1404/02/20
بسم الله الرحمن الرحیم
كتاب الصلاة/واجبات الصلاة /فصل 27: فی الرکوع/ذکر فی رکوع/مطلق الذکر/ذکر خاص
موضوع: كتاب الصلاة/واجبات الصلاة /فصل 27: فی الرکوع/ذکر فی رکوع/مطلق الذکر/ذکر خاص
بحث در این بود که آیا در ذکر رکوع و سجود، تسبیح یا تسبیحات لازم است و یا اینکه مطلق الذکر کفایت میکند؟ مشهور بین قدماء، خصوص تسبیح است و لعل مشهور بین المتاخرین، مطلق الذکر است. دلیل کسانی که به مطلق الذکر قائل شدند از جمله مرحوم سید یزدی، روایات معارض با روایات لزوم تسبیح است و روایات معارض اظهر است.
روایات معارض:
روایت هشام بن حکم
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ يُجْزِي أَنْ أَقُولَ مَكَانَ التَّسْبِيحِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ فَقَالَ نَعَمْ كُلُّ هَذَا ذِكْرُ اللَّهِ.[1]
گو اینکه امام علیهالسلام میفرماید اگر قبلا تسبیح مجاز بود، از باب ذکر الله بود. همین روایت هم تسبیح را تثبیت میکند و هم توضیح میدهد.
روایت هشام بن سالم
بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام مِثْلَهُ وَ قَالَ: سَأَلْتُهُ يُجْزِي عَنِّي أَنْ أَقُولَ مَكَانَ التَّسْبِيحِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ قَالَ نَعَم.[2]
به نظر میرسد این دو روایت، یک روایت است اما رواة بعدی، اشتباه کرده اند و یکی گفته هشام بن حکم و دیگری گفته هشام بن سالم. بعید است که یک روایت مشابه از دو نفر باشد مرحوم کلینی[3] روایة دوم را به صورت مطلق نقل کرده و گفته هشام نقل میکند که هر کدام باشد، معتبر است.
روایت ابی سیار
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الصُّهْبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مِسْمَعٍ أَبِي سَيَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام قَالَ: يُجْزِيكَ مِنَ الْقَوْلِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ ثَلَاثُ تَسْبِيحَاتٍ أَوْ قَدْرُهُنَّ مُتَرَسِّلًا وَ لَيْسَ لَهُ وَ لَا كَرَامَةَ أَنْ يَقُولَ سُبْحَ سُبْحَ سُبْحَ.[4]
این روایت اجمال دارد ولی ممکن است کسی به آن استدلال کند و بگوید قَدْرُهُنَّ اطلاق دارد و هم شامل سبحان ربی العظیم بحمده و هم شامل لا اله الا الله است.
اما ممکن است اشکال شود که اجمال دارد و قَدْرُهُنَّ یعنی به قدر سه سبحان الله، و آن عبارت است از سبحان ربی العظیم و بحمده که این جمله مشتمل بر سه جمله و سه ذکر الله است.
به هر حال، این روایات با روایات تسبیحات تعارض ندارد بلکه آنها را تثبیت میکند.
اشکال
انما الاشکال در حجیت این روایات معارض از جهت اعراض مشهور قدماء است خصوصا اگر دو روایت را یک روایت بدانیم. لعل مرحوم بروجردی[5] و بعض دیگر از پیروان ایشان که احوط مستحب مرحوم سید را به احوط وجوبی تبدیل کرده اند، به دلیل همین اعراض بوده است. قدمای اصحاب گفته اند یک روایت در برابر آن همه روایت است پس خطای یک نفر یعنی هشام بوده که نادرست فهمیده.
پاسخ
مرحوم خوئی[6] پاسخ داده که: أوّلاً: اعراض مشهور نه موهن است نه عمل مشهور جابر است. ثانیاً: اعراض قدماء ثابت نیست چون مرحوم طوسی در مبسوط[7] به همین روایت اشاره کرده و فتوا داده است. مرحوم ابن ادریس[8] ادعای اجماع کرده که مطلق ذکر کفایت میکند. مرحوم صدوق در امالی[9] ذیل عبارت که فرموده وصف دین الامامیة که در ذکر رکوع و سجود، تسبیح میگویند، گفته الا ان یهلل و یکبر، پس دین امامیه به تسبیحات منحصر نیست.
بنابراین اگر کسی از این مطالب به شک افتاد، میتواند به احوط لزومی فتوا دهد مثل مرحوم بروجردی. واگر کسی اعراض مشهور را مهم ندانست، میتواندمطلق ذکر را کافی بداند و اگر قدماء به مطلق ذکر اشاره نکردند، به دلیل مقابله با عامه بودند که روایات اهلبیت علیهمالسلام در مورد تسبیحات را نادیده گرفتند. همچنین روایات تسبیح زیاد است و روایت ذکر کم است و بیشتر قدماء به تعین تسبیحات قائل هستند، ارتکاز بر عدم کفایت مطلق الذکر مستقر میشود.
عدد تسبیحات
مخيرا بين الثلاث من الصغرى و هي سبحان الله و بين التسبيحة الكبرى و هي سبحان ربي العظيم و بحمده[10]
جهت ثانیه بحث این است که: بنابر اینکه باید تسبیح بخواند، شکی نیست که تسبیحات ثلاثة تعین ندارد و چنین نیست که حتما باید بگوید سبحان الله، بلکه میتواند بگوید سبحان ربی الاعلی و بحمده. در بعض روایت فرموده واحدة تامة، و در روایات دیگر فرمود سه تا سنت است نه فریضه. پس شکی در تخییر نیست.
سخن در مورد دو طرف تخییر است که چیست؟
اما طرف تسبیحات، محل کلام است که طرف تخییر تسبیحات یعنی صغری، آیا حتما باید سه عدد باشد یعنی سه سبحان الله یا یکی کافی است؟ مرحوم سید فرموده باید سهتا باشد.
در مقابل، بعضی گفته اند یک بار کافی است.
دلیل کسانی که گفتند سه عدد لازم است، بعضی روایات است:
عَنْهُ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام أَخَفُّ مَا يَكُونُ مِنَ التَّسْبِيحِ فِي الصَّلَاةِ قَالَ ثَلَاثُ تَسْبِيحَاتٍ مُتَرَسِّلًا تَقُولُ سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ. [11]
عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ هَلْ نَزَلَ فِي الْقُرْآنِ؟ قَالَ: نَعَمْ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى ﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا﴾[12] قُلْتُ كَيْفَ حَدُّ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ؟ فَقَالَ: أَمَّا مَا يُجْزِيكَ مِنَ الرُّكُوعِ فَثَلَاثُ تَسْبِيحَاتٍ تَقُولُ سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ ثَلَاثاً. [13]
اگر فقط همین دو روایت بود، میگفتیم حجت بر سه تسبیح تمام است و یکی از اطراف تخییر، سه تسبیحة است.
همچنین در برخی روایات فرمود او واحدة تامة، یعنی معلوم میشود که واحدة کافی نیست لذا فرمود تامة و منظور، سبحان ربی العظیم و بحمده.
اما در بعضی روایات فقط به قید واحدة اشاره میفرماید:
صاحب وسائل به این صورت عنوان زده:
بَابُ وُجُوبِ الذِّكْرِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ وَ أَنَّهُ تُجْزِي تَسْبِيحَةٌ وَاحِدَةٌ وَ يُسْتَحَبُّ الثَّلَاثُ وَ السَّبْعُ فَمَا زَادَ وَ بُطْلَانِ الصَّلَاةِ بِتَرْكِ الذِّكْرِ عَمْدا. [14]
روایت علیبنیقطین
عَنْهُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیهالسلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ كَمْ يُجْزِي فِيهِ مِنَ التَّسْبِيحِ فَقَالَ ثَلَاثَةٌ وَ تُجْزِئُكَ وَاحِدَةٌ إِذَا أَمْكَنْتَ جَبْهَتَكَ مِنَ الْأَرْضِ. [15]
مستدل میگوید این روایات با روایات سه تسبیحة، تنافی ندارد. بعضی گفته اند مقصود از تُجْزِئُكَ وَاحِدَةٌ یعنی همان تسبیح اکبر به شاهد اینکه فرمود واحدة تامة. دوران امر است که این واحده را بر یکی از همین سهتا حمل کنیم یا بر آن تامه حمل کنیم، گفته ند حمل واحدة بر تامة اولویت دارد؛ زیرا عرفی نیست بفرماید سهتا و بعد بفرماید یکی از این سهتا. تخییر بین اقل و اکثر در اینجا عرفیت ندارد. در روایت پرسید اخف ما یجزی، میفرماید سهتا، و در یک روایت دیگر بفرماید یکی. این عرفی نیست.
اما به نظر میرسد ظاهر واحدة، یعنی همین سهتا. ظاهر روایت علیبنیقطین آن است که پرسید كَمْ يُجْزِي و فرمود ثلاثة، و در ادامه فرمود یکی نیز کافی است. درست است که اگر بفرماید سهتا و بعد بفرماید یکی، عرفی نیست ولی نکتهای دارد که از خلاف عرف خارج میشود. نکته و قید آن است که فرمود إِذَا أَمْكَنْتَ جَبْهَتَكَ مِنَ الْأَرْضِ یعنی وقتی پیشانی قرار گرفت، یک بار کافی است ولی وقتی قرار نباشد، سه بار میگویی تا یک بار قبل از قرار پیشانی باشد و یک بار در حال برداشتن پیشانی از سجده باشد که لااقل یک تسبیح حین قرار گفته شود. لذا در روایت دیگر فرمود سه تسبیح را در حال ترسل بگو، با توجه به اینکه ترسل مستحب است، پس عدد سه نیز مستحب است. بنابراین عدد سه را بر افضلیت حمل میکنیم و اینها در مقایسه با هم، اخف نسبی هستند. سهتا در ترسل افضل است و سهتا بدون ترسل فضیلت کمتری دارد و یک تسبیح در حال قرار کافی است.
پس بعید نیست که عدل نخست، یک تسبیح باشد ولی از آنجا که مشهور به سهتا فتوا دادند، فرمایش مرحوم سید هو الاقوی است.
اما عدل دوم چیست؟
سخن در این است که آیا عدل دوم، سبحان ربی العظیم و بحمده است یا قید بحمده را ندارد. مشهور بین علماء آن است که این قید وجود دارد. بعضی به روایت ابن ابی سیار[16] اشاره کردند که قدرهن وقتی صادق است که این قید باشد.
اما بعضی مثل مرحوم صاحب مدارک[17] گفته اند قید بحمده دلیل ندارد. روایات معتبره نقل شده که این قید را ندارد. پس روایات مشتمل بر این قید، بر افضلیت حمل میشود:
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ وَ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ كُلِّهِمْ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام عَنِ التَّسْبِيحِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ فَقَالَ تَقُولُ فِي الرُّكُوعِ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ فِي السُّجُودِ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى الْفَرِيضَةُ مِنْ ذَلِكَ تَسْبِيحَةٌ وَ السُّنَّةُ ثَلَاثٌ وَ الْفَضْلُ فِي سَبْعٍ. [18]
قاسم بن عروة لاباس به است به دلیل کثرت روایت و روایت اجلاء از او.
همین روایت به دو عدل اشاره میکند و نص در آن است.
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام قَالَ: إِذَا سَجَدْتَ فَكَبِّرْ وَ قُلِ اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّي سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ وَ شَقَّ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ثُمَّ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. [19]