« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد مهدی گنجی

1405/07/13

بسم الله الرحمن الرحیم

حل مشکل جهر فی موضع الاخفات و بالعکس و تمام فی موضوع القصر و بالعکس/أصالة الاحتياط /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاحتياط /حل مشکل جهر فی موضع الاخفات و بالعکس و تمام فی موضوع القصر و بالعکس

 

(صوت درس با نویز ضبط شده)

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

حل مشکل جهر فی موضع الاخفات و بالعکس و تمام فی موضوع القصر

بحث در حل مشکله ؟؟؟؟ قصر و تمام و جهر و اخفات که در جاهل مقصر قائل شده بودند به استحقاق عقوبت و حکم به صحت غیر ماموربه کرده بودند. مشکله ای بود که در داخل وقت که میتواند دوباره تدارک بکند شما قائل به استحقاق عقوبت هستید. صحت عمل را حکم میکنید و میگویید مستحق عقوبت هم هست. این یک مشکله ای بود که ما نسب الی المشهور است. در مقام حل این مشکله بیاناتی بود. بیان اول اونی که آخوند فرمود. بیان دوم فرمایش کاشف الغطا بود.

بحث ترتب و کلام مرحوم کاشف الغطا

کاشف الغطا میگوید شما اهم را ترک کردی مستحق عقوبت هستی. در ادامه بحث گفتیم که باید این را بررسی کنیم. امر اینجا ایا از مصادیق ترتب هست یا از مصادیق ترتب نیست. مرحوم نائینی فرمود از مصادیق ترتب نیست. چون در ترتب مترتب علیه استحقاق عقوبت است و اینجا گفت استحقاق عقوبت نیست. ظاهرا همین جور است در بحث ترتب بعضی از رفقا هم نگاه کردند، مرحوم نائینی مترتب کرده بحث ترتب را مترتب علیه عبارت است از عصیان. و اینجا مثلا گفته عصیان مجال ندارد. مثل مرحوم اقای خویی جواب داد که مجرد ترک هم گفته میتواند مترتب علیه باشد.

تقریر کلام مرحوم حاج شیخ توسط مرحوم آسید محمد باقر

مرحوم آقای خویی از راه تالی فاسد دیگر امد و گفت نمیشود. سوم بیانی است که مرحوم حاج شیخ اصفهانی فرموده. مرحوم حاج شیخ اصفهانی تمام فروض را گفته مجال ندارد. یکیش هم همین امر ترتبی است. امر به ؟؟؟؟؟ امر به مهم مترتب باشد بر ترک اون اهم. در نتیجه پس دیگه این، کاشف الغطا همین را گفت حکم به صحت میکنیم. مرحوم حاج شیخ اصفهانی گفته لا مجال برای ترتب. عبارت مرحوم اصفهانی؟؟؟؟؟؟ این را به تقریب مرحوم اسید محمد باقر بیان کردیم. حالا هر دو تا را بیان میکنیم.

تقریب مرحوم آسید محمد باقر از کلام حاج شیخ که خودش هم متوجه است ها! ظاهر کلام حاج شیخ این طور نیست. یک عبارتی دارد بتوضیح منا... راست هم میگوید. حالا میخوانم عبارت حاج شیخ را نوشتم با فرمایش آسید محمد باقر فرق میکند. مرحوم آسید محمد باقر که نقل میکند کلام حاج شیخ اصفهانی را، میگوید اون مترتب علیه چیست؟ شما که میخواهی با امر ترتبی نماز تمام را درست کنی و استحقاق عقوبت را هم درست کنی ها! با امر ترتبی هم اون نماز را درست بکنی و هم استحقاق عقوبت را درست کنی میگوید اون مترتب علیه چیست؟ آیا مترتب علیه ترک قصر است فی جمیع الوقت به نحو مثلا شرط متاخر. یا ترک قصر است فی اول الوقت و یا چون اینجا یک قصر و یک تمام داریم قصر را ترک میکنیم و تمام را میاوریم، یا مترتب علیه فعل تمام است. از این سه حالت خارج نیست. هر کدام که باشد گفته مجال ندارد. یعنی مجال ندارد برای تصحیح فتوای مشهور.

