1405/07/22
بسم الله الرحمن الرحیم
محتويات
0.1- بررسی شرط دوم فاضل تونی برای اجرای برائت0.2- بیان نکته ای در مورد محدوده فحص در شبهات موضوعیه
درس خارج اصولجلسه 26تاریخ:22/7/1405
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
0.1- بررسی شرط دوم فاضل تونی برای اجرای برائت
؟؟؟ به ظاهرش حرف درستی بود ولی اون طور که ایشان میگفت حرف نادرستی بود.
شرط دومی که ایشان برای جریان برائت قرار داده گفته است که باید از اجرای برائت لازم نیاید ضرر بر غیر. اگر ضرر بر غیر لازم آمد قاعده مثلا لاضرر مانع از جریان برائت است. مثال زده گفته که لو فتح انسان قفس طائر فطار. نمیتوانی برائت جاری کنی چون ضرر بر صاحب طائر است. او حبس شاة فمات ولدها. او امسک رجلا فهربت دابته. فرموده که در این جور موارد قاعده برائت رفع ما لایعلمون مجال ندارد. چون مستلزم ضرر بر غیر است.
و لکن همان طور که مرحوم شیخ انصاری فرموده، آخوند فرموده، دیگران فرموده اند این کلامش هم بمعزل عن التحقیق. خالی از تحقیق است. اولا در این مثالهایی که ایشان زده این مثالها که فتح انسان قفس طائر فطار اصلا اینها مورد شک نیست. در قفس کسی را باز کردی و پرنده اش رفت. خب اتلاف مستند به شما است و ضامن هستی. کار شما هم حرام است چون تصرف در مال غیر حساب میشود. اینها اصلا ربطی به مجرای برائت ندارد اولا که دیروز اشاره کردیم.
ثانیا این که اگر حالا شک کردیم فرض بفرمایید کسی گفت نه. اینها مشکوک است خصوصا مثلا اون فرض سومش که عرضم به خدمت شما شخصی را گرفت فهربت دابته. اسبش فرار کرد مثلا. شک داریم که ایا این فعلش جایز است یا نه؟ شک داریم در این که ضامن است یا نه؟ خب مجالی برای رفع ما لایعلمون نیست. در جای خودش بحث کردند که رفع ما لایعلمون در جایی جاری است که علاوه از این که امتنان باشد در حق جاری شونده، خلاف امتنان بر غیر هم لازم نیاید. بنا باشد شما حدیث رفع را در اینجا جاری کنی این خلاف امتنان است. از این جهت است که مجال ندارد حدیث رفع. اگر حدیث رفع را جاری کنی اون ضرر میبیند، صاحب مال، خلاف امتنان بر اون است. مجال ندارد حدیث رفع. نوبت میرسد قاعده دیگر. قاعده دیگر الان گفتیم من اتلف مال الغیر. اتلاف مستند به این است. اتلف مال الغیر فهو له ضامن. سیره عقلاء است روایت است. مجالی برای برائت نیست از این جهت.
و اما این که ایشان فرموده ثالثا، اشکال سوم بر ایشان، حالا فرض کنید در یک جایی هم که مجالی برای این خلاف امتنان نیست. یا شما بگو نه. برائت مثلا بعضی ادله اش غیر امتنانی است. باز ما میگوییم که لامجال برای این اشتراط. لاضرر اماره است. شما میگویید باید مورد از موارد لاضرر نباشد. لاضرر حرام میکند اضرار به غیر را. اماره بر حرمت ضرر به غیر است. این که شما بگویید یکی از شرایط جریان برائت این است که مورد قاعده لاضرر نباشد یعنی اماره بر خلاف نداشته باشد. خب اماره بر خلاف خصوصیت ندارد. لا ضرر باشد لا حرج باشد اماره دیگری باشد. هیچ مفهوم نمیشود کلام مرحوم فاضل تونی که چه میفرماید.
اللهم، من کتابش را در دسترس نداشتم و باید فحص میکردم پیدایش میکردم، اللهم الّا این که مرحوم فاضل تونی خواسته باشد بگوید برائت در جایی جاری میشود که خلاف امتنان لازم نیاید. این ضرر از باب مثال است. اگر ضرر بر غیر لازم آمد این میشود خلاف امتنان بر غیر. حالا ضرر باشد یک چیز دیگری باشد فرق نمیکند. این را نگاه کنید در کلماتش. شرط خلاف امتنان را اورده. اگر گفته شرط اجرای برائت این است که خلاف امتنان باشد معلوم میشود که این که اینجا اورده غیر از اون است. که این بعید نیست همین طور باشد.
