« فهرست دروس

درس آموزش زبان عریی استاد مسعود فکری

96/04/08

بسم الله الرحمن الرحیم

آموزش زبان عربي

موضوع :آموزش زبان عربی

درس هشتم

الحوار بین موظف و مسافر فی مَطار

نبدأ الدرس الثامن بمواصلة الحوار الذی جری بین موظف أو مفتّش وبین مسافر فی مَطار بغداد. هناک بعض الکلمات أو بعض التعابیر علینا أن نعرفها للحوار بین الجانبین، بین المسافر و بین مفتش المطار. فقبل أن نبدأ بهذه الامثلة هناک بعض الکلمات لا بدّ لنا من التعرّف علیها و انا کتبتها علی السَبُّورة ممکن أن نشاهدها.

کلمة وین کان للسؤال عن المکان و کلمة المسافر التی نتلفظها بالسکون فی اولها(سکون میم) و کلمة رایح بمعنی ذاهب. نستخدم هذه الکلمات فی الجمل مثلاً: وِین إلطریق إلی بغداد؟ راه بغداد از کجاست؟ وین السفارة الایرانیة؟ سفارت ایران کجاست؟ إحنا مسافرین[با سکون م] إلی کربلاء ما مسافر کربلا هستیم. به یک خانم می گوییم: وین مسافره حضرتِچ؟ جنابتان کجا مسافرت می رود؟ مثلا فی مطار أو فی محطة القطار یسأل الموظف وین مسافر حضرتک؟

در زبان عامیانه لَ به معنی الی و به جای آن مورد استفاده قرار می گیرد، سمت مثلا آنی رایح لَلبنان (من مسافر لبنان هستم) من به لبنان می روم. خانم: آنی جایة للبیت یعنی من به خانه می آیم. إحنا رایحین لَلمطعم ما به رستوران می رویم.

در لهجه عراقی باء به معنی فی استعمال می شود. وین إنتو نازلین( با سکون ز)؟ شما ساکن کجا هستید؟ إحنا نازلین ببغداد ما ساکن بغداد هستیم. و نأتی الی بعض الحوارات مثلا بین المفتش و المسافره اسمها مریم رایحة لمطاربغداد جری بینها و بین مفتش الجوازات. المفتش یقول إفتحی من فضلک(چ) الجَنطه. الجنطه بمعنی شنطه یعنی چمدان، ساک. لطفا چمدان را باز کنید. طبعا بکل سرور: البته، با کمال میل. هذا واضح، نحن نستخدم فی الفصحی کلمه بکل سرور. معچ اشیاء ممنوعة: چیزهای ممنوع همراه خودتون دارید؟ لا والله(vallah).نه بخدا قسم. در زبان عامیانه عراقی بسیاری از جملات را با همین اصطلاح به کار می برند. والله ما اعرف به خدا نمی دونم. والله ما اگدر: به خدا نمی تونم! والله ما إرید: به خدا نمی خواهم. إشگَد معچ فلوس؟ چقدر با خودت پول داری؟ فُلوس طبعا بمعنی العُملة، الاموال. معی حوالی الف دولار: حدود دو هزار دولار باهام هست.

در اینجا به دو اصطلاح باید اشاره کنیم: کلمه قُدّام( با تلفظ گ) به معنی مقابل، روبرو و کلمه دیگر مع به معنای همراه می باشد. شُنو معک؟ با خودت چی داری؟ إشگد معک؟ چقدر با خودت داری؟ خِذنی معک یعنی من را با خودت ببر. کلمه دیگر "بَسّ" به معنی فقط می باشد؛ عندی الف دولار بسّ: من فقط هزار دلار دارم. کلمه گُدّام و وراء: عقب و جلو. تعال گُدّام یعنی بیا جلو. إرجع ورا برگرد عقب.

وِینه(weino)؟ هو بالمطار. او کجاست؟(هوّ بالمطار) او در فرودگاه است. الکلمات التی تکون فیها تذکیر و تأنیث باضافة التاء فی آخرها تتحول إلی مؤنث مثلا طالب، طالبة به معنی دانشجو.

و هناک الاعداد، فی هذا القسم من الدرس أن نذکر الاعداد حسَب اللهجة العراقیة لإنه مهم فی الاستفادة و استخدام کثیر من الجمل و الحوارات.

واحد- ثنین( فی الفصحی نقول اثنین)- تلاته(ث به صورت ت تلفظ می شود)- اربعه- خمسه- سته- سبعه- ثمانیه- تسعه- عشر-صِفِر

آنی باگی إهنا إسبوع واحد: من یک هفته اینجا می مانم. ارید چیس ثنین: دو تا کیسه می خواهم. هوّ یسافر تلاته ایام: او سه روز مسافرت می کند. ما عنده فلوس؛ رصیده صِفِر: او پول ندارد حسابش صفر است، خالی است. نستخدم هذه الاعداد فی جمل حسَب ما لدینا من الوقت فی الحصة و الحلقة القادمة من هذا البرنامج.

تعلمنا بعض الکلمات الجدیدة و بعض المصطلحات و خاصة الاعداد حتی نلتقی بکم فی الحلقة القادمة.

خلاصه درس هشتم:

1-کلمه وِین برای پرسش از مکان است مانند وین إلطریق إلی شارع الحریّة یعنی مسیر خیابان آزادی از کدام طرف است؟

2-"لَ" به معنای به سمتِ.. و "ب" به معنای در می باشد مانند إنتو وین رایحین أو وین مسافرین حضرتکم؟ إحنا رایحین لَکربلاء یا وین إنتو نازلین( با سکون ز)؟ شما ساکن کجا هستید؟ إحنا نازلین ببغداد (ما ساکن بغداد هستیم.)

3-در زبان عامیانه عراقی بسیاری از جملات را با اصطلاح "والله(WALAH)"به کار می برند ؛ والله ما اعرف یعنی به خدا نمی دونم. والله ما اگدر: به خدا نمی تونم! والله ما إرید: به خدا نمی خواهم.

مع به معنای همراه می باشد. شُنو معک؟ با خودت چی داری؟ إشگد معک؟ چقدر با خودت داری؟ خِذنی معک: من را با خودت ببر.

5-کلمه "بَسّ" به معنی فقط می باشد؛ عندی الف دولار بسّ: من فقط هزار دلار دارم. کلمه گُدّام و وراء: عقب و جلو. تعال گُدّام یعنی بیا جلو. إرجع وراء برگرد عقب.

6- اعداد صفر تا ده: صِفِر- واحد- ثنین( فی الفصحی نقول اثنین)- تلاته(ث به صورت ت تلفظ می شود)- اربعه- خمسه- سته- سبعه- ثمانیه- تسعه- عشر

تدریبات 8

إنت مُو عراقی.

هی مُو هـْنا.

إلبرید مُو یـَمّ إلسفارة.

آنی مو جوعان.

مَ یُعْرُف

مَ تُعْرُف

مَ یْرید

مَ تْرید

ما عِندی

ماکو

ما معک

لَتـْسافر

لَتـْسافرین

لَتـْسافرون

ترید چای؟

لا، شکراً.

زین، إنسالله؟

لا، تعبان شـْوَیّة

ما أجی ولا أروح.

مو زین ولا مِرْتاح.

لا أحْمَر ولا أصْفَر ولا أسـْوَد.

لا غالی ولا رخیص.

لا جوعان ولا عَطشان.

إلمَطعم لا غالی ولا رخیص.

إلسّیارة لا غالیة ولا رخیصة.

إلبیت لا غالی و لا رخیص.

إلأکل لا غالی ولا رخیص.

إلأکل لا شیش ولا کباب.

إلمطعم لا شیش ولا کباب.

إلشغل لا شیش ولا کباب.

إلدنیا لا شیش ولا کباب.

شـْمـَدْریک آنی جوعان؟(هل تعلم انا جوعان؟)

شـْمـَدْریچ هو عراقی؟(هل تعلمین هو عراقی؟)

شـْمدْریکم إلمطعم غالی؟(هل تعلمون المطعم غال؟)

شـْمـَدْریهم إنت مْسافر؟

شـْمـَدْرینی إنتو أمریکان؟

شـْمـَدْری الأکل طـَیّب؟

 

logo