اما اولی بگویید مترتب علیه ترک قصر است ؟؟؟؟؟؟ ندارد ولی خب استحقاق عقوبت را درست نمیکند. شرط وجوب تمام ترک تا اخر وقت است خب من بعد از این که تمام را خواندم عالم شدم و قصر را میاورم خب شرط محقق نمیشود دیگه. فلامجال برای استحقاق عقوبت. فتوای مشهور میگوید مجالی نیست دوباره بیاوری. فتستحق العقوبه علی ترک ملاک الاوفی. این نظریه درست است ولی نتیجه نمیدهد نظریه مشهور را.

احتمال دوم این است که بگوییم اول وقت قصر وجوب پیدا میکند بعد که ترک کردی در اول وقت نمیخواهد تا اخر وقت ترکت ادامه داشته باشد. وقتی که ترک کردی مقارن ترک شما وجوب تمام هم میاید. یعنی مثلا در آنِ اول قصر وجوب تعیینی دارد آنِ دوم که میشود ترک کردی وجوب تخییری پیدا میشود. مخیر هستی دیگه از اونجا بین قصر و تمام. این هم که گفتنی نیست که. در حق شخص جاهل بگوییم آن اول که گذشت وجوب تعیینی مبدل میشود به وجوب تخییری. این واضح البطلان است.

شق ثالث این است که ؟؟؟؟؟ تمام را خواندی این نماز تمام را خواندی وجوب قصر منتفی میشود به اتمام تمام. به شروعش که نه. باز هنوز وجوب قصر هست. به اتمام تمام ملاک تمام استیفا میشود و ملاک قصر قابل استیفا نیست و وجوب قصر ساقط میشود و عقوبت ثابت میشود. این نزدیکترین به حل مشکله است. ما بگوییم که مترتب علیه ؟؟؟؟؟ و نماز را تمام کردی ؟؟؟؟؟ گفته این هم که معنا ندارد که. حینی که شما نماز تمام میخوانی تمام وجوب ندارد ملاک ندارد. وقتی تمام شد وقتی نمازت تمام شد اون وقت وجوب پیدا میکند. وجوب برای بعث نحو الفعل است. بعد از این که تمام شد نماز وجوب پیدا بکند معنا ندارد. این طور عبارت اورده و اما الثالث؟؟؟؟ ان الامر بالتمام مثلا معلقا علی اتیانه طلب. عبارت خوبی نیاورده. اگر نماز تمام را. اون به اصطلاح انتفاء وجوب قصر، اون عدم امکان استیفای ملاک وقتی است که نماز تمام، تمام بشود وسطش هم رها کنی باز امکان دارد استیفای ملاک قصر. خواسته باشد نماز تمام واجب شده باشد وقتی که تمام شد این معنا ندارد طلب حاصل است. این جور تقریب کرده کلام حاج شیخ اصفهانی را و نتیجه این است که شما نمیتوانی یک امر ترتبی درست کنی که امتثال اون امر ترتبی مانع باشد از امتثال امر به قصر تا عملت هم صحیح باشد و مستحق عقوبت هم باشی. همین. پس شما نمیتوانی یک کاری بکنی نمیتوانی با امر ترتبی این فعل را تصحیح بکنی و اون قصر را غیر مقدورش بکنی به اختیار تا مستحق عقوبت بشوی. این فرمایش حاج شیخ به نقل مرحوم آسید محمد باقر.

