« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد مهدی گنجی

1405/07/14

بسم الله الرحمن الرحیم

حل مشکله جهر در موضع اخفات و بالعکس و قصر - در موضع اتمام و بالعکس/أصالة الاحتياط /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاحتياط /حل مشکله جهر در موضع اخفات و بالعکس و قصر - در موضع اتمام و بالعکس

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

حل مشکله جهر در موضع اخفات و بالعکس و قصر در موضع اتمام و بالعکس

بحث در حل مشکله ای بود که نسب الی المشهور. در اون دو مساله معروف. جهر به جای اخفات و بالعکس و تمام در موضع قصر و بالعکس. نسب الی المشهور که قائل شده بودند به صحت مع استحقاق العقوبه. هم صحیح باشد و هم مستحق عقوبت باشد این گیر داشت. مشکل داشت. اهل فکر در صدد حل این مشکل بر آمدند. حل مرحوم حاج شیخ اصفهانی را بیان کردیم به تقریب مرحوم آسید محمد باقر و به تقریب کلام خودش. حالا چون میخواهیم اشکال مرحوم آسید محمد باقر را بگوییم همان تقریب خود آسید محمد باقر را تکرارش میکنیم. یک کلمه ای فقط باقی مانده اون را دیروز هم گذاشتیم برای بعد.

تقریب آسید محمد باقر صدر از بحث ترتب و بررسی آن

مرحوم آسید محمد باقر نسبت داد به حاج شیخ اصفهانی که حاج شیخ اصفهانی گفته بود این که تمام واجب باشد شما تمام را بیاورید واجب را اوردید قصر ساقط شود و مستحق عقوبت باشی، حاج شیخ فرمود با ترتب نمیتوانیم ما این را حلش کنیم. بگوییم این جور گفت: مترتب علیه اون که شما بر او مترتب میکنی یا ترک قصر است که معمول همین جور میگویند ان ترکت القصر وجب التمام. یا ترک قصر است فی جمیع الوقت که اینجا محقق نشده. فرض ما این است که شخصی جاهل مقصر بوده و در وقت ملتفت شده و میخواهد اعاده کند. ما نسب الی المشهور این است که لامجال برای اعاده و مستحق عقوبت هم هست. این را میخواهیم حلش کنیم. این گیر دارد.

مرحوم حاج شیخ اصفهانی فرمود با ترتب قابل حل نیست چون شما مترتب علیه را یا ترک قصر قرار میدهی میگویی اگر ترک قصر کرد وجب التمام. این دو صورت دارد. در جمیع وقت ترک قصر بشود که اینجا محقق نشده و وجب التمام مجال ندارد یا ترک قصر فی اول الوقت این هم که واضح البطلان است. کسی ترک کرد قصر را همین اول الوقت دیگه تمام واجب باشد. ترک قصر جهلا. نه بابا. اگر ترک کرد قصر را و بعد جهلش مبدل به علم شد قصر واجب است. تمام اصلا تکلیفی ندارد. اون واضح است. شق سوم هم این بود که تمام را بیاوریم موضوع قرار بدهیم. کسی که تمام خوانده وجب التمام گفت این هم معنا ندارد.

مرحوم آسید محمد باقر صدر یک شق رابعی درست کرده و میگوید اون معنا دارد. مترتب علیه خواندن تمام نیست. تا بگویید خب تمام که محقق شد وجب التمام معنا ندارد. مترتب علیه عبارت است از این که شما همین الان شروع کنی به نماز تمام مشروط به شرط متاخر. شروع کردی به نماز تمام مشروط به شرط متاخر که تا اخر اگر تا اخر بیاوری این از الان وجوب دارد. وجوب تمام از الان مشروط است به این که اتمامش بکنی. اتمامش نکنی دوباره وجوب قصر زنده میشود.

