1405/02/30
بسم الله الرحمن الرحیم
كتاب الصلاة/واجبات الصلاة /فصل 32: تسلیم/ جزء مستحب قرار گرفتن یکی از دو سلام
موضوع: كتاب الصلاة/واجبات الصلاة /فصل 32: تسلیم/ جزء مستحب قرار گرفتن یکی از دو سلام
خلاصه بحث سابق
مرحوم سید فرمود اگر «السلام علینا» را گفت و بعد «السلام علیکم» را گفت، جزء مستحب در نماز محسوب میشود. قبلا گفتیم آیا سلام در نماز واجب است یا نه؟ بیان شد که سلام به احدی الصیغتین واجب است و در مقابل، روایاتی نقل شده که ظاهرشان عدم وجوب سلام است. آنها را بیان کردیم و گفتیم اطلاق ندارند که سلام مطلقا واجب نباشد بلکه آنها را بر فرضی حمل کردیم که اضطرار و حاجت دارد که احداث حدث کند. عمده، روایت زراره بود که به چند سند نقل شده و فرمود:
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ يَعْنِي أَحْمَدَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ كُلِّهِمْ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیهالسلام فِي الرَّجُلِ يُحْدِثُ بَعْدَ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ فِي السَّجْدَةِ الْأَخِيرَةِ وَ قَبْلَ أَنْ يَتَشَهَّدَ قَالَ يَنْصَرِفُ فَيَتَوَضَّأُ فَإِنْ شَاءَ رَجَعَ إِلَى الْمَسْجِدِ وَ إِنْ شَاءَ فَفِي بَيْتِهِ وَ إِنْ شَاء حَيْثُ شَاءَ قَعَدَ فَيَتَشَهَّدُ ثُمَّ يُسَلِّمُ وَ إِنْ كَانَ الْحَدَثُ بَعْدَ الشَّهَادَتَيْنِ فَقَدْ مَضَتْ صَلَاتُهُ.[1]
اما در بعضی روایات فرمود گفتن سلام لازم نیست. به هر حال گفتیم یحدث در این روایت اطلاق ندارد بلکه یعنی بدون اختیار. بعضی از این روایات بعد از تشهد است و بعضی قبل از گفتن سلام است. روایت حسن بن جهم فرمود:
وَ عَنْهُ عَنْ عَبَّادِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: سَأَلْتُهُ ـــ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ علیهالسلام ـــ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى الظُّهْرَ أَوِ الْعَصْرَ فَأَحْدَثَ حِينَ جَلَسَ فِي الرَّابِعَةِ قَالَ إِنْ كَانَ قَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَن مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ فَلَا يُعِدْ وَ إِنْ كَانَ لَمْ يَتَشَهَّدْ قَبْلَ أَنْ يُحْدِثَ فَلْيُعِدْ.[2]
مقتضای جمع بین این روایات دو نکته است؛ نخست آنکه بگوییم اگر حدث قبل از تشهد حادث شد، وضو بگیرد و ادامه دهد، که گفته شده این روایت معرض عنها است. دیگر آنکه بگوییم اگر تشهد را گفته و حدث از او صادر شده، مقتضای روایات آن است که نماز او صحیح است. این فتوا معرض عنه نیست چون در خود سلام، چند قول است. به مرحوم شیخ مفید و مرحوم شیخ طوسی نسبت دادند که اصل سلام، مستحب است.
اما بعضی مثل مرحوم بروجردی این روایات را بر موردی حمل کردند که مکلف «السلام علیکم» را نگفته ولی «السلام علینا» را گفته چون متعارف بوده که این صیغه را میگفته اند، لذا دلالت بر عدم وجوب سلام ندارد یا لااقل مجمل هستند و در این صورت، روایات سابقه که فرمودند احد الصیغتین را بگوید، بر ظهور خود باقی میمانند و خروج، منحصر به «السلام علیکم» است و اگر ترک کرد، نمازش باطل است.
این ادعا مرحوم بروجردی قابل فهم و پذیرش نیست. ظاهر روایت حسن بن جهم که میفرماید فَأَحْدَثَ حِينَ جَلَسَ فِي الرَّابِعَةِ آن است که اگر شهادتین را گفته، فلایعد. با توجه به اینکه از زمان حدوث استفصال نشده و ظهورش این است که سلام نگفته. روایات مربوط به عجله نیز مناسب با این است که اصلا هیچ یک از سلامها را نگفته. در روایتی فرموده:
عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیهالسلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي ثُمَّ يَجْلِسُ فَيُحْدِثُ قَبْلَ أَنْ يُسَلِّمَ قَالَ تَمَّتْ صَلَاتُهُ وَ إِنْ كَانَ مَعَ إِمَامٍ فَوَجَدَ فِي بَطْنِهِ أَذًى فَسَلَّمَ فِي نَفْسِهِ وَ قَامَ فَقَدْ تَمَّتْ صَلَاتُهُ.[3]
بنابراین میگوییم لااقل اگر بعد از شهادتین، حدثی بدون اختیار از او صادر شده، جزئیت سلام در این حالت، ساقط است و نمازش صحیح است. لذا فرمایش شیخین صحیح است که گفته اند سلام در این حال، جزء نماز نیست. البته در پایان میگوییم مورد بعضی روایات این است که عجله داشته ولی بعضی روایات اطلاق دارد و مناسبت حکم و موضوع همین است که اطلاق داشته باشد. لذا کسی تفصیل نداده که حدث با اختیار صادر شده یا بدون اختیار. پس لایبعد که اگر حدث صادر شد ولو مع اختیار، مکلف از نماز خارج شده و چون فرقی بین حدث و دیگر مخرجات نماز نیست، میتوان به عدم الفرق تعدی کرد و گفت که سلام، مخرج منحصر نیست و اگر در روایات فرمودند آخره التسلیم، در حال بیان فرد متعارف و افضل است.
پس اینکه مرحوم سید فرمود سلام، مخرج نماز است، به نظر ما احوط چنین است و سلام مخرج افضل است و منحصر نیست. شاید این توسعه میان دو صیغه، از همین باب باشد که فرقی ندارد که با کدام صیغه خارج شود یا با کلام آدمی خارج شود. پس اینکه مرحوم سید گفته اگر سلام دوم را مقدم داشت، بر همان اقتصار کند، میگوییم چنین نیست و میتواند بعد از «السلام علیکم» «السلام علینا» را نیز بگوید گرچه اولی این است که بر عکس باشد.
مرحوم سید فرمود صرف الوجود سلام واجب است و با اولین وجود محقق میشود لذا با گفتن اولین سلام، از نماز خارج میشود و وجهی ندارد که «السلام علیکم» واجب باشد و این نکته نزد ایشان مفروغ بوده. البته در روایت ابیبصیر به هر دو صیغه اشاره شده که مرحوم سید مشکلی با این ندارد ولی گفته أوّلی مصداق واجب و دومی جزء مستحب است.
لذا باید بحث کرد که جزء مستحب برای واجب معنا دارد یا نه؟ ارتکاز میگوید میان «السلام علیکم» و تعقیبات بعد از نماز تفاوت است که هر چند هر دو مستحب است ولی «السلام علیکم» به عنوان نماز مستحب است.
مرحوم خوئی[4] ادعا کرده که جزء مستحب در نماز معقول نیست و جمع بین متنافیین میشود. وجوب به اجزاء مستقله متعلق دارد و بقیه، مستحبات فی الواجب هستند نه جزء واجب.
اما به نظر ما، در مقام امتثال مشکلی ندارد و مولی میفرماید این نمازی که اتیان کردی با همه مستحباتش، مصداق واجب قرار میگیرد. فرموده طبیعت نماز واجب است و این طبیعت لابشرط است و هر نمازی که اتیان شود، چه با مستحبات چه بدون مستحبات، مصداق آن طبیعت میشود که طبیعت متلون به الوان مختلف میشود. پس اگر مکلف با «السلام علینا» از نماز خارج شده باشد، السلام علیکم جزء مستحب میشود یعنی مکلف که این مجموعه را اتیان میکند، به قصد امر همان نمازی است که به طبیعت لابشرط تعلق گرفته که بر این مجموعه قابل انطباق بود. لذا نماز با خصوصیات مرجحه و غیر لازمه نیز میتواند مصداق نماز واجب قرار بگیرد.
بر خلاف مرحوم سید که فرمود و إن قدم الثانية اقتصر عليها میگوییم بر در روایات اشاره نشده که ابتدا «السلام علینا» و سپس «السلام علیکم» را بگوید وبه نظر میرسد این صیغ مستحب هستند نه جزء نماز، لذا فرقی ندارد که ابتدا کدام صیغه را بگوید.
و أما السلام عليك أيها النبي فليس من صيغ السلام بل هو من توابع التشهد. [5]
بهتر بود مرحوم سید به جای تعبیر هو من توابع التشهد، میفرمود هو من الصلاة.
در روایت معتبره فرمود با گفتن سلام بر نبی، نماز تمام میشود و نفرمود مخرج است با توجه به اینکه فرمود سلام بر نبی جزء نماز است.
مرحوم راوندی فرموده سلام بر نبی مخرج نیز میباشد. مرحوم خوئی[6] گفته این نکته به دلیل اطلاق روایاتی است که فرمود السلام مخرجٌ، و گفته اطلاق این روایات بعید نیست.
اما پذیرش این اطلاق نادرست است و اطلاقی نداریم که بفرماید مطلق سلام مخرج است چه رسد به سلام بر نبی. چون اولا سلام مخرج است، به سلام بر دیگران منصرف است نه سلام بر نبی، ثانیا لااقل اطلاق ندارد.
حتی اگر این روایات مطلق باشد، همانطور که مرحوم خوئی بیان کرده، باید آن را قید بزنیم به روایت حلبی که تصریح کرد سلام بر نبی، جزء نماز است:
عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام كُلُّ مَا ذَكَرْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ وَ النَّبِيَّ صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم فَهُوَ مِنَ الصَّلَاةِ وَ إِنْ قُلْتَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ- فَقَدِ انْصَرَفْتَ.[7]
کما این که در روایت ابیکهمس بیان نموده که : عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ إِذَا جَلَسْتُ فِيهِمَا لِلتَّشَهُّدِ فَقُلْتُ وَ أَنَا جَالِسٌ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ انْصِرَافٌ هُوَ قَالَ لَا وَ لَكِنْ إِذَا قُلْتَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ فَهُوَ الِانْصِرَافُ.[8]
ظاهر این روایات آن است که مرتکز نزد رواة این بوده که سلام باعث انصراف است ولی از صغری سوال میکردند.
مرحوم سید فرموده بعضی از روایات نقل شده که توهم شده آنها بر وجوب سلام بر نبی، دلالت دارد. یکی موثقه طویله ابیبصیر است:
وَ عَنْهُ عَنِ النَّضْرِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام قَالَ: ... فَإِذَا جَلَسْتَ فِي الرَّابِعَةِ قُلْتَ ... ثُمَّ قُلِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ السَّلَامُ عَلَى جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ لَا نَبِيَّ بَعْدَهُ وَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ ثُمَّ تُسَلِّمُ.[9]
اما همانطور که مرحوم خوئی[10] و دیگران گفته اند، با توجه به اینکه این موثقه مشتمل بر بسیاری از مستحبات است، وجوب استفاده نمیشود. این موثقه درصدد بیان آداب است. مرحوم خوئی که وحدت سیاق را قبول ندارد، اینجا پذیرفته که بر وجوب دلالت ندارد. به نظر ما حتی اگر ظهور بر وجوب با مستحبات قرین شود، منتفی خواهد شد.
با توجه به اینکه در بعضی روایات فرموده اند با اتمام شهادتین، نماز تمام شده و اشاره به سلام نشده چه رسد به سلام به نبی:
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ وَ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیهالسلام قَالَ: إِذَا فَرَغَ مِنَ الشَّهَادَتَيْنِ فَقَدْ مَضَتْ صَلَاتُهُ فَإِنْ كَانَ مُسْتَعْجِلًا فِي أَمْرٍ يَخَافُ أَنْ يَفُوتَهُ فَسَلَّمَ وَ انْصَرَفَ أَجْزَأَهُ.[11]