بعد مرحوم آسید محمد باقر یک اشکال کرده و گفته ما میتوانیم یک شق چهارمی درست کنیم. این شق چهارم را ابتدای کلامش یک جور بیان میکند و بعد و ان شئت قلت یا بعبارة اخری یک نحو دیگری بیان میکند که ما در جزوه نیاوردیم و من نوشتم اوردم و چون دقیق است خوب است که آنها را مورد بحث قرار دهیم. اون جوری که در متن است گفته ما یک شق چهارمی میتوانیم داشته باشیم و بگوییم نه معلق علیه قصر است و نه تمام است. قصر هم دو فرض داشت. معلق علیه ما یک شق چهارمی است و آن این است تفویت ملاک قصر. شارع مقدس بفرماید که اگر تفویت کردی ملاک قصر را منتها به نحو شرط متاخر. حالا این تفویتت از جهتی باشد که اصلا قصر نخوانی؟؟؟؟ دیگه ملاک قصر را نمتوانی، تفویت کردی.

مرحوم آسید محمد باقر گفته یک شق چهارمی داریم و اون این است که بگوییم تفویت ملاک قصر به نحو شرط متاخر، الان که تفویت نمیشود، به نحو شرط متاخر، اون شرط متاخر چیست؟ اون شرط متاخر ترک میکنی قصر را تا اخر وقت یا نه، قصر را تا اخر وقت تضییع میکنی فوجب التمام. این مشکلی نداشت. نه. توسعه داده. شما تفویت میکنی ملاک قصر را و لو به آوردن اتمام. تفویت اون که بله، تفویت ملاک قصر قبیح است. استحقاق عقوبت دارد. حالا تفویت ملاک قصر به این که شما تا اخر وقت نیاوری یا نه، مزاحمش را اوردی؟؟؟؟ تمام خواندی. مرحوم آسید محمد باقر میگوید مترتب علیه اونها میگویند سه چیز. نه. وقتی تفویت کردی ملاک قصر را واجب است تمام. یک شق چهارمی. شاید خودش هم التفات پیدا کرده که این هم باز مشکل را حل نمیکند.

شق چهارم، تفویت ملاک قصر و لو به خواندن تمام فوجب التمام باز هم اون مشکل را دارد. شما اگر تفویت کردی ملاک قصر را، حالا به این که اصلا هیچی نخواندی، هیچ التفات پیدا نکردی تا اخر وقت، یا نه، نماز تمام خواندی بعد التفات پیدا کردی، تفویت ملاک قصر را مولا چه کار کرده؟ مترتب علیه آن، گفته اگر تفویت کردی ملاک قصر را و لو به اتیان تمام وجب التمام باز هم همان مشکله پیدا میشود. احتمال هست که اون طلب حاصل دیده حل نمیشود عبارت را عوض کرده. حالا اون عوض را میخوانیم گفته و ان شئت این جور. گفته که خطاب تمام، تمام که واجب است مشروط است خطاب تمام به عدم الاتیان بالقصر این جور، تمام واجب است، شرطش چیست؟ معلقه علیه آن؟ عوضش کرده. اگر اتیان نکنی به قصر؟؟؟؟؟ که تمام میخوانی اگر قصر را اتیان نکنی تا اخر این تمام، تمام واجب است. عبارتش این است خطاب تمام مقیدش میکنیم خطاب تمام را، تمام واجب است، موضوعش، عدم اتیان قصر، تا تمام بکنی تمام را. موضوع وجوب تمام عدم اتیان به قصر است. حاج شیخ میگفت موضوع وجوب تمام عدم اتیان به قصر است الی اخر الوقت یا فی الجمله. ایشان یک شق ثالثی اورده. گفته موضوع وجوب تمام عدم الاتیان به قصر ؟؟؟؟؟ نه فی الجمله. موضوع وجوب القصر عدم؟؟؟؟؟ مترتب علیه این است. اتیان نکنی به قصر تا تمام شدن نماز تمام. یک شق رابعی است. قصر را نیاوری تا نماز تمام، تمام بشود؟؟؟؟؟

پس چطور شد. شق رابع؟؟؟؟ شق رابع این است که مترتب علیه عدم الاتیان بالقصر الی حین اتیانه بالتمام. اشکال ندارد. حینی که شما تمام را میاوری یعنی رهایش نکنی. قصر را نیاوری. شرط وجوب تمام این است که اتیان به قصر نکنی حین اتیان به تمام، و عدم خروج وقت. از اون طرف، اون قصر که میگوید واجب است؟؟؟؟ به نحو شرط واجب. مقید است قصری ماموربه است که تمام را قبلش نیاورده باشی.