مرحوم اسید محمد باقر دوتا حرف دارد. میگوید این که واجب شده قصر، واجب شما مقید است، قصری که تمام قبلش نباشد. شرط واجب ها! قصری که تمام را قبلش نیاوری خواسته باشی امتثال کنی باید تمام را نیاوری. شرط الواجب معنایش این است که تحصیل اون لازم است. قصری که تمام را نیاورده ای واجب است. خب اگر من خواسته باشم قصری که مسبوق باشد به عدم تمام، باید تمام را نیاورم تا امتثال محقق شود. وجوب امده روی قصری که تمام را قبلش نیاورده ای. وجوب تمام هم رفته. واجب است، اون نماز تمام شما واجب است مشروط به شرط متاخری، واجب است این تمام را که بخوانی مشروط به این که اتمام بکنی. اگر اتمام کردی این وجوب دارد. رهایش کردی دوباره وجوب ندارد. تمامی که مشروط به شرط متاخر است تمامی که اتمامش بکنی تا اخر برسانی، این از الان واجب است ها! نه وقتی که تمام کردی تا اشکال حاج شیخ بیاید. بگویی وقتی تمام کردیم دیگه وجوب معنا ندارد. نه. شرط متاخر. واجب است نماز تمام الان به شرطی که تا اخر بیاوری. تا اخر بیاوری از الان وجوب دارد. مترتب کرده است وجوب اتمام را بر ادامه بدهی یعنی ترک قصر کنی. امر ترتبی. قصر واجب است به نحو مطلق چون اهم است و قید دارد قصری که قبلا تمام را نیاورده ای. واجب است تمامی که الان واجب است این اتمامی که به اخر میرسانی. خب مشکل حل شد دیگه. با ترتب ما مشکل را حل کردیم.

مشکل این بود که چطور با این که قدرت دارد دوباره اعاده کند مستحق عقوبت است. میگوید نه دیگه قدرت ندارد چون اونی که واجب است قصری که تمام قبلش نیست و شما تا تمام خواندی قدرت نداری. و چون این قدرت را با سوء اختیار از بین بردی معاقب هستی. هم تمام امر دارد که ظاهر روایت هم تمت صلاته. هم مستحق عقاب هستی. مشکل این بود که با این که من میتوانم اعاده کنم مستحق عقوبت هستم. میگوید چون ماموربه شما، شما را عاجز میکند از امتثال ماموربه اهم. عاجزت میکند. ماموربه اهم نماز قصری است که تمام را قبلش نیاوردی. تا نماز تمام را قبلش اوردی عاجز میشوی و چون عجزت به سوء اختیارت هست مستحق عقابت هستی. این فرمایشی که ایشان اورده یک شق رابعی. نکته این شق این است. حاج شیخ اصفهانی میگفت نمیتوان وجوب تمام را مترتب کنیم بر اتیان تمام. چون طلب حاصل است. وقتی تمام را خواندی واجب است تمام. معنا ندارد. ایشان برگردانده به شرط متاخر. هنوز نیاوردی تمام را، الان هنوز تمام را نیاوردی وجوب تمام مشروط به این است به نحو شرط متاخر که این را تمام بکنی. اون اشکال طلب حاصل مرتفع میشود. این اشکالی است که ما در نوشته نیاوردیم.

در ذهن ما این است که نه، این ترتبی را که ما داریم بحث میکنیم ترتب اصطلاحی است. در ترتب اصطلاحی شرط فعلیت مهم ترک اهم است با حفظ این که اهم در اون حال فعلی است. نماز و ازاله. ازاله اهم است. میگوید ان عصیت ازاله را این عصیان ازاله، ازاله را از وجوب نمیاندازد. شما در حال نماز عصیان هم میکنی امر به ازاله را. امر به ازاله ساقط نمیشود. امر به اهم باقی است. عصیانش در حال اشتغال به مهم ثابت است. بعد میگوییم خب امر به اهم ثابت است داعویتش ساقط است. اصل امر به فعلیت خودش باقی است. در ترتب در حین اشتغال به مهم امر به اهم فعلی است. داعویت ندارد.

سوال:؟؟

جواب: داعویت فعلی. داعویت شانی هست. اگر فعلی بود که من ازاله میکردم و نماز نمیخواندیم. داعویت فعلی ساقط است.