ولی خب مرحوم آقای خویی که میخواسته توجیه کند فرموده که لعل مراد فاضل تونی که میگوید ضرر نداشته باشد این از باب مثال است یعنی خلاف امتنان نباشد. اگر فرمایشش این باشد مرحوم آقای خویی فرموده که کلامش متین است، منتها میگویم این موقوف بر این است که این شرط خلاف امتنان را نگفته باشد که ما کتاب در دسترسمان نبود. شما نگاه کنید. اگر اون را نگفته باشد این توجیه لاباس به است.
اللهم کسی بگوید که همه روایات ما امتنانی نبود. این را در بحث امتنان هم گفتیم. رفع عن امتی امتنانی است. اشکالی ندارد. رفع عن امتی میخواهد منت بگذارد میگوید از امت من. این بعید نیست اطلاق نداشته باشد. اما کل شیئ فیه حلال و حرام فهو لک حلال این مثلا میگویند اهنگش اهنگ تسهیل است. مناسبتش با منت است. این دیگه بند به این است اگر شما باور کنید که کل شیئ فیه حلال... باور بکنید که این هم سیق مساق، رفع عن امتی این هم لسانش لسان منت است چون اصلا ترخیص مناسبتش با امتنان است. این خودش یک بحث است دیگه. آیا برائت شرعی مختص به فرضی است که رفع امتنانی باشد یا بعضی ادله اش امتنانی است. تنافی که ندارد. بعضی ادله اش مطلق است ما به اون مطلق هم میتوانیم اخذ بکنیم. کلام فاضل تونی به توجیه مرحوم آقای خویی با این دو مقدمه درست میشود. مثالهایش درست نمیشود ها! اون مثالها گفتیم اصلا اونها اتلاف مال غیر است. جای برائت نیست اون مثالها. تعجب است این مثالها را زده. ولی کبرای کلیش، کلیتا ادعا کرده که شرط جریان برائت این است که ضرر وارد نشود یعنی خلاف امتنان لازم نیاید. اگر این را جداگانه نگفته باشد این حمل خوب است منتها باز با این مناقشه که همه ادله برائت هم باز امتنانی نیستند که. نه. ممکن هم هست که ما بگوییم بعضی از ادله برائت مثل روایاتی که در قاعده حل آمده. اون روایات حدیث حجب و امثال ذلک سند نداشت. اونی که سند داشت حدیث رفع بود. رفع عن امتی بود که امتنانی است. و یکی هم بعضی از روایات حل. کل شیئ فیه حلال..... اون هم دلالتش تمام بود سندش هم تمام بود. یمکن ان یقال که مثل کل شیئ فیه حلال.... اطلاق دارد. میخواهد امتنانی باشد و یا نباشد.
سوال:؟؟
جواب: حالا فی الجمله دیگه. محل بحث بود.
سوال:؟؟؟
جواب: ظاهر اولیه اش همین بود. مرحوم اخوند میگوید بعدم الفصل شبهه حکمیه علی کلام.
0.2- بیان نکته ای در مورد محدوده فحص در شبهات موضوعیه
این که بحث قاعده لاضرر آمده به همین مناسبت علما، اصولیون متاخر وارد بحث لاضرر شده اند. قبل از این که لاضرر را وارد بشویم یک مطلبی در ذهنم این است که از سابق باقی مانده. و اون مطلب این است که رفع ما لایعلمون آیا اطلاق دارد، شامل میشود اونجایی را که خروج ما از لایعلم به سهولتٍ باشد. مثل این که ما در اتاقی هستیم پرده دارد. نمیدانیم که الان طلوع فجر شده حرام است، ماه رمضان است. حرام است اکل و شرب... یا نشده؟ حالا شما استصحاب بقای لیل، برائت از حرمت اکل، بدون این که پرده را کنار بگذاریم، تمسک بکنی به اطلاق ادله استصحاب، به اطلاق رفع ما لایعلمون. در شبهات حکمیه فحص لازم است. بحث نداریم. در شبهات موضوعیه بحث میکنیم. در شبهات موضوعیه که فحص لازم نیست ادله اصول مرخصه اطلاق دارد. آیا اطلاقش این قدر وسیع است که این جور جایی هم میگیرد که فقط پرده را این طرف کنم میتوانم ببینم یا نه دیگه این جور اطلاقی ندارد؟ اختلافی است بین مرحوم نائینی و مرحوم اقای خویی.
