ضربه» اصلا حصر محتمل نیست. اما در جایی که هم ترقی محتمل است و هم حصر، بیان ترقی به قرینه نیاز دارد.
بررسی احتمال سوم: اضراب برای نفی اسناد در مقام اثبات
سومین احتمال این بود که «بل» برای اضراب و نفی اسناد در مقام اثبات باشد این احتمال نیز خلاف اصل است چون این احتمال نیازمند تقدیر است و تقدیر خلاف اصل است. در جایی که شخص میگوید «جاء الحسن» ظاهر آن حکم به مجیئ حسن است نه حکم به علم به مجیئ او. البته حکم به مجیئ بر ادعای علم مبتنی است و از کلام ادعای علم هم استفاده میشود اما نه اینکه این مدلول استعمالی آن باشد. «بل» اعراض از حکم مذکور است که همان مجیئ حسن است نه از حکم غیر مذکور که علم به مجیئ حسن باشد.
در برخی کلمات برای این قسم به این جمله مثال زده شده که «اکرم زیدا لانه شاعر بل لانه عالم» و گفتهاند «بل» در اینجا نفی نمیکند که زید شاعر نیست یعنی فرض کردهاند که اگر «بل» بر حصر دلالت کند باید شاعر بودن زید را نفی کند در حالی که این صحیح نیست و در این مثال «بل» برای اضراب از علت وجوب اکرام است و مفاد آن دقیقا همین است که شاعر بودن زید علت وجوب اکرام نیست بلکه عالم بودنش علت است.
نتیجه
در نتیجه ظهور «بل» در همان اضراب به خاطر تصحیح اشتباه در مقام ثبوت است که خود آخوند پذیرفتند بر حصر دلالت دارد و احتمالاتی که مرحوم آخوند بیان کردهاند همگی در مقام اثبات به قرینه نیاز دارند.
تعریف مسندالیه با «لام» و افادهٔ حصر
مرحوم آخوند در ادامه به بررسی افاده حصر با تعریف مسند الیه با لام پرداختهاند. آیا اگر گفته شد «الائمة اثنی عشر» دلالت میکند که ائمه فقط دوازده نفرند یا چنین دلالتی ندارد؟
ایشان فرمودهاند تعریف مسند الیه مفید حصر نیست و توضیح آن خواهد آمد.