در باب ترتب میگویند امر به اهم مطلق است قید ندارد. امر به مهم قید دارد. امر به مهم ان عصیت اهم. در حال اشتغال به مهم امر اهم دارد عصیان میشود. باقی است. عصیان میشود. ترتب این است. ما در یکی از تنبیهات ترتب بحث کردیم. و اما اگر اشتغال به مهم امر اهم را اسقاط کند جای ترتب نیست. اشتغال به نماز امر ازاله را اسقاط نمیکند. امر به ازاله فعلی است من در حال عصیان امر به ازاله است در حال امتثال امر به نماز است. این ترتب است. همان اشکالی میکردند که نمیشود دو تا امر فعلی باشد که گفتند اشکال ندارد دو امر فعلی به نحو ترتب اشکالی ندارد. در باب ترتب امر به اهم الان به حال فعلیتش باقی است. دعویت شأنی هم دارد میگوید بیا من را ازاله کن. ولی داعویت فعلیه پیدا نکرد. مولا میگوید حالا که داعویت فعلیه پیدا نکرد برو نماز بخوان.

اما در محل کلام اشتغال به تمام که یک امر تدریجی است خود این اشتغال مسقط امر قصر است. چون امر به قصر منوط بود، گفت قصری را بیاور که تمام را نیاوردی. فرق فقط ازل و صل همین است. در صل که منوط میشود به عصیان امر اهم، میگوید اگر امر به ازاله را عصیان کردی در حال عصیان امر به اهم لا اقل مشغول بشو به نماز. اینجا حال اشتغال امر به مهم، حال اشتغال به تمام موجب میشود سقوط تدریجی امر به اهم را. چون من را عاجز میکند.

سوال:؟؟؟

جواب: همان طور که امر به مهم و امر به تمام از الان فعلیت پیدا کرده و شما مشغول به امر تمام میشود و امر به تمام را تدریجا میاوری این اتیان تدریجی تمام تعجیز نفس است که قید اون واجب است فرقش فقط همین است. در ازل ما قیدی نداریم. ازل به نحو مطلق واجب است نماز میخوانی اشتغال به نماز عصیان ازاله است این جا بالاتر است. میگویم در یکی از تنبیهات اونجا بحث کردیم. اشتغال به نماز تمام موجب سقوط امر، و لو به خاطر عاجز شدن، اشتغال به نماز موجب سقوط امر به قصر است چون اشتغال به نماز من را عاجز میکند.

سوال:؟؟؟

جواب: نماز تمامی را که شروع کرده ای این واجب است مشروط به شرط متاخر. وجوب دارد اگر ادامه بدهی. این نمازی را که ادامه میدهم قید اون واجبی که قصر است اون را زائلش میکند بر خلاف اشتغال به نماز در باب ازاله. اشتغال به نماز عصیان ازاله است.

سوال:؟؟؟

جواب: عاجز میکند. قید وجوب نمیکند ولی مسقط اون وجوب است از بابی که عاجز میکند.

سوال:؟؟؟

جواب: حالا اونها توجیهات شرط متاخر است.

حاصل الکلام: همین را حساب کنید. فرق است بین ازاله و صل. شما که نماز میخوانی ترک ازاله، نماز را غیر مقدور نمیکند. اشکال ندارد. مقارن ترک ازاله نماز میخوانی. ترک ازاله نماز را غیر مقدور نمیکند امر به نماز هم داری اشکال ندارد. بر خلاف نماز تمام که موجب میشود، نماز قصر که یک قیدی داشت نماز قصری که، قید واجب است همان قید واجب است، نمازی که لم یسبقه است نماز تمامی که میخوانی من را عاجز میکند از نمازی که لم یسبقه. دیگه حالا...

سوال:؟؟؟

جواب: قادر نیستی میشود... خود امتثال این اون را غیر مقدور میکند وقتی غیر مقدور کرد از وجوب ساقط میشود. قید واجب است ولی اتیان این من را عاجز میکند از اتیان او. اتیان این سبب سقوط. ما حرفمان این است. در باب ترتب باید اشتغال به یکی فعلیت امر را از بین نبرد. اینجا اشتغال به تمام فعلیت امر به قصر را از بین میبرد چون امر به قصر یک قیدی دارد که بر اثر اشتغال به اهم امن از اون قید عاجز میشوم. بر اون متعلقش قدرت ندارم امرش ساقط میشود.