مرحوم نائینی فرموده اطلاق ندارد. رفع ما لایعلمون مشروط است به مثلا به فحص. گفته است که رفع ما لایعلمون اطلاق ندارد. این جور مواردی که فقط یک پرده را این طرف بگذاری میبینی شامل این جا نمیشود. نمیتوانی الان استصحاب بکنی بقای لیل را.
مرحوم آقای خویی فرموده اطلاق دارد. ظاهر کلامش همین است که اطلاق دارد حتی در همین جا، شما اگر فرض بفرمایید پتو را از صورتت برداری میتوانی بفهمی معلوم میشود که هوا روشن است. پتو را بر نمیداری و زیر پتو آب میخوری بعدا نگاه میکنیم که روز شده یا نشده.
سوال:؟؟؟
جواب: در شبهات موضوعیه میگویند فحص واجب نیست. مرحوم نائینی فرموده که این مقداری که شما پتو را بزنی کنار چشمت را باز کنی این فحص نیست که. علما فرمودند در شبهات موضوعیه فحص واجب نیست شاملش بشود. گفته این فحص نیست اصلا. فحص یک بار سنگینی دارد. جستجو. این جستجو نکرده. بلند شود به اسمان نگاه کند. سوال کند. اینها را میگویند فحص. اما مجرد این که موبایل را نگاه کنید ساعت چنده مرحوم نائینی گفته این که فحص به آن نمیگویند. در شبهات موضوعیه فحص واجب نیست ولی اصلا فحص نیست تا بگویید اجماع داریم در شبهات موضوع فحص واجب نیست. اصلا این فحص نیست.
مرحوم اقای خویی فرموده که اصلا فحص در خطاب نیامده که. این فحص این جمله ای که فحص لازم است این کلام علما است. ما هستیم و رفع ما لایعمون. رفع ما لایعمون اطلاق دارد در شبهات حکمیه گفته برو تعلم کن. هلا تعلمت. از اطلاقش رفع ید میکنیم. اما در شبهات موضوعیه ما مخصص نداریم به اطلاقش. بله؛ اگر گفته بودند رفع ما لایعمون در جایی هم که فحص نکنی اشکال ندارد. بعد میگفتیم اینجا فحص نیست اصلا. کلمه فحص در روایت نیامده تا شما بحث کنی این جا فحص هست یا نیست. مهم این است که رفع ما لایعمون اطلاق دارد. شما بگو این فحص نیست. ولی اطلاق که دارد رفع ما لایعمون. الان لایعلم هستی. نمیدانی که طلوع فجر شده یا نه. این لا یعلم است. و لو چشمت را باز کنی و نگاه کنی به آن فحص نگویند. خب نگویند فحص. فحص در روایت نیامده. موضوع اثری نیست که تا شما معلق کنی امر را که فحص صدق میکند یا نه. اصلا فحص صدق نکند. اطلاق که دارد.
این است که این را باید بحث کنیم که آیا. راست میگوید اقای خویی. این که فحص صدق میکند یا نمیکند این اثر علمی ندارد. این درست است. چون فحص در خطاب نیامده. این درست است. اما این که رفع ما لایعمون، کل شیئ فیه حلال... اطلاق داشته باشد حتی جایی را بگیرد که مایعی هست فقط نگاه کنی میفهمی خمر است. کل شیئ فیه حلال.... اطلاق داشته باشد، حتی چشمایت را ببندی نبینی بخوری، انشالله به قول اقا بادمجان است! در ذهن نائینی هم همین بوده، ذهن عرفی ایشان درست عمل کرده، ادله مرخصه اطلاق داشته باشد حتی شامل بشود جایی را که به سهولت لا یعلم من یعلم میشود، نکته عدم اطلاق این است ها! بعید است شارع مقدس مخالفت قوانینش را به این راحتی، اجازه داده ها! اصلا ما میگوییم حیله هایی که در روایات است میخواهد ما یک کاری کند که ما نفهمیم مخالفت کردیم. حضرت فرمود بول کردی از اب دهنت بنداز که بعد که رفتی خانه، اب نداشته خودش را تطهیر کند، دیدی که شلوارت خیس است بگو از اون آب دهنت است، تا اینجایش ما قبول داریم، اما تا این حد که چشممان، مردم نمیپسندند این طلاق را باور نمیکنند. کل شیئ فیه حلال ... حتی تعرف انه حرام این را برایش اطلاق نمیبینند نسبت به جایی که عدم عرفان من به خاطر چشم بستن من است. فقط چشمم را باز کنم اعرف.
سوال:؟؟؟
جواب: ولی خب دیگه نه تا این حدش که چشمت را ببندی نگاه نکنی که در این موش افتاده یا بادمجان.
همین که اطلاقش گیر داشته باشیم کافی است برای ما ها! الان بحث سر این است که کل شیئ لک حلال.... بعینه شامل میشود جایی را که شک دارم و این شک من به مجرد این که چشمم را باز کنم زائل میشود. آیا این جور شکی را، این لایعلم اطلاق دارد، این جور لایعلمی را که با یک چشم باز کردن یعلم میشود میگیرد؟ به مردم بگوییم که بابا شریعت گفته کل شیئ حلال .... من هم که الان میگویند نمیدانم. میگوید بابا این ندانستی که به دست خودت است چشمت را باز کنی میفهمی اینجا را که نمیداند که! یا لا اقلش میگویند این مجوز نداشته مجوز مولا شامل این نمیشود. قبح عقاب بلا بیان هم که گفتیم قبل از فحص در شبهات موضوعیه مجال ندارد. پس باید احتیاط کند این شخص. یا احتیاط کند یا چشمش را باز کند ببینید چطور است وضعیت.
ما گیر داریم کسی که از خواب بیدار شده و سرش زیر پتو است نمیداند طلوع فجر شده یا نه، یک آبی هم کنار بالشتش گذاشته، فرض هم این است که تا ساعت را نگاه کند میفهمد طلوع فجر شده یا نه، میگوید آب را بخوریم و بعدا ساعت را نگاه کنیم در ذهن من این است که این عرفیت ندارد.
سوال:؟؟؟
جواب: خوب بود گفتید حالا. در اون صحیحه زراره که گفت انظر اون نگاه این جور نگاهی را کسی نگوید. روایت زراره سوال کرد شک دارم خون هست یا نه، انظر ام لا، قال لا. مگر این که خواسته باشی شکت را از بین ببری. اون نگاه اونجا که آیا این لباسم خون دارد یا نه، به مجرد باز کردن چشم نیست. ما هم میگوییم فحص لازم نیست ها! در حدودش داریم صحبت میکنیم. چشم را باز کند این طرفش اون طرفش.
حالا فوقش اگر کسی هم در اونجا در طهارت و نجاست کسی بگوید شارع مقدس. این را هم میخواستم بگویم: خیلی تسهیل قائل شده مثلا از باب تسهیل نه اطلاقات ها! ولی در مطلق شبهات، روزه است، امر مهمی است، بنی علیه الاسلام است. سرم زیر پتو است میتوانم پتو را بردارم ببینیم هوا روشن شده یا نه، میتوانم ساعت را نگاه کنم ببینیم طلوع فجر شده یا نه، اول ابی که شب کنار گذاشته بودم بخورم بعد ساعت را نگاه کنم ببینیم که طلوع فجر شده یا نه، در ذهنم این است که اینها عرفیت ندارد. حالا اینها را نگاه کنید ها! بعید میدانم مثل اقای خویی و لو در اصول قائل شده به اطلاق ادله. گفته نه. فحص حتی به این مقدارش هم لازم نیست. و لو اسم این را هم نگویند فحص. فحص یک چیز گنده ای است. مجرد رویت را نمیگویند. فحص جستجو است در فارسی. و لو این را نگویند فحص. راست میگوید اقای خویی. فحص در خطاب نیامده. حکم بند به عدم فحص نیست.
و لکن شمول اطلاقات خصوصا در غیر طهارت و نجاست نسبت به جایی که انکشاف حال به یک چشم باز کردن میشود. خلاف ارتکاز متشرعه است. متشرعه امدند در باب صوم به افق نگاه میکردند طلع الفجر. امد سوال کرد که نگاه کرد به افق. اینها میشود منبهات بیاوریم ها! حضرت نفرمود لازم نبود به افق نگاه کنید و میخوردی. مشکل نداشتی. نه. متشرعه، استبعاد، اینها مانع میشود که بگوییم ادله ترخیصه اطلاق دارد. همین که شک داری حلال است. و لو این شکت به مجرد چشم باز کردن زائل میشود. نه. ما اطلاق اینها را نمیتوانیم بفهمیم. شک باید یک شک مستقری باشد. این منصرف است. لا اقلش عدم اطلاق. انصراف هم نه.
ما چون که بعید است شارع مقدس، ارتکاز این است ها! چون بعید است شارع مقدس مخالفت حکمش را در این گونه موارد اجازه داده باشد، حکم فعلی است که، مخالفت است، چون بعید است در ارتکاز، این سبب میشود که ما، همین، قرینه ارتکازیه، نه در شارع، در موالی دیگر که شدیدتر، چون در ارتکاز این امر خیلی بعید است، الان هم همین جور است ها! یکی سرش زیر پتو است میتواند در بیاورد ببیند فقط روز شده یا نه، ساعت دستش است میتواند نگاه کند طلوع فجر شده یا نه، شک هم دارد، غافل نه، شک دارد همان اب را برداشت زیر پتو خورد بعدا گفت حالا نگاه کنیم ساعت چند است، مردم قدح میکنند این را. میگویند کاری نداشت که ساعت را یک لحظه نگاه میکردی! این مقدار تامل کردن، نمیگوییم فحص، این مقدار تامل کردن هم و لو فحص به آن نگویند، واجب نباشد، و ادله ترخیصه اطلاق داشته باشد حتی این را بگیرد ما در اطلاق... مناقشه در اطلاق سهل است دیگه. ما یک منبهاتی باید بیاوریم که باورمان نشود اطلاق.
سوال:؟؟؟
جواب: اون اختبار نیست ها! شاگرد؟؟؟؟؟ استاد: ما هم میگوییم فحص نه اصلا فرض این است که فحص صدق نمیکند. این را داریم صحبت میکنیم.
سوال:؟؟؟
جواب: به قول ایشان این تهرب از علم است در حقیقت نه این که ترک فحص است. نه بالا تر از ترک فحص است. فحص را که ترک کرده بماند یک کاری کرده ضد فحص را انجام داده. اون را که ما قبول کردیم گفتیم فحص در شبهات موضوعیه لازم نیست. رفع ما لایعمون اطلاق داریم. بحث نداریم. و قبول هم کردیم این مقداری که ما الان داریم بحث میکنیم مرحوم نائینی مطرح کرده عنوان فحص بر آن منطبق نیست. با این که فحص بر آن منطبق نیست ایا اطلاق رفع ما لایعمون میگیرد یا نه، اقای خویی میگوید فحص که در خطاب اخذ نشده که، ربطی به خطابات ندارد. رفع ما لایعمون اطلاق دارد. ما میگوییم نه. ارتکاز مانع از این اطلاق است.
سوال:؟؟؟
جواب: شک هم بکنیم اطلاق ندارد. تهرب باز ایه و روایت ندارد که. همان مقدار که احراز کردیم. همان جا احرازش را شما حساب کنید.
سوال:؟؟
جواب: اونجا اشکال ندارد که بالاخره یک کاری، باید یک، یک چیزی است یک کم سخت است مثلا به اسمان نگاه کنیم دقت کنیم. دقت نکنیم تهرب صدق میکند یا نه. اشکال ندارد میگوییم اطلاقات اقای خویی راست میگوید اونجا را میگیرد. ما در صدد این هستیم که.
حاصل الکلام: این که ادله مرخصه اطلاق داشته باشد حتی اونجایی را بگیرد که انکشاف حال به یک چشم باز کردن است ما این اطلاق را گیر داریم.
سوال:؟؟؟
جواب: گفته پس دیگه. بخوانید اون خوبه. شاگرد؟؟؟؟؟ استاد: فتح العین درست است. فتوا داده یا بحث کرده؟ شاگرد: بحث کرده. استاد: نه. فتوا داده باشد دنبال هستیم. بحث مثل این جا است دیگه. در اینجا بحث اصولی گفته اطلاق ادله داریم. همین. اطلاق داریم یا نداریم، ما باورمان.
در ذهنم از قدیم این است که خیلی از علما، پیدایش کنید این را، خیلی از علما قبول ندارد اطلاق را. این هم خوب بود اضافه میکردیم. در ذهنم مثل مرحوم اقای بروجردی اینها میگویند نه. اگر به مجرد نگاه به مجرد چشم باز کردن، شما میتوانی یک چیز خیلی خفیفی، تامل خفیفی میتوانی حال را منشکف بکنی، میشود حال پیشت منکشف بشود در ذهنم این است که اشکال میکنند. حالا این را دنبال کنید. از نظر اقوالی هم خوب است دنبال کنید که از نظر اقوالی فحص هم صدق نکند به قول ایشان تهرب، تهرب را جرئت نمیکنند اجازه بدهند.
سوال:؟؟؟
جواب: میگوید فحص لازم نیست. حتی سهولت. اما سهولت به این مقدار. بابا شک دارد که بولی ازش صادر شده یا نه. فقط دستش را ببرد به موضع میفهمد. معلوم نیست که نائینی در اونجا هم اصل عدم خروج بول را. مقتضای کلام نائینی همین است دیگه. جاهایی که سهولت است در عمل فحص صدق نمیکند. این را ببینید که. اونی که در طهارت و نجاست گفته اونها تا اینجا کش نداده. لذا در کلامش استثنا نزده الا باب طهارت و نجاست. اون را اصل خود فحص واجب نیست راست میگوید قدر متیقنش در باب طهارت و نجاست فحص واجب نیست ولی ادعای نائینی این است که اینجا این را فحص نمیگویند. اقای خویی میگوید خب فحص نگویند اطلاق هست که.
ما میگوییم نه. درست است حق با شما است. حکم دائر مدار صدق فحص و اینها نیست فحص در روایتی نیامده ولی این که میگویید اطلاق دارد ما نتوانستیم باور کنیم. رفع ما لایعمون اطلاق دارد میگیرد کسی که سرش زیر پتو است شک دارد که آیا طلوع فجر شده یا نه. سیره که الان بر خلاف است ها! حالا ممکن است شما این سیره ها را بگویید که معلوم نیست متصل.
سوال:؟؟
جواب: ما هم همین احتیاط را میگوییم. میگوییم احتیاط لازم است. سیره هم بر احتیاط است. سیره هم به مجرد این که شک پیدا کرد. کأنّ مثلا این شک را یک شک غیر مستقر میبینند. شک کنی کلما شککت استصحاب کن من کان علی یقین فشک اطلاق داشته باشد حتی این شکی که پتو را بردارم زائل میشود چشمم را باز کنم این را بگیرد سخت است. من کان علی یقین فشک این فشک اطلاق دارد این را میگیرد یا نه؟
سوال:؟؟
جواب: اون هم همین جور است. لا اعلمی که مستقر شده نه لا اعلمی که...
سوال:؟؟؟
جواب: حالا اینها دیگه نمیشود خیلی محکمش کرد. حالا به قول ایشان اونجا که تهرب است اونجایش باز واضحتر است که مثلا نگیرد. برای تهرب چه نمیکند. ولی نه. اونجا هم نمیخواسته فرار کند. غرضش این نبوده که بپو را کنار نزده تا این که بتواند بخورد ولی شک هم داشت یک کم تنبل بود هنوز دوست داشت بخوابد. ادامه بدهد به خوابش. برداشت اب را خورد هیچ نگاهی هم نکرد به ساعت.
سوال:؟؟
جواب: ربطی به قصد ندارد ها! میخواهیم ببینیم این شک، شک مستقر، این شک این را میگیرد من کان علی یقین فشک این شک اطلاق دارد این جور شکی را میگیرد یا نه؟
سوال:؟؟؟
جواب: حالا اونجا هم که موجود نیست باید نظر کند. نگاه کند.
سوال:؟؟؟
جواب: حالا کلمه فحص و اینها که در روایت نیامده بحث کنیم.
خب حالا بگذریم. میخواستیم قاعده لاضرر را مطرحش کنیم عرضم به خدمت شما قاعده لاضرر را ما دوره سابق نوشتیم و لکن مثل این که اون نوشته را پیدا نکردم. در صدد هستیم که پیدایش کنیم. شاگرد؟؟؟؟ پیدا شده؟