سوال:؟؟؟

جواب: نه اون باید اتمامش باشد دیگه.

عبارتش این است. نقید خطاب التمام بعدم الاتیان بالقصر الی حین اتیانه بالتمام. در زمانی که تمام میاورد مقید است. واجب هست قصر حین اتیانه بالتمام و عدم خروج الوقت. اشکال ندارد. از اون طرف و یتقید قصر الماموربه بعدم اتیان التمام منتها به نحو قید واجب نه وجوب. و اگر قید وجوب باشد مشکل حل نمیشود. قصر واجب شده قصری که قبلش ؟؟؟؟ تمام را نیاوری. اون واجب است. خب الان من تمام را اوردیم قدرت بر امتثالش ندارم. قصری واجب است که قبلا تمام را نیاوردم امکان تدارک نیست. برای امکان تدارک نبودن است. تمام هم واجب است اون مشکل حاج شیخ اصفهانی را که میگفت ؟؟؟؟ بگوید که تمام واجب است قیدش مثلا حین به نحو مطلق نه. واجب است حین عدم اتیان بالقصر تا تمام شدنش نیاوردی قصر را اون واجب است. تلاش زیادی کرده که فرمایش حاج شیخ اصفهانی را جواب بدهد به این که یک شق رابعی درست بکند. تمام تلاش مرحوم آسید محمد باقر این است که یک شق رابعی درست کند که اشکالات مرحوم محقق اصفهانی در اون شق رابع نیست.

و لکن در ذهن ما، ما هم میگوییم اشکال ندارد این تحلیل ها! ولی این که شارع مقدس، ما باید در باب ترتب یک چیزی درست کنیم که احتمالش باشد که شارع مقدس این جور فرموده باشد.

سوال:؟؟

جواب: عقل هم میگوید محتمل. میخواهیم کشف بکنیم حکم شارع را با ترتب.

باید محتمل باشد که شارع چنین جعلی داشته باشد این که شارع جعلش این گونه باشد ما این را باورمان نمیشود. بله. اون طوری که مرحوم حاج شیخ؟؟؟؟؟ و لو به نحو شرط متاخر وجب التمام؟؟؟ ان ترکت القصر وجب التمام عقلائیت دارد ولی مشکل را حل نکرد اما این که ایشان میفرماید که معلق علیه این باشد، ان فوتت ملاک قصر را. اگر تفویت ملاک قصر بکنی حالا و لو با اتیان تمام. اگر تفویت بکنی ملاک قصر را وجب التمام، موضوع ؟؟؟؟شارع مقدس چنین. ما میخواهیم به گردن شارع بگذاریم

سوال:؟؟؟

جواب: بگوییم درست نمیشود. ما میگوییم حرف مشهور با این بیان درست نمیشود که میگوید نماز تمام صحیح است و ترک قصر هم عقوبت دارد. به این بیان درست نمیشود.

سوال:؟؟؟؟

جواب: حتی شرط متاخر قبول کنیم میگوید باز درست نمیشود. شرط متاخر، شرط متاخر است من یک کاری میکنم که محقق نشود. به شرطی است که قصر نخوانی خب من قصر میخوانم که اون وجوب در ظرف خودش محقق نشود.

سوال:؟؟؟

جواب: خودش را نیاوری به نحو شرط متاخر اینها عقلائیت دارد اما این تعلیقی که ایشان میگوید. در حقیقت بیان ایشان این است که مترتب علیه عبارت است ؟؟؟؟؟ و لو به اوردن اتمام وجب الاتمام. میگوییم اینها از چیزهایی است که یقین دارم شارع. ما باید یک توجیهی بیاوریم که احتمال بدهیم از شارع صادر شده؟؟؟؟؟ ان فوتت ملاک قصر را، مترتب علیه این است، تفویت نه قصرت نه اتممت. یک شق ثالثی درست کرده. ان فوتت ملاک قصر را و لو به اتیان تمام وجب التمام ما میگوییم این جور چیزها ربطی به شریعت ندارد. اشکال ندارد. حالا اشکال ندارد اون هم خالی از گیر نیست ها! ان فوتت ملاک قصر را و لو به اوردن اتمام این عرفیت که هیچ ندارد میگوییم اینها ربطی به دین مبین اسلام ندارد که این جور جعل هایی اورده باشد. ان فوتت ملاک قصر را و لو با اوردن اتمام فوجب الاتمام.

سوال:؟؟؟

جواب: نه. ببین یک وقت ما میگوییم ملاکی تفویت کرده مستحق عقوبت است. نه. کیفیت جعل را داریم دست کاری میکنیم. این امر به تمام را بگوییم فعلی است در عین حال مستحق عقوبت هستیم این را چطوری تصویر بکنیم.ایشان میگوید تصویرش این است که بگوییم ان فوتت ملاک قصر را؟؟؟ اینها یک چیزهایی است که ربطی به شارع ندارد ان فوتت؟؟؟ باید اطلاق هم داشته باشد. و لو به اوردن اتمام فوجب الاتمام.

سوال:؟؟؟

جواب: این اوضح فسادا است اون دومیش هم یک تاملی بکنید حالا ما میخواستیم فرمایش ایشان یک بار دیگر مطرح بشود تامل کنید. اون را ملاحظه کنید. این صافتر است که ربطی به شارع ندارد. ولی دومیش الان من چیزی نمیتوانم بگویم، اون هم ندارد ها! میخواهم یک بیان صافتری مطرح کنم که قطعی است که تحقق ندارد.

تقریر کلام حاج شیخ توسط استاد «دام عزه»

این فرمایش ایشان است از حاج شیخ اصفهانی و لکن گفته اینها بتوضیح منا. اما اونی که مرحوم حاج شیخ اصفهانی فرموده در ذهن میاید که یک مطلب دیگری را فرموده. حاج شیخ اصفهانی میگوید اینجا مجال برای ترتب نیست چرا؟ ترتب را مشروط میکند به همان عصیان امر به اهم. بعد میگوید العصیان المشروط به الامر بالتمام اما ترک القصر فی تمام الوقت. شما با امر ترتبی میخواهی درست کنی. اون مترتب علیه چیست؟ ایا ترک القصر است فی تمام الوقت. ان ترکت القصر فی تمام الوقت وجب التمام. و یا این که اون مترتب علیه اون امر به تمام مترتب شده بر امتناع اگر تحصیل غرض ممتنع شد فوجب التمام. وجوب تمام.

دو چیز ما اینجا بیشتر نداریم. یکی خود قصر است و یکی هم ملاک قصر است. گفته این وجوب تمام بر کدام مترتب میشود؟ وجوب تمام؟؟؟ اون فی بعض الوقت معلوم است کسی نمیگوید اون را. همین که اول وقت قصر نیاوری دیگه وجوب تمام فعلی بشود این واضح البطلان است. اگر محتمل باشد این است که وجوب تمام فعلی است عند ترک القصر الی اخر الوقت و یا احتمال دوم که ایشان گفته. اون احتمال سوم که مرحوم آسید محمد باقر اورده در کلام ایشان نیست. ؟؟؟ مترتب باشد بر ترک قصر اول الوقت. همین دو شقی که حاج شیخ اورده بهتر است. شما میگویید که وجوب تمام. این وجوب تمام بر چی مترتب است. بر ترک القصر الی اخر الوقت یا نه، مترتب است بر این که اگر نشد، رفته سراغ ملاک قصر، خود قصر و ملاک قصر. اگر نشد ملاک قصر را استیفا کنی وجب التمام. حرفش به اصطلاح طبیعی تر است. مترتب علیه یکی از این دو تا میشود دیگه. یا ترک قصر است و یا امتناع؟؟؟؟ أو بامتناع تحصیل غرض از قصر است. هر کجا تحصیل غرض از قصر امکان نداشت تمام واجب است.