سوال:؟؟؟

جواب: قید واجب است وقتی عاجز شدم وجوبش به خاطر عجز ساقط میشود.

خب حالا این تلاشی که ما کردیم فرمایش مرحوم آسید محمد باقر صدر...

سوال:؟؟؟

جواب: عاجز نیستم. اون قید وجوب ازاله که نماز نخواندن نیست. اگر قید ازاله نماز نخواندن بود راست میگویی.

خب حالا این را ملاحظه کنید. فرمایش مرحوم حاج شیخ اصفهانی که فرموده با ترتب فرموده نمیشود اینجا را درست کنیم حرف متینی است اینجا جای ترتب نیست ترتب در جایی است که اهم در حال اشتغال به مهم فعلیت داشته باشد. همین. اهم در حال اشتغال به مهم فعلیت داشته باشد. اینجا اهم در حال اشتغال به مهم از فعلیت میافتد چون قدرت نداریم.

سوال:؟؟

جواب: به نحو شرط متاخر از الان عاجز هستم. فرض این است که شرط متاخر است.

حل مشکله توسط مرحوم نائینی

راه دیگری که در مقام است راه مرحوم نائینی است. مرحوم نائینی میگوید استحقاق عقوبتی نیست ولی میگوید اگر خواسته باشیم کلام مشهور را که گفته اند اگر ترک قصر کردی استحقاق عقوبت بر مقداری از تفویت ملاک به حال خودش باقی است گفته راهش این است. سه تا مساله را تفکیک کرده گفته ملاکهایش یکی نیست. جهر و اخفات و بالعکس یکی است ملاکش. قصر در مقام تمام یکی است. تمام در مقام قصر هم یکی است. اینها را سه تا مساله کرده.

مساله اولی که اورده جهر فی موضع الاخفات و بالعکس. اینجا از مواردی است که بافیدنی است و اهل فکر یک چیزهایی درست کردند. گفته جهر در مقام اخفات و بالعکس را ما این جور حلش میکنیم میگوییم که ما یک واجبی داریم نماز با قرائت. برای عالم و جاهل به نحو مشترک است. نسبت به جاهل، فرض کنید که جاهل اخفاتا خوانده نماز مغرب را. جهرا واجب بوده بر عهده اش ولی اخفاتا خوانده. فرموده ما در حق جاهل میگوییم اون جهر خواندن در حق تو وجوب نفسی دارد. نماز بر همه واجب است مشترک است اما اگر جاهل به جهر بودی در ظرف جهل جهر نماز مغرب یک واجب نفسی دیگری است. اگر علم پیدا کردی واجب غیری میشود. فرق گذاشته عالم باید نمازش را جهری بخواند این واجب غیری است مثل خود قرائت که واجب است غیری است، جهری بودنش هم واجب غیری است. اما اگر جاهل هستی ذات نماز در حقت واجب نفسی است. جهر خواندن هم یک واجب دیگری است. یک واجب نفسی دیگری است. شما مقصر بودی این واجب نفسی دیگر را ترک کردی و مستحق عقوبت هستی. قابل تدارک نیست به خاطر این که جهر بودن خودش را نمیتوانی تدارک کنی. نماز خواندی. جهریت صفت نماز است و صفت را نمیتوانی تدارک کنی. استحقاق عقوبت داری چون یک تکلیف نفسی را در حال جهل ترک کردی. نمیتوانی تدارک کنی چون جهریت یک صفتی است و صفت قابل تدارک نیست. موصوف را که اوردی یک واجب دیگری است اون واجب اولی شما نماز از گردنت ساقط شده. واجب ثانوی هم قابل تدارک نیست. پس از این که یک واجب نفسی را ترک کردی استحقاق عقوبت داری. و این که حتی در وقت هم استحقاق عقوبت داری چون که قابل تدارک نیست.

جهر و اخفات را مرحوم نائینی به اختلاف عالم و جاهل حل کرده. گفته جهریت در حق عالم وجوب نفسی ندارد. وجوب غیری دارد. مقدمه نماز جهریه است. اما در حق جاهل وجوب نفسی دارد. بعد گیر کرده گفته فقط با عبارت بعضی از علما سازگاری ندارد. علما گفته اند که این این عقوبتش بر ترک قرائت جهریه است. در حالی که ما میگوییم عقوبتش بر ترک خود همان جهر است. میگوید اشکال ندارد اونها این قدر دقیق نمیخواستند صحبت کنند این که قرائت جهریه را در نماز مغرب عن جهل تقصیری ترک کرد معاقب است نه بر ترک اون قرائت، بر ترک جهت جهریه بودنش. میگوید اون مهم نیست. عقوبت میشود بر ترک قرائت جهریه یعنی بر اون ترک جهری که یک واجب نفسی بود در حال جهل. جهر و اخفات را در حال جهل واجب نفسی کرده و مخالفت با واجب نفسی عن جهل تقصیری عقوبت دارد. قابلیت تدارک هم ندارد. مرحوم اخوند هم میگفت قابلیت تدارک ندارد ولی این قابلیت تدارک را از راه وصف و موصوف اورده. صفت را بدون موصوف نمیشود تدارک کرد . موصوف هم امرش ساقط شده. چون امر به خود نماز مع القرائه بدون وصف در حق این جاهل بود. امرش ساقط و وصفش غیر قابل تدارک. این را در جهر و اخفات فرموده. فقط مشکلش عبارت اصحاب است اون هم مهم نیست.

مساله ثانیه قصر در موضع تمام. قصر خوانده در موضع تمام این جا چطور مشکله را حل کنیم؟ اون هم گفته مثل مساله اولی باز ما میتوانیم مساله راحل کنیم. قصر خوانده در موضع تمام. فرض کنید قصد اقامه عشره کرده باید تمام میخواند قصر خوانده. قصر در موضع تمام که مشهور گفته اند عملش صحیح است و معاقب است گفته نکته اش این است. واجب این شخص دو تا است. واجب جاهل دو تا است. عالم بودی یک نماز تمام واجب است. جاهل بودی دوتا واجب داری. قصر واجب است و اون اضافه اش واجب است . یک واجب نفسی است، واجب نفسی که مثلا در ضمن اون چی هست. ولی نفسا گفته واجب است. الان جاهل مقصر عقاب میشود به خاطر این که یک واجبی را ترک کرده. واجب نفسی را که عبارت است از اون دو رکعت اضافه. اون دو رکعت اضافه یک واجب دیگری بوده. اون واجب دیگر را ترک کرده. معاقب است.قابل تدارک هم نیست چون تدارک اون واجب دیگر به این است که در پی اون واجب اصلی بیاورد. واجب اصلی امرش ساقط شده دیگه.

بعد ادعا کرده گفته شاید اون روایاتی هم که میگوید دوتا رکعت اولی فریضه است و دو رکعت اخیر سنت است شاید اونها موید این جهت سنت هستند یعنی یک واجب دیگری است در حال، در سنت علم و جهل اثر دارد در فریضه علم و جهل اثر ندارد. سنت است یعنی در حال جهل یک واجب مستقل است و در حال واجب ضمنی است. در ضمن است. این جور دارد که بل ربما یدعی ظهور الادله فی ذلک فان الاخیرتین مما فرضهما الله. یک فرض دیگری است. فرض النبی صلی الله علیه و آله و سلم و الاولیین مما فرضهما الله.... اون وقت که فرض النبی شد ظاهرش وجوب نفسی است دیگه. و غایه ما یقتضی فرض النبی هو وجوب النفسی منتها در فرض علمش از خارج دلیل داریم که اگر عالم بودی این مرتبط است ارتباطیت را مرحوم نائینی در فرض جهل انکار کرده. این در قصر موضع التمام.

فرموده همین بیان را ما میتوانیم در مساله سوم بگوییم. تمام فی موضع القصر. مسافر است قصر واجب است تمام خوانده. خب تمام خوانده این جا دو رکعت اضافه خوانده. مرحوم نائینی فرموده میتوانیم ما اون جا بگوییم که ان الواجب علی المسافر احد الامرین من القصر او التمام و لکن فی القصر خصوصیة تقتضی تعیّنه لا علی وجب القیدیه بل علی وجه وجوب النفسی. مرحوم نائینی در تمام موضع القصر. قصر واجب است ها! ولی عن جهل تمام خوانده. مرحوم نائینی میگوید ما میتوانیم اینجا هم تحلیل بکنیم تمام فی موضع القصر را تحلیلش بکنیم. بگوییم اون که بر مسافر جاهل واجب بوده احد الامرین است. یا قصر یا تمام. مسافر عالم فقط تمام است اون وجوب تعینی دارد. در مسافر داریم صحبت میکنیم. نحوه جعل این است. مسافر جاهل، همین مسافر جاهل اگر اتفاقا امد قصر خواند، جاهل است که قصر واجب است نزد رفیقش بود حواسش پرت بود سر دو رکعتی سلام داد با این که میخواست چهار رکعتی بخواند. قطعا نمازش صحیح است. مسافر جاهل اگر تمام بخواند مشکل دارد و گفته اند حکم به صحت نمازش میشود اما مسافر جاهل قصر بخواند که مشکلی ندارد علی سبیل الاتفاق. گفته اند مسافر جاهل مخیر است بین قصر و تمام و لکن.

و لکن فی القصر خصوصیة تعینه لا علی القیدیه بل علی وجه وجوب النفسی. این دفعه از اون طرف میگوید. قصر را میگوید، قصر واجب است بخوانی این واجب نفسی است. یک واجب نفسی مثلا دیگری است. حالا دیگرش حرف خیلی بعیدی است بیانش هم مقداری. تخییر بین قصر و تمام است بعد به شخص عالم به مساله است گفته اند. الان تمام فی موضع القصر است ها! به عالم گفته اند شما همان طور قصر واجب است. تمام مجزی نیست. اما به شخص جاهل همان تخییر به حال خودش باقی است. مخیر است جاهل بین قصر و تمام. در حق جاهل وجوب تخییری است و در حق عالم قصر خواندن وجوب تعیینی است. اگر که ما در حق جاهل گفتیم تخییری است خب نمازش صحیح است.

خب حالا عقاب را چطور درست کنیم؟ اون عقاب مشکله بود. گفته لکن فی القصر خصوصیة که اون جاهل اون خصوصیت را از بین برده. نماز قصر یک خصوصیتی دارد عقوبت این را میخواهیم درست کنیم. وجوب علی نحو التخییر است و لکن قصر یک خصوصیتی دارد که تقتضی تعیّنه اما تقتضی تعینه لا علی وجه القیدیه بل علی وجه النفسیه. مقید نمیکند نماز را تا بگوییم پس نماز این جاهل باطل است. نه. لکن فی القصر.... در حقیقت مرحوم نائینی میگوید که در حق این شخص جاهل اون قصر هم یک وجوب تعیینی دارد که اون را ترک کرده. شبیه همان حرفها را گفته. قصر بر این واجب است به نحو مطلوب دیگری. در حق عالم واجب است یک مطلوب است. در حق جاهل واجب است به عنوان مطلوب دیگری است. جاهل مخیر است بین قصر و تمام هر چند که بر جاهل واجب دیگری، یک واجب دیگری است که باید قصر بخواند. واجب است قصر بر جاهل یک واجب دیگری است. و چون اون واجب دیگری را ترک کرده مستحق عقوبت است و چون یک عدل واجب تخییری را انجام داده نمازش صحیح است. ما میخواهیم نمازش را صحیح کنیم چون یک عدل را اورده وهم میخواهیم مستحق عقابش کنیم میگوییم اون قصر خواندن یک تکلیف زائدی است. قیدیت نیاورده. نماز را مقید نمیکند. نفسی است. مثل شبیه همان حرفهایی که اونجا گفته منتها اینجا قصر خواندن یک واجب دیگری است بر ترک این واجب دیگر. بعد تنظیر کرده به باب نذر نماز. دیگه میگویند وقت تمام شد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo