1404/09/08
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل 28:فصل فی السجود:مسأله 16:إذا نسی السجدتین أو احدهما/واجبات الصلاة /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/واجبات الصلاة /فصل 28:فصل فی السجود:مسأله 16:إذا نسی السجدتین أو احدهما
بررسی مسأله 16 علی مستوی القواعد و الروایات
اگر مکلف هنوز به رکوع نرفته ومتوجه شد که دو سجده یا یک سجده را انجام نداده، واجب است که برگردد و انجام دهد. مشکل این فرض آن است که ممکن است برخواسته و حمد و سوره را خوانده یا تسبیحات خوانده، ولی همانطور که مرحوم خوئی پاسخ داده میگوییم عود به سجده علی القاعدة است چون نسیانا اتیان کرده و فکر میکرده که سجده را انجام داده و برخواستن و قرائت سهوی، به نماز ضرر نمیزند حتی اگر شک باشد، برائت میگوید مانعیت ندارد. البته عود نسبت به یک سجده، علی مقتضی الروایة است:
عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام فِي رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يَسْجُدَ السَّجْدَةَ الثَّانِيَةَ حَتَّى قَامَ فَذَكَرَ وَ هُوَ قَائِمٌ أَنَّهُ لَمْ يَسْجُدْ قَالَ فَلْيَسْجُدْ مَا لَمْ يَرْكَعْ فَإِذَا رَكَعَ فَذَكَرَ بَعْدَ رُكُوعِهِ أَنَّهُ لَمْ يَسْجُدْ فَلْيَمْضِ عَلَى صَلَاتِهِ حَتَّى يُسَلِّمَ ثُمَّ يَسْجُدُهَا فَإِنَّهَا قَضَاءٌ. [1]
گفتیم اینکه از فراموشی دو سجده سوال نشده، به دلیل غیر متعارف بودن این فرض است که کسی برای سجده جلوس کند ولی هر دو سجده را انجام ندهد.
پس این فرع که یک سجده را فراموش کرد، چه بعد از رکوع متوجه شود چه قبل از رکوع، بحثی ندارد و قابل تدارک است.
فرع دیگر آن است که هر دو سجده را فراموش کرده باشد. مرحوم سید فرموده اگر بعد از رکوع باشد، نماز باطل است. دلیل این فتوا، حدیث لاتعاد است که شامل نقص دو سجده است که رکن هستند.
در اینجا معلقین عروه به این بحث اشاره کرده اند که آیا لاتعاد الصلاة، شامل زیاده میشود یا نه؟
به نظر ما دلیلی بر بطلان نماز به دلیل زیاده نیست. در ما نحن فیه نیز که مکلف بعد از رکوع، یادش آمد که دو سجده قبلی را اتیان نکرده، و بخواهد برگردد و اتیان کند، پس باید برخیزد و دوباره رکوع اتیان کند، و این اضافه در رکوع است و به نظر مرحوم سید و معروف بین اصحاب، زیاده رکوع مبطل است. لذا بعضی گفته اند تدارک کند و دوباره نماز را اعاده کند.
البته بعید نیست که از این روایت استیناس کرد که امام علیهالسلام فرمودند اگر یک سجده را بعد از رکوع فراموش کرد، قضا کند و در فرضی که دو سجده را بعد از رکوع فراموش کرد، حکم این باشد که قضای آن مجال ندارد.
فرع دیگر آن است که دو سجده یا یک سجده رکعت اخیره را فراموش کرده، مرحوم سید فرموده تا وقتی سلام نگفته، فرصت دارد که برگردد و انجام دهد و تشهد نسیانی نیز مانعیت ندارد. اما اگر بعد از سلام باشد و دو سجده را فراموش کرده باشد، نماز باطل است و اگر یک سجده باشد، آن را قضا میکند.
بحث است که مخرج بودن سلام، آیا شامل این مورد نیز میشود که یک سجده یا دو سجده را فراموش کرده؟ یا منظور از مخرج بودن سلام، وقتی است که افعال قبل از آن، به صورت صحیح و در جای خود واقع شده باشد، پس اطلاق ندارد و شامل سلام بیجا نمیشود که هنوز دو یا یک سجده را نیاورده؟
ظاهرا این مساله شهرت قدمائیه ندارد و هر دو قول، طرفدار دارد. مرحوم سید به اطلاق السلام مخرجٌ للصلاة عمل کرده و هرجای نماز که واقع شد حتی رکعت اُولی، نماز تمام میشود. اما بعضی از معلقین عروه مثل مرحوم خوئی[2] گفته اند اطلاق ندارد و منظور، سلامی است که به جا واقع شود. در این فرض مکلف بیجا سلام گفته و آنچه که گفته نسیانا بوده و مضر نیست و لذا اگر منافی صلاة مثل استدبار و حدث نباشد، پس علی القاعدة سجده را قضا کند. از روایات نیز دیدگاه دوم برداشت میشود. خصوصا که در بعضی روایات فرموده اند اگر مکلف سلام داد و هنوز کاری نکرده، امام علیهالسلام فرموده برخیزد و دو رکعت اضافه کند و حکم به صحت شده، این نشان میدهد که سلام بهجا مخرج است. لذا اشکال مرحوم حکیم نادرست است که فرموده این روایت مربوط به مورد خودش است.
بعضی قائل به بطلان نماز در فرع اخیر شده اند و به روایت معلی بن خنیس استدلال کردند:
بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْمَاضِيَ علیهالسلام فِي الرَّجُلِ يَنْسَى السَّجْدَةَ مِنْ صَلَاتِهِ قَالَ إِذَا ذَكَرَهَا قَبْلَ رُكُوعِهِ سَجَدَهَا وَ بَنَى عَلَى صَلَاتِهِ ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَتَيِ السَّهْوِ بَعْدَ انْصِرَافِهِ وَ إِنْ ذَكَرَهَا بَعْدَ رُكُوعِهِ أَعَادَ الصَّلَاةَ وَ نِسْيَانُ السَّجْدَةِ فِي الْأَوَّلَتَيْنِ وَ الْأَخِيرَتَيْنِ سَوَاءٌ.[3]
فقره اخیر مورد استدلال است که فرمود نسیان سجده در اولتین و اخیرتین سواءٌ، چون در فقره قبلی فرمود اگر مشخص شد که بعد از رکوع فراموش کرده، نماز باطل است.
در مورد سند این روایت، مرحوم خوئی[4] تطویل کرده ولی مجال ندارد. در سند روایت گفته عن رجلٍ، که باعث ارسال میشود و همچنین در مورد معلی بن خنیس ایشان در معجم فرموده تضعیفات در مورد معلی کافی نیست و او مشکلی ندارد. اما مشکل روایت از این ناحیه است که معلی گفته روایت را از امام کاظم علیهالسلام نقل میکند در حالیکه معلی در زمان امام صادق علیهالسلام کشته شده و در گزارش آمده که امام علیهالسلام ناراحت شدند. بنابراین این روایت حجیت ندارد.
با این حال مرحوم خوئی دلالت روایت را پذیرفته است.