بعد گفته هر دو اینها مجال ندارد. و المفروض اگر گفتی شرط ترک القصر است فی تمام الوقت خب فرض این است که در اثنای وقت شما فهمیدی و در تمام وقت قصر ترک نشده. پس شما نمیتوانی امر به تمام را از راه ترک القصر فی تمام الوقت فعلیش بکنی. چون فرض این است که محقق نشده شما وسط وقت التفات پیدا کردی گفته و المفروض بقاء الوقت پس معنا ندارد بگویی اون امر به تمام فعلی شده. بابا امر به تمام شرطش ترک القصر در تمام وقت است این هم ملتفت شده الان قصر را میاورد؟؟؟؟؟ ما دنبال این هستیم امر به تمام، وجوب تمام را الان فعلی بکنیم به نحوی که اون بعدا هم امکان استیفا نداشته باشد قصر. میگوید امر به تمام اصلا فعلی نمیشود چون شرط فعلیت تمام ترک القصر است در تمام وقت شما وسط وقت فهمیدی خب قصر را میاوری اصلا امرش فعلی نیست. این پر واضح است.

این دومیش مقداری دقت دارد. کما دومی کما ان المفروض عدم امتناع الملاک. دومی این بود اگر تحصیل غرض از قصر ممتنع شد واجب است تمام. معلق علیه عدم امکان تحصیل غرض از صلات قصر است. دومی را میگوید کما ان المفروض عدم امتناع الملاک الا بوجود التمام. باید اول وجود پیدا کند تمام تا امکان نداشته باشد تا ممتنع باشد تحصیل غرض. کی تحصیل غرض ممتنع میشود وقتی نماز تمام شما تمام بشود. اون وقت است که تحصیل غرض ممتنع میشود اون وقت هم امر به تمام طلب حاصل است معنا ندارد. اگر امر به تمام را خواسته باشید معلق کنید به امتناع تحصیل غرض، امتناع تحصیل غرض وقتی است که نماز تمام را تمام کنی. اون وقت است که غرض از قصر ممتنع میشود. بعد از تمام شدن نماز تمام امر به تمام طلب حاصل است این جور فرموده ؟؟؟؟؟ حتی یترتب علیه المصلحه فلا امر بالاتمام حینی که داری نماز میخوانی نمازت امر ندارد. باید نمازت تمام بشود تا ملاک قصر ممتنع شود تا این نماز شما امر دار بشود. پس حینی که شما داری نماز میخوانی این نمازت امر ندارد این امر ترتبیش مترتب بر اون امتناع مصلحت قصر است. اون امتناع بعد از پایان نماز است. اون شرط اون وقت فعلی میشود. پس این نمیتواند الان امر پیدا کند.

به ذهن میزند که ؟؟؟؟؟ دو شق بیشتر درست نکرده. میگوید شما میخوانی این نماز را امر ترتبی درست کنی این امر ترتبیش مترتب علیه اش چیست. از دو حال خارج نیست یا ترک قصر تا اخر وقت است که محقق نشده و یا امتناع تحصیل ملاک قصر است، چون ما یک قصر و یک ملاکی دارد. مترتب علیه احد الامرین است. هر کدام که باشد گفته مجال ندارد روی این حساب است که مرحوم حاج شیخ اصفهانی امر ترتبی را در محل کلام محال میداند. نمیشود نماز تمام امر ترتبی داشته باشد بر این ها! مترتب بر یک چیزی که حاصلش ثبوت استحقاق عقاب هم باشد. میتوانی امر تمام را مترتب کنی بر ترک قصر. عقوبت درست نمیکند. نه. یک امر ترتبی درست کنیم که اون مترتب علیه را از امکان استیفا بندازیمش. میگوید امکان ندارد. ملاحظه بفرمایید ببینیم فرمایش ایشان چطور است.

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo