1405/07/25
بسم الله الرحمن الرحیم
قاعده لاضرر/أصالة الاحتياط /الأصول العملية
موضوع: الأصول العملية/أصالة الاحتياط /قاعده لاضرر
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
قاعده لا ضرر
این بحث در اصول مطرح شده بحث اصولی نیست، یک قاعده فقهی است ولی مرحوم آخوند فرموده که بعضی اخوان از من خواستند که این را بحث کنم و اجابةً لتماس آنها من این را مثلا به طور اختصار مورد بحث قرار دادیم که بعدی ها، شاید هم قبل از آخوند هم باشند، در قواعد فقهیه، قاعده لاضرر را نمی دانم مثل شهید در کتاب تمهید این را آوردن یا نه، بعضی آمدن قاعده لا ضرر را به عنوان یک رساله ای محل بحث قرار دادند.
کلام مرحوم آغاضیا در عدم استقلال قاعده لاضرر و بررسی کلام ایشان توسط استاد «دام عزه»
ما قبل از ورود در این قاعده که مدرکش چیست؟ مفادش چیست؟ اطلاق دارد ندارد؟ خصوصیات این قاعده را می خواهیم بحث بکنیم یک کلامی از مرحوم آغاضیا ذکر کردیم. مرحوم آغا ضیا ادعا کرده که اصلا قاعده لاضرر یک قاعده مستقله ای نیست. قاعده لاضرر اگر علما به آن تمسک کردند این گهگاهی از باب تایید آوردند وگرنه یک قاعده تاسیسی باشد که ازش یک حکمی استخراج شده باشد این چنین چیزی نیست. خودش هم ملتفت بوده که یک حرف جدیدی است. گفته عیبی ندارد حالا حرف جدید باشد کسی تا به حال نگفته باشد ما هم نوشتیم که لم یسبق احد و لم یلحقه احد. نه قبلی گفته نه بعدی پذیرفته حرف زده.
ولی ادعایی دارد که قاعده لاضرر یک قاعده مستقله ای نیست یعنی واقعا با قاعده لاضرر شما خواسته باشی یک حکمی را برداری و واقعه را از نظر حکمی تغییرش بدی گفته نه اینجور نیست. چه بسا یک قواعد دیگوید ای هست لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه یا مثلا اضرار به مومن حرام است آنجا هم گفتند مثلا لاضرر و لا ضرار آنجا هم هست ولی ادعایش این است که لاضرر یک حکم جدیدی را آورده باشد که دلیل دیگه ای نباشد، قاعده دیگه ای نباشد آن حکم را آورده باشد میگوید چنین نیست. قاعده لا ضرر می گوید هیچ کس نگفته این را ولی ما ادعا داریم که قاعده لا ضرر از باب تایید است وگرنه اگر یک جایی را شما پیدا بکنی منحصرا هیچ آیه ای نباشد هیچ روایتی نباشد خواسته باشیم حکم را با لاضرر تمام کنیم می گوید چنین چیزی وجود ندارد. ادعای مرحوم آغاضیا این است خودش هم می گوید ما متفرد هستیم مشکلی ندارد مثلا خیلی در آن مقالات الاصولش تطویل کردند که ما یک مقدارش را در این نوشته آوردیم.
مرحوم آغاضیا ادعا دارد که در آن مواردی که علما تشبث کردند تمسک کردند به قاعده لاضرر به طور جد نمی خواستند حکم را از لاضرر دربیارند، نه، یک دلیل دیگه ای داشتن حکم را با آن دلیل تمام کردند و گفتند لاضرر هم هست، گرچه به عنوان موید، گرچه باز لاضرر باز آنجا مناقشه هم دارد. وارد مناقشات شده در لاضرر، تقریبا تمام مواردی را که علما به لاضرر تمسک کردند مطرح کرده در چند صفحه و گفته که اگر دلیل ما لاضرر باشد این حکم را نمی شود ازش استخراج کرد. عبادات را آورده، معاملات را آورده، بعد موارد دیگه ای که در فقه مورد تمسک لاضرر شده و علما به لاضرر آنجا تمسک کردند حتی روایت سمره روایت سمره که لاضرر در آن هست گفته این حکم از لا ضرر در نیامده.
ادعاش این است که این احکامی که می گویند این ها از لا ضرر در نمی آید و اگر ما دلیل آخری نداشتیم همین لاضرر را داشتیم نمی توانستیم حکم بکنیم. ادعا دارد در تمام این موارد حالا تمام مثلا عرفی که حق است حکم، دلیل لاضرر نیست ولو بلا ضرر هم تشبث کردند تنظیر هم کرده به روایت مسعده بن صدقه، روایت مسعده بن صدقه راجع به زنی است که تحتک لعلها اختک ....اخرش دارد که کل شیئ لک حلال حتی تقوم به البینه، حتی تستبین او تقوم به البینه که استدلال شده این روایت بر قاعده حل در حالی که مورد این قاعده حل مثل ید است اماره ملکیت که نوبت به قاعده حل نمی رسند.
یا استصحاب عدم رضا. مثال هایی که در روایت مسعده این استا مورد قاعده نیستند ولی معذلک حضرت فرمود و الاشیا کلها علی ذلک یعنی بر این حلیت است حتی.... این معناش این نیست که تشبیه خوبی کردند معناش این نیست که اینایی را که گفتم به قاعده حل است درست است آن سیاقت که آوردم قاعده حل است ولی معناش این نیست که این استا با قاعده حل است نه این استا با قاعده ید درست شدند این ها با استصحاب مثلا درست شده و امثال ذلک بعد گفته الاشیا کلها علی ذلک ....یک ضابطه ای را آورده که همان ضابطه قاعده حل است ولی نمی خواهد بگوید اینها با قاعده حل درست شدند.
مرحوم آغا ضیا می گوید که این بحث ما که لاضرر است این ها اگر یک جایی هم تطبیق شده نه از باب این است که آن مورد تطبیق از مصادیق این است نه این ها یک سیاقتی است برای بیان حکم نه مدرک حکم. مثلا در همان نخله سمره می گوید اصل داستان این است که الان سمره خواسته باشد بیاید بدون یاالله گفتن آبروی این مومن که صاحب آن باغ است الا آن شجره سمره، عِرضش از بین می رود آبروش از بین می رود بدون خبر همینطور سرش را بندازه بیاید هتک است دیگه. این با تحفظ بر ستر سازگاری ندارد. مگر چی گفت انصاری! به سمره گفت یا الله بگو گفت نمیگویم می گوید الان باب تزاحم دو تا حق است یک حق مالی که سمره دارد حق دارد حق مالی که برود به نخلش سر بزند، یک حق همان انصاری دارد که حق عرضی. عرض بالاتر از مال است چون که عرض بالاتر از مال بوده چون که اصل بالاتر از مال است اصل اینکه آن درختش ارزشی ندارد تزاحم این اهم با مهم است. این حضرت آمده این سیاقت الفاظ است. به سمره فرمود که بیخود می گویید درختش را بکنید لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام نمی خواهد به خود این تمسک کند. مثلا توجیهش این جور می شود دیگه. میگوید حقی دارد آن انصاری حق عرضی. تو هم حقی داری حق مالی حق عرضی مقدم است بر حق مالی. این داستان است اصلش ولی در سیاقت یک جور فرموده فرموده نباید در اسلام ضرری نیست به جای اینکه بگوید حق او مقدم است اینجور فرمودند نه که واقعا لا ضرر آمده یک حکمی را که او ضرری است او را بردارد نه این حرفها نیست.
مرحوم آغا ضیا فرموده که لاضرر خودش یک حکمی نمیاورد. لاضرر را علما که تمسک کردند به عنوان تایید است. الان مثلا این ها تایید آغاضیا بگوییم بنا باشد لا ضرر آمده باشد تجویز کرده باشد لاضرر خلاف امتان است که! بر سمره خلاف امتنان است جای لا ضرر نیست ولی حضرت جاری کردند در حقیقت می خواسته بفرماید که حق اون انصاری که عرض است مقدم است بر حق این، با این سیاقت بیان کرد لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام مرحوم آغا ضیا ادعا دارد که لاضرر، قاعده لاضرر حکمی را نمیاورد حکمی را نمی برد یک سیاقت است. لبش یک چیز دیگر است که در همین جا لبش تزاحم است. حق او با حق انصاری تزاحم کردند حق انصاری مقدم است. سایر موارد هم می گوید لاضرر داستانش همین جور است. حکم نمیاورد. آمده اون وقت مواردش را بحث کرده که ما دو موردش را اینجا آوردیم.
مثلا، از نظر حکم تکلیفی دو مورد را آورده یکی عرضم به خدمت شما... مثلا یکی در عبادت ضرریه خب تمسک کرد، غسل ضرری است گفتند غسل ضرری وضوی ضرری واجب نیست لقوله لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام. خب اگر خواسته باشد لاضرر این حکم را بردارد نتیجه بگیریم که پس غسل واجب نیست وضو واجب نیست گفتیم مشکل دارد مجالی برای تمسک بلا ضرر نیست خب لاضرر حکم را برمی دارد کسی غسل ضرری بکند به قصد ملاکش. نمی تواند لا ضرر نفی بکند غسل را. اینکه در باب وضوی ضرری غسل ضرری تشبث کردند لاضرر و لاضرار فی الاسلام نه، مجالی برای تمسک نیست، لاضرر نمی تواند حکم به بطلان این بکند.
سوال؟؟؟
جواب: اولا یکی این جهت که داستان ملاک دارد یکی هم ثانیا امر استحبابی هم دارد لا ضرر آن امر ایجابیش ضرری است یک امر استحبابش که ضرری نیست که، ما باشیم و لاضرر نمی تواند لا ضرر... یعنی به برکت لاضرر دیگه غسل باطل است این وضو باطل است. نمی شود.
یا در باب معاملات می گوید اینها فتوی دادند علما که در خیار غبن و غیر خیار غبن خودش، می دانید که عمده خیارات دلیل خاصی ندارد فقط در آن خیار مجلس دارد: البیّعان بالخیار ما لم یفترقا و خیار حیوان الی ثلاثه ایام بقیه خیارات را با همین لا ضرر درست کردند دیگه. مرحوم آغا ضیا می گوید نه لا ضرر خیار را درست نمی کند فوقش وجوب وفا را می برد وجوب وفا حکمی است خیار حقی است حق الفسخ است. اینکه علما تمسک کردند به لاضرر برای اثبات خیار که امر حقی هست وجهی ندارد نه نمی دانم شاید مثلا می گوید که همان نتیجه حکمی است ها! یعنی لزوم بیع ضرری است پس بیع جایز است. می تواند فسخ کند منتها می تواند فسخ بکند چون وجوبش ضرری است علما آمدند گفتند که دقت نکردند آن زمان ها این جور دقت نبود گفتند از لاضرر اثبات می کنیم خیار را، لاضرر ربطی به خیار ندارد که خیار امر حقی است وجوب وفا امر حکمی است غایتش این است که لاضرر می گوید واجب نیست وفای به این نه اینکه خیار داری. پس اینکه کثیری از خیارات را با لاضرر آمدن درست کردند حرف ناتمامی است.
مرحوم آغا ضیا الان چیکار دارند می کند؟ می گوید دو تا کار کرده یکی اینکه اونجاهایی که علما با ضرر آمدند یک چیزی را ثابت کردند درست نیست نه لاضرر نمی تواند آن را درست بکند و این یک کار مهمش است که همین مثل باب خیارات و مثل باب خیارات و یک جهت هم گفته که شاهد هم آورده گفته که یک جاهایی هست که مجالی برای قاعده لاضرر نیست ولی باز هم علما حکم به جواز فسخ کردند مثلا نسبت بین این دو تا عموم من وجه است.
یک جاهایی فرموده هست نقض کرده یک مواردی که از جمله این مورد گفته که معلوم نیست وقت داخل شده یا نه، وضو ضرری است غسل ضرری است ولی معلوم نیست هنوز وقت داخل شده است وقتی معلوم نیست وقت داخل شده ما شک داریم در فعلیت وجوب وقتی شک در فعلیت وجوب داشتیم جای لا ضرر نیست لا ضرر مجال ندارد. گفته که فلا یکون مرفوعا بعموم نفی ضرر بینما ان بنا الاصحاب علی فساد، با اینکه لا ضرر مجال نداشته خب وقتی مجال ندارد باید بگویند صحیح است؛ با اینکه مجال نداشته باز گفتند که این عمل فاسد است. فساد عمل در کلمات علما مستند به قاعده لاضرر نیست شاهدش این است در این فرضی که گفته شک داری وقت داخل شده یا نه شک داری نمازت محکوم به فساد است با اینکه لاضرر هم مجال ندارد.
این ها را برمی گردیم ها! فرمایشات که مرحوم آغا ضیا بطوله و تفصیله فرموده بعد میگوید که این رجزهایش است دیگه گفته که: ذلک اعظم شاهد علی انه لیس النظر من الصدر الاول می گوید از همان اول صدر اول از فقها البانین نه اونایی که می گویند عبادت صحیح است نه اونجایی که می گویند فاسد است ریشه اش قاعده لاضرر نیست؛ بلکه ریشه های دیگری داشته. لا تلقوا... مثلا بوده یا اضرار بدن المومن لا یضر، اضرار بدن از باب اضرار بدن حرام است یا قاعده القاء در تهلکه بوده یا اضرار بدن بوده یا باب تزاحم بوده یک نکات دیگری بوده این قاعده لاضرر نمی توانسته مستمسک آنها باشد. نتیجه گرفته فلایغرّنک تطبیق المتاخرین می گوید فریب نخور که متاخرین آمدن این احکام را مستند کردند به قاعده لاضرر نه این ها مستند به قاعده لا ضرر نیست حتی در قضیه سمره که گفتیم اون هم گفته از باب تزاحم است.
در ضمن کلماتش این را هم گفته که اگر هم در یک جایی ما حکم به فساد مثلا معروف بود ثابت بود علما هم گفتند به قاعده لاضرر، ولی ما وجهی پیدا نکردیم. علما گفتند حکمی کردند و استدلال کردند به قاعده لاضرر و ما وجه دیگه پیدا نکردیم دیگه از این بالاتر نیست دیگه وجه دیگری پیدا نکردیم، می گوید حتی در آنجا که علما حکم کردند به حکمی مستندا به لاضرر اونجایی که شما پیدا کردی که بحث نداریم می گوییم دلیل همان است. نه در جایی که شما دلیلی پیدا نکردی ولی علما حکم کردن مستندا به قاعده لاضرر، می گوید آنها سیاقت است الفاظ است دلیلشون یک چیز دیگری است که ما خبر نداریم!
همه را تمام کرده گفته تمام مواردی که علما حکم کردن به حکمی ولا ضرر را آوردن در حقیقت آنجا دلیل چیز دیگری اگر آن چیزی که پیدا کردی همان ها است این لا ضرر سیاقت کلام است و اگر هم پیدا نکردی ادعا کرده که خب شما پیدا نکرده یک وجهی بوده که به آن وجه حکم کردند. اینکه حکم هم کرده باشند به حکمی ادعای آغاضیا این است اینکه علما حکم کرده باشند به حکمی و مستند فرید و وحید آن حکم قاعده لاضرر باشد گفته نه اینطور نیست لاضرر حکمی اصلا نمیاورد. لاضرر یک سیاقت است لبش یک احکام دیگری است حالا احکام دیگر لاتقلوا... باشد اضرار حرام است باشد، تزاحم باشد مثل قضیه سمره، تمام اصرار مرحوم آغا ضیا این است که جمیع مواردی که به حسب ظاهر از مصادیق لاضرر است حقیقتا از مصادیقش نیست. آنجا آن حکم مستندش چیز دیگر است که همینهایی که گفتیم دیگه. مستندش یک شی دیگری است داستان اضرار به نفس است. تزاحم است این جور چیزها است. لاضرر خودش هیچ وقت حکمی را نه می آورد و نه می برد.
این ادعای و یک شاهدی هم می آورد. شاهد دیگری هم می آورد می گوید این است که راست هم می گوید شیخ انصاری گفته دیگران گفتند که ما به اطلاق لاضرر نمی توانیم عمل کنیم مگر اینکه شهرتی بر طبقش باشد پس معلوم میشود لاضرر کارایی ندارند اگر لاضرر کارایی داشت به اطلاقش چه عیب داشت! اینکه شما میروی سراغ عمل اصحاب اگر اصحاب عمل کرده باشند در حقیقت شما میروید روی یک کاشف دیگری یک مستند دیگری که باید ما از عمل اصحاب کشف بکنیم یک مستند دیگری در اینجا بوده و عمل اصحاب مستند به آن مستند است.
خیلی حرف زده مرحوم آغا ضیا موارد عدیده ای که لاضرر آورده و می خواهد بگوید که حکم این ها گرچه می گویند از لاضرر استفاده شده ولی حقیقتا حکمشان از لا ضرر استفاده نشد تمام سعی و تلاش، خوبه نگاهش بکنید نمی دانم در نهایه هم هست یا نه ما قدیم الایام و جدید الایام به همین مقالات مرحوم آغا ضیا، آغا ضیا روح آرائش را و افکارش را در همین دو جلد مقالات الاصول آورده و خیلی پیشش مهم بوده به هر کس نمی داده می گفته لب حرف های من همین است باید طرف اهل باشد که بفهمد قلمش هم سنگین است حالا بعد از این حرفا خوبه مطالعه بفرمایید مقالات الاصول. کسی نگاه نکرده تقریراتش هست یا نه؟ در ذهنم این است که لا ضرر را در تقریراتش نیاورده در همان مقالات الاصول که می گفته که مخ علم من همینها است. مقالاتش خیلی مهم بوده نزدش. خیلی تطویل کرده خیلی هم رجز خوانده عرضم به خدمت شما. ما یکیش نوشتیم اینجا نوشته و لعمری ان مثل هذا البیان فی شرح مثل هذه القاعده المشهوره المعروفه و ان کان ثقیلا می گوید این سنگین است علی الاذهان و لکن لا تتوحش مع الانفراد اذا ساعدنا الدلیل و سلامه الافهام. تفصیل زیاد دارند دوباره نگاش کردم می خواستم بیایم در ذهنم آمد بیاییم تفصیلاتش را مفصل بخوانیم موارد دیگری را هم آورده که مثلا توهم می شود آنجا با قاعده لاضرر حکم درست شده می گوید نه آنها یا حرف غلط است یا اگر صحیح است مدرک قاعده لاضرر نیست این فرمایشی است که خوبه نگاه کنید.عرضم خدمت شما کلام آغاضیا را.
و لکن در ذهن ما این است که نه اینکه آغاضیا ادعا دارد که کلمات اصحاب هم که این قاعده را می آورند با عنوان تایید می آورند وگرنه فتاوی را که اصحاب می گویند انها دلیلش غیر از این قاعده است، ما اول این را بحث کردیم گفتیم نه ظاهر کلمات اصحاب این است که این مستند حکم است. اگر تمسک می کنند به قاعده لاضرر ظاهرش این است که استخراج حکم کردند نه به عنوان موید آوردن.
اما در جایی که ادله دیگر داریم ظاهر استناد، خصوصا این را اول آوردند لقاعده لا ضرر ظاهرش این است که به همین استناد کردند نه به عنوان موید آوردند، نه این را ما... ظاهر استناد این است که این موید نیست دلیل است در جایی که چند تا دلیل اند که این را اول آوردند پر واضح است این واضح است در جایی که نه اصلا دلیل دیگر نیاوردند فقط این را آوردند اگر فقط قاعده لاضرر را آوردند چطور ما می توانیم بگوییم که دلیلشان یک چیز دیگری است قاعده لاضرر را موید آوردند بابا خلاف عبارات است بعد در بعضی از فروع فقهی فقهای ما استدلال کردند فقط به همین قاعده لاضرر نمی شود گفت این را به عنوان موید آوردند علما. ما نقل کردیم اینجا مثلا محقق گفته که واجب نیست صوم علی من یضره لقاعده نفی ضرر صوم ضرری واجب نیست هم محقق گفته هم دیگران گفتند. ما اینجا نوشتیم المتتبع یظفر. آغاضیا خیلی تتبع نداشته. خیلی فکر می کرده.
سوال:؟؟؟
جواب: نه همینطور نه کلمات را نگاه می کنم برایش یک چیزایی درست می کنند اهل تتبع نبوده آغاضیا حتی می گویند در چی فقهی بعید است ها! ولی می گویند، در مقام افتا هم به وسائل الشیعه و اینها مراجعه نمیکرده همین صاحب جواهر گفته روایات ایشان هم گفته روایت
الان مهم نیست یکم بابا ما مراجعه کنیم به کلمات این خوبه نگاه کنید حالا دستگاه هایی که دارید کثیری از موارد فقها فتوی دادند در کتب تفصیلی خودشان و استناد کردند به قاعده لاضرر منحصرا و دلیلی غیر از قاعده لاضرر ندارند اینکه آغا ضیا می گوید علما این را به عنوان موید آوردند نه، این خلاف واقع است. استناد فقها به قاعده لاضرر خیلی زیاد است. عرضم به خدمت شما این ادعای مرحوم آغا ضیا ناتمام است.
خب اما اینکه مرحوم آغا ضیا در آن مسئله غسل و وضو گفت که شاهد آورد مرحوم آغا ضیا گفت بعضی جاها ضرر نیست معذلک حکم کردند به بطلان مثل اینکه شک دارد وقت داخل شده یا نه حکم کردند به بطلان با که ضرر نیست ما نتوانستیم بفهمیم این چه شاهدی بر ایشان هست! شک دارد وقت داخل شده یا نه، وضو و غسل فرض بفرمایید آن عملش هم ضرری است عمل ضرری است حکم می کنند به بطلانش گفته قاعده لاضرر اینجا مجال ندارد چون هنوز وجوب نیامده که مجرای قاعده لاضرر باشد. میخواهد بگوید یک ماده افتراق از اینطرف درست بکند.
اینکه مرحوم ضیا گفته حکم کردند به بطلان با اینکه حکم لاضرر در کار نیست درست است ولی شاهد بر ایشان نمیشود در یک مورد خاصی علما، حکم ببطلان تارةً لفقد المقتضی است علما گفتند این فعل باطل است مجزی نیست چون امرش محرز نشد بابا خب این در رتبه قبل از لاضرر است. اینکه استناد نکردند به لا ضرر دیدند لاضرر مال مانع است قبلش مقتضی وجود ندارد. خب آمدند همین جور هم هست دیگه! شک داریم وقت داخل شده یا نه نمازی را غسلی هم که می کند ضرری است این فرد حالا غسل وقت ندارد فرض بفرمایید نماز نمازی را که قائما می خوانند ضرری است شک دارد وقت داخل شده یا نه می گوییم این نماز باطل است استناد به قاعده لاضرر مجال ندارد اصلا اینجا چون قبل از لاضرر مقتضی اصلا برای صحت وجود ندارد تشبث به فقد مقتضی مقدم است از تشبث به وجود مانع. اینکه علما حرف ضیا اینکه علما در اینجا حکم به فساد کردند این شاهد نمی شود که پس لا ضرر مدرک ندارد، نه لا ضرر را علما می گوید می تواند نفی حکم بکند منتهی این نوبت به لا ضرر نمی رسد در رتبه مقدمش شک دارد وقت داخل شده یا نه امری نداری عملت محکوم به بطلان است. این راجع به آن مسئله ای که عرضم به خدمت شما...
اما آن شاهد اولی که آورده بود باب وضو باب معاملات و اینها آنها را ما چند قسم کردیم ما آنجا گفتیم که در باب معاملات، معاملات غبنیه امثال ذلک ما می گوییم علما آنجا تمسک کردند بلا ضرر برای اثبات خیار. آنجا ما این ادعا را داریم حالا شما بگو این تمسک آنها نادرست است. همین که شیخ انصاری می گوید لاضرر نمی تواند اثبات خیار بکند ولی آنها این کار را کردند نگاه کنید کلمات آنها را کلمات علما در اثبات خیار به قاعده لاضرر پر واضح است. مدرک خیار یا نص خاص است یا لاضرر است. هر جا نص خاص داریم خیار مجلس البیعان بالخیار فبها نداریم علما آمدند با لا ضرر اثبات کردند خیار را. خب شما بیا بگو تمسکشان اشتباه است شما بگو اون که ضرری است لزوم بیع است آن باید بگوید لزوم نداره نه بگوید خیار دارد.
شاید قدیمیها خیلی فرق نمی گذاشتند بین لزوم حکمی و لزوم حقی. لا ضرر لزوم حکمی را می برد خیار نمی آورد. ولی قدیمیا خیلی دقت نداشتند. شما آمدی دقت کردی می گویی که لا ضرر لزوم حکمی را می برد آن وجوبش ضرری است نه اینکه اثبات بکند خیار را خب یک اشکالی است بر قائلین به خیار ولی آنها این را اعتراف دارند می گویند در این موارد خیار هست به قاعده لاضر. نه. کثیری از فقها خیار را با قاعده لاضرر درست کردند حالا این غلط است غیر از این است که... این غلطه لاضرر متاخرین همین را گفتند گفتند لاضرر خیار را اثبات نمی کند لزوم حکمی را می برد خیار حق است شما بگو حرف این ها اشتباه است اما این کار را کردند. علما با تمسک به قاعده لاضرر اثبات کردند خیار حقی را گرچه حرفشان اشتباه است ولی این کار را کردند! شما نمی توانی به گردن علما بگذاری که علما از لاضرر خیار را اثبات نکردند نه، صریح کلماتشان می گویند خیار داری به خاطر قاعده لاضرر است شما بگو اشتباه است نه اینکه بگویید لاضرر مثبت خیار نیست نافی حکم لزومی است.
مثلا شیخ طوسی گفته اذا اشتری فبان له الغبن کان له الخیار.... فیکون العقد ماضیا همین ها خیار حقی را گفتند شما بگو حرفشان غلط است ولی خیاری را که علما آوردند همان خیار حقی است استدلال کرده شیخ انصاری بلا ضرر و لا ضرار خودش هم گفته ظاهرش تمسک علما بلا ضرر برای خیار حقی است. نه اینکه لاضرر حکم را از بین... حرف شما درست است ولی نمی شود به گردن علما گذاشت.
این را دنبال بکنید ما ادعا کردیم که این در فقه موارد مختلفند گفتیم قسمی از فقه اصلا مصداق قاعده نیست اشتباه مصداق قرار دادند قسمی از آن ها را. گفتیم که نه از صغریات قاعده است ادعای ما این است ادعای ما این است که آنچه را که فقها مورد قاعده لاضرر قرار دادند بعضیهایش اشتباه است ولی تمسک کردند بعضیهایش درست است که آغاضیا می گفت که هیچ جا نیست، نه، حرف آغاضیا درست نیست یک قسم دیگری هم عرضم خدمت شما که احکام عدمی است دیگه حیف است بذارید سه قسم را یک بار دیگر ان شاالله فردا تکرارش می کنیم مواردی که تشبث شده به قاعده لاضرر سه قسم است این فرمایش آغاضیا که تمام این موارد یک دلیل دیگری داشتند نه، حرف ناتمامی است حتما کلمات آغاضیا را نگاهش